باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 51 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ز کــــجا آمـــده‏ام(2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
نگاهی به هدف خلقت انسان و جهان


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از http://www.quransc.com/fa/node/905

 
 

اهداف آفرینش انسان:

از منظر قرآن کریم، انسان گل سرسبد هستى است که جهان و نعمت‏هاى آن براى خدمتگزارى به او آفریده شده است. ولى خود انسان بدون هدف خلق نشده است و این حقیقتى است که قرآن بر آن تاکید مى‏ورزد و مى‏فرماید:

«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثاً» (مومنون/ 115)

«و آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده‏ایم.»

خداى متعال حکیم و فرزانه است و کار بیهوده و بدون هدف انجام نمى‏دهد، پس آفرینش انسان‏ها حتماً هدفى والا داشته است.

اما هدف آفرینش انسان چه بوده است؟

آیات قرآن کریم به این پرسش، پاسخ‏هاى مختلفى داده است که با همدیگر آن‏ها را مرور مى‏کنیم:

 

الف. آزمایش، هدف آفرینش انسان:

«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ» (ملک/ 2)

«(خدا همان) کسى که مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین شما نیکوکارتر است؛ و او شکست‏ناپذیر (و) بسیار آمرزنده است.»

در این آیه چند نکته جالب است:

اول اینکه هدف آفرینش «زندگى و مرگ» را آزمایش انسان معرفى مى‏کند. و هدف این آزمون، رسیدن به حسن عمل، که مفهومش تکامل معرفت و اخلاص نیّت و انجام هر کار خیر است.[26] یعنى کل زندگى بشر براى آن است که به وسیله مشکلاتى همچون ترس، گرسنگى، کمبود اموال و جان‏ها و محصولات آزمایش شود، تا افراد شکیبا معلوم گردند[27] و یا مدعیان را امتحان مى‏کند تا افراد مجاهد و شکیبا معلوم گردند.[28]

البته گاهى انسان با نیکى‏ها و گاهى با بدى‏ها و شرور آزمایش مى‏شود،[29] گاهى شخصى را با ثروت امتحان مى‏کنند و گاهى با فقر آزمایش مى‏نمایند.

آرى در آزمایش‏هاست که کمالات و هنر سپاس‏گزارى افراد ظاهر مى‏شود و کیفیت اعمال معلوم مى‏گردد و افراد شایسته پاداش مى‏شوند.

ولى در همان حال کسى که لغزش پیدا کرد نباید ناامید شود چرا که خدا آمرزنده است.[30]

دوم اینکه «مرگ» را چیزى عدمى ندانسته است بلکه چیزى وجودى معرفى مى‏کند که شایسته آفرینش است، پس مرگ نابودى نیست بلکه انتقال از مرحله‏اى به مرحله دیگر است و آغاز زندگى جدید است.[31]

سوم آنکه در این آیه «به کیفیت عمل» اهمیت داده شده است یعنى فرمود: هدف آزمایش آن است که معلوم گردد کدامیک از شما اعمال نیکوترى انجام مى‏دهند، یعنى عملى که با معرفت و اخلاص بیشتر است.[32]

آرى کیفیت عمل از کمیت آن مهم‏تر است.

در حدیثى حکایت شده که ابوقتاده از پیامبر(ص) در مورد «احسن عملاً» پرسش نمود که مقصود چیست؟ و حضرت پاسخ دادند: «(منظور آن است که) کدامیک از شما عقل او بهتر است.»

سپس فرمودند: «کسى که عقلش کامل‏تر و ترسش از خدا بیشتر است و در مورد چیزهایى که خدا بدانها دستور داده یا منع کرده، نیکوتر نظر مى‏کند اگر چه اعمال مستحبى او کمتر باشد.»[33]

و نیز از امام صادق‏(ع) در مورد آیه فوق حکایت شده که فرمودند: «معناى آیه آن نیست که چه کسى بیشتر عمل کند، بلکه به معناى آن است که چه کسى درست‏تر عمل کند، و درستى عمل با ترس از خدا و نیّت صادق تحقق مى‏یابد.»[34]

چهارم اینکه مقصود از آزمایش خداوند، نوعى پرورش است، یعنى انسان‏ها را به میدان عمل مى‏کشد تا ورزیده و آزموده و پاک شوند و شایسته پاداش الهى و مقام قرب او گردند.[35] وگرنه خداى متعال از امتحان انسان بى‏نیاز است چون داناى به همه چیز است.[36]

 

ب. عبادت، هدف آفرینش انسان:

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات/ 56)

«و جن و انسان [ها] را جز براى پرستش [خود] نیافریدم.»

در این آیه بیان شده که خدا از آفرینش انسان و جن هیچ هدفى جز پرستش آنها نداشته است، ولى نکته مهم اینجاست که بررسى کنیم آیا عبادت چیست و آیا عبادت خود هدف نهایى است؟

در این آیه چند نکته مهم است:

اول اینکه هدف آفرینش انسان عبادت است و عبودیت اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است. و عبد کسى است که سرتا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد. اراده‏اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست و در اطاعت او هرگز سستى به خود راه نمى‏دهد.

و معبود کسى است که نهایت اکرام را کرده و نعمت داده است که او کسى جز خدا نیست.

و عبودیت نهایت تسلیم در برابر ذات پاک اوست و عبودیت کامل آن است که انسان جز به معبود واقعى یعنى کمال مطلق نیندیشد، جز در راه او گام برندارد و هر چه غیر اوست را فراموش کند حتى خویشتن را، و با استفاده از دانش و معرفت از میدان آزمایش زندگى بگذرد در دریاى رحمت الهى غرق شود.[37]

دوم: اینکه «عبادت» تنها به معناى نماز و روزه و... نیست بلکه انجام دستورات الهى عبادت است[38] و هر کارى که با نیت الهى صورت پذیرد عبادت است از جمله خدمت به مردم، تحصیل و تدریس و پژوهش و کار کردن براى تأمین معاش خانواده و... بنابراین اگر عبادت هدف آفرینش انسان است، مقصود همه کارهاى نیک است که زمینه‏ساز سعادت فردى و اجتماعى بشر است. البته عبادات و کارهاى نیک داراى مراتبى است که هدف آفرینش رسیدن به مراحل عالى آنهاست.

سوم اینکه در برخى احادیث از امام صادق‏(ع) و از امام حسین‏(ع) حکایت شده که:

«اى مردم، خدا مردم را خلق نکرد مگر براى اینکه او را بشناسند و هنگامى که او را شناختند او را عبادت کنند و هنگامى که او را عبادت کنند با بندگى خدا از بندگى غیر او بى‏نیاز مى‏شوند.»[39]

آرى معرفت و علم مقدمه هر عبادت است، همانطور که عبادت دانشمندان ارزش زیادترى دارد[40] و عبادت خود سرچشمه معرفت زیادتر است.

به بیان علامه طباطبائى‏(ره):

«حقیقت عبادت این است که انسان به پروردگار توجه کند و خود را فروتن و بنده او قرار دهد، و این همان معرفتى است که از عبادت حاصل مى‏شود.»[41]

لازم به یادآورى است که براساس آیه 12 سوره طلاق نیز هدف آفرینش جهان علم و معرفت بود، و برخى مفسران و صاحب نظران همچون امام خمینى‏قدس سره و آیت اللَّه جوادى آملى نیز همین دیدگاه را در مورد هدف آفرینش انسان مى‏پذیرند.[42]

چهارم اینکه نکته دقیقى که در آیه است آن است که فرمود «لیعبدون» یعنى هدف خلقت آن است که «مردم عبادت کنند» و نفرمود[43] «من عبادت شوم» یا «من معبود آنها باشم» تا نشان دهد که فایده عبادت به خود انسان‏ها مى‏رسد و آنها را به کمال مى‏رساند نه خدا را، آرى هر هدفى، صاحب هدف را کامل مى‏کند ولى خداى متعال نقص ندارد تا کامل شود. و حاجت ندارد تا برطرف شود.

پس «خلقت انسان» که فعل الهى است هدف دارد اما هدف فعل نه فاعل،[44] بنابراین عبادت هدف خلقت انسان است و کمال و آثار آن (مثل رحمت و آمرزش و...) به خود انسان مى‏رسد.[45]

پنجم: اینکه هدف از آفرینش، عبادت حبس انسان است، بنابراین اگر برخى انسان‏ها عبادت اختیارى کردند هدف آفرینش تحقق یافته است.[46]

ششم اینکه از این آیه (نفى و استثناء) و آیات دیگر[47] استفاده مى‏شود که خدا به کسانى که عبادت نمى‏کنند و لطف ویژه و عنایتى ندارد.[48] آرى هدف آفرینش انسان‏هاى کمال یافته‏اند و باغبان این بوستان را براى گل‏هاى زیباى آن پرورش مى‏دهد، هر چند در این بوستان گیاهان دیگرى نیز هستند. ولى هدف و مورد عنایت باغبان نیستند.

 

ج: رحمت، هدف آفرینش انسان:

«وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ. إِلَّا مَن رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذلِکَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ»

«و اگر (بر فرض) پروردگارت مى‏خواست، حتماً [همه‏] مردم را یک امت قرار مى‏داد؛ و [ لى ]پیوسته اختلاف کنندگانند؛ مگر کسى که پروردگارت (بر او) رحم کند؛ و براى همین آنان را آفرید. (هود/ 118-119)»

در این آیه چند نکته حائز اهمیت است:

اول اینکه هدف آفرینش انسان‏ها را «رحمت» و مهر الهى معرفى مى‏کند.[49] البته انتخاب رحمت الهى، اختیارى است. ولى همه مى‏توانند زیر چتر آن قرار گیرند.

پس بر انسان‏هاست که در راستاى همین هدف حرکت کنند، تا مهر و رحمت الهى شامل حال آنان شود.

دوم اینکه وحدت مظهر رحمت الهى است، و به طور طبیعى اختلاف و تفرقه، انسان را از رحمت الهى دور مى‏سازد. از این رو خداى متعال در آیات قرآن انسان‏ها را از تفرقه منع مى‏کند و آنها را به وحدت و چنگ زدن به ریسمان الهى (قرآن و اهل‏بیت‏(ع) و...) دعوت مى‏کند.[50]

سوم اینکه این آیه به یکى از سنت‏هاى آفرینش که زیر بناى مسایل مربوط به انسان است اشاره دارد، و آن مسأله اختلاف و تفاوت در ساختمان روح و جسم و فکر و ذوق و عشق انسان‏ها و مسأله آزادى اراده و اختیار است.

آرى هیچ مانعى نداشت که او همه انسان‏ها را یکسان مى‏ساخت و اجباراً مومن مى‏آفرید ولى چنین ایمانى نه فایده داشت و نه دلیل شخصیت افراد بود نه وسیله تامل و نه موجب پاداش.[51]

چهارم اینکه رحمت الهى همان هدایت الهى است که از طریق عقل و راهنمایى پیامبران و کتاب‏هاى آسمانى به همه مردم رسیده است، و هر کس از این رحمت استفاده کند به سعادت مى‏رسد. و در غیر این صورت فرمان الهى بر آن است[52] که جهنم را از سرکشان پر کند.[53]

پنجم علامه طباطبایى از این آیه استفاده مى‏کنند که اختلافات غیردینى از میان مردم برداشته نمى‏شود حتى از گروهى که مورد رحمت قرار مى‏گیرند اما اختلاف دینى یعنى اختلاف در حق و تفرقه در مورد آن، از میان گروهى که مورد رحمت قرار مى‏گیرند برداشته مى‏شود.[54]

و این نکته با احادیثى که از اهل بیت‏(ع) در مورد آیه حکایت شده کاملاً سازگار و نتایج جالبى دارد.

در برخى احادیث از امام باقر(ع) حکایت شده است که «مقصود از کسانى که مورد رحمت الهى قرار مى‏گیرند، آل محمد(ص) و پیروان آن‏ها هستند و اهل رحمت در دین اختلاف نمى‏کنند.»[55]

البته اینگونه احادیث به مصادیق کامل آیه اشاره دارد، که این افراد از طریق عقل و پیامبران و اهل‏بیت‏(ع) کاملاً از رحمت الهى استفاده مى‏کنند.

لازم به یادآورى است که برخى مفسران و صاحب نظران همچون آیت‌اللَّه مکارم و آیت‌اللَّه مصباح رحمت الهى را هدف نهایى آفرینش انسان دانسته‏اند.[56]

 

د: ملاقات الهى، هدف عالى انسان:

«یَا أَیُّهَا الإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاَقِیهِ» (انشقاق/ 6)

«اى انسان! در حقیقت تو به سوى پروردگارت کاملاً تلاش مى‏کنى (و رنج مى‏کشى) و او را ملاقات مى‏کنى.»

«إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» (بقره/ 156)

«در حقیقت ما از آنِ خداییم؛ و در واقع ما فقط به سوى او باز مى‏گردیم.»

و نیز مشابه این آیات در سوره‏هاى بقره/ 46، مومنون/ 115، فجر/ 28، آل‏عمران/ 109 و مانند آنها آمده است.

و نیز مشابه این آیات در سوره نجم/ 42 و فاطر/ 18 که با تعبیر دیگرى آمده است.[57]

 

نکات:

اول اینکه انسان موجودى تلاش گر و زحمت کش[58] است که تلاش او هدفدار و در حال حرکت و سیر است.[59]

دوم اینکه هدف سیر و غایتِ تلاش‏هاى انسان، پروردگار است[60] و انسان در نهایت با او ملاقات کند. آرى آیه ششم انشقاق و آیات مشابهى که بیان شد، همه حاکى از سیر دائمى تکاملى انسان به سوى پروردگار متعال است.[61]

آرى این هدف عالى و نهایى انسان است که به لقاى پروردگار برسد.

سوم اینکه در این آیه و آیات دیگر قرآن[62] از ملاقات الهى یاد شده است، مقصود از «ملاقات پروردگار» چیست؟

با توجه به اینکه خدا جسم نیست و ملاقات جسمانى با خدا ممکن نیست، مفسران قرآن در مورد لقاى الهى چند تفسیر ارائه کرده‏اند:

یک: مقصود شهود باطنى و لقاى شهودى پروردگار است.[63] همانگونه که از امام على‏(ع) حکایت شده: «من پروردگارى را که نبینم نمى‏پرستم.»[64]

دو: مقصود از ملاقات پروردگار، حضور در صحنه رستاخیز و ملاقات آن صحنه یا ملاقات ثواب و عذاب الهى در رستاخیز است[65] یعنى منظور بازگشت به سوى پروردگار در رستاخیز است که همان هدف نهایى و غایت حرکت انسان است.[66]

شهید مطهرى‏(ره) در مورد اینکه قیامت هدف خلقت است با طرح آیه 115/ مومنون[67] مى‏فرمایند:

«اگر قیامتى نباشد خلقت عبث است...

اگر بازگشت به خدا نباشد خلقت عبث است، در آیات مکرر در قرآن مسأله قیامت را از یک طرف با مساله به حق بودن و باطل نبودن خلقت و لغو و بازى نبودن خلقت توأم کرده است، در واقع استدلال کرده است، یک استدلال که قرآن درباره قیامت دارد استدلال به اصطلاح لِمى[68] است. یعنى به دلیل اینکه این عالم خدایى دارد و این خدا کار عبث نمى‏کند و کار او به حق است و باطل و بازیچه نیست، و خلقت چنین خالق حکیمى دارد، رجوع و بازگشت به پروردگار هست و در حقیقت این قیامت و بازگشت به خدا است که توجیه کننده خلقت این عالم است و تعبیر قرآن بر این اساس است.»[69]

البته مانعى ندارد که آیه به هر دو تفسیر (شهود باطن و معاد) اشاره داشته باشد، و هر دو هدف انسان باشد چون انسان در نهایت به ملاقات رستاخیز و کیفر و پاداش اعمال خود مى‏رسد همانطور که ممکن است به لقاى شهودى و باطنى پروردگار نایل شود. آرى: ما همه رهرو و منزل عشق او هستیم.

چهارم: از آیه ششم انشقاق (براساس هر کدام از تفاسیر ملاقات) استفاده مى‏شود که رنج انسان وقتى تمام مى‏شود که پرونده دنیا بسته شود و انسان با خداى خویش یا نتایج اعمال نیکش ملاقات کند.

جالب آن است که خطاب آیه به «انسان» است که همه نوع انسان را شامل مى‏شود و از کلمه «ربّ» استفاده مى‏شود که این تلاش انسان جزئى از برنامه ربوبیت و تکامل و تربیت انسان است.[70]

 

جمع‏بندى و نتیجه‏گیرى:

مفسران و صاحب نظران در مورد جمع‏بندى آیات و اهداف آفرینش جهان[71] و انسان، نظرات و طرح‏هاى متفاوتى ارائه کرده‏اند، برخى برآنند که خداى متعال هدف اصلى آفرینش است و برخى رحمت الهى و برخى علم و معرفت را هدف اصلى مى‏شمارند.[72] اما به نظر مى‏رسد که در این آیات و آیات قبل (در مبحث اهداف آفرینش جهان که برخى اهداف مثل دانش افزایى مربوط به انسان مى‏شد) دو گونه هدف براى آفرینش انسان بیان شده است:

1. اهداف عملى - براى تکامل بُعد عملى انسان همچون عبادت، آزمایش.

2. هدف علمى - براى تکامل بُعد نظرى انسان همچون علم و معرفت.

البته این تکامل انسان دو غایت دارد که انسان در نهایت سیر خود به آنها مى‏رسد.

اول غایت قهرى است که انسان در نهایت سیر طبیعى خود از دنیا به برزخ و ملاقات قیامت مى‏رسد.)

و دوم غایت و هدف اختیارى است که انسان مى‏تواند در مسیر خود، به رحمت الهى و ملاقات شهودى باطنى حضرت حق نائل شود که البته این هدف نیاز به تلاش و رنج و اراده و عمل دارد از این رو این توفیق براى برخى انسان‏ها حاصل مى‏شود.

و با تأمل در این اهداف مى‏توانیم نتیجه بگیریم که برخى از آنها همچون آزمایش، علم و عبادت اهداف مقدماتى و برخى دیگر یعنى ملاقات الهى هدف نهایى است.

یعنى انسان نخست شناخت پیدا مى‏کند پس به سپاسگزارى و عبادت روى مى‏آورد سپس آزمایش مى‏شود و اگر در امتحان الهى موفق شد مشمول رحمت الهى مى‏گردد، و در مسیر قله سعادت یعنى لقاى الهى، گام مى‏نهد.

البته اگر لقاى الهى یعنى شهود باطنى خدا را نوعى معرفت شهودى تصور کنیم در آن صورت معرفت و لقاء اللَّه یکى خواهد شد.

که البته این ملاقات و معرفت مظهر رحمت الهى است پس در آن صورت رحمت، معرفت و لقاى الهى یک هدف مى‏شود. اگر چه در مقام بروز و ظهور و در مراحل سیر انسان، اعتبارات و جایگاه‏هاى مختلفى پیدا مى‏کند ولى حقیقت آن یکى خواهد بود. و شاید این مطلب نوعى جمع بین نظرات مفسران قرآن در این زمینه است.

شهید مطهرى(ره) مى‏فرمایند: «هدف و آرمانى که اسلام مى‏خواهد بدهد فقط خداست و بس، و هر چیز دیگر جنبه مقدمى دارد نه جنبه اصالت و استقلال و هدف اصلى.»[73]

 

ادامه دارد ...

 

    310 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خلقت انسان (16)
●   خلقت جهان (17)
●   هدف خلقت (11)

تصاوير

عناوين مرتبط
●  ز کــــجا آمـــده‏ام(1) 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/02/1387

تاريخ شمسی نشر:10/02/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب