باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 54 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هدف: فقط نابودي اسرائيل
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
گفت وگو با خالد مشعل رئيس دفتر سياسي جنبش حماس


ما را با اينان چه نسبتي است؛ اين روزها خيلي ها اين سؤال را مي پرسند . ما را به فلسطين چه كار؟ چرا براي خودمان دشمن و دردسر درست مي كنيم؟ واقعاً آيا رفتار ما شبيه دستمال بستن به آن سري نيست كه درد نمي كرد؟

براي همه اين فرصت فراهم نمي شود. اما پاسخ همه اين سؤال ها فقط يك «ديدار» است. ديدار با يكي از مجاهدان فلسطيني و لبناني و لختي سخن گفتن با او. آن وقت معلوم خواهد شد كه اينان گاه از ما به خودمان نزديكترند. مردانx كه نور ايمان از چهره هاشان و قوت توكل از فحواي كلامشان پيداست. آنها در جبهه اي مي جنگند كه به راستي ما بايد مي جنگيديم (و مگر نمي جنگيم؟) روزي هم اگر آنها به هر دليل عرصه را خالي كنند و دشمن پيش روي خود را خالي ببيند، دشمن در تاختن به جانب ما لحظه اي ترديد نخواهد كرد.

وقتي يك مجاهد لبناني يا فلسطيني را ببيني و فرصت داشته باشي كه خوب در چهره اش بنگري و در كلامش دقيق شوي، هيچ جايي براي مناقشه در اين موضوع باقي نمي ماند كه ميان ما نسبتي و پيوندي هست كه فراموش نمي تواند و نخواهد شد. منتها با يك تفاوت، يك نگاه به حال و روز خودت مي كني و نگاهي به او، و بعد از خودت مي پرسي واقعاً چقدر ساده دل و نادانند آنها كه خيال مي كنند، اين جوانان، پشتشان به ما گرم است. يك برخورد نزديك به خوبي نشان خواهد داد كه وضعيت درست چيز ديگري است: ما بايد به آنها پشتگرم باشيم نه آنها به ما.

«خالد مشعل» رئيس دفتر سياسي جنبش حماس در هفته اول دي ماه چند روزي تهران بود. مي گفتند گرفتار است و درخواست مصاحبه نمي پذيرد. گفتيم امتحانش كه ضرر ندارد.

 دو ساعتي با اشتياق گفتيم و شنيديم كه آن مقدارش را كه نوشتني بود خواهيد خواند. وقتي به محل اقامتش رسيديم، حدود 11 صبح بود. يك گوشه نشستيم. خيلي طول نكشيد كه آمد. سلام و عليكي و بعد به نماز ايستاد. مانده بوديم كه اين چه نمازي است ساعت 11 صبح. تمام كه شد پرسيديم. گفتند آقاي مشعل، خيلي كارهاي مستحب را به خود واجب كرده؛ اين هم يكي از آنهاست.

 

منبع: روزنامه - کیهان

   ● نام گفت و گو شونده: خالد - مشعل

خبرنگار: جميل - ظاهري / مهدي - محمدي

 
 

¤ عوامل و انگيزه هاي پذيرش آتش بس از سوي گروههاي فلسطيني چيست؟ و آيا دو طرف پايبند آين آتش بس بوده اند يا خير؟

- در آغاز از اينكه در جمهوري اسلامي ايران هستم و با شما ملاقات مي كنم بسيار خرسندم و از طريق اين روزنامه و رسانه گسترده و مهم، سلام ويژه خود را به ملت عزيز و مسلمان و سرافراز ايران كه افتخار همه ما هستند، تقديم مي كنم.ملتي كه همواره مدافع راستين ملت هاي عرب و مسلمان بوده و هست.

حماس به آتش بس به عنوان يك اقدام تاكتيكي و ضروري و در چهارچوب مقاومت اشغالگران و نه كنار گذاشتن آن نگاه كرده و به آن اقدام نمود.آتش بس يك اقدام تاكتيكي براي اداره مبارزه با رژيم اشغالگر قدس است نه خارج شدن از راه و مسير مقاومت ؛چرا كه مقاومت براي ما يك روند استراتژيك براي ادامه مبارزه در برابر اشغالگران است. از ديد ما مقاومت تنها راه صحيح بازگرداندن حقوق مشروع مردم ستم ديده فلسطين به آنهاست. علاوه بر آن مقاومت يك تكليف شرعي است و جاي هيچگونه عقب نشيني از آن به هيچ وجه وجود ندارد. عامل مهم پذيرش آتش بس ورود ما به مرحله پس از ياسر عرفات بود و اينكه صهيونيست ها در آن زمان تلاش مي كردند تا ميان گروه ها و نيروهاي مبارز فلسطيني يك درگيري نظامي و كشتار راه بياندازند. همچنين فشارهاي خارجي شديدي بر مقاومت وارد مي شد و براي اينكه در تنگنا و يا به اصطلاح در گردن شيشه گير نكنيم دست به اين اقدام زده و با آن موافقت كرديم.در واقع با اين كار مي خواستيم در كمين نقشه هاي شوم آمريكا و رژيم صهيونيستي نيفتيم. لذا بر آن شديم تا اول- با قبول آتش بس از اين تنگنا به در آمده و از رويارويي ميان گروههاي فلسطيني و ايجاد يك درگيري داخلي كه خواسته صهيونيست هاست خارج شويم.

دوم- اين آتش بس يك آزمايش جديدي بود براي روند سازش و وعده وعيدها و پيشنهادهايي كه از همه طرف بر سر ملت فلسطين در اين راستا سرازير شده بود. در اين تبليغات گفته مي شد پس از مرگ ياسر عرفات ملت فلسطين به خيلي از آنچه به او وعده داده شده بود، خواهد رسيد. علي رغم اينكه ما همواره بر دروغين بودن همه اين ادعاها و وعده وعيدها از ابتدا واقف بوديم ولي با قبول اين آتش بس مي خواستيم دروغين بودن اين مسئله را براي مردم در فلسطين نيز بار ديگر به اثبات برسانيم تا بعضي نتوانند از ادامه روند مقاومت اشكال بگيرند. ما بر آن بوديم كه آمريكا و رژيم اشغالگر قدس پس از مرگ عرفات به ظاهر خود را براي توافق و همكاري با حكومت جديد خودگردان فلسطين بسيار مصمم و جدي نشان مي دهند اما، ميدانستيم كه اين، برخلاف واقعيت هاي موجود است و وعده هاي سرداده شده همه توخالي و پوچ بوده و هرگز چيزي تحقق نخواهد يافت.

سوم- مي خواستيم كمي به مردم در سرزمين هاي اشغالي فرصت استراحت و نفس كشيدن پس از پنج سال مبارزه پياپي و بدون توقف از زمان آغاز انتفاضه الاقصي تا به امروز بدهيم ، تا آنان بتوانند تجديد قوا نموده و آنچه را كه نيروهاي اشغالگر ويران ساخته بودند بازسازي نماييم؛ علي الخصوص در كرانه باختري كه دشمن در آن مسلط تر بوده است.

مي توان گفت اين خلاصه مهمترين عوامل و انگيزه هاي پذيرش آتش بس از سوي نيروهاي مقاومت فلسطين بوده ولي براي اجراي اين آتش بس شرايطي تعيين شده كه اجرا نشده است و رژيم اشغالگر آنها را نقض نموده است. از آن جمله مقرر شده بود تا اسراي فلسطيني كه تعداد آنها 8هزار نفر بوده آزاد شوند، كه نه تنها آزاد نشدند بلكه تعداد آنان به 9هزار نفرنيز افزايش يافت. علاوه بر آن مقرر شده بود تا رژيم صهيونيستي از عمليات قتل و ترور و اشغال و غارت و بيرون راندن فلسطينيان دست بكشد كه نه تنها اينگونه نشد بلكه جنايت هاي خود را تشديد نمودند. اين امور به تقويت انديشه ضرورت ادامه روند مقاومت و مبارزه با اشغالگران درميان مردم ستمديده فلسطين منجر شده است و اين همان چيزي است كه ما مي خواستيم و درصدد آن بوديم.

مردم فلسطين اكنون بيش از گذشته براين امر واقف شدند كه مبارزه را متوقف كنيم يا نه، «اسرائيل» روند تجاوزكارانه خود را متوقف نخواهد ساخت اين هم روشن شده كه اگر رژيم صهيونيستي به نحو بسيار بد و نامطلوبي با ياسر عرفات همكاري مي كرد، امروزه نيز همان رويه بلكه بدتر را با محمود عباس در پيش گرفته است.مردم فهميده اند نمي توان به وعده ها و قول هاي آنان اعتماد كرد چرا كه «اسرائيل» پايبند هيچ قول و مقرراتي نيست و با تثبيت اين ايده، مردم فلسطين بيش از پيش بر ادامه روند مقاومت مصمم تر شده و با تمام نيرو وارد مرحله جديدي از مقاومت و مبارزه خواهند شد.

آتش بس مذكور در مارس گذشته آغاز شد و تا پايان سال ميلادي كنوني يعني تا روز يكشنبه اول ژانويه 2006 ، به اتمام رسيده و تمديد هم نخواهد شد. اما به هيچ وجه ما نسبت به اتخاذ چنين تصميمي كه در چهارچوب اهداف و روند مقاومت با رژيم صهيونيستي بود نادم و پشيمان نيستيم.

امروزه بعضي ها در ميان فلسطينيان، اعراب و جهانيان، بار ديگر ما را به ادامه اين آتش بس دعوت مي كنند ولي بايد بگويم كه ما هرگز به اين امر تن نخواهيم داد و با ادامه آتش بس موافقت نخواهيم كرد به دليل اينكه هيچ فايده اي براي مردم فلسطين و مقاومت آنان ندارد و فقط آزمودن يك روند شكست خورده و خطا است. «اسرائيل» به آتش بس پايبند نبوده بلكه جرايم و عمليات جنايت بار خود رانسبت به مردم فلسطين افزايش داد، آيا اين شرط عقل است كه انسان با افزايش روند جنايت با آتش بس موافقت كند؟ اين يك ظلم است و به دور از عدالت در حق مردم فلسطين خواهد بود.

علاوه بر آن روابط ميان حكومت خودگردان و رژيم صهيونيستي متوقف و ساكن است و بلكه رو به عقب است و هيچ گونه پيشرفتي در روند سازش ميان فلسطينيان و «اسرائيل» با توجه به اينكه ما مخالف سرسخت سازش هستيم، وجودندارد. ولي آنان كه براين امر اصرار مي ورزند به اين نتيجه رسيده اند كه هيچ پيشرفتي حاصل نشده است. از آنان بايد پرسيد با چه توجيهي ما رابه ادامه روند آتش بس دعوت مي كنند؟ اين در حالي است كه همه چيز و همه روندها ما را به پايان دادن به آتش بس با پايان يافتن سال 2005 ميلادي كه پايان مدت آن نيز مي باشد دعوت مي كند و اين طبيعي است كه سال 2006 ميلادي را بدون آتش بس آغاز خواهيم نمود و براساس امكانات و زمان بندي شده عمليات مقاومت و شهادت طلبانه خود را در موقع و جاي مناسب آغاز خواهيم نمود و مطمئن هستيم اين حقيقت خواسته راستين مردم فلسطين است.

 

¤ بعضي ها مي گويند مقاومت فلسطيني بر اثر دخالت هاي بي جاي حكومت مصر در تنگنا قرار گرفت و به آتش بس تن داد تا رژيم صهيونيستي بتواند از فشارهاي داخلي وارده بر او بر اثر عمليات مقاومت فلسطين بيرون رفته و نفسي تازه كند. تجربه ثبات كرده كه هر وقت رژيم صهيونيستي در فشار و تنگنا قرار بگيرد، به اين حيله ها و پيشنهادها متوسل مي شود و از حكومت هاي عربي مانند مصر مي خواهد كه در اين راستا اقدام نمايد، شما اين تحليل را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

- مقاومت فلسطين براثر فشار اين و آن و يا فشارهاي «اسرائيل» به قبول آتش بس تن نداد چرا كه ما هيچگاه از تهديدهاي «اسرائيل» ترس و واهمه نداشته و نداريم بنابراين چگونه مي توان قبول كرد كه بر اثر فشار بعضي از حكومت هاي منطقه و يا تهديدهاي آمريكابه آتش بس تن بدهيم؟ اين امر مردود است.

بايد از موضع بسيار ضعيف كشورهاي عربي در برابر فشارها و خواسته هاي آمريكا ابراز تأسف نمود. هربار كه فشارهاي رژيم صهيونيستي و آمريكا افزايش مي يابد اكثر حكومت هاي عربي با آن همگام شده و عقب نشيني مي كنند و به درون گرايش پيدا كرده و عكس العملي از خود نشان نمي دهند. ضمنا به اين نكته بايد توجه كرد كه فشارهاي منطقه اي و بين المللي بر رئيس حكومت خودگردان فلسطين يعني محمود عباس بود تا او را به خلع سلاح، مقاومت ودرگيرشدن با نيروهاي مردمي فلسطين و جلوگيري از ادامه روند انتفاضه وادارند. يعني آن فشارها در صدد بودند تا يك درگيري مسلحانه ميان نيروهاي مردمي و حكومت خودگردان بوجود آورده از آن سود جويند، اما نيروهاي مقاومت فلسطيني با زيركي و با قبول پيشنهاد آتش بس از اين امر جلوگيري نموده و درگيري و ستيز را به رويارويي با رژيم صهيونيستي محصور نمودند.

مقاومت يك جنگ نظامي به تمام معنا نيست، مقاومت يك جنگ غيرمنظم است كه در آن شدت و رخوت، افزايش و كاهش، نبرد و آرامش و اقدام به عمليات و عقب نشيني تاكتيكي وجود دارد، مقاومت مانند موج هاي دريا درحال نوسان است ولي آنچه كه اهميت دارد اين است كه ما در مسير مقاومت و آرمان هاي آن باشيم. بعضي ها به بهانه ايجاد آرامش از مقاومت خارج مي شوند اما ما آرامش را در چهارچوب ادامه روند مقاومت در برابر اشغالگران پيگيري مي كنيم مانند كارگري كه براي اينكه بتواند به كار خود به نحو احسن ادامه دهد چند ساعتي مي خوابد نه اينكه بخوابد تا ديگر اصلا كار نكند. مقاومت يك اصل استراتژيكي و يك امر روشن و واضح و جا افتاده و هدف بسيار مهمي براي كليه نيروهاي مقاومت فلسطيني به شمار مي رود، در اين روند استراتژي ايستگاه هاي متعددي وجود دارد مانند تشديد روند آن يا آتش بس و هجوم و دفاع. اين تفكيك ها همواره متغير بوده و روند واحدي ندارد، علي الخصوص كه شما يك مقاومت مردمي با امكانات محدود را ، در برابر دشمني كه از نظر امكانات نظامي و بين المللي بسيار جلوتر است.

مهم آن است كه مقاومت بتواند مردم را در كنار خود همواره داشته باشد و از آن حمايت كند. لذا ضرورت دارد كه همواره بتواند خواسته هاي مردمي را خوب درك كرده و در راستاي آن در وقت مناسب عمل نمايد. مقاومت اگر احساس كرد مردم را مقداري خسته كرده بايد به آنها كمي مهلت و استراحت بدهد چرا كه مقاومت در درياي مردمي شنا مي كند و در آن زنده است مانند ماهي در دريا، اگر كمك ها و حمايت هاي مردمي نباشد چگونه مي توانيم مبارزه و مقاومت در برابر اشغالگران را اداره كرد و ادامه داد؟

 

¤ علي رغم اينكه همه خصوصا فلسطينيان بر عهدشكني اشغالگران قدس و عدم پايبندي آنان بويژه «شارون» به هر قولي و قراري و توافقي با ديگران، اذعان دارند آيا مي توان گفت كه پذيرش آتش بس ازسوي نيروهاي مقاومت فلسطيني براي روشن شدن بيشتر اين امر براي مردم فلسطين بوده است؟

- بله، همانگونه كه شما نيز اشاره كرديد فرماندهي نيروهاي مقاومت فلسطين از ابتدا بر اين امر واقف بودند كه «شارون» به هيچ آتش بسي يا هرگونه توافقي پايبند نبوده و نيست و نيازي هم به آزمايش نبود. در قرآن كريم بصراحت آمده است كه قوم يهود به هيچ وعده اي كه سر مي دهند پاي بند نبوده و نيستند. آنان مردماني نيستند كه به عهد و پيمان و قرارداد پايبند باشند بلكه آنها جز زبان زور هيچ زباني را نمي فهمند.

و اين همان پيامي است كه ما مي خواستيم از پس پذيرش آتش بس به مردم فلسطين برسانيم. آزمايش «شارون» هدف ما نبود چرا كه آزمودن آزموده خطاست و اين چيز جديدي نبود.

 

¤ آتش بس همچنان به قوت خود باقي است اما شاهد هستيم كه اشغالگران صهيونيست همچنان حملات ددمنشانه خود عليه مردم بي دفاع فلسطين را تشديد ميكنند، پاسخ مقاومت به اين همه تجاوز چه خواهد بود؟

- از ابتدا بر اين امر واقف بوديم كه هدف «شارون» از پذيرش آتش بس خروج بي دردسر از غزه بود و اينكه گفته نشود كه نيروهاي صهيونيستي بر اثر آتش و حملات نيروهاي مقاومت فلسطيني از نوار غزه مانند جنوب لبنان فرار كردند، البته همه مي دانند كه حقيقت امر نيز همان ايثارگري وفداكاري مردم شجاع فلسطين بود كه «شارون» و رژيم صهيونيستي را وادار به عقب نشيني از غزه كرد.

براي ما نيز اظهر من الشمس بود كه «شارون» هرگز با محمود عباس رفتار خوبي نخواهد داشت و به او پشت خواهد كرد كه اين نيز اتفاق افتاد و شاهد آن هستيم كه «شارون» به خودي خود يعني ادامه جنايات و قتل و ستم نسبت به مردم فلسطين ادامه داد و خروج وي از غزه براي القاي اين مطلب بود كه وي صلح جو است در حالي كه اين حقيقت ندارد ولي متاسفانه او توانست بعضي از اعراب و مسلمانان را با اين حيله گمراه كند و اين حكومت ها گوي سبقت جهت برقراري رابطه با رژيم صهيونيستي از همديگر گرفته اند كه اين امر منجر به افزايش حملات ددمنشانه نيروهاي صهيونيستي عليه مردم بي دفاع ما در كرانه باختري وادامه روند قتل و غارت و ترور و مصادره زمين هاي بيشتري از فلسطينيان و ادامه ساخت ديوار حايل و افزايش ساخت و ساز شهرك هاي صهيونيستي و ادامه روند يهودي سازي قدس گرديد. «شارون» خوب مي دانست جز با عقب نشيني از غزه نمي تواند امنيت «اسرائيل» را به اين صورت تامين كند ؛لذا دست به اين كار زد.

امروزه جز با ادامه روند مقاومت و مبارزه با اشغالگران هيچ راهي در برابر مردم فلسطين نيست و با پايان سال 2005 آتش بس نيز به پايان خواهد رسيد همانگونه كه نيروهاي مقاومت فلسطين نيز از قبل اعلام كرده بودند و از آن پس وارد مرحله تازه در مبارزه خود خواهيم شد و عمليات نظامي و شهادت طلبانه خود را با وسعت بيشتر عليه اشغالگران صهيونيستي همزمان با نزديك شدن انتخابات «اسرائيل» و سبقت گرفتن گروههاي مختلف صهيونيستي براي مسابقه قتل و نابودي مردم فلسطين آغاز خواهيم كرد.

 

¤ همه بر اين امر واقف هستند كه نيروهاي صهيونيستي بر اثر فشار اسلحه مقاومت فلسطيني از غزه عقب نشيني كردند. ارزيابي شما از تلاش كنوني كشورهاي عربي و اسلامي براي ايجاد رابطه با رژيم صهيونيستي به بهانه خروج داوطلبانه از نوار غزه همانگونه كه شما هم به آن اشاره فرموديد، چيست؟

-نيروهاي مقاومت و مردم فلسطين هرگونه اقدام در راستاي برقراري روابط يا در جهت عادي سازي روابط ميان هركشور عربي يا اسلامي با رژيم صهيونيستيي را به شدت محكوم مي كنند.

اما بايد اذعان نمود كه متاسفانه بعضي از كشورهاي عربي و اسلامي و در پوشش اينكه برقراري چنين روابط به مسئله فسطين كمك خواهد نمود - كه اين يك دروغ بسيار بزرگي و توخالي و به دور از حقيقت است- و اين ادعا كه «شارون» با خروج نيروهايش ازغزه نشان داد كه او مرد «صلح» است و اينكه روند سازش در حال پيشروي است در تلاش هستند با رژيم اشغالگر و وحشي قدس روابط برقرار كرده يا اينكه روابطشان را از سربگيرند كه بايد بگويم كاري بس عبث و نابخشودني است.

ملت و نيروهاي مقاومت فلسطين هرگونه اقدامي در اين راستا را نابخشودني مي دانند و بر اين عقيده استوار هستند كه رژيم صهيونيستي نه تنها دشمن ملت فلسطين است بلكه دشمن كل امت اسلام است. هرگونه اقدامي در زمينه برقراري روابط يا عادي سازي روابط با اين رژيم جنايتكار نه تنها به مردم ستم ديده فلسطين كمك نمي كند بلكه، آن را در راستاي لبيك گويي به خواسته ها و دستورهاي آمريكا مي دانيم. هر كس تحت هر پوششي دست به چنين اقدامي بزند در حقيقت براي گمراه نمودن جهان عرب و اسلام است و ملت هاي آن كشورها نيز از اين اقدام بشدت متنفر هستند و آن را محكوم كرده و يك اقدام خيانت بار مي دانند. ولي متاسفانه رژيم هاي ضعيف همواره در مقابل خواسته و فشارهاي آمريكا سرخم مي كنند.

 

¤ آيا عقب نشيني نيروهاي صهيونيستي از غزه يك واقعيت تمام عيار است يا اينكه همچنان تعدادي از آنها در نوار غزه هستند؟

- اسرائيل واقعا ازغزه بيرون رفت و شهرك هاي صهيونيستي براي اولين بار آن هم توسط پدر شهرك سازي از غزه برچيده شدند. اما عقب نشيني نيروهاي اسرائيلي از غزه كامل نيست. همانگونه كه شما اشاره فرموديد هنوز گذرگاه رفح توسط نيروهاي صهيونيستي كنترل مي شود البته با كمك نيروهاي اروپايي. عليرغم اينكه اين گذرگاه بايد توسط نيروهاي فلسطيني و مصري كنترل شود چرا كه مرز فلسطين و مصر را تشكيل مي دهد. همچنين كنترل مرزهاي آبي و هوايي وآسمان غزه به عهده نيروهاي صهيونيستي است، فرودگاه غزه هم تحت سلطه «اسرائيل» است و اينها همه نشان هاي نقض آشكار قوانين بين المللي و آتش بس و تعدي به حقوق فلسطينيان و دولت آنان است.

 

¤ حماس حدود يك سال است وارد فاز مبارزه سياسي نيز شده و در انتخابات مختلف نيز شركت نموده، آيا اين به معناي كنار گذاشتن اسلحه و ادامه مبارزه با رژيم صهيونيستي از راه مبارزه سياسي خواهد بود يا اينكه هر دو مسير يعني تداوم مقاومت مسلحانه و مبارزات سياسي كنار هم قرار خواهند گرفت؟

- حماس از آغاز سال 2004 ميلادي تصميم گرفت وارد فاز مبارزه سياسي نيز بشود و در اين راستا در انتخابات شهرداري هاي شهرهاي فلسطيني مشاركت نمود. ما در برابر دو مبارزه قرار داريم يكي مقاومت و نبرد مسلحانه با اشغالگران صهيونيست كه اين يك روند استراتژيك است و آن را تنها راه احقاق حقوق مشروع مردم فلسطين مي دانيم كه ابزار آن نيز اسلحه و مقاومت و شهادت است.

مبارزه دوم يك مبارزه سياسي در درون خانواده فلسطيني جهت برقراري دموكراسي و مشاركت همه جانبه همه مردم و گروه هاي فلسطيني است جلوگيري از

يكه تازي، مبارزه با فساد و انجام اصلاحات و خدمت به مردم فلسطين و كمك به آن جهت بازسازي زندگي خود و ادامه روند مقاومت در برابر اشغالگران و كاهش مصيبتهاي وارده به ملت فلسطين . همه اين كارها در راستاي اصلاح درون ساختار فلسطينيان بوده و ابزار آن نيز مبارزه مسالمت آميز سياسي و مشاركت همه جانبه در روند سياسي حكومت و دولت فلسطين است.

درگيري هاي مسلحانه مخصوص نبرد با اشغالگران و مبارزه مسالمت آميز سياسي مخصوص درون خانواده فلسطينيان است. ما هرگز اسلحه خود را به سوي برادران فلسطيني خود نشانه نخواهيم رفت و ميان اين دو راه هيچ تناقضي هم نمي بينيم. برخلاف آنچه امروزه دولت آمريكا به آن متوسل شده و حكومت خودگردان فلسطيني را توسط آن تحت فشار قرارداده تا سلاح مقاومت فلسطيني ها زمين گذاشته شود و از روند مبارزه با اشغالگران دست بردارند.

 

¤ در صحبت هايتان به تأكيد حماس براي برقراري روند دموكراسي درون مردم و دولت فلسطين اشاره فرموديد، اگر براثر اين روند يك گروه اكثريت آرا را به خود اختصاص داد و تصميم گرفت تا مثلاً با آمريكا رابطه برقرار كند يا تصميمي مخالف روند مقاومت گرفت، آيا حماس با آن موافقت خواهد كرد؟

- سؤال بسيار زيبايي بود. معناي سازمان آزاديبخش از ديد ما اجتماع درون كل فلسطين در كرانه باختري، نوار غزه و همچنين فلسطينيان خارج از كشور است و حكومت خودگردان به معناي سازمان آزاديبخش فلسطين نيست بلكه دولتي است كه مسئول امور حكومتي در كرانه و غزه است و از اينرو حماس تصميم گرفت تا با ورود به جرگه مبارزه سياسي همراه و همگام با ساير گروه ها و احزاب فلسطيني در اين روند مشاركت داشته باشد، تا ملت فلسطين بتواند راحت تر و بهتر به خواسته هاي خود جامه عمل بپوشاند. اين شرايطي است كه مردم بهتر بتوانند بر حق بازگشت آوارگان و مشاركت در امر تشكيل دولت فلسطين كه بر تمامي سرزمين هاي فلسطين اشغال شده حكومت داشته باشد از راه ادامه مقاومت بر عليه اشغالگران، ادامه دهند.

اصول ثابتي در روند مبارزه فلسطين وجود دارد كه به هيچ وجه نمي توان از آنها عدول كرد يا عقب نشست يا آنها را منحرف ساخت. اين مسئله به خواسته هيچ فرد يا گروه خاصي تعلق ندارد بلكه اراده و عزم راسخ ملت فلسطين در احقاق حقوق حقه خود مي باشد. در پاسخ به سؤال شما اول- بايد گفت كه احقاق حقوق فلسطينيان منحصر به خواسته گروه معيني نيست تا بتواند خودسرانه تصميم بگيرد.

دوم- مسئله عدم به رسميت شناختن «اسرائيل» و مشروعيت رژيم صهيونيستي از اصول غيرقابل برگشت مبارزه مردم فلسطين است.

سوم- تا زماني كه اشغال وجود دارد پس مقاومت يك امر مشروع و قانوني است كه مردم فلسطين آن را دنبال مي كنند و كسي نمي تواند اين روند را به هيچ بهانه اي متوقف سازد، چرا كه اين امر نيز متعلق به يك گروه يا حزب يا شخص بخصوصي نيست بلكه يك روند طبيعي و مشروع و قانوني و اجتناب ناپذير است و دولت و يا پارلمان و يا حكومت اكثريت نمي توانند از اين امر عدول كرده ، تصميم ديگري اتخاذ نمايند چرا كه آشكار است كه اينها جزو اصول ثابت و خواسته اجتناب ناپذير ملت فلسطين است.

حكومت خود گردان جزء كوچكي از سازمان آزاديبخش است كه مسئوليت همكاري با ساير گروه هاي فلسطيني در كرانه باختري و نوار غزه به عهده اوست.

اما ضرورت احترام به خواسته اكثريت نيز يك امر صحيح و در چهارچوب دموكراسي است . همانطور كه اشاره شد يك اصول ثابت و اجتناب ناپذيري وجود دارند كه نمي توان به آنها دست زد يا آنها را تغيير داد به هر بهانه كه باشد. راي اكثريت در مسايل مبارزه با فساد، تثبيت دموكراسي، ايجاد اشتغال، بازسازي كشور و دولت و نظم بخشيدن به زندگي سياسي مردم مجاز است. لذا بايد گفت كه احترام راي اكثريت كه همراه و همگام خواسته تمامي ملت فلسطين و در چهارچوب آن اصول اشاره شده محترم است و اين اصول را نمي توان با بازي اكثريت و اقليت جابجا كرد.

 

¤ آنچه از آن مي فهميم كه شما با دموكراسي در فروع موافقيد نه در اصول؟

- بله، اين مانند كسي كه مي خواهد وحدانيت خداوند منان كه يك اصل ثابت و مطلق است را به بازي اكثريت و اقليت بسپارد.

 

¤ شهيد نواب صفوي اولين فرد ايراني بود كه به مسئله فلسطين توجه داشت و رسماً وارد اين عرصه شد و آن زماني بود كه در الازهر در اوايل سال هاي پنجاه ميلادي به ياسر عرفات توصيه نمود به جاي درس خواندن بي حاصل، به فلسطين برگشته و به مبارزه با اشغالگران بپردازد و آنگاه بايد به نقش بسيار درخشنده و متمايز و برجسته امام خميني (قدس سره) در امر روشنگري و بيداري مردم فلسطين و عرب و مسلمان و جهان در امر مبارزه با اشغالگران قدس و ضرورت حمايت همه جانبه از مردم فلسطين دراين راه اشاره كرد. ايشان به عنوان اولين عالم ديني ، فتوي به ضرورت پرداخت وجوهات شرعيه به مبارزان فلسطيني در اواخر سال هاي شصت ميلادي در ديدار با نماينده اعزامي سازمان آزاديبخش فلسطين به نجف اشرف دادند، حال ارزيابي شما از حمايت همه جانبه ملت ايران از مبارزه ملت فلسطين از آن تاريخ تاكنون چيست؟

- سازمان فدائيان اسلام و شهيد نواب صفوي و همراهان وي، همه ما آنها را بياد داريم و به آنها افتخار مي كنيم، ولي نقش تاثيرگذار و سازنده و بسيار مهم و پيشتاز در روند بيداري ملت هاي فلسطين و عرب و اسلامي را در مورد مسئله فلسطين امام خميني(رض) ايفا نمودند علي الخصوص پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و تغيير جهت 180درجه اي در سياست خارجي ايران توسط رهنمودهاي امام خميني(قدس سره) كه ايران را از بزرگترين همپيمان و دوست «اسرائيل» در منطقه به بزرگترين حامي و مدافع و مجاهد در راه تحقق آرمان هاي فلسطين و حقوق مشروعه ملت ستم ديده آن مبدل ساخت و تمام معادلات قدرت در منطقه را به هم ريخت كه منجر به ايجاد تحولات بسيار بزرگ و شگرف در روند مبارزه و مقاومت مردم فلسطين كه با نيرو و روحيه بيشتر گرديد.

از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي و تاكنون، ايران مواضع بسيار سازنده و انقلابي و استوار و حمايت كننده اي از آرمان و انقلاب مردم فلسطين داشته است.

مردم فلسطين هرگز تبديل شدن سفارت «اسرائيل» در تهران به سفارت فلسطين كه اولين سفارت نيز براي آنان در خارج بود را فراموش نكرده و نمي كنند. همچنين مردم ما و تمام ملت هاي جهان خصوصاً اعراب و مسلمانان اعلام آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان از سوي امام خميني(ره) به عنوان روز جهاني قدس را فراموش نكرده و هرسال آن را زنده نگاه مي دارند.

و در حقيقت ايران امروز، ايران مقاومت و استقامت و اسلام پايدار و ظلم ستيز است و حامي آزادي و آزادگان و مقاومت هاي مشروع ملتهاي ستم ديده و اشغال شده در تمام جهان خصوصاً مسئله فلسطين و مردم بي دفاع آن است و مردم فلسطين اين مسئله را خوب مي دانند و درك مي كنند و بسيار ارج مي نهند.

از اين رو من بارها تأكيد كردم كه ملت فلسطين و ايران در يك جبهه مبارزه مي كنند و آن جبهه مقاومت و استقامت و پايداري و ايستادگي در جهان اسلام خصوصاً در فلسطين و لبنان و عراق است. ايران ستون اصلي مبارزه تمامي مجاهدان راه حق و حقيقت است كه پيروزي هاي چشم گيري به ثبت رسانده و مردم ايران اولين پيروزي را بر جبهه باطل در چند سال پيش رقم زدند. ديروز مسلمانان و مجاهدان لبناني توانستند بر اشغالگران صهيونيست در جنوب لبنان پيروز شده آنها از آنجا بيرون برانند و امروز ملت ما در غزه اولين پيروزي خود را عليه دشمن تجاوزگر با اخراج او از نوار غزه رقم زدند.

ملت فلسطين همواره با ملت ايران پيوند ناگسستني خواهد داشت و انشاءالله هميشه همراه و در كنار هم خواهند ماند تا آزادسازي قدس شريف. نمونه اين پيوند تشكيل نيروهاي قدس توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران بوده كه در واقع معناي آن اين است كه ما به سوي قدس در حركت هستيم.

 

¤ بعضي ها ايران را به آموزش نيروهاي فلسطيني و كمك تسليحاتي به آنان متهم مي كنند، حقيقت امر چيست؟

- صحبتهاي توخالي زيادي از اين قبيل در محافل منطقه اي و بين المللي وجود دارد، ولي اين صحت ندارد و ما به آن اهميت نمي دهيم. آنچه كه اهميت دارد اين است كه ايران اسلامي امروزه بزرگترين حامي و مدافع حقوق فلسطينيان است و از نيروهاي مقاومت آنان نيز حمايت مي كند و اين امر آشكار بوده و بركسي پنهان نيست. جمهوري اسلامي ايران داراي موضع اصولي در مسئله فلسطين است و آن حمايت و دفاع از حقوق مردم و گروههاي فلسطيني مي باشد و هم ما و هم ايران آن را با صداي بلند گفته و به آن افتخار مي كنيم.

اين طبيعت صهيونيست ها است كه همواره ديگران را متهم مي سازد. اشغالگران هر بار كه شكست بخورند يا در تنگنا قراربگيرند ديگران را متهم ساخته و به آنها افترا مي بندند و همه جهانيان بر اين مسئله واقفند. مردم فلسطين بيش از هشتاد سال درداخل فلسطين در حال مبارزه هستند و مرزهاي فلسطين همواره بسته است و كسي نمي تواند از كشورهاي ديگر به درون فلسطين برود تا آنها را آموزش بدهد. اين مسئله بسيار روشن و عيان است كه ملت فلسطين در داخل فلسطين آموزش ديده و در آنجا به مبارزه خود با اشغالگران ادامه مي دهند و اتهام طرف هاي ديگر در اين زمينه امري عبث و بيهوده و غير واقعي و به دور از حقيقت است كه رژيم اشغالگر قدس هر بار درون فلسطين شكست بخورد يا سرافكنده شود يا با مشكلاتي مواجه شود اينگونه اتهامها را به ديگران نسبت ميدهد و همه به اين امر واقفند.

آمريكا كه در حال غرق شدن در باتلاق عراق است هر بار به جمهوري اسلامي ايران يا به سوريه اتهام مي بندد و اين امر در مورد رژيم صهيونيستي نيز صدق مي كند.

 

¤ 12 سال پيش رهبر معظم انقلاب يك پيشنهاد دموكراتيك براي پايان بخشيدن به مسئله فلسطين ارائه نمودند و آن برگزاري رفراندوم عمومي با مشاركت همه مردم اصلي فلسطين اعم از مسلمان و مسيحي و يهودي البته پس از بازگشت تمامي آوارگان به سرزمين هاي خود بود كه نتيجه آن رفراندوم هر چه باشد، تعيين كننده دولت و سيستم حكومتي آينده فلسطين است، چگونه ميتوان اين پيشنهاد را جامه عمل پوشاند؟

- پيشنهاد مقام معظم رهبري پيشنهادي بسيار مهم و ارزشمند است ولي براي اينكه بتوانيم به آن جامه عمل بپوشانيم بايد نگاه مسلمانان در همه بلاد اسلامي خصوصا در فلسطين را به آن معطوف نموده و براي آنان اين پيشنهاد را بيشتر بشكافيم تا آن را درك نمايند. چرا كه جان اين پيشنهاد در حقيقت از بين رفتن «اسرائيل» و پايان اشغال و تجاوز است چرا كه «اسرائيل» هرگز به آوارگان فلسطيني اجازه بازگشت نمي دهد. اسرائيل خوب مي داند با بازگشت آنان اشغال صهيونيست ها بر فلسطين نيز به پايان خواهد رسيد و براي اينكه ظلم و ستم در حق مردم فلسطين پايان يابد بايد آوارگان برگردند تا همه ملت فلسطين در رفراندوم پيشنهادي مقام معظم رهبري براي تشكيل يك دولت مستقل فلسطيني با مشاركت همه قوميت ها واديان مسلمان و مسيحي و يهودي امكان پذير گردد و اين امر در سايه وجود يك كشوري بنام «اسرائيل» امكان پذير نيست چرا كه اين رژيم غاصب و اشغالگر و تجاوزگر است و در سايه چنين رژيمي امكان برقراري دموكراسي و عدالت و يكپارچگي ميان ملت فلسطين ميسر نمي باشد.

ما تمام و كمال با پيشنهاد مقام معظم رهبري در تمام موضوعات مطرح شده از جمله حق بازگشت آوارگان فلسطين و عدم مشاركت نيروهاي صهيونيستي و شهرك نشينان صهيونيست كه از مناطق مختلف دنيا به سوي فلسطين سرازير شده آنرا اشغال نموده اند موافقيم و عقيده داريم و اين پيشنهاد به معناي واقعي خود پايان اشغال و تجاوز و كشور «اسرائيل» است.

 

¤ درباره اظهارات اخير رئيس جمهور ايران كه استدلال كرد اگر به راستي هولوكاست واقعيت هم داشته باشد، اين اروپايي ها هستند كه بايد تاوان آن را بپردازند نه مردم فلسطين؛ چه عقيده اي داريد؟

-اين صحبت ها بسيار شجاعانه و منعكس كننده حقيقت دروني ملت هاي جهان عرب و اسلامي است، اما حكومت هاي منطقه و بين المللي اين صحبتهاي شجاعانه را بر نمي تابند چرا كه آن حكومتها شجاعتي كه حكومت ايران در بيان حقايق دارد را ندارند. آنها مانند رهبري ايران و دولت آقاي احمدي نژاد شجاع نيستند چرا كه «اسرائيل» توانست با زبان، نفاق را ميان آنان ترويج دهد. به همين دليل است كه دنيا امروزه زبان واقعيت ها را بر نمي تابد.

جهان در درون خود خوب مي داند كه «اسرائيل» يك دولتي غاصب و اشغالگر و متجاوز و غيرمشروع است كه سرزمين فلسطين را به زوراشغال كرده و مردم آن را آواره نموده ولي جامعه جهاني رسمي-يعني حكومت ها- منافقند و از اين رو زماني كه رئيس جمهوري ايران اسلامي اين گونه سخن به ميان مي آورد زنگ خطر و بيداري زده شده همه بر حقيقت بيدار مي شوند . اگر اين سخنان با عكس العمل حكومت هاي مختلف منطقه اي و يا بين المللي مواجه شد در عوض ملت فلسطين و ملت هاي عرب و اسلامي و نيروهاي آزاديبخش در تمام جهان به نحو احسن از اين سخنان خوب و گهربار استقبال كردند.

همه آنها از اين اقدام شجاعانه آقاي احمدي نژاد حمايت مي كنند و بايد اين گونه سخنان تند و قوي و محكم در اينجا و آنجا همواره تكرار شود تا گوش جهانيان با آن عادت نمايد چرا كه جهان فقط به زبان زور احترام مي گذارد و «اسرائيل» جز زبان زور هيچ زبان ديگري نمي فهمد. رژيم صهيونيستي امروزه ضعيف تر از گذشته و در حال افول است لذا بايد بر او تاخت و فشار آورد تا به كلي نيست و نابود شود.

 

¤ ارزيابي شما از تشديد تهاجم رسانه اي و سياسي از سوي كشورهاي اروپايي و بعضي از كشورهاي عربي نسبت به سخنان آقاي رئيس جمهور احمدي نژاد چيست؟

- تهاجم سياسي و رسانه اي مذكور نشانه ضعف و ناتواني و ترس از اين است كه اين حقيقت آشكار شده، وجود «اسرائيل» را به خطر بياندازد. چرا كه آنها فكر مي كنند كه «اسرائيل» يك حقيقت جاويد است و همه مي دانند كه كسي در اروپا جرأت انتقاد از «اسرائيل» را ندارد چرا كه حتي از كمترين حقوق اجتماعي خود نيز محروم مي شود و هر كس بگويد هولوكاست اشكال دارد يا صحت ندارد به زندان انداخته و به اشد مجازات محكوم مي شود. «اسرائيل» همه دنيا را در سلطه خود قرار داده و همه از آن مي ترسند، لذا با ترس و ارعاب نسبت به آن زندگي مي كنند كه مبادا به «اسرائيل» چيزي گفته شود يا از آن كمترين انتقادي به عمل آيد. اگر آنها مي ترسند به ما مربوط نيست. ما حقيقت را با صداي بلند مي گوييم و نمي ترسيم.

دنيا مي گويد كه «اسرائيل» يك كشور است و فلسطينيان بايد به مرزهاي 67 قانع باشند. عليرغم اينكه «اسرائيل» آن را به رسميت نمي شناسد ولي ما در مقاومت فلسطين مي گوييم تمام سرزمين فلسطين بايد به فلسطينيان برگردد و «اسرائيل» دولتي نامشروع و غاصب است و از هيچكس هم نمي ترسيم چرا كه اين كلام، عين حقيقت است و خدا با ماست و اگر امروز بعضي ها با ما نيستند فردا بر حقيقت واقف گشته و با ما خواهند بود. مهم اين است كه خودمان با خودمان باشيم و قوي بمانيم.

 

¤ شما به اين اشاره داشتيد كه ملت ها موافق سخنان آقاي احمدي نژاد هستند، چرا نشانه هاي عملي از آنها نمي بينيم؟

-در رسانه ها واكنش هايي نشان داده شد، اما متأسفانه بايد اذعان كنيم كه اين حقيقت اسفبار كشورهاي اسلامي است و اين يك واقعيت سخت و تلخ است و شايد نياز به زمان هست تا ملت ها به حركت درآمده و موضع حقيقي خود را به نمايش بگذارند. چرا كه مسلمانان همانگونه كه اشاره كردم به هر آنچه آقاي احمدي نژاد گفته اند ايمان كامل و راسخ دارند و اگر از تك تك عرب ها و مسلمانان سؤال شود پاسخ مثبتي خواهند داد. بسياري از مسئولان و روشنفكران كشورهاي اسلامي و حتي غيراسلامي از اين سخنان تمجيد كردند. ملت هاي عرب و مسلمان براي اولين بار است كه اينگونه سخنان از مسئولان خود مي شنوند كه نشانه به حركت درآمدن ضمير نهان امت است و حقيقتا نياز به زمان دارند.

 

¤ حماس چه روش فرهنگ سازي و آموزشي و كمك رساني در داخل فلسطين در پيش گرفته كه امروزه حرف اول را مي زند؟

- براي اينكه مردم همگام و همراه شما باشند و به شما نزديك شوند بايد به آنها نزديك شده و مانند آنان و در ميان آنها زندگي كنيد ،كار كنيد و با آنها سخن بگوييد. با تكيه حماس بر ارزش هاي والاي اسلامي خود و زبان مشترك اعتقادي و جهادي خود با مردم فلسطين موجب نزديكي آن با آنان گرديد چرا كه اول -از راه فطرت اسلامي كه يك عامل مشترك فلسطينيان است با مردم سخن گفته و بر آنها تكيه مي زند و آنها را گسترش مي دهد. از اين رو حماس به آنها نزديك است و مي تواند به راحتي خواسته هاي مردم فلسطين را مطرح سازد.

دوم- حماس با انتخاب راه مبارزه و مقاومت و شهادت كه در آن راه ، قربانيان زيادي تقديم ملت فلسطين نمود از بالاترين رده هاي مسئولين سياسي و نظامي خود مانند شيخ احمد ياسين و دكتر عبدالعزيز رنتيسي به همراه خيل عظيمي از مجاهدان خود را در اين راه تقديم نمود وبا ملت فلسطين در راه فداكاري و ايثار صادق بود. مردم هم صداقت و ايثارگري را خوب مي شناسند و مي پسندند و مي خواهند حرف و عمل كساني كه ادعا مي كنند، يكي باشد.

سوم- حماس در راه خدمت رساني به مردم در زمينه هاي اجتماعي و آموزشي و كمك رساني تلاش هاي فراواني انجام داده و مي دهد. رهبران حماس در ميان مردم در همان كوچه ها و شهرها فقيرانه و محقرانه زندگي مي كنند و خود را تافته جدابافته از مردم نمي دانند و همواره در خط مقدم خدمت رساني به مردم قرار دارند. علاوه بر آن حماس همواره در دعوت خود مردم را به مقاومت و ايثار و جانفشاني و ايستادگي دعوت مي كند و خود را ملزم به رعايت آنها مي داند و در اين راه كوتاهي نمي كند. چرا كه اين انديشه ها و اعتقادات اسلامي و ملي و جهادي و بسيجي از خود مردم نشأت گرفته است كه اين امر همه ما را در راه استقامت و مقاومت يارا بوده و هست.

علاوه بر آن ، حماس در امر اسلامي كردن مسئله فلسطين بسيار موفق بوده و از منحصر نمودن آن در مردم فلسطين كه بعضا به آن تاكيد دارند و بسيار اشتباه است، دوري مي جويد. نبرد و ستيز فلسطينيان با رژيم صهيونيستي يك نبرد فلسطيني- اسرائيلي به تنهايي نيست بلكه اين ستيز و جنگ ملت هاي مسلمان با اشغالگران و متجاوزان صهيونيستي است كه اين امر موجب افزايش صداقت حماس ميان مردم گرديد.

تمام عوامل ذكر شده فوق موجب افزايش محبوبيت و اثبات راستگو بودن حماس در ميان مردم فلسطين گرديده، لذا حماس مورد احترام آنان گشته و آن را در انتخابات شهرداري ها برگزيدند و انشاءالله در انتخابات آتي نيز او را انتخاب خواهند نمود.

 

¤ لطفا گزيده اي از تاريخ تشكيل جنبش مقاومت اسلامي فلسطين يعني حماس از ابتدا تاكنون را نيز بيان فرماييد.

- ريشه هاي جنبش اسلامي حماس به جنبش اخوان المسلمين فلسطين برمي گردد. در اوايل سال هاي هفتاد ميلادي اخوان المسلمين فلسطين براي تاسيس جنبش حماس برنامه ريزي و آماده سازي نمود تا در سال 1987 رسما با آغاز انتفاضه اول مردم فلسطين يعني پس از گذشت 17 سال از برنامه ريزي، اسم جنبش حماس براي اولين بار بصورت رسمي و علني مطرح شد. در سال هاي پس از اعلام تا به امروز حماس با تحولات مهم و عديده اي مواجه گرديده از جمله دستگيري و بازداشت مرحوم شهيد شيخ احمد ياسين در سال 1989 و تعدادي از سران حماس به همراه وي و روند بازداشت اعضاي حماس همچنان بصورت گسترده از سوي نيروهاي اشغالگر قدس تا به امروز ادامه دارد. در سال 1992 تعداد كثيري از ياران حماس از سوي صهيونيست ها بازداشت و به مرج الزهور در جنوب لبنان رانده شدند اما سپس در اثر مقاومت ها دشمن صهيونيستي مجبور به پذيرش بازگرداندن آنان به فلسطين گرديد. در سال 1993 توافق اوسلو به ميان آمد كه جنبش حماس آن را محكوم نموده و به رسميت نشناخت و بر ادامه روند مبارزه و مقاومت تاكيد كرد و اين راه را با تمام توان و نيرو ادامه داد كه موجب سرافرازي و محبوبيت بيشتر حماس گرديد. تا اينكه در سال 2000 انتفاضه الاقصي را آغاز نمود و عمليات شهادت طلبانه خود را گسترش داد و شهداي زيادي در اين راه تقديم نمود و به دشمن صهيونيست ضربات مهلكي وارد ساخت كه منجر به گسترش حماس ميان فلسطينيان شد.

مي توان بعضي از مهمترين اصول ثابت كه حماس به آن معتقد و مقيد و سياستش بر آنها استوار است به طور خلاصه به شرح زير بيان كرد:

1- مقاومت تنها راه رهايي و نجات ملت ستم ديده فلسطين است كه توسط آن مي توان اشغال را پايان داده و ترتيبي داد كه مردم فلسطين به حقوق مشروع خود دست يابند.

2- اصرار بر حقوق مشروع مردم فلسطين و عدم به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي و اينكه مقاومت خط راستين فرزندان فلسطين و يك امري مشروع و قانوني و عادلانه است.

3- حماس همواره و براساس معتقدات اسلامي خود و مردم فلسطين مسئله فلسطين را تنها متعلق به فلسطينيان نمي داند بلكه عقيده دارد اين يك مسئله مبتلابه جهان اسلام و عرب است. حماس معتقد است بايد احكام اسلامي را در تمام مسير خود اجرا نمايد و هرگز از مقاومت و جهاد و شهادت دست برندارد.

4- حماس بر اين اصل استوار است كه مبارزه مسلحانه را تنها عليه دشمن ددمنش و اشغالگر صهيونيستي جايز دانسته و ادامه مي دهد و هرگز اسلحه خود به سوي هيچ گروه فلسطيني يا عربي و يا اسلامي نشانه نمي رود، در هر مكان و زمان كه باشد.

5-حماس بر اصل برقراري روابط با كشورهاي عربي و اسلامي و غيره تاكيد دارد. حماس در امر مقاومت بسيار مصمم و استوار است ولي در ميدان سياست باز و گسترده عمل مي كند و اين سياست درهاي باز، با رعايت دقيق اصول همراه است. ما با ملتهاي عرب و مسلمان و جنبش هاي آزاديبخش طريق دوستي در پيش مي گيريم و بر اين عقيده هستيم كه پروژه صهيونيستي در فلسطين يك خطر بزرگي بر مردم فلسطين و تمام ملت هاي عرب و مسلمان و بلكه انسانيت است.

حماس همواره سياست را در كنار مقاومت پيش مي برد و قول و فعلش يكسان است و همواره استوار و پايبند اصول و مباني اعتقادي اسلامي است و هرگز از آنها عدول نمي كند.

 

¤ به عنوان پرسش آخر- يكي از شبكه هاي اينترنتي عراق نقل مي كند كه خالد مشعل در يكي از سخنراني هاي اخير خود در جمع فلسطينيان در سوريه از آنها خواسته است كه جهت مبارزه با اشغالگران آمريكايي و ضربه زدن به آنها رهسپار عراق شوند واقعا شما چنين حرفي زده ايد؟

- ]باتعجب[ من اين را گفته ام؟ هرگز اين امر صحت ندارد. چنين سخني هرگز بر زبان من جاري نشده و نمي شود ، ابدا. ما در فلسطين جنگ داريم. سرزمين ما از سوي صهيونيست ها اشغال شده است مانند سرزمين عراق. اين به دور از عقل و منطق است كه من چنين سخني بگويم. اينها همه از تحريف هاي صهيونيست هاست كه مي خواهند درگيري ميان ما به وجود آورند.

ملتي كه در معرض اشغال و ظلم قرار بگيرد ،خود به مقاومت روي مي آورد و مردم عراق از شجاعت و مردانگي بسيار بالايي برخوردارند و نيازي به كمك ديگران براي مبارزه با اشغالگران ندارند. فلسطيني ها با اشغالگران صهيونيستي در سرزمين هاي خود يعني فلسطين در حال مبارزه و مقاومت هستند و مردم عراق هم در حال مبارزه با اشغالگران آمريكايي در عراق هستند. من همواره نيروهاي عراقي را توصيه مي كنم سلاح هاي خود به سوي اشغالگران آمريكايي و خارجي نشانه روند و هرگز اسلحه خود را به سوي مردم بي دفاع و يا ديگر گروه هاي عراقي اعم از سني يا شيعه، عرب يا كرد يا ديگر احزاب نشانه نروند و همواره با هم با صلح و صفا و سازش زندگي كرده و اختلاف هاي خود را از راه هاي مسالمت آميز حل وفصل نمايند .مقاومت زماني مشروع و قانوني مي باشد كه دشمن اشغالگر را هدف قرار دهند نه مردم خود را. از اينكه شما اين سؤال بسيار حساس را مطرح فرموديد كه باعث شد حقيقتي آشكار شود و شبهه برطرف شود بسيار بسيار متشكرم.

 

¤ از فرصتي كه داديد متشكريم.

- من نيز از شما نمايندگان روزنامه قوي كيهان به دليل طرح چنين سؤال هاي دقيق و حساس و اهميتي كه به مسئله فلسطين داده ايد بسيار متشكرم.

 

    55 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   حماس (90)
●   صهيونيسم (242)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   اسراييل (818)
●   فلسطين (503)

تصاوير

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:17/10/1384

تاريخ شمسی نشر:17/10/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب