باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 50 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
رهيافت كاركردگرايانه در جامعه شناسي دين(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سيد محمد تقي - موحد ابطحي

منبع: روزنامه - ایران

 
 

دين پژوهي شاخه يي گسترده از معرفت بشري است كه دين را موضوع شناخت خود قرارداده. جست وجوي تاريخچه دين پژوهي يقيناً ما را به عهد باستان خواهد كشاند چرا كه دينداري يكي از مشتركات بين تمام اقوام و ملل در تمام اعصار بوده و بالطبع تحقيق پيرامون چيستي آن هم دغدغه انسانهاي متفكر نخستين بوده است. محققان در مطالعه دين با اتخاذ ديدگاهي خاص به تحقيق درباره دين مي پردازند. اتخاذ ديدگاه، روشهاي پژوهشي، دامنه و محدوديتهاي موضوع، محتوا و ابزار مفهومي خاص آن پژوهش را در اختيار محقق قرارمي دهد. اين سلسله اصول و پيش فرضهاي مفهومي، ابزاري و روشي، به صورت آگاهانه و ناخودآگاه در فرآيند و نتيجه تحقيق تأثير خواهد گذارد.

رهيافتهاي مختلفي كه در عرصه دين پژوهي وجود دارند عبارتند از:

رهيافت مردم شناختي، پديدار شناختي، روانشناختي، جامعه شناختي و فلسفي كه در تحقيق حاضر رهيافت جامعه شناسانه مورد بررسي قرارخواهد گرفت.

 

رهيافت جامعه شناسي در دين پژوهي

در اين ديدگاه، دين موضوعي مربوط به نهادهاي اجتماعي و شعاير و آيين هاست. به نظر بسياري از جامعه شناسان، دين در حيات بشري در خلأ فردي و در انزواي كامل از محيط اجتماعي و نفي ارتباط با ديگران پديد نيامده است و اگر هم درمواردي در حدوث و ظهور نخستين چنين بوده، در بقا و گسترش خويش اين چنين نبوده است. وقتي يك دين در تحقق خارجي خود وارد عرصه هاي اجتماعي و تعاملات اجتماعي مي شود، جامعه شناس هم به خود اجازه مي دهد كه با روشهاي خود، تحليلي درباره ماهيت و آثار دين و دينداري داشته باشد و به تعبير بهتر اين بررسي براي يك جامعه شناس امري ضروري است.

در سنت جامعه شناسي، درباره دين عمدتاً دو سؤال مطرح است:

يكي اينكه چرا يك چنين باورداشتها و عملكردهايي بايد وجود داشته باشد؟ ريشه آن كجاست؟ و چرا نقشي تعيين كننده در فرهنگ و جامعه دارد؟

سؤال دوم اين است كه چرا اين باورداشتها و عملكردها يك چنين صورتهاي گوناگوني به خود گرفته اند؟

درباره نقش اجتماعي دين، دو رويكرد عمده در ميان متفكرين غرب قابل تشخيص است:

يك رويكرد كه ريشه در نظريه عرفي شدن (secularism) دارد و از آبشخور عقلاني شدن (Rationality) سيراب مي گردد، معتقد است كه دين و اعتقادات ديني مربوط به دوران كودكي بشر و جوامع سنتي است.

رويكرد دوم، ضمن اينكه روند عقلاني شدن جوامع را نفي نمي كند، براهميت نقش دين در جامعه تأكيد مي كند و همچنين بر عدم امكان دستيابي به جايگزين مناسب براي پركردن خلأ ناشي از عدم دين در جوامع مدرن، اذعان مي نمايد.

 

رويكرد كاركردگرايانه در جامعه شناسي دين

پژوهشگران در عرصه جامعه شناسي دين، نظريات بسياري ارايه نموده اند. يكي از جنجالي ترين اين نظريات رويكرد كاركردگرايانه در جامعه شناسي دين مي باشد. دليل عمده روي آوردن به تبيين كاركردي در تحليل مناسبات ديني اين است كه جامعه شناساني كه در حوزه دين پژوهي به تحقيق مشغول بودند مشاهده كردند كه در جامعه دينداران، رفتارهاي منظمي به چشم مي خورد كه برحسب نيات آن افراد قابل تبيين نيست و در عين حال اين رفتارهاي منظم به گونه يي هستند كه گويا غايات خاصي را در جامعه تأمين مي نمايند. اين امر باعث شد تا اين دسته از محققين، باورها و انديشه ها و رفتارهاي موجود در اجتماع را برحسب غايات مورد نظر تبيين نمايند. در اين نوع تبيين، موضوع پژوهش پيوستگي و كليت اجزا و عناصر يك كل (يعني جامعه ديني) و نقش اجزا در اين پيوستگي مي باشد. به عبارت ديگر مي توان گفت كه هدف از دنبال كردن اين شيوه نگرش بررسي رسوم اجتماعي و آشكار كردن كاركردهاي اجتماعي اعتقادات و رفتارهاي ديني مي باشد.

 

بستر پيدايش و رشد كاركردگرايي

خطوط پراكنده و ريشه هاي چنين تبييني را مي توان در انديشه هاي افلاطون و ارسطو نيز يافت. در عرصه جديد، آگوست كنت كه بنيانگذار جامعه شناسي معرفي شده به نقش و كاركرد دين در وحدت بخشي اجتماعي معترف بوده است. كنت كه از بحران اجتماعي عصر خود هراسان بود و جامعه را نيازمند يك اقتدار يا قدرت تنظيم كنندگي مي دانست، به نقش دين به عنوان عامل وحدت بخش اجتماع اعتراف نموده است. از طرفي رويكرد علمي كنت باعث شد تا وي صورت و محتواي دين موجود را نپسندد و به خلق صورت مذهبي تازه يي همت گمارد. در دين پيشنهاد شده توسط كنت، جامعه شناس كه ابزار تحليل علمي و فهم اصولي وحدت و انسجام اجتماعي را در اختيار دارد بلندپايه ترين كاهن آيين معرفي گرديده. كنت براين اساس كليسا، مناسك و لباس… مذهب اثبات گرايي را بنيان نهاد. در حال حاضر يكي از دو شاخه مذهب اثبات گرايي هنوز هم پابرجاست، اسپنسر، داروين، مالتوس، ماركس و … از انديشمنداني هستند كه به وضوح به نقش و كاركرد دين در آثار خود اشاره داشته اند.

اما امروزه تاريخ نگاران اجتماعي، اميل دوركيم را بنيانگذار كاركردگرايي عصر جديد معرفي مي كنند. وي تحت تأثير دلمشغولي هاي قرن نوزدهم، مخصوصاً در عرصه زيست شناسي، با استخدام واژگان اين شاخه علمي و با بهره گيري از انديشه ها و آراي طرفداران نظريه اندام وارگي به تحليل پديده اجتماعي دين پرداخت. انديشه هاي دوركيم نفوذ بسياري بر رشته جامعه شناسي داشته و بسياري از جامعه شناسان و انسان شناسان از اين رهيافت براي بررسي پديدارهاي اجتماعي دين بهره گرفته اند كه مي توان به ردكليف براون، مالينوفسكي، رابرتسون، اسميت و … اشاره نمود. البته تفاوتهايي در حواشي و فروع، بين اين پژوهشها و انديشه دوركيم قابل مشاهده است. براي مثال دوركيم باورداشتهاي ديني را بيان نمادين يك سري حقايق عيني مي دانست. درحالي كه براون آنها را توهم و خطا معرفي كرده و معتقد بود اين باورداشتهاي نادرست و عملكردهاي خطاآميز، با وجود نادرستي شان، كاركردهاي اجتماعي ارزشمندي داشته اند. دليلي كه باعث شده اين دسته پژوهشگران، با وجود چنين اختلافهايي ذيل يك رهيافت معرفي گردند، اين است كه تمام اينها در نهايت بر كاركردهاي دين تأكيد مي كنند نه بر ماهيت و منشأ دين و عقايد و مناسك ديني.

پس از ارايه نظريه كاركردگرايي وتسلط نسبي آن در نيمه اول قرن بيستم، با توجه به تغيير و تحولات عام و مطالعات جديد و ارايه نظريات تازه، اين رويكرد مورد انتقاد شديدي قرارگرفت ولي امروزه، ديدگاههاي تركيبي همچون نظريه كاركردي ـ ساختي مقبوليت بسياري در بين جامعه شناسي آن دارد.

 

اهميت بررسي رويكرد كاركردگرايي در ايران

پس از پيروزي انقلاب ايران، با توجه به اينكه دين به عنوان يك نهاد قوي، وارد حوزه كلان فعاليتهاي سياسي و اجتماع گرديد و اداره حكومت و اجتماعي را برعهده گرفت و صدور انقلاب را هم سرلوحه آرمانهاي خود قرارداد، مسأله كارآمد بودن دين در اداره ابعاد مختلف جامعه و قدرت و توانايي آن در ايجاد تحول و تكامل همه جانبه، جايگاه خاصي در مباحث نظري و كاربردي پيدا كرد. درباب ضرورت بررسي در مبادي نظري و كاربردي اين نظريه بايدگفت كه چنين رهيافتي در تحليل برخي پژوهشگران درباره دين و نهادها و مناسك ديني به چشم مي خورد.

ازطرف ديگر به دنبال سپري شدن سالهاي پرالتهاب انقلاب و جنگ و شروع دوران بازسازي و توسعه، مباني انسان شناسانه و جامعه شناسانه توسعه پايدار از مباحث محوري تلاشهاي نظري محققان گرديد. در اين پژوهش ها انديشه ورزان دريافتند كه در بين نهادها و فعاليتهاي اجتماعي هيچ نهاد يا فعاليتي را نمي توان يافت كه مانند نهاد و فعاليتهاي ديني اين همه تنوع و تفاوت داشته و اين آثار و نتايج اساسي را در كل اجتماع به بار آورده باشد. مطالعات انسان شناسانه و جامعه شناسانه و پژوهش هاي ديني و بررسي صور و هنجارهاي گوناگون ديني در اقشار مختلف دينداران اين تلقي را در برخي از انديشمندان و پژوهشگران ايجاد كرد كه گويا نهادها، عقايد و اعمال ديني به قصد خاصي به وجود مي آيند و تنوع آنها ناشي از كاركرد آن نهادها در جوامع مختلف مي باشد. اين امر برخي از پژوهشگران را تحريك نمود تا تحليلهاي خود را در باب مقبوليت و توجيه پذيري نهادها و باورها و رفتارهاي اجتماعي و ديني و همچنين تصميم گيريهاي خود درباره حفظ يك نهاد يا اصلاح و تخريب نهادي ديگر براساس نقش آن در جامعه ارزيابي نمايند.

براي مثال دو رويكرد متفاوت در مقاطع مختلف پس از پيروزي انقلاب نسبت به برخورد با فرق متصوفه و فعاليتهاي آنها وجود داشته و احتمالاً اعمال اين دو رويكرد به صورت متناوب ادامه خواهد داشت. در مقاطعي از زمان دست اندركاران امور اجتماعي مي انديشيدند كه بخشي از فشارهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، تربيتي و روحي بخوبي در چنين تشكلهايي خنثي مي گردد و چنين امري به حفظ و انسجام اجتماعي مملكت كمك خواهد نمود. با وجود چنين رويكردي در آن مقطع شاهد افزايش فعاليتهاي ظاهري اين گروهها در سطح جامعه بوديم. در مقطع ديگري تحليل ها اين گونه هدايت شدند كه تفكرات اساسي اين فرق مي تواند ذهنيت سازنده و پوياي جو انان را تخريب كند و اين امر در كل باعث فروپاشي نظم اجتماعي خواهد شد و به همين خاطر از فعاليت رسمي و علني گسترده فرق مختلف متصوفه جلوگيري به عمل آمد.

در اين نحوه از تحليل (كاركردي)، چون هر تحقيقي، محقق از يك سري پيش فرضها و اصول و روشهاي تحقيقي خاصي بهره مي گيرد. اين تحقيقات به دو شكل تحت تأثير چنين مفروضات پيشيني قرارمي گيرد. در حالت اول محقق يكسري اصول را مي پذيرد و با عنايت به آنها درصدد اثبات يكسري از امور و تبيين برخي مسائل برمي آيد. درحالت ديگر پژوهشگر به صورت ناآگاهانه يك سري از امور را مسلم پنداشته يا آنها را بي نياز از تحقيق و اثبات دانسته است. در هر دو حالت اين پيش فرضها، در امر تحقيق تأثيرگذارده و در نتيجه، دستاوردها و قوانين و راهكارهاي علمي ارايه شده، تماماً متكي بر اين اصول خواهند بود. از اين روي با دگرگوني و تحول در اين پيش فرضها و اصول و ابزارهاي مفهومي و روشي نتايج هم دگرگون خواهند شد.

از آنجا كه دين اسلام و فرهنگ ملي ايران، داراي نگاهي به جهان، انسان و اجتماع مي باشدو بالطبع برخي اصول اساسي جهان بيني هاي ديگر را برنمي تابد، ضرورت دارد كه مباني فلسفي نظريه هايي كه در تحليل هاي مختلف علمي، جامعه شناختي و… پيرامون دين با هر موضوع ديگر به كاربرده مي شود را بدقت بررسي نمودو آنها را با موازين فكري فرهنگي ديني خود سنجيد و متوجه نحوه تأثير پيش فرضهاي غيرخودي بر دستاوردهاي تحقيقي بود.

 

ادامه دارد ...

 

    245 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جامعه شناسي دين (13)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:09/02/1387

تاريخ شمسی نشر:05/02/1380
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب