باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 45 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انسان لاروی و هیولاهای بلوند شکارچی
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

   ● نويسنده: آرتور - کروکر

مترجم: کامبیز - پارتازیان

 
 

ترسی نیست، دیگر چیزی در انسان باقی نمانده تا ترس برانگیزد، دیگر ترسی از آنچه انسان لاروی در پیش زمینه اجتماع می کند نیست . . .{1}

انسان لاروی رهبر خلاق سرمایه ي مجازی است که از گوشت مرده تغذیه می کند. او که خود مکانیسم(7) ماشین سرمایه است، آخرین برداشت کننده حواس آدمی نیز هست که سیستم عصبی انسان را به اعصاب دیجیتالی انتقال می دهد.

انسان لاروی، که نه کاملا مرده و نه از نظر مجازی زنده است، شامه تیزی برای بوی گوشت مرده دارد که زیر آوارهای الکترونیکی فرهنگ رسانه ای مدفون شده است. او به مانند ماشینی لاشخور که روی دور سریع تنظیم شده باشد، فرهنگ، موسیقی، مد، سکس، مواد مخدر و برهوت های احساسات انسانی را بو می کشد. هیچ سنگ فرهنگی بدون بازرسی، هیچ انرژی خیابانی از توجه وی دور نمی ماند، هیچ شورش رپی بیش از حد قانون شکن نیست، هیچ انتحار ناشی از ملالتی در مرکز خرید حومه شهر مقدس نیست. انسان لاروی انرژی زندگی را به توده های الکترونیکی پوسته فرهنگی مرده تبدیل می کند و به درون آن می خزد.

اکنون، نگاه خیره سینمایی، چشمان تلویزیونی، دو شاخه های مد و شبکه داده ای سیال به گوشت گسترده مرد لاروی می ماند.

او پوشش های بسیاری دارد. صورتش را با ماسکهای بسیاری می آلاید. او همه یک بینی تقویت شده است که در آنچه از زندگی مجازی باقی مانده است بو می کشد. او همه یک گوش بزرگ است که از میان طیف اصوات به صداهای درونی گوش فرا می دهد.

همانطور که نیچه در چنین گفت زرتشت اشاره کرده است: «او بسیار درباره یک چیز و هیچ چیز درباره همه چیز می داند»، {2}

مرد لاروی را از بالا که بنگریم همچون دوک باریک زیست ـ سیم به نظر می رسد که ارگانهای تخصیص یافته ادراک خود را به Trompe –l'oeil گوشت انسانی خویش متصل می کند. وی هماره در حال حرکت است زیرا تنها یک آینده دارد. اراده معطوف به سرعت همچون بیماری وی را در بر گرفته است. او فردی تصرف شده و گوشت تجاری تصرف کننده ای است. انسان لاروی روی پوست فرهنگ می خزد. او یک انگل/مهاجم است: تیپ شخصیتی تعالی طلب فرهنگ معاصر.

انسان لاروی هرگز تنها عمل نمی کند، ماشین گروهی است که در قالب دسته های شکار حرکت می کند. ما آنها را شرکت های بازاری، حکومت در زندگی عمومی، حفظ کننده گان نظم میان بی خانمان ها، شکارچیان فقرا، پاک کننده گان خیابانها از کودکان، فلفل پاشان به تظاهرکنندگان حقوق انسانی در کبک، پراگ، ژنوا، واشنگتن، کالگاری، تورنتو، مونترال، سیاتل؛ آزمایش کنندگان ژنهای انسانی، ماشین های نظارت، ماشین های اعتباری، ماشین های حافظه، ماشین های پیشگو، ماشین های نانو و ماشینهای پول می نامیم. او به کمک ماشین قدرتمند مرده که نیچه آن را «هیولاهای بلوند شکارچی» می نامید هدایت می شود. هیولاهای بلوند شکارچی، نژاد فاتح و مسلط برای جنگ سازماندهی شده و دارای توانایی سازماندهی است، که بدون درنگ پنجه های خود را روی ملتی می گذارد که از نظر شمار برتر اما فاقد یکپارچگی است. فرد روی چنین طبیعت هایی حساب نمی کند، آنها همچون سرنوشت بدون منطق، ملاحظه یا بهانه می آیند؛ آنها چنان رعد و برق ظاهر می شوند، بیش از حد وحشتناک، متفاوت، ناگهانی، بیش از حد متقاعد کننده...{7}

برخی از هیولاهای بلوند نیچه تحت لوای اعصاب دیجیتالی حکومت را ترک کرده و به تجارت خصوصی می پردازند. اعصاب دیجیتالی هیچ شیوه دیگری را نمی پذیرد، به انسانهای لاروی و هیولاهای بلوند شکارچی خود احتیاج دارد. به آنها پاداش می دهد، شیره آنها را می کشد، ثروتمند، قدرتمند، متکبر، برترشان می کند. باعث می شود تا احساس تعالی، احساس مجازی و تقریبا پسا انسان بودن، و توانامند بودن به انجام هرکاری کنند. او همانند سگ مجازی مشاهده گری تیزبین است که از نظر اخلاقی نابینا است.

او نیازمند چهره و فریاد انسانی، نیازمند فاتحینی سازمان دهی شده برای نبرد و با توانایی سازماندهی است.{4} او تنها یک چیز طلب می کند، و آن اینکه پنجه های مجازی خود را روی جمعیتی بگذارد که از نظر شمار برتر اما فاقد یکپارچگی هستند.{5}

اعصاب دیجیتالی یک ماشین جنگ است. بوی پلاسمای خورشیدی به مشامش خورده، و طعم تاریکی فضای کهکشانی را چشیده است، می داند که نمی تواند بدون تغذیه از گوشت انسان زنده شود. او یک آدمخوار داده ای است که از طریق کشیشان تارک دنیای خویش سخن می گوید: انسان لاروی و هیولاهای بلوند شکارچی.

این دوره، دوره گذار است. ما به اعصاب دیجیتالی بدل می شویم که هماناهدف ما، جهت گیری ارزش ما و آرمان زاهدانه ماست.

اراده معطوف به قدرت از هم می شکافد. یک بخش به سمت مجازیت پیش می رود، و دیگر قطب به عقب باز می گردد تا از گوشت فرهنگ بشری تغذیه کند؛ یک بخش رویای متصل شدن به سیستم عصبی دیجیتالی را می بیند، بخش دیگر اعصاب دیجیتالی را تجربه می کند. هر دو جهت های ارزشی مخالفی دارند. اما هر دو این جهت گیریها همچون بخش های منطق مشابه دیجیتالیته ضروری هستند. انسان لاروی و هیولاهای بلوند شکارچی در پیش زمینه ي اراده معطوف به قدرت دیجیتالی تجمع می کنند.

آنها از زخم های فرهنگ شکافته شده تغذیه می کنند.

قدرت قربانگرایانه: شکاف میان تکنیکهای مدیریتی مجازی و تادیب خشونت بار مقاومت کنندگان.

اذهان قربانگرایانه: شکاف میان زبان تکنوکراسی و ارزش سوء استفاده.

شخصیت های قربانگرایانه: لبخندهای چاپلوسانه توام با خصومت و بدخواهی برای افراد ضعیف و بی دفاع.

دانش شکافته: محاسبه گر اما فراموشکار، فرهنگ نهیلیسم، فرهنگ فریب، فرهنگ رپ، فرهنگ گوشت داغ شده.

تکنولوژی که از خود به تنگ آمده است به انسانی که از خود خسته شده است می پیوندد: نتیجه فرهنگ زامبی وار قرن بیست و یکم است. اما هنوز نیچه، هایدگر و مارکس را داریم که در پس زمینه زمزمه می کنند: سرمایه داری سرعت، جامعه تکنولوژیکی تحقق یافته و اراده معطوف به قدرت. و گاهی اوقات زرتشت نیچه با سه پایه بخاری(9) سخن می گوید:

زمین پوستی دارد، و آن پوست بیمار است. یکی از این بیماری ها انسان نام دارد.{6}

و گاهی اوقات نیچه با آینده ای که متولد نشده است، با انسان مجازی همچون خود ـ مغلوب کننده ـ یک عبور خطرناک، یک راهسپاری خطرناک، یک عقب نگری خطرناک، یک لرزیدن و بی حرکت ماندن خطرناک ـ سخن می گوید، و هیچ توهمی درباره بهایی که باید برای این مقاله پرداخته شود ندارد.{7}

حتی آنچه حذف می کنید در تار آینده نوع بشر دخیل است؛ حتی نیستی شما یک تار عنکبوت و عنکبوتی است که از خون آینده تغذیه می کند.{8}

زمانی که داغ اراده بر انسان زده شد، ما بیماری می شویم که با خون آینده زنده است.سگ آتش خور رضایت خود را اعلام می کند، گرچه شاید تنها به دنبال استخوانی دیگر در طول راه می گردد.

 

پی نوشت نویسنده:

{1} نیچه. تبارشناسی، ص.43

{2} نیچه. چنین گفت زرتشت،

{3} ایضا. ص. 86

{4} ایضا.

{5} ایضا.

{6} نیچه، چنین گفت زرتشت، ص.153

{7} ایضا. ص. 3

{8} ایضا. ص. 191

 

پی نوشت مترجم:

1 .Servo mechanism

2. واژه ای فرانسوی. سبک در نقاشی است.

3. Fire dog: می توان آن را به سگ آتش خور نیز معنی کرد. نویسنده در این متن از این ایهام استفاده می کند.

 

تماس با مترجم:

cambyze76@yahoo.com

 

 

    103 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   ديجيتاليسم (31)
●   سرمايه داري (127)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:25/10/1384

تاريخ شمسی نشر:25/10/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب