1. مفهومشناسى:
هر چیزى مىتواند چهار علت فاعلى، مادى، صورى و غایى داشته باشد[2] و مقصود ما از «هدف» در عنوان «اهداف آفرینش» همان علت غایى یا نهایت هر چیز در مسیر حرکت خویش است. که قبل از انجام به فعل تصور مىشود و در آخرین مرحله ظاهر مىشود.[3]
پس مقصود از اهداف آفرینش جهان، فرجام هستى است که در یک حرکت غیرارادى به سوى آن مىرود و منظور از هدف آفرینش انسان، غایت کمال اوست که فرا روى او تصویر شده است و انسان مىتواند با حرکت اختیارى خود بدان فرجام برسد.[4]
2. روششناسى:
بررسى و شناخت اهداف آفرینش مىتوان از سه روش استفاده کرد.
الف: روش عقلى: یعنى تحلیل ماهیت انسان و استفاده از برهانهاى عقلى و فلسفى براى بیان هدف نهایى انسان که ما را به کمال مطلق یعنى خدا رهنمون مىسازد.
ب: روش تجربى: یعنى تحلیل جهان بوسیله علوم تجربى و تعیین آینده جهان.
ج: روش وحیانى: یعنى با استفاده از روش نقلى و شهودى که در قرآن کریم آمده است رویکرد این نوشتار در تعیین هدف جهان و انسان، استفاده از روش وحیانى است.[5]
اهداف آفرینش جهان:
جهان مجموعهاى به هم پیوسته و پویاست که به سوى مقصدى در حال حرکت است، قرآن کریم آفرینش جهان را بیهوده و بىهدف و بازیچه نمىداند، بلکه کل جهان را هدفدار، براساس حق و عدل و در خدمت بشریت و براى دانایى انسان معرفى مىکند:
جهان هدفدار و حق مدار است نه بازیچه و بىهدف:
«وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا بَاطِلاً ذلِکَ ظَنُّ الَّذِین کَفَرُوا» (ص/ 27)
«و ما آسمان و زمین و آنچه در میان آندوست، بیهوده نیافریدیم، این گمان کافران است،...»
«وَمَا خَلَقْنَا السَّماوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ» (احقاف/ 3)
«و آسمان و زمین و آنچه در میان آندوست را جز به حق نیافریدیم.»
«وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لاَعِبِینَ لَوْ أَرَدْنَا أَن نَتَّخِذَ لَهواً لَاتَّخَذْنَاهُ مِن لَدُنَّا إِن کُنَّا فَاعِلِینَ» (انبیاء/ 16- 17)
«و آسمان و زمین و آنچه در میان آندوست، به بازیچه نیافریدیم، اگر (بر فرض) مىخواستیم که سرگرمىاى برگزینیم حتماً آن را از نزد خود بر مىگزیدیم، اگر (این کار را) انجام مىدادیم.»[6]
مقصود از آسمان و زمین، جهان هستى است و منظور از چیزهایى که بین آن دو است نعمتهاى الهى در طبیعت و موجودات زنده است.[7]
واژه «حق» در این گونه موارد به معناى هدفدار است،[8] در برابر واژه «باطل» که به معناى چیزى بىهدف است که محال است از خداى حکیم بوجود آید.[9]
و بازیچه (لعب) کار بىهدف است که هدف صحیحى ندارد،[10] و بیهوده (لهو) به معناى سرگرمى و هدفهاى نامعقول است. و در این آیات اشاره شده که بازى و بیهودهگرى با ساحت قدس الهى سازگار نیست و اگر بر فرض محال او سرگرمى مىخواست[11] این بازیچهها متناسب مقام او نبود.
آرى اگر مجموعه هستى را همراه با مبدأ و منتهاى آن در نظر بگیریم، جهان سیال، پویا و هدفدار است که براساس حق[12] و همراه حق و داراى هدف ثابت بوده[13] و فرجام آن پیروزى حق است.[14] بنابراین آفریننده جهان هستى در پى کار مهمى بوده است. و جهان را آفریده است تا موجودى شریف و با کرامت همچون انسان در آن پرورش یابد و راه کمال و سعادت را بپوید و حق را بر باطل پیروز گرداند.
الف: خلقت جهان براى انسان:
«الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالْسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلاَ تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْدَاداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (بقره/ 22)
«(خدا همان) کسى که زمین را بسترى و آسمان را بنایى براى شما قرار داد و از آسمان آبى فرو فرستاد؛ و بوسیله آن از محصولات رزقى براى شما بیرون آورد، پس براى خدا همانندهایى (معبودگونه) قرار ندهید، در حالى که شما مىدانید.»
و مشابه این آیه در سوره غافر/ 64 نیز آمده است.
براساس این آیات برپایى آسمان و آرامش زمین براى انسان و در خدمت اوست و نیز چرخه آب در طبیعت و حیات گیاهان براى روزى رسانى به انسان است، پس کیهان و طبیعت هدفمند آفریده شده و هدف آنها خدمترسانى به انسان است. پس لازم است انسان این نعمتها و نعمت آفرین را بشناسد و سپاسگزار او باشد و با شرک راهناسپاسى را نپوید.[15]
آرى انسانهاى کمال یافته و تربیت شده در پرتو آموزههاى الهى گل سرسبد خلقت هستند[16] که جهان براى آنها آفریده شده است.
همه چیز در خدمت انسان:
«خدا کسى است که آسمانها و زمین را آفرید؛ و از آسمان، آبى فرو فرستاد و بوسیله آن، از محصولات براى شما «روزى» بیرون آورد و کشتىها را براى شما رام گردانید، تا در دریا به فرمان او روان شوند؛ و نهرها را (نیز) براى شما رام نمود؛ و (منافع) خورشید و ماه را، که پیوسته روانند، براى شما مسخر گردانید؛ و شب و روز را (نیز) مُسخّرِ شما ساخت؛ و از آنچه خواستید به شما داد... (ابراهیم/ 32 - 34)
مشابه این آیات در سوره نحل آیات 5 - 14 و نیز نمل/ 60 و لقمان/ 20 و جاثیه/ 13 آمده است.
بخش نخست آیات سوره ابراهیم با آیه قبل (بقره/ 22) همان است اما بخشهاى بعدى آنها، تسخیر نعمتهاى متنوع براى انسان را بیان مىکند،[17] یعنى نعمت حرکت کشتىها بر اثر اختلاف وزن حجمى در دریا و نیز حرکت آبها در نهرها و حرکت ماه و خورشید و شب و روز همگى براى خدمت انسان است، تا انسان بر آنها چیره شود و از منافع آنها براى رسیدن به کمال و سعادت استفاده کند.
و در آیات سوره نحل/ 5 - 14 نیز از موارد زیر یاد شده است: آفرینش حیوانات براى انسان و خدمترسانى آنها به بشریت، نزول باران براى انسان، رویش گیاهان رنگارنگ براى او، تسخیر ماه و خورشید و ستارگان براى انسان، تسلط انسان بر نعمتهاى دریایى و استفاده متنوع.
آرى همه موجودات ریز و درشت هستى در خدمت انسان است و براى او خلق شده است پس هدف نهایى آفرینش جهان، سعادت و تکامل انسان است، تا نعمت آفرین را بشناسد و سپاس او گوید.[18]
ب: دانش افزایى بشر، هدف آفرینش جهان:
«اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماوَاتٍ وَمِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْمَاً»
«خدا کسى است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین (نیز) همانند آنها را؛[19] فرمان (او) در میان آنها فرود مىآید تااینکه بدانید که خدا برهر چیزى تواناست، و اینکه بیقین،علم خدا به هر چیزى احاطه دارد.» (طلاق/12)
در این آیه چند نکته جالب است:
اول اینکه هدف از آفرینش آسمانها و زمین (= جهان) را علم انسان معرفى مىکند، یعنى بالا رفتن آگاهى انسان (نسبت به صفات علم و قدرت الهى) آن قدر مهم است که هدف آفرینش جهان قرار گرفته است.[20]
آرى علم یکى از کمالات مهم انسانى است که معیار برترى انسانها بر همدیگر است.[21]
برخى مفسران معاصر نیز به این مطلب ذیل آیه فوق اشاره کرده و مىنویسند: «هدف از آفرینش عالم معرفت است،... چه تعبیر جالبى که هدف این آفرینش عظیم را آگاهى انسان از صفات خدا، از علم و قدرت او مىشمرد، که آگاهى از این دو صفت براى تربیت انسان کافى است.»[22]
دوم اینکه: در این آیه به بالاترین علوم یعنى خداشناسى اشاره شده است، که انسان از صفات الهى همچون علم و قدرت آگاه شود. آرى ارزش علم به معلوم آن است یعنى هر چه دانستههاى انسان ارزشمندتر باشد دانشمند آن علم، برتر است.
ج: معاد و عدالت اهداف آفرینش جهان:
«وَخَلَقَ اللَّهُ السَّماوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ» (جاثیه/ 22)
«و خدا آسمان و زمین را به حق آفرید، و تا هر کس به خاطر آنچه کسب کرده، جزا داده شود. در حالى که آنان مورد ستم واقع نمىشوند.»
علامه طباطبائى(ره) در مورد آیه فوق مىنویسند:
«آفرینش جهان براساس حق است نه باطل و بازیچه، یعنى براى این جهان فاسد شدنى، هدفى ثابت و جاوید در وراى آن وجود دارد،..... پس معناى آیه به این مطلب بر مىگردد که: خدا آسمانها و زمین را به حق و عدل آفرید و پیامد آفرینش به حق آن است که در وراى این جهان، جهانى دیگر باشد که موجودات در آنجا جاوید بمانند، و پیامد آفرینش به عدل آن است که هر شخصى براساس دست آورد خود، پاداش و کیفرى را ببیند که سزاوار آن است... و چون این مطلب در این جهان اتفاق نمىافتد پس در جهان دیگر (رستاخیز) خواهد بود.»[23]
همانطور که از آیات قبل نیز استفاده مىشد همه جهان براى انسان آفریده شده است، و انسانها دو گونهاند، برخى قدرشناس نعمتهاى الهى هستند و سپاسگزار مىشوند و برخى راه ناسپاسى، گناه و کفر و شرک در پیش مىگیرند، اما از آنجا که نظام آفرینش براساس حق و عدل است، و باید جهان به هدف خود برسد و هر کس عادلانه پاداش و کیفر خود را ببیند پس در فرجام جهان، رستاخیزى به پا مىشود و به نیکوکاران پاداش و به بدکاران کیفر داده مىشود. پس آفرینش جهان هستى هدف دارد و هدف و غایت آن معاد و اجراى کامل عدالت است.
پرسش: آیا جهان براى همه انسانها (تک تک آنان) خلق شده است، در حالى که برخى انسانها جنایتکار و ستمکارند؟
پاسخ: از مطالب قبل روشن شد که مقصود از جمله «آفرینش جهان براى انسان»، آن است که جهان براى خدمت به انسانهاى شایسته آفریده شده است هر چند که انسانهاى ناشایست که گاهى همچون حیوانات یا پستتر از آنان هستند،[24] نیز از این نعمتها استفاده مىکنند اما هدف اصلى آنان نیستند.[25]
آرى جهان همچون باغى است که باغبان براى پرورش گلها آن را آبیارى مىکند ولى علفهاى هرز نیز از آن بهرمند مىشوند.
جمعبندى و نتیجهگیرى:
از آیات مربوط به اهداف خلقت جهان استفاده مىشود که:
اولاً جهان بىهدف و بیهوده و بازیچه آفریده نشده است.
ثانیاً جهان براساس حق آفریده شده و هدفدار است.
ثالثاً نعمتهاى جهان براى خدمت به انسانهاى شایسته آفریده شده است تا از آنها در راه کمال و سعادت و دانشافزایى خود استفاده کند.
رابعاً غایت و نهایت جهان برپایى رستاخیز و نظام عدل است تا هر کس به جزاى عمل خویش برسد.
نتیجه اینکه: جهان هستى با هدف خدمتگزارى به بشریت برپا شده است و این جهان در مسیر حرکت خویش، نهایت و غایتى به نام معاد دارد، که عدالت کامل در آنجا اجرا مىشود.
و این پیامد حقانیت جهان و عدالتى است که جهان براساس آنها پایهگذارى شده است.
ادامه دارد ...