سابقهی تاریخی
سرزمینی که هماکنون آن را به نام کشور ونزوئلا میشناسیم، ساحلی بوده است که اولین بار در سال 1498 میلادی توسط کریستف کلمب در سومین سفر دریایی خود به دنیایی جدید، کشف گردید و همچنین در سال 1499 میلادی یک کاشف اسپانیایی به نام «آلونسو دِ اوخدا» همراه با گروه خود در طی سفر به دریاچهی ماراکایبو و دهکدههای آمندین رسیدند و مشاهده کردند پلهای ساخته شده بر روی دریاچه و کلبههایی که بومیان در آبهای کمعمق این دریاچه بر روی پایههای چوبی ساخته بودند، شباهت زیادی به شهر ونیز ایتالیا دارد، به همین جهت این سرزمین را «ونزوئلا» یعنی «ونیز» کوچک نام نهادند.
ساکنین اولیهی این کشور را سرخپوستان قبایل «کارئیب» و «آرداک» که از کشورهای مکزیک، پروو و کشور همسایه گرانادای جدید (که امروزه نام آن کلمبیا است) مهاجرت کرده بودند، تشکیل میدادند. پس از کشف ونزوئلا، علاوه بر سرخپوستان، مهاجران اروپایی (به ویژه اسپانیاییها) و بردگان سیاهپوستی که از آفریقا آورده شده بودند، در این کشور ساکن شدند.
جغرافیای سیاسی
ونزوئلا در منطقهی آمریکای لاتین از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار میباشد. این کشور دارای امکانات، منابع مالی و اقتصادی از جمله نفت است و به همین خاطر از بنیانگذاران سازمان اوپک محسوب میشود. این کشور به خاطر حائل بودن بین آمریکای مرکزی و دیگر کشورهای آمریکایی جنوبی، موقعیت ممتاز جغرافیایی قابل توجهی دارد که نقش آن را در حفظ صلح و ثبات منطقه حائز اهمیت مینماید.
در این راستا ونزوئلا با همکاری چند کشور دیگر گروه کنتادورا (مکزیک، کنیا و پاناما) و نیز گروه حامی (برزیل، پرو، آرژانتین و اروگوئه) را به منظور یافتن راهحلی مناسب جهت حل بحران آمریکای مرکزی و جلوگیری از سرایت آن به دیگر کشورهای منطقهی آمریکای لاتین، تشکیل داده است. بنابراین موقعیت خاص جغرافیایی ونزوئلا در منطقه و نیز وجود منابع طبیعی، بخصوص نفت، در این کشور عامل تعیین کنندهای در جهت پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی و برقراری توازن سیاسی در داخل، و به تبع آن فعالیت جهت رفع مشکلات دیگر کشورهای منطقه به حساب میآید.
ادبیات و مذاهب
سیاست دولت ونزوئلا بر اساس آزادی مذهب قرار دارد. مسیحیت مذهب رسمی مردم ونزوئلا میباشد و بیش از 96% جمعیت ونزوئلا مسیحی کاتولیک و 2% پروتستان میباشند. تعداد کسانی که به فرایض دینی عمل مینمایند از 10% تجاوز نمیکند.
قابل ذکر است طبق نظرسنجیهای انجام شده کلیسای کاتولیک از محبوبیت خوبی برخوردار است. تعداد مسلمانان ونزوئلا حدود 200 هزار نفر میباشند که از کشورهای ترکیه، سوریه و لبنان به این کشور مهاجرت نمودهاند.
بنا به دلایل مختلفی در ونزوئلا علاقهی خاصی نسبت به اسلام وجود دارد. مردم این کشور گذشته از همهی دلایل، خاطرهی بسیار خوشی از تمدن و فرهنگ اسلامی دارند که عمدهی آن دلباختگی آنها به میراث اسلامی اندلس و غرناطه است. البته اسلام به عنوان یک دین به تدریج جای خود را در این کشور باز میکند. دولت حضور اسلام در ونزوئلا را تسهیل کنندهی رابطه با کشورهای عضو اوپک میداند.
قوهی مجریه
ریاست قوهی مجریه به عهدهی رئیسجمهوری است که با رای مستقیم مردم برای مدت شش سال انتخاب میشود. پس از سپری شدن این مدت، رئیسجمهور برای بار دوم میتواند کاندیدا شود. رئیسجمهور در مقابل اختیاراتی که دارد مسوول میباشد. رئیسجمهور در ونزوئلا دارای معاون است و وزیران از طرف ریاست جمهوری انتخاب میشوند. طبق قانون اساسی، فردی که میخواهد برای ریاست جمهوری کاندید شود باید دارای شرایط زیر باشد:
1. متولد ونزوئلا و دارای ملیت ونزوئلا باشد.
2. بیش از 30 سال سن داشته باشد.
3. محکومیت قضایی نداشته باشد.
4. پایبند به قانون اساسی باشد.
فردی که اکثریت آراء را به دست آورد، به عنوان رئیسجمهور منتخب قدرت را به دست خواهد گرفت. سپس باید در مقابل مجلس ملی سوگند یاد کند. طبق قانون اساسی رئیسجمهور دارای وظایف زیر میباشد؛
1. اجرای قانون اساسی و قوانین
2. هدایت فعالیتهای دولت
3. عزل و نصب معاون رئیسجمهور و وزرای کابینه
4. هدایت روابط خارجی و امضای توافقات بینالمللی
5. انحلال مجلس ملی، طبق قانون اساسی
6. تنظیم طرح توسعهی ملی و به تصویب رساندن آن از طریق مجلس ملی و اجرای آن
7. تعیین فرمانده برای نیروهای مسلح، اعطای درجهی آکادمی به افسران
8. اعلام تشکیل شورای دفاع ملی و ریاست آن
9. مشخص کردن تعداد سازمانها و صلاحیت وزرا
10. منصوب یا برکنار کردن افسرانی که به وسیلهی قانون اساسی یا قوانین، منصوب شدهاند
11. پیوستن به قراردادهایی که به سود منافع ملی است
12. خواندن گزارشهای عملکرد دولت، یا رخدادهای مهم در مجلس توسط ریاست جمهور و چنانچه او در زندان باشد توسط معاون او
13. فرماندهی نیروهای مسلح، صدور فرمان عفو عمومی و اعلام حالت اضطراری
14. انتشار قوانین و اجرای آن
15. مذاکره برای گرفتن وام خارجی و درخواست اضافه بودجه، علاوه بر آنچه قبل از آن تصویب شده
16. تعیین دادستان کل كه به عنوان داور ایالات، عمل نماید
قوهی مقننه
تا قبل از روی کار آمدن هوگوچاوز، رئیسجمهور فعلی، ونزوئلا دارای سیستم دومجلسی، متشکل از مجلس نمایندگان و مجلس سنا بود. وی پس از پیروزی در انتخابات رئیسجمهوری مورخ 2 فوریه 1998، در صدد انجام اصطلاحات ساختاری و اساسی در کلیهی بخشهای دولتی و غیردولتی، از جمله تغییر سیستم قانونگذاری برآمد.
مجلس مؤسسان، اقدام به تهیه و تدوین قانون اساسی جدید نمود و بر اساس آن، دستگاه قانونگذاری ونزوئلا در قالب یک مجلس درآمد. نمایندگان با رأی مستقیم مردم و برای یک دورهی 5 ساله انتخاب میشوند. بر اساس قانون اساسی جدید، انتخابات سراسری ونزوئلا شامل انتخابات ریاست جمهوری، مجلس، استانداران، فرمانداران ایالتها و شهرداران در تاریخ 30 جولای 2000 برگذار گردید که هوگوچاوز توانست با کسب 59 درصد آراء دوباره به ریاست جمهوری انتخاب شود و ائتلاف طرفداران وی نیز توانست بیش از 90 کرسی مجلس را تصاحب نماید.
نمایندگان به وسیلهی آرای مستقیم و مخفی مردم تعیین میشوند. هر ایالت حداقل 3 نماینده دارد. مجلس ملی، حق قانونگذاری دارد.
مجلس ملی، همچنین رئیس دیوان محاسبات را انتخاب میکند که بر دفاتر حسابداری ریاست دارد. رئیس دیوان محاسبات، حق تحقیق و تفحص دربارهی درآمدها و هزینههای دولت و دیگر مؤسسههای مستقل مالی را دارد.
قوهی قضائیه
قوهی قضائیه توسط دادگاه عالی و دیوان محاکمات اداره میشوند. دادستان کل از بین عالیترین دادگاههای عمومی، توسط مجلس ملی برای مدت 12 سال انتخاب میگردد. قوهی قضائیه به عنوان یک قوهی مستقل عمل میکند. حدود 2% از بودجهی کشور به قوهی قضائیه اختصاص داده میشود تا بتواند بهطور مستقل عمل نماید و تحت تأثیر قرار نگیرد. این مقدار بودجه نباید بدون اجازهی مجلس ملی تغییر پیدا کند.
دادگاههای این کشور به کیفری، مدنی و بازرگانی تقسیم میشوند و دادگاههای مربوط به نظامیان، نوجوانان، کارگران، دعواهای اداری و مالی و همچنین امور مربوط به اراضی وجود دارد. در هر یک از ایالات، یک دادگاه عالی و چند دادگاه فرعی دیگر که عهدهدار دادگاههای مدنی و جرایم هستند، وجود دارد.
دیوان عالی قضایی، مرکب از 20 قاضی است که توسط مجلس ملی برای مدت 12 سال انتخاب میشوند. دیوان عالی به سه دادگاه تقسیم میشوند که هر کدام پنج قاضی دارد، و شامل امور سیاسی، مدنی، قانون اساسی، فرجامخواست و کیفرخواست است.
تاریخ احزاب در کشور ونزوئلا
با تظاهراتی که دانشآموزان و دانشجویان در سال 1928 میلادی علیه رژیم دیکتاتوری نظامی ژنرال «گومز» به عمل آوردند، در واقع نخستین بنیانهای احزاب کشور، شکل گرفت و پس از سال 1935 میلادی که ژنرال گومز به مرگ طبیعی درگذشت، وضیت به وجود آمدن احزاب، حالت منسجمتری به خود گرفت و به تدریج احزاب زیر پا به عرصهی وجود گذاشتند:
حزب انقلابی ونزوئلا، توسط آقایان «سالوادور دلاپاس» و «گوستاو مائهادو» پایهگذاری شد که در واقع به منزلهی نقطهی اصلی حزب کمونیست ونزوئلا تلقی میگردد.
- حزب وحدت انقلابی چپ که یکی از بنیانگذاران آن «دومولد تانکورت» است.
- حزب «وحدت ملی دانشجویان بنام» به رهبری «رافائل کالدار» و «لورنسافرندز».
. حزب جنبش سازمان ونزوئلا به رهبری «مارییونا پیکونسالاس»
حزب اقدام دموکراتیک
در سال 1936 میلادی که با نام بلوک آوریل از آن یاد میشود، تمام احزاب تشکیل شده به صورت یک گروه متحد درآمدند و بهطور دستهجمعی دولت را تحت فشار قرار میدادند تا انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان کنگره را برگزار نماید، لیکن در پاسخ به این درخواست به دستور رئیسجمهور دیکتاتور وقت، ژنرال «لوپزکونترائو» تمام احزاب کشور طبق قانون اساسی منحل اعلام گردیدند، که در میان احزاب منحله، هستهی اصلی حزب «اقدام دموکراتیک» که آن زمان به نام حزب دموکراتیک ملی نامیده میشد به رهبری «بتاناکورت» نیز وجود داشت. در تاریخ 13 سپتامبر سال 1941 میلادی حزب اقدام دموکراتیک تأسیس گردید. این حزب، در اصل چهرهی یک حزب سیاسی دموکراتیک لیبرال است که ارائه دهندهی نظرات سوسیالدموکراتها است.
حزب سوسیال مسیحی
در تاریخ 23 ماه فوریه سال 1946 میلادی آقای دکتر رافائل کالدار حزب ایندیپندینته و کمیتهی سازمانی سیاسی را تأسیس مینماید. این حزب که در اصل مدافع منافع مردم از طریق گرایشهای دموکرات مسیحی است به نام سوسیال مسیحی معروف میگردد. تأسیس این حزب به دست کالدار در واقع مبین تلاش او برای برقراری توازن در مقابل حزب اقدام دموکراتیک و دارای گرایشهای لیبرال غیرمذهبی بوده است و طرفدارانش آن را به نام حزب سوسیال مسیحی یا دموکرات مسیحی میخوانند.
حزب اتحاد جمهوری دموکراتیک
در سال 1946 میلادی حزب اتحاد جمهوری دموکراتیک به رهبری «خوبیتا و یجالیبا» و چند نفر دیگر تأسیس گردید که نقش مخالفین با حزب اکسیون دموکراتیکها را ایفا مینمودند. در سال 1960 میلادی حزب جنبش چپ انقلابی تأسیس میگردد که شاخهای است از حزب اقدام دموکراتیک و عقاید مارکس و لینین را تبلیغ مینماید و یکی از بنیانگذاران آن «دومینگو آلوتررانخل» بوده است.
جنبش انتخابی مردم
در سال 1967 میلادی یکی از اعضای حزب اقدام دموکراتیک به نام «لوئیس بیاتیرانپرزیتا» از این حزب اخراج میگردد که وی نیز جنبش انتخابی مردم را تأسیس میکند.
حزب جنبش سوسیالیستی
در 1971 میلادی زندانیان دستچپی سابق به رهبری «تئودور پتکف» و «پمپومارکز» و تعدادی دیگر، حزب جنبش سوسیالیستی را بنیان میگذارند.
حزب لاکائوسا رادیکال
در سال 1993 میلادی حزب کمونیست که طرفداران خود را از دست میدهد، به همین علت حزب جدیدی به نام «لاکائوسا رادیکال» را بنیان میگذارد و کاندیدایی برای ریاست جمهوری ونزوئلا به نام «آندرس والاسکز» معرفی میکند که در انتخابات ریاست جمهوری جایگاه سوم را به خود اختصاص میدهد. این حزب در سال 1997 میلادی به دو شاخه تقسیم شد: شاخهای به رهبری والاسکز از کاندیدای ریاست جمهوری خانم سائس پشتیبانی کرد و شاخهی دیگری وضعیت نامعلومی دارد.
جنبش انقلابی بولیواری
در سال 1992 میلادی جنبش انقلابی بولیواری به رهبری فرماندهی سابق، هوگوچاوز، پایهریزی شد که به ویژه از جانب درجهداران و نظامیان بازنشسته و بخشهای مختلفی از طبقات متوسط و فقیر به شدت پشتیبانی شد و بهطور طبیعی طبقهی بورژوازی کشور به شدت از آن تنفر دارد.
جنبش چاوز بعد ازخروج چاوز از زندان به جمهوری پنجم تغییر نام میدهند.
حزب همگرایی محلي
حزب دولت سابق کالدرا که به نام همگرایی ملی خوانده میشد، با رهبری وی و بهطور طبیعی با الهام از عقاید جدیدش، از حزب سوسیال مسیحی متولد شد. کالدرا در فرصتهای مناسب سعی کرده بود که به عنوان نامزد حزب سوسیال مسیحی، پست ریاست جمهوری را احراز نماید ولی در هر مرتبه در انتخابات داخلی حزب با شکست روبهرو گردید و در پایان از حزب جدا شد و حزب همگرایی محلی را بنیانگذارد و از طریق همین حزب نیز به ریاست جمهوری رسید. البته نباید از نظر دور داشت که امکان این که کالدرا فقط از طریق حزب همگرایی ملی به ریاست جمهوری برسد وجود نداشت و بنابراین حزب جدید او به ائتلاف با 16 حزب چپی از حمله حزب جنبش به سوی سوسیالیسم، جنبش انتخابی مردم و حزب کمونیست ونزوئلا اقدام کرد.
حزب ارائهی وحدت و امیدواری جدید
در سال 1996میلادی خانم «ایرنه سایز» حزب ارائهی وحدت و امیدواری جدید را که به نام وی به ایرن مشهور است، تأسیس کرد و به عنوان نامزد آن حزب در انتخابات ریاست جمهوری آیندهی کشور شرکت کرد و لی رأی چندانی به دست نیاورد.
حزب برای همه
در ژانویه سال 1998 حزب برای همه که ارائهدهندهی یک جنبش ملی است، تأسیس گردید. این حزب شاخهای از حزب آرمان رادیکال میباشد که طرفدار سرسخت چاوز به حساب میآمد، ولی بعدها به دلیل اختلافات داخلی از ائتلاف دولت خارج شد.
حزب آپرتوراناسیول
در سال 1999 میلادی «مارس کارلوس آندرزپرز» حزب جدیدی به نام «آپرتوراناسیونال» تأسیس نمود که کاندیدای ریاست جمهوری آن «میکل رودریگز» بود.
جنبش جمهوری پنجم
در طول 40 سال گذشته، قدرت همواره بین احزاب سوسیال مسیحی و اقدام دموکراتیک دست به دست شده است. اما در اواخر سال 1998 میلادی، طوفان سیاسی این کشور را فرا گرفت و خشم و انزجار تودهی مردم از عملکرد احزاب حاکم در قالب حزبی نوین به نام جنبش جمهوری پنجم تجلی نمود و طومار چندین سالهی احزاب سنتی را در هم پیچید.
جنبش جمهوری پنجم، به رهبری هوگوچاوز، نه تنها توانست قوهی مجریه را از سلطهی احزاب سنتی پاکسازی نماید، بلکه با اتکا به پشتوانهی مردمی، با ایجاد اصلاحات بنیادی و ساختاری آنها را از آخرین مأمن و پناهگاهشان یعنی کنگره نیز بیرون نمود و به قدرت بلامنازع ونزوئلا تبدیل شد.
ائتلاف قطب میهنی
در دو سال اول زمامداری چاوز، ائتلاف قطب میهنی به عنوان قدرت بلامنازع صحنهی سیاسی به شمار میرفت. این ائتلاف توانست در انتخابات مجلس مؤسسان 123 کرسی از 131 کرسی را تصاحب نماید که این امر نماینگر محبوبیت مردمی آن میباشد. اگرچه دلیل عمدهی پیروزی این ائتلاف را باید محبوبیت شخصی چاوز دانست، ولی به دنبال طوفانی شدن منازعات سیاسی و اختلافات درونی، احزاب جنبش به سوی سوسیالیسم و حزب برای همه از ائتلاف خارج شده و سیاست مستقلی را در پیش گرفتند. از طرف دیگر با جدا شدن برخی از نمایندگان جنبش جمهوری پنجم از این حزب، ائتلاف قطب میهنی اکنون دارای وضعیت شکنندهای میباشد.