فردا سوم ارديبهشتماه روز بزرگداشت شيخ بهايي است.
ميرجلالالدين كزازي در گفتوگو با خبرگزاري ايسنا درباره شيخ بهايي گفت: بهاءالدين محمد عاملي كه به شيخ بهايي نام برآورده است، يكي از برجستهترين چهرههاي فرهنگي ايران در روزگار صفويان است.
اين استاد دانشگاه در ادامه تصريح كرد: هر چند كه نامداري اين بزرگمرد بيشتر در پهنههايي جز سخنوري و زبانآوري است، ما او را بيش به پاس دانش شگرف و انديشههاي جهانشناسانهي وي ميشناسيم.
اين پژوهشگر ادبيات افزود: بزرگترين كرداري كه از شيخ بهايي چهرهاي دگرسان ساخته، پيوند دادن برون و درون دين يا شريعت و طريقت است. در آن هنگام كه ديندان بوده است، مرد شريعت به دبستانهاي راز و آيين نهانگرايي نيز بوده است؛ از اين رو شيخ بهايي را ميتوانيم با چهره نامدار آن روزگار ملاصدرا بسنجيم.
وي در ادامه تأكيد كرد: با اين همه شيخ بهايي دستي هم در ادب داشته است. سرودههاي او در چنين مثنوي به گونهاي است كه ميتوان شيخ بهايي را در كنار ديگر شايستگيها و والاييهايش سخنور نيز به شمار آورد.
شاعر مجموعه "بيكران سبز" دربارهي زبان شعري شيخ بهايي نيز گفت: زبان شعري شيخ بهايي روشن و روان است؛ حتا اين زبان به گونهاي است كه ميتوان بر آن بود كه شيوهاي ديگرخوان را در روزگار صفويان پديد آورده است.
كزازي در بيان تفاوت زبان شعري شيخ بهايي با همعصرانش اظهار داشت: با آنكه در آن روزگار سخن پارسي در راهي نو درافتاده بود، كه آن را دبستاني پردامنه و بنيادين در تاريخ شعر ايران ميدانيم و آن را سبك سپاهاني يا هندي ميناميم، در سرودههاي شيخ بهايي از هنجارها و ويژگيهاي اين دبستان چندان نمود و نشاني نيست؛ و آن انديشههاي نغز و باريك و ديرياب كه در سرودههاي سپاهاني ديده ميشود، در سخنان شيخ بهايي فراديد ميآيد، نه آن شگردهاي ديگر ادبي كه سخنوران پيرو اين دبستان در سرودههاي خود به كار ميگيرند.
وي همچنين متذكر شد: شيخ بهايي حتا در كالبد چندان به سخنوران سپاهانيسرايي پيوندي ندارند. ميدانيم كه كالبد فراگير در دبستان سپاهاني غزل است؛ اما پيشينه سرودههايي كه پيوستهها و يا مثنوي است، كالبد شعر او را ميسازد.
كزازي معتقد است: شعرهاي شيخ بهايي از ديد پيام و اندرون كار شگرفي است. او ميكوشد شريعت و طريقت را در سرودهاي خود با هم پيوند دهد؛ از اين رو او را ميتوان نمونهاي از ادباندرزي و آموختاري دانست.
وي در ادامه اذعان كرد: شيخ بهايي از آن سخنوران نيست كه به پاس دل خود يا براي آفرينش زيبايي شعر بسرايد؛ شعر نزد او ابزاري است كه ميخواهد به ياري آن باورها و انديشهها و ديدگاههاي خود را بگستراند و با ديگران در ميان بنهد. جد اين پايه سرودهاي او از آن گونهاي است كه در ادب پارسي آن را شعر انديشه ميناميم، در برابر آنچه كه بدان شعر انگيزه ميگوييم. همواره اين ساختار پيامگرايانه و دروني را بيشتر در مثنويهاي او ميبينيم؛ مثنويهايي از گونه نان و پنير، رموز اعظم، نان حلوا و .. كه شيخ آنها را به پيروي از رازنامه سترگ مولانا جلالالدين - مثنوي - سروده است.
كزازي يادآور شد: شيخ بهايي همچنان كه اگر كلان بنگريم، بيش از همه سخنوران پيش از خود از شاعران درويشكيش بهره برده است؛ اما از سويي ديگر شيخ بهايي را در اين كه شاعري اندرزگر است، ميتوانيم متأثر از سعدي سترگ بدانيم، يا حتا از نگاهي بسيار فراختر او را با ناصرخسرو بسنجيم.
اين نويسنده همچنين خاطرنشان كرد: از بين "شاعر عارف" و "عارف شاعر" اگر ناگزير باشم يكي از اين دو را بپذيرم، از ديد من شيخ بهايي عارف شاعر است؛ زيرا سرودههاي او به راستي از ديد ادبي به هيچ روي همسنگ سرودههاي استادان بزرگ سخن پارسي نيست و اين از آن رو است كه شيخ بهايي در انديشه آن است كه ديدگاهها و خواستههاي خود را با خواننده سرودهايش در ميان بگذارد.
وي تاكيد كرد: اما به هر شيوه زبان او آنچنان پژمرده افسرده نيز نيست كه خواننده سخندوست را از پيگرفت سرودههاي وي بيزار بگرداند.
جلالالدين كزازي ويژگي برجسته در سرودههاي شيخ بهايي را زبان شوخ و طنزآلود دانست و افزود: از نامهايي كه نيز بر مثنويهاي خود نهاده است، اين شوخطبعي را ميتوان ديد.
اين پژوهشگر حوزه ادبيات در پايان خاطرنشان كرد: ما هنوز آنچنان كه ميسزد، انديشه ايراني را در روزگار صفوي نميشناسيم؛ با اين كه آن روزگار در تاريخ فرهنگ و ادب ايران جايگاهي برجسته دارد. شيخ بهايي هم مانند ديگر بزرگان صفوي بدانسان كه شايسته اوست، شناخته نيامده است و سنجيدهترين و روشمندترين پژوهشي كه درباره انديشههاي شيخ بهايي ديدهام، كتاب "در اسلام ايراني" اثر هانري كربن است.