اهداف آفرینش انسان:
از منظر قرآن کریم، انسان گل سرسبد هستى است که جهان و نعمتهاى آن براى خدمتگزارى به او آفریده شده است. ولى خود انسان بدون هدف خلق نشده است و این حقیقتى است که قرآن بر آن تاکید مىورزد و مىفرماید:
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثاً» (مومنون/ 115)
«و آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدهایم.»
خداى متعال حکیم و فرزانه است و کار بیهوده و بدون هدف انجام نمىدهد، پس آفرینش انسانها حتماً هدفى والا داشته است.
اما هدف آفرینش انسان چه بوده است؟
آیات قرآن کریم به این پرسش، پاسخهاى مختلفى داده است که با همدیگر آنها را مرور مىکنیم:
الف. آزمایش، هدف آفرینش انسان:
«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ» (ملک/ 2)
«(خدا همان) کسى که مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین شما نیکوکارتر است؛ و او شکستناپذیر (و) بسیار آمرزنده است.»
در این آیه چند نکته جالب است:
اول اینکه هدف آفرینش «زندگى و مرگ» را آزمایش انسان معرفى مىکند. و هدف این آزمون، رسیدن به حسن عمل، که مفهومش تکامل معرفت و اخلاص نیّت و انجام هر کار خیر است.[26] یعنى کل زندگى بشر براى آن است که به وسیله مشکلاتى همچون ترس، گرسنگى، کمبود اموال و جانها و محصولات آزمایش شود، تا افراد شکیبا معلوم گردند[27] و یا مدعیان را امتحان مىکند تا افراد مجاهد و شکیبا معلوم گردند.[28]
البته گاهى انسان با نیکىها و گاهى با بدىها و شرور آزمایش مىشود،[29] گاهى شخصى را با ثروت امتحان مىکنند و گاهى با فقر آزمایش مىنمایند.
آرى در آزمایشهاست که کمالات و هنر سپاسگزارى افراد ظاهر مىشود و کیفیت اعمال معلوم مىگردد و افراد شایسته پاداش مىشوند.
ولى در همان حال کسى که لغزش پیدا کرد نباید ناامید شود چرا که خدا آمرزنده است.[30]
دوم اینکه «مرگ» را چیزى عدمى ندانسته است بلکه چیزى وجودى معرفى مىکند که شایسته آفرینش است، پس مرگ نابودى نیست بلکه انتقال از مرحلهاى به مرحله دیگر است و آغاز زندگى جدید است.[31]
سوم آنکه در این آیه «به کیفیت عمل» اهمیت داده شده است یعنى فرمود: هدف آزمایش آن است که معلوم گردد کدامیک از شما اعمال نیکوترى انجام مىدهند، یعنى عملى که با معرفت و اخلاص بیشتر است.[32]
آرى کیفیت عمل از کمیت آن مهمتر است.
در حدیثى حکایت شده که ابوقتاده از پیامبر(ص) در مورد «احسن عملاً» پرسش نمود که مقصود چیست؟ و حضرت پاسخ دادند: «(منظور آن است که) کدامیک از شما عقل او بهتر است.»
سپس فرمودند: «کسى که عقلش کاملتر و ترسش از خدا بیشتر است و در مورد چیزهایى که خدا بدانها دستور داده یا منع کرده، نیکوتر نظر مىکند اگر چه اعمال مستحبى او کمتر باشد.»[33]
و نیز از امام صادق(ع) در مورد آیه فوق حکایت شده که فرمودند: «معناى آیه آن نیست که چه کسى بیشتر عمل کند، بلکه به معناى آن است که چه کسى درستتر عمل کند، و درستى عمل با ترس از خدا و نیّت صادق تحقق مىیابد.»[34]
چهارم اینکه مقصود از آزمایش خداوند، نوعى پرورش است، یعنى انسانها را به میدان عمل مىکشد تا ورزیده و آزموده و پاک شوند و شایسته پاداش الهى و مقام قرب او گردند.[35] وگرنه خداى متعال از امتحان انسان بىنیاز است چون داناى به همه چیز است.[36]
ب. عبادت، هدف آفرینش انسان:
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات/ 56)
«و جن و انسان [ها] را جز براى پرستش [خود] نیافریدم.»
در این آیه بیان شده که خدا از آفرینش انسان و جن هیچ هدفى جز پرستش آنها نداشته است، ولى نکته مهم اینجاست که بررسى کنیم آیا عبادت چیست و آیا عبادت خود هدف نهایى است؟
در این آیه چند نکته مهم است:
اول اینکه هدف آفرینش انسان عبادت است و عبودیت اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است. و عبد کسى است که سرتا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد. ارادهاش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست و در اطاعت او هرگز سستى به خود راه نمىدهد.
و معبود کسى است که نهایت اکرام را کرده و نعمت داده است که او کسى جز خدا نیست.
و عبودیت نهایت تسلیم در برابر ذات پاک اوست و عبودیت کامل آن است که انسان جز به معبود واقعى یعنى کمال مطلق نیندیشد، جز در راه او گام برندارد و هر چه غیر اوست را فراموش کند حتى خویشتن را، و با استفاده از دانش و معرفت از میدان آزمایش زندگى بگذرد در دریاى رحمت الهى غرق شود.[37]
دوم: اینکه «عبادت» تنها به معناى نماز و روزه و... نیست بلکه انجام دستورات الهى عبادت است[38] و هر کارى که با نیت الهى صورت پذیرد عبادت است از جمله خدمت به مردم، تحصیل و تدریس و پژوهش و کار کردن براى تأمین معاش خانواده و... بنابراین اگر عبادت هدف آفرینش انسان است، مقصود همه کارهاى نیک است که زمینهساز سعادت فردى و اجتماعى بشر است. البته عبادات و کارهاى نیک داراى مراتبى است که هدف آفرینش رسیدن به مراحل عالى آنهاست.
سوم اینکه در برخى احادیث از امام صادق(ع) و از امام حسین(ع) حکایت شده که:
«اى مردم، خدا مردم را خلق نکرد مگر براى اینکه او را بشناسند و هنگامى که او را شناختند او را عبادت کنند و هنگامى که او را عبادت کنند با بندگى خدا از بندگى غیر او بىنیاز مىشوند.»[39]
آرى معرفت و علم مقدمه هر عبادت است، همانطور که عبادت دانشمندان ارزش زیادترى دارد[40] و عبادت خود سرچشمه معرفت زیادتر است.
به بیان علامه طباطبائى(ره):
«حقیقت عبادت این است که انسان به پروردگار توجه کند و خود را فروتن و بنده او قرار دهد، و این همان معرفتى است که از عبادت حاصل مىشود.»[41]
لازم به یادآورى است که براساس آیه 12 سوره طلاق نیز هدف آفرینش جهان علم و معرفت بود، و برخى مفسران و صاحب نظران همچون امام خمینىقدس سره و آیت اللَّه جوادى آملى نیز همین دیدگاه را در مورد هدف آفرینش انسان مىپذیرند.[42]
چهارم اینکه نکته دقیقى که در آیه است آن است که فرمود «لیعبدون» یعنى هدف خلقت آن است که «مردم عبادت کنند» و نفرمود[43] «من عبادت شوم» یا «من معبود آنها باشم» تا نشان دهد که فایده عبادت به خود انسانها مىرسد و آنها را به کمال مىرساند نه خدا را، آرى هر هدفى، صاحب هدف را کامل مىکند ولى خداى متعال نقص ندارد تا کامل شود. و حاجت ندارد تا برطرف شود.
پس «خلقت انسان» که فعل الهى است هدف دارد اما هدف فعل نه فاعل،[44] بنابراین عبادت هدف خلقت انسان است و کمال و آثار آن (مثل رحمت و آمرزش و...) به خود انسان مىرسد.[45]
پنجم: اینکه هدف از آفرینش، عبادت حبس انسان است، بنابراین اگر برخى انسانها عبادت اختیارى کردند هدف آفرینش تحقق یافته است.[46]
ششم اینکه از این آیه (نفى و استثناء) و آیات دیگر[47] استفاده مىشود که خدا به کسانى که عبادت نمىکنند و لطف ویژه و عنایتى ندارد.[48] آرى هدف آفرینش انسانهاى کمال یافتهاند و باغبان این بوستان را براى گلهاى زیباى آن پرورش مىدهد، هر چند در این بوستان گیاهان دیگرى نیز هستند. ولى هدف و مورد عنایت باغبان نیستند.
ج: رحمت، هدف آفرینش انسان:
«وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ. إِلَّا مَن رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذلِکَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ»
«و اگر (بر فرض) پروردگارت مىخواست، حتماً [همه] مردم را یک امت قرار مىداد؛ و [ لى ]پیوسته اختلاف کنندگانند؛ مگر کسى که پروردگارت (بر او) رحم کند؛ و براى همین آنان را آفرید. (هود/ 118-119)»
در این آیه چند نکته حائز اهمیت است:
اول اینکه هدف آفرینش انسانها را «رحمت» و مهر الهى معرفى مىکند.[49] البته انتخاب رحمت الهى، اختیارى است. ولى همه مىتوانند زیر چتر آن قرار گیرند.
پس بر انسانهاست که در راستاى همین هدف حرکت کنند، تا مهر و رحمت الهى شامل حال آنان شود.
دوم اینکه وحدت مظهر رحمت الهى است، و به طور طبیعى اختلاف و تفرقه، انسان را از رحمت الهى دور مىسازد. از این رو خداى متعال در آیات قرآن انسانها را از تفرقه منع مىکند و آنها را به وحدت و چنگ زدن به ریسمان الهى (قرآن و اهلبیت(ع) و...) دعوت مىکند.[50]
سوم اینکه این آیه به یکى از سنتهاى آفرینش که زیر بناى مسایل مربوط به انسان است اشاره دارد، و آن مسأله اختلاف و تفاوت در ساختمان روح و جسم و فکر و ذوق و عشق انسانها و مسأله آزادى اراده و اختیار است.
آرى هیچ مانعى نداشت که او همه انسانها را یکسان مىساخت و اجباراً مومن مىآفرید ولى چنین ایمانى نه فایده داشت و نه دلیل شخصیت افراد بود نه وسیله تامل و نه موجب پاداش.[51]
چهارم اینکه رحمت الهى همان هدایت الهى است که از طریق عقل و راهنمایى پیامبران و کتابهاى آسمانى به همه مردم رسیده است، و هر کس از این رحمت استفاده کند به سعادت مىرسد. و در غیر این صورت فرمان الهى بر آن است[52] که جهنم را از سرکشان پر کند.[53]
پنجم علامه طباطبایى از این آیه استفاده مىکنند که اختلافات غیردینى از میان مردم برداشته نمىشود حتى از گروهى که مورد رحمت قرار مىگیرند اما اختلاف دینى یعنى اختلاف در حق و تفرقه در مورد آن، از میان گروهى که مورد رحمت قرار مىگیرند برداشته مىشود.[54]
و این نکته با احادیثى که از اهل بیت(ع) در مورد آیه حکایت شده کاملاً سازگار و نتایج جالبى دارد.
در برخى احادیث از امام باقر(ع) حکایت شده است که «مقصود از کسانى که مورد رحمت الهى قرار مىگیرند، آل محمد(ص) و پیروان آنها هستند و اهل رحمت در دین اختلاف نمىکنند.»[55]
البته اینگونه احادیث به مصادیق کامل آیه اشاره دارد، که این افراد از طریق عقل و پیامبران و اهلبیت(ع) کاملاً از رحمت الهى استفاده مىکنند.
لازم به یادآورى است که برخى مفسران و صاحب نظران همچون آیتاللَّه مکارم و آیتاللَّه مصباح رحمت الهى را هدف نهایى آفرینش انسان دانستهاند.[56]
د: ملاقات الهى، هدف عالى انسان:
«یَا أَیُّهَا الإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاَقِیهِ» (انشقاق/ 6)
«اى انسان! در حقیقت تو به سوى پروردگارت کاملاً تلاش مىکنى (و رنج مىکشى) و او را ملاقات مىکنى.»
«إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» (بقره/ 156)
«در حقیقت ما از آنِ خداییم؛ و در واقع ما فقط به سوى او باز مىگردیم.»
و نیز مشابه این آیات در سورههاى بقره/ 46، مومنون/ 115، فجر/ 28، آلعمران/ 109 و مانند آنها آمده است.
و نیز مشابه این آیات در سوره نجم/ 42 و فاطر/ 18 که با تعبیر دیگرى آمده است.[57]
نکات:
اول اینکه انسان موجودى تلاش گر و زحمت کش[58] است که تلاش او هدفدار و در حال حرکت و سیر است.[59]
دوم اینکه هدف سیر و غایتِ تلاشهاى انسان، پروردگار است[60] و انسان در نهایت با او ملاقات کند. آرى آیه ششم انشقاق و آیات مشابهى که بیان شد، همه حاکى از سیر دائمى تکاملى انسان به سوى پروردگار متعال است.[61]
آرى این هدف عالى و نهایى انسان است که به لقاى پروردگار برسد.
سوم اینکه در این آیه و آیات دیگر قرآن[62] از ملاقات الهى یاد شده است، مقصود از «ملاقات پروردگار» چیست؟
با توجه به اینکه خدا جسم نیست و ملاقات جسمانى با خدا ممکن نیست، مفسران قرآن در مورد لقاى الهى چند تفسیر ارائه کردهاند:
یک: مقصود شهود باطنى و لقاى شهودى پروردگار است.[63] همانگونه که از امام على(ع) حکایت شده: «من پروردگارى را که نبینم نمىپرستم.»[64]
دو: مقصود از ملاقات پروردگار، حضور در صحنه رستاخیز و ملاقات آن صحنه یا ملاقات ثواب و عذاب الهى در رستاخیز است[65] یعنى منظور بازگشت به سوى پروردگار در رستاخیز است که همان هدف نهایى و غایت حرکت انسان است.[66]
شهید مطهرى(ره) در مورد اینکه قیامت هدف خلقت است با طرح آیه 115/ مومنون[67] مىفرمایند:
«اگر قیامتى نباشد خلقت عبث است...
اگر بازگشت به خدا نباشد خلقت عبث است، در آیات مکرر در قرآن مسأله قیامت را از یک طرف با مساله به حق بودن و باطل نبودن خلقت و لغو و بازى نبودن خلقت توأم کرده است، در واقع استدلال کرده است، یک استدلال که قرآن درباره قیامت دارد استدلال به اصطلاح لِمى[68] است. یعنى به دلیل اینکه این عالم خدایى دارد و این خدا کار عبث نمىکند و کار او به حق است و باطل و بازیچه نیست، و خلقت چنین خالق حکیمى دارد، رجوع و بازگشت به پروردگار هست و در حقیقت این قیامت و بازگشت به خدا است که توجیه کننده خلقت این عالم است و تعبیر قرآن بر این اساس است.»[69]
البته مانعى ندارد که آیه به هر دو تفسیر (شهود باطن و معاد) اشاره داشته باشد، و هر دو هدف انسان باشد چون انسان در نهایت به ملاقات رستاخیز و کیفر و پاداش اعمال خود مىرسد همانطور که ممکن است به لقاى شهودى و باطنى پروردگار نایل شود. آرى: ما همه رهرو و منزل عشق او هستیم.
چهارم: از آیه ششم انشقاق (براساس هر کدام از تفاسیر ملاقات) استفاده مىشود که رنج انسان وقتى تمام مىشود که پرونده دنیا بسته شود و انسان با خداى خویش یا نتایج اعمال نیکش ملاقات کند.
جالب آن است که خطاب آیه به «انسان» است که همه نوع انسان را شامل مىشود و از کلمه «ربّ» استفاده مىشود که این تلاش انسان جزئى از برنامه ربوبیت و تکامل و تربیت انسان است.[70]
جمعبندى و نتیجهگیرى:
مفسران و صاحب نظران در مورد جمعبندى آیات و اهداف آفرینش جهان[71] و انسان، نظرات و طرحهاى متفاوتى ارائه کردهاند، برخى برآنند که خداى متعال هدف اصلى آفرینش است و برخى رحمت الهى و برخى علم و معرفت را هدف اصلى مىشمارند.[72] اما به نظر مىرسد که در این آیات و آیات قبل (در مبحث اهداف آفرینش جهان که برخى اهداف مثل دانش افزایى مربوط به انسان مىشد) دو گونه هدف براى آفرینش انسان بیان شده است:
1. اهداف عملى - براى تکامل بُعد عملى انسان همچون عبادت، آزمایش.
2. هدف علمى - براى تکامل بُعد نظرى انسان همچون علم و معرفت.
البته این تکامل انسان دو غایت دارد که انسان در نهایت سیر خود به آنها مىرسد.
اول غایت قهرى است که انسان در نهایت سیر طبیعى خود از دنیا به برزخ و ملاقات قیامت مىرسد.)
و دوم غایت و هدف اختیارى است که انسان مىتواند در مسیر خود، به رحمت الهى و ملاقات شهودى باطنى حضرت حق نائل شود که البته این هدف نیاز به تلاش و رنج و اراده و عمل دارد از این رو این توفیق براى برخى انسانها حاصل مىشود.
و با تأمل در این اهداف مىتوانیم نتیجه بگیریم که برخى از آنها همچون آزمایش، علم و عبادت اهداف مقدماتى و برخى دیگر یعنى ملاقات الهى هدف نهایى است.
یعنى انسان نخست شناخت پیدا مىکند پس به سپاسگزارى و عبادت روى مىآورد سپس آزمایش مىشود و اگر در امتحان الهى موفق شد مشمول رحمت الهى مىگردد، و در مسیر قله سعادت یعنى لقاى الهى، گام مىنهد.
البته اگر لقاى الهى یعنى شهود باطنى خدا را نوعى معرفت شهودى تصور کنیم در آن صورت معرفت و لقاء اللَّه یکى خواهد شد.
که البته این ملاقات و معرفت مظهر رحمت الهى است پس در آن صورت رحمت، معرفت و لقاى الهى یک هدف مىشود. اگر چه در مقام بروز و ظهور و در مراحل سیر انسان، اعتبارات و جایگاههاى مختلفى پیدا مىکند ولى حقیقت آن یکى خواهد بود. و شاید این مطلب نوعى جمع بین نظرات مفسران قرآن در این زمینه است.
شهید مطهرى(ره) مىفرمایند: «هدف و آرمانى که اسلام مىخواهد بدهد فقط خداست و بس، و هر چیز دیگر جنبه مقدمى دارد نه جنبه اصالت و استقلال و هدف اصلى.»[73]
ادامه دارد ...