باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 53 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نقش زبان در تمدن ايراني
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


ايرانيان بودند كه نور را اساس زندگي و ذره را جزء لاينفك عالم هستي بشمار آورده بودند. باز هم حكيمان ايراني بودند كه انسان را بزرگترين مخلوق عالم هستي، داراي قدرت و توانايي بي حدّ و حدود توصيف نموده بودند كه قادر است كه به تمام سر و اسرار زمين و آسمان پي برد و در سير و تكامل خود به خداي تعالي برسد و به زندگي ابدي و دائمي راه پيدا كند.

 
   ● نويسنده: عليرضا - كسائي

منبع: ماه نامه - همشهري ديپلماتيك - 1384 - شماره 81

 
 

حق نظر حق نظراف مؤلف كتاب نقش ايرانيان - تاجيكان در تاريخ و فرهنگ جهان، عضو وابسته آكادمي علوم انستيتوي شرق شناسي مي باشد. اين كتاب در ابتدا به تاريخچه ايرانيان آريايي و دست آوردهاي فرهنگي آنان در عهد باستان اشاره كرده و به طور مبسوط به كاميابي هاي هخامنشيان، توران، پارت ها، كوشانيان و دولت ساسانيان پرداخته است.

فصل دوم به نقش عمده ايرانيان - تاجيكان در رشد و توسعه تاريخ و فرهنگ اختصاص يافته است. نويسنده يكي از دوره هاي شكوفايي علم و معرفت ايراني را دوره حكومت سامانيان مي داند و با يك نگاه مثبت سهم ايرانيان در توسعه علوم فيزيك و شيمي، جغرافيا و طبيعت شناسي، فلسفه و تصوف مورد ارزيابي قرار مي دهد.

فصل سوم كتاب در ابتدا با بررسي اجمالي علل عقب ماندگي شرق، به روند نزولي تمدن ايراني در قرون وسطي و به احيا و شكوفايي تمدن ايراني در عصر حاضر پرداخته است. اين كتاب مشتمل بر 480 صفحه به خط سريليك بوده كه با فهرست منابع و ادبيات موضوع، به اتمام مي رسد و خلاصه اي از آن به شرح ذيل مي باشد:

نويسنده معتقد است، مطالعة تاريخ كشور ايران باستاني ما و مردم نجيب و فرزانة آن بار ديگر اثبات مي كند كه مــا هـنوز از گذشتـه هاي بسيار دور آن چنـدان آگاهـي درست نداريم زيرا پيدايش تفكر والاي اوستايي، كه سـه اصل بنيادي انساني گفتار نيك، رفتار نيك و پندار نيك را در بر مي گيرد، هنوز به مثابـة يك معمّا باقي مـانده است، طبيعي است كه چنين حكمت بزرگ بشري نمــي توانست در جامعة بدوي عاري از فرهنگ عرض اندام نمايد و صرفا تمدن بزرگ آريايي ايران زمين است كه مي تواند بستر چنين شكوفايي باشد. براي تصديق اين ادّعا حجّت موثّق همانا اوّلين اعلامية حقوق بشر است ، كه از طرف كورش كبير منتشر شده و در آن آمده است: من.تا روزي كه زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من ارزاني كرده، هرگز فرمانروايي خودرا به هيچ مردمي به زور تحميل نكنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است كه مرا به شاهي خود بپذيرد يا نپذيرد. ...من نخواهم گذاشت كه كسي بر ديگري ستم كند و اگر كسي ناتوان بود و بر او ستمي رفت، من از وي دفاع خواهم كرد و حق اورا گرفته به او پس خواهم داد و ستمكاران را به كيفر خواهم رسانيد... من اعلام ميكنم كه هر كس آزاد است، هر دين و آييني را كه ميل دارد برگزيند و در هر جا مي خواهد سكونت نمايد و به هرگونه كه معتقد است عبادت كند و معتقدات خودرا به جاي آورد و هر كسب و كاري را كه مي خواهد انتخاب كند، تنها به شرطي كه حق كسي را پايمال نكند و زياني به حقوق ديگــران وارد نسازد

در دولت هخامنشيان تمام كشورهاي متمدن شـرق كه بيش از 49 مليت آن زمان را شامل مي شدند، حق و حقوق هـر كدام آنها، دين و آئين و سنـت هاي ملي آنها به طور يكسان محترم شمرده مي شد و اين مطلب در آثار خطــي و انواع نوشته هاي كوه بيستون زمان داريوش مشخص است.

بر خلاف دولتهاي مقتدر پيشين كه غارتگري و تاراج مال مردم هدف آنها بود، هخامنشي ها و ديگر خاندان ايراني، به چنين اعمال منفور دست نزدند، پرستشگاه ها و مكان مقدس مردم را محترم مي دانستند. مثال درخشان اين ادعا همانا آزاد كردن يهوديان مي باشد كه اين مطلب حتي در تورات ذكر شده است.

نويسنده معتقد است اين تمايزات و برتري هاي ايرانيان آريايي نسبت به ديگر ملل جهان، از تعليمات زرتشتي منشأ مي گرفت و آنان نسبت به دستاوردهاي علمي و فرهنگي هيچ كدام از مردمان و كشور هاي دورو نزديك اصلاً تعصب، افراطگري و تنگ نظري نداشتند و چنانكه انوشيروان عادل در مورد گسترش فعاليت فرهنگستان جندي شاپور يادآور شده است: از جملة بزرگترين و زيباترين زيورهايي كه سلطنت يك پادشاه را مزين مي سازد آن است كه به حق اعتراف نمايد و علم و دانش را محترم داشته، به آن تعظيم و از آن پيروي كند و بزرگ ترين اعمال مضري كه به پادشاه زيان مي رساند، آن است كه از فرا گرفتن دانش و معرفت بدش آيد و نسبت به علم نخوت و غرور ورزد و در فرا گرفتن علم از ديگران تعصب دامنگيرش شود، زيرا تا كسي علم را از ديگري نياموزد، چگونه دانا شود .

با راهبري ايرانيان آريايي، فرهنگستان جندي شاپور به عنوان اولين الگوي همكاري صادقانة اهل علم و معرفت و دانشمندان ملل متمدني چون يوناني ها، آشوريها، هندوها، ايرانيان و غيره به شمار مي رود و آنها در نتيجة مبادله و معاوضة دستاوردهاي علم و دانش به پيشروي همه جانبه نائل شدند و سروري اين عمل را ايرانيان انجام مي دادند. حجّت موثّق اين مدعاي علم دوستي ايرانيان آريايي، كلمات قصار حضرت محمّد(ص) مي باشد كه فرموده بودند اگر دانش بر گردن آسمان درآويزد، قومي از مردمان فارس در آن نايل مي آيند و آن را به دست مي آورند . لذا مي توان چنين نتيجه گيري نمود كه فضيلت خواهي و دانشمندي ايرانيان قبل از زمان انتشار دين مبين اسلام در جهان متمدن شناخته شده بوده است.

بعد از شكست دولت ساسانيان، در روند تاريخي و فرهنگي ايرانيان توقف و يك خلأ به وجود آمد اما باز هم پس از آنكه خاندان عباسيان در نتيجة جنبش ابو مسلم خراساني در بغداد بر سر قدرت آمدند و ايرانيان شريك دولت آ نها قرار گرفتند، با آمدن اسلام در اثر آميزش و هماهنگي ارزش هاي تاريخي و فرهنگــي ايرانيان با دين مبين اسلام، يك تحول عظيم سياسي، اجتماعي و فرهنگي به عمل آمد و ايرانيان پيشاهنگي خودرا دوباره به دست آوردند . در پيروي از فرهنگستان جندي شاپور، به ابتكار برمكيان در بغداد، مركز عـلمي ، تحقيقاتي بيــت الحكمة تأسيس شد كه مصدر پيشروي هاي علمي و فرهنگي اين دوره به شمار مي رود.

سنت  هاي ملي و فرهنگي ايرانيان نمي گذاشت كه آنها برتري جويي ديگر اقوام را بر خود تحمل نمايند لذا آنها براي برپا نمودن دولت هاي ملي، استقرار زبان مادري و سنت هاي فرهنگي خود، به مبارزه و مجاهدة پيگيرانه پرداختند و به تأسيس نمودن دولت هاي ملي ايراني از قبيل طاهريان، صفاريان، سامانيان ، ديلميان و غيره موفق شدند. در ميان همة آنها سامانيان جايگاه ويژه اي دارند. آنها افتخارات و اصل و نسب خودرا به ساسانيان پيوند مي دهند و ادامة سنت هاي دولت داري و فرهنگي اجداد خود يعني هخامنشي ها و ساسانيان را الگوي خود قرارداده بودند. با حمايت و توصيه اين سلسله ايراني، ابوالقاسم فردوسي به تأليف شاهنامه پرداخت.

در ادامه نويسنده معتقد است ، پس از آنكه آزادي دين و آئين از طرف خليفه متوكل (848-861) محدود شد و مذهب تسنن به عنوان مذهب رسمي و دولتي شناخته شده، پيروان ساير اديان مورد تعقيب و شكنجه قرار گرفتند. لذا بسياري از دانشمندان ايراني و غير ايراني به خراسان و ديگر ملك هاي قلمرو دولت سامانيان پناه آوردند و فعاليت علمي و ادبي خودرا ادامه دادند. بنابر اين در آن زمان علوم مختلف ديني و عقلي رواج و رونق زيادي يافتند. ايرانيان ضمن پايبندي به سنتهاي ملي خود در حوزه علوم دقيقه از جمله رياضيات و جبر و مثلثات كشفيات زياد انجام دادند. اختراع حساب هاي دهدهي، معادلات چهار مجهولي و كسرهاي اعشاري و مرتب ساختن تقويم به آنها منسوب مي باشد.

ايرانيان بودند كه نور را اساس زندگي و ذره را جزء لاينفك عالم هستي بشمار آورده بودند. باز هم حكيمان ايراني بودند كه انسان را بزرگترين مخلوق عالم هستي، داراي قدرت و توانايي بي حدّ و حدود توصيف نموده بودند كه قادر است كه به تمام سر و اسرار زمين و آسمان پي برد و در سير و تكامل خود به خداي تعالي برسد و به زندگي ابدي و دائمي نائل گردد. تعليمات تصوف اهل بشر را مخاطب قرار داده، تشويق و ترغيب مي كردند كه براي رسيدن به اين هدف نهايي، تكميل بلاتوقف عقلي و نفسي انسانيت شرط اول دانسته مي شود. ژ

جاي تأسف است كه تمدن بزرگ سياسي و اجتماعي و پرواز عقلي و تفكري كه ايرانيان در چند قرن اول گسترش اسلامي به دست آورده بودند بعداً در نتيجة تعصبات، استيلاگريهاي پي در پي ترك ها و مغول ها، استبداد حاكمان فئودالي، استعمارگريهاي دولتهاي غربي، از رواج و رونق باز ماند و روند تاريخي و فرهنگي ايران زمين متوقف گرديد و دچار انقراض و تنزل عظيم شد وكار به جايي رسيد كه آسياي مركزي در قرن 17 - 18 به عقب مانده ترين منطقه جهان تبديل شد.

پس از آنكه كشورهاي شرق اسلامي با ممالك غرب سرمايه داري مستقيماً روبرو شدند، تفاوت عظيم بين دوقطب آشكار گشت و دانشمندان در پي جستجوي عوامل عقب ماندگي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورهاي شرق و پيشروي ها و شكوفايي هاي ممالك غرب شدند. لذا دانشمنداني چون سيد جمال الدين اسدآبادي براي بازيابي هويت تمدني قد علم كردند. به همين دليل است كه سيد جمال الدين مصلح و پيشاهنگ نهضت تجدد اسلامي و جنبشهاي ملي و آزادي خواهي كشورهاي شرقي به شمار مي رود. ژ

در آن زمان همه ممالك اسلامي به مستعمره ممالك غرب مبدل شده بودند و وي همه ملل اسلامي را به اتحاد فرا خواند و تنها راه رهايي از استعماررا مجاهده دستجمعي دانست تا به نحوي عقب ماندگي ملل شرق خاتمه يابد. بر اين اساس است كه سيد جمال الدين پيشواي جنبشهاي ملي و آزادي خواهي و پيشاهنگ همة نهضت هاي مشروطه خواهي شرق شناخته شده است.

ريشه هاي انقلاب اسلامي ايران، در انديشه هاي سيد جمال الدين نهفته است. تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي و مردمي ايران، اين تفكر وجود داشت كه تنها راه رشد و توسعه يا سرمايه داري غرب و يا سوسياليستي شرق است. اگرچه در كشورها و ملت هاي شرق اسلامي اين دو رويكرد را نفي مي كردند، اما تنها انقلاب اسلامي ايران در عمل ثابت كرد كه راه سومي نيز وجود دارد، لذا انقلاب اسلامي و مردمي ايران به رهبري حضرت آيت ا... امام خميني (ره) به وقوع پيوست. جمهوري اسلامي ايران در سال هاي موجوديت خود، در حيات سياسي، اجتماعي و فرهنگي، كاميابيهاي چشمگيري به دست آورده است. اين كشور ضمن حفظ و پيگيري سنتهاي ملي خود، با توصيه رئيس جمهور وقت ايران موضوع مصالحة بين المللي و گفتگوي تمدن هارا به ميان آورد و در حضور اعضاء سازمان ملل متحد مطرح كرد كه از طرف جامعه جهاني به يكباره پذيرفته شد.

 

 

    134 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تمدن ايران (20)
●   زبان فارسي (55)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/10/1384

تاريخ شمسی نشر:00/00/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب