اتحاديه عرب نهادى است كه اعراب آن را به عنوان سمبلى براى اتحاد از سويى و حل مشكلات منطقه اى از سوى ديگر تشكيل داده بودند. اين اتحاديه در سال پايانى جنگ جهانى دوم (۱۹۴۵) و با مشخص شدن نشانه هاى ورود جهان به عرصه جديدى از معادلات، با هدف بهبود روابط ميان اعراب و هماهنگ كردن سياست هاى كشورهاى عضو اين اتحاديه در عرصه هاى مختلف شكل گرفت. اينك اما اتحاديه اى كه روزگارى نماد اتحاد اعراب محسوب مى شد به عرصه اى براى مشاجرات داغ و اختلاف ميان اعضا تبديل شده است. هم اكنون در محافل سياسى - روشنفكرى عرب اين سؤال مطرح است كه آيا عصر اتحاد اعراب به پايان رسيده است
بيستمين اجلاس اتحاديه عرب در دمشق بيش از همه اجلاس هاى برگزار شده اختلافات بنيادين ميان اعراب را به نمايش گذاشت. اجلاس پيشين اتحاديه عرب را بايد آغاز شكاف در ناسيوناليسم عرب دانست. اما آنچه در اجلاس دمشق اتفاق افتاد بى پروايى اعراب از علنى كردن اختلافات ميان خود بود. نزديك به نيمى از ۲۲ كشور شركت كننده در اجلاس دمشق در سطوح بسيار پائينى در اين اجلاس شركت كردند حتى لبنان نيز ترجيح داد اين اجلاس را تحريم كند. برخى تحليلگران فشارآمريكا به متحدان عرب خود براى پائين آوردن كيفيت اجلاس دمشق را دليل اصلى شكست اين اجلاس ارزيابى كرده اند.
راه خطرناك
تحليلگران تاريخ عرب معتقدند دودستگى ميان اعراب از زمان ورود خاورميانه به عرصه مجادله قدرت هاى بزرگ آغاز شد. ادامه تنش ميان فلسطينيان و اسرائيل مهمترين بخش اين مجادله را تشكيل مى دهد. امروز فرآيند صلح ميان اسرائيل و فلسطين بيش از هر زمانى دچار سردرگمى است و چشم انداز روشنى براى آن مشاهده نمى شود. سازمان هاى حقوق بشرى معتقدند ادامه فشارها و تحريم اقتصادى غزه اينك مردم اين منطقه تحت كنترل حماس را در آستانه فاجعه اى انسانى قرار داده است. جنگ سياسى و نظامى ميان فتح و حماس هم بر وخامت اوضاع افزوده است.
عراق نيز ديگر نقطه بحران خيز خاورميانه است. اين كشور در پنجمين سالگرد اشغال خود همچنان آبستن حوادث خشونت بار و تروريستى است. اشغالگران على رغم وعده هاى اوليه خود هرگز نتوانسته اند تصوير آرامى از عراق را ترسيم كنند و تلاش هاى دولت مالكى نيز با وجود برخى موفقيت ها همچنان سير افتان و خيزانى دارد. لبنان همچنان رئيس جمهور ندارد. اين كشور عرب اينك به محل رقابت سياسى آمريكا و فرانسه تبديل گشته است و گروه هاى سياسى داخلى اين كشور نيز جنگ سياسى و بعضاً نظامى تمام عيارى را عليه يكديگر آغاز كرده اند. الجزاير و مراكش نيز همچنان بر سر صحراى غربى با يكديگر مشكل دارند. ديگر كشور عربى، سودان، نيز همچنان درگير خشونت هاى داخلى است و ناحيه مهم آن، دارفور روزگار سختى را سپرى مى كند. در سومالى نيز قبيله هاى مسلح همچنان يكه تاز ميدان سياست و جنگ محسوب مى شوند. اين اوضاع اعراب سال ۲۰۰۸ است.
تفرقه
سخنان معمر قذافى رهبر پرآوازه ليبى در غيبت بسيارى از سران اتحاديه عرب در اجلاس دمشق بسيار به چشم آمد و همگان را به فكر واداشت. قذافى خطاب به سران عرب سؤال كرد: «ما چگونه توانستيم بايستيم و شاهد سقوط دولتى عرب توسط كشورهاى خارجى باشيم»
قذافى گفت: «صدام، رهبر معدوم عراق، روزگارى متحد اول ايالات متحده در خاورميانه محسوب مى شد اما آمريكايى ها وى را به يك چشم بر هم زدن فروختند. اينك نوبت شماست.» قذافى با تحكم عجيبى اين سخن را خطاب به سران عرب گفت. هنگامى كه قذافى سخنرانى مى كرد برخى از سران عرب حاضر در دمشق با تمسخر به رك گويى هاى قذافى مى نگريستند. قذافى همچنين از تفرقه و عدم اتحاد ميان كشورهاى عربى انتقاد كرد و گفت: «كجاست قدرت و اتحاد اعراب كجاست آينده اعراب نابود شده است و هيچ نمانده. خون و زبان ما اعراب شايد يكى باشد اما ما ظاهراً ديگر چيزى جز اينها براى اتحاد نداريم.»
آرزوى اتحاد
امروز جنب و جوش دوباره اى در مؤسسات فكرى و سياسى اعراب به راه افتاده تا شايد بتوان از رهاورد آن اعراب را دوباره بر سر يك ميز نشاند و صداى واحدى از آنان شنيد. احمد بن هالى يك مقام رسمى اتحاديه عرب سرپوشى بر اختلافات فراوان حكومت هاى عربى گذارده و مى گويد: «اختلاف سليقه در سياست هاى اتخاذى كشورهاى عربى امرى عادى است. با وجود اعتراف كارشناسان عرب به علنى شدن اختلافات درونى اعراب در اجلاس دمشق، برخى تحليلگران عرب از اين امر به عنوان شانسى دوباره براى اتحاد ياد كرده و تأكيد مى كنند كه علنى شدن نقاط اختلاف و تفرقه مى تواند كمك فراوانى به حل آنها بكند.»
شيخ حمدبن جاسم الاحمد الثانى نخست وزير قطر در اجلاس اتحاديه عرب اظهار اميدوارى كرد كه اعراب بتوانند در فضايى سالم اختلافات ميان خود را حل و فصل كنند.
اتحاد رسانه اى
برخى استراتژيست هاى عرب اما راهى ديگر براى جبران تفرقه و اختلافات ميان اعراب جست وجو كرده اند و آن راه نيز ايجاد نوعى هماهنگى در سير اطلاع رسانى و كار رسانه اى دولت هاى عربى است. براين اساس اين اميدوارى وجود دارد كه اختلافات سياسى كشورهاى عربى نه از طريق جار و جنجال مرسوم در ميان برخى حكام عرب بلكه از طرق فرهنگى حل و فصل شود.
اين طرح هنوز بر روى كاغذ است و مشخص نيست كه آيا هرگز مجال بروز پيدا خواهد كرد يا خير.
بحران هاى گوناگون خاورميانه مهم ترين ميدان بررسى اختلافات ميان كشورهاى عربى است. در عراق اينك برخى كشورهاى عربى در آستانه بازگشايى سفارتخانه هاى خود هستند و برخى ديگر ترجيح مى دهند همچنان به سياست عدم همراهى با دولت عراق ادامه دهند. در لبنان نيز مجادلات اعراب به گونه اى ديگر بروز يافته است. فلسطين بزرگ ترين ميدان جنگ سياسى و حتى نظامى اعراب است. برخى دولت هاى عربى صراحتاً از تشكيلات خودگردان حمايت مى كنند، برخى تعامل با حماس را ترجيح مى دهند و برخى ديگر نيز ترجيح مى دهند تا منافع بلندمدت و كوتاه مدت خود را با سرنوشت فلسطينيان مبادله كنند. سكوت اعراب در قبال جنايات رژيم صهيونيستى در مناطق فلسطينى اينك بزرگ ترين شكست براى اعراب محسوب مى شود. اتحاديه عرب اگرچه در گذشته ها نمادى از دوستى ها و رفاقت ها محسوب مى شد اما اينك تنها محلى است براى گرفتن چندين عكس يادگارى و بروز اختلافات.
اتحاديه عرب در يك نگاه
- دبيرخانه مركزى: قاهره، مصر
- زبان رسمى: عربى
- اعضا: ۲۲ كشور عربى، ۳ عضو ناظر
- دبيركل: عمرو موسى (از ۲۰۰۱)
- تأسيس: ۲۲ مارس ۱۹۴۵
- جمعيت: ۳۳۹۵۱۰۳۵۳
- اعضاى اصلى: عربستان، مصر، امارات، الجزاير، كويت، مراكش، ليبى، قطر، عمان، تونس، سودان، سوريه، لبنان، يمن، بحرين، اردن، موريتانى، كومور، جيبوتى و سومالى.