* اجازه دهيد گفت وگو را با اين پرسش آغاز كنيم كه ماجراى رياست جمهورى لبنان بالاخره به كجا رسيد
پرونده رياست جمهورى لبنان، پرونده حساسى است كه آمريكايى ها به عنوان اصلى ترين حامى طيف ۱۴ مارس مايل به حل آن نيستند. عصر رياست جمهورى اميل لحود سبب تقسيم گروه ها در لبنان شد. در اين دوره رئيس جمهور وسط موافقان و مخالفان دولت قرار گرفت. ما در سلسله گفت وگوهاى خود با ۱۴ مارسى ها صراحتاً به آنها يادآور شده ايم كه تمايلى به تكرار تجربه دوران رياست جمهورى اميل لحود نداريم و بالعكس رئيس جمهورى را مى خواهيم كه مورد توافق همه گروه هاى سياسى باشد. در گفت وگوهاى طولانى خود با ۱۴ مارسى ها صراحتاً گفته ايم كه به آنها اعتماد نداريم و خواهان ضمانتى كامل و جامع هستيم.
* اين ضمانت چيست
بهترين ضمانت رعايت حال همه گروه ها در انتخاب رئيس جمهور و سپس تشكيل دولت وحدت ملى مى باشد.
* دولت وحدت ملى كه از آن سخن مى گوييد داراى چه شاخصه هايى بايد باشد
حكومت وحدت ملى ضمانتى است براى جايگاه رياست جمهورى در لبنان. مهمترين شاخصه آن هم تعيين مرز ميان موافقان و مخالفان است. با اين وجود متأسفانه حاميان دولت تاكنون همه پيشنهادات ما را رد كرده اند چه آنكه آمريكايى ها اصولاً اجازه هيچ گونه توافقى را به آنها نمى دهند. شايد باور نكنيد اما ما با گروه ۱۴ مارس بارها به توافق قطعى بر سر انتخاب رئيس جمهور رسيديم و حتى قرار شد كه رسماً اين توافق را اعلام كنيم اما در آخرين لحظات ناگهان تصميم طرف مقابل عوض شد و به راحتى آب خوردن زير همه توافقات زدند چرا كه اين توافقات براى طيف حامى دولت نياز به چك كردن با آمريكايى ها داشت كه آنها نيز مخالفت مى كردند و همه چيز به هم مى خورد.
* بارها هم طيف ۸ مارس و هم طيف ۱۴ مارس از توافق بر سر انتخاب ميشل سليمان، فرمانده ارتش به عنوان رئيس جمهور سخن گفتند. پس چرا اين قدر اين بحران طول كشيده است
شك داريم كه ۱۴ مارسى ها واقعاً خواهان رياست جمهورى ميشل سليمان باشند. حرف آنها يك چيز است و راهبرد و عمل آنها چيزى ديگر. بگذاريد صراحتاً اعلام كنم كه ميشل سليمان انتخاب مخالفان دولت بود و اصلاً در ليستى كه براى نصرالله صفير سراسقف مارونى ها رفته بود نامى از ميشل سليمان به ميان نيامده بود. آنها از اول هم با ميشل سليمان مخالف بودند و ابايى هم نداشتند كه صراحتاً بگويند ما رئيس جمهور ارتشى نمى خواهيم اما يك دفعه نظر خود را عوض كردند.
* چرا
مى خواستند ميشل عون را در تنگنا قرار داده و حتى او را به سوى خود متمايل كنند. آنها مى دانستند ميشل عون نماينده اكثريت جامعه مسيحى لبنان و گزينه اول مخالفين براى رياست جمهورى است. هدف دوم ۱۴ مارس هم ايجاد اختلاف ميان حزب الله و ارتش بود. مى خواستند حزب الله با رد كانديداتورى سليمان، عملاً در مقابل ارتش لبنان قرار گيرد. وقتى از نقشه آنها آگاه شديم ميشل عون از نامزدى رياست جمهورى منصرف شد تا مصلحت لبنان حفظ گردد.
* پس سليمان همچنان گزينه اول شماست
ما ميشل سليمان را دوست داريم و به وى احترام مى گذاريم اما با اين حال تمايلى هم نداريم كه تجربه اميل لحود بار ديگر تكرار شود و رئيس جمهور در ميانه همه بحران ها قرار گيرد. ما به ۱۴ مارسى ها گفته ايم كه اعتمادى به آنها نداريم و چاره اين بى اعتمادى هم تشكيل دولت وحدت ملى است تا سپس ميشل سليمان را به رياست جمهورى انتخاب كنيم. يقين داريم كه ۱۴ مارسى ها تمايلى به رياست جمهورى ميشل سليمان ندارند و آمريكايى ها هم مخالف وى هستند. دولت آمريكا خواهان تداوم بحران در لبنان براى فشار به ايران و سوريه است. آنها در جنگ ۳۳ روزه هم تلاش كردند تا به ايران و سوريه فشار بياورند كه البته شكست خوردند. كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا صراحتاً در جريان جنگ ۳۳ روزه از خاورميانه اى سخن گفته بود كه ايران و سوريه در آن نقشى ندارند و در سوى ديگر پروژه آمريكايى ها در آن اجرا مى شود.
* از نگاه شما به عنوان يكى از رهبران بلندپايه حزب الله بنيان خاورميانه جديد آمريكا چه خواهدبود
اين پروژه سه اساس دارد:
۱- ساقط كردن نظام هاى مخالف رژيم صهيونيستى
۲- كنترل منابع نفتى
۳- جنگ ميان انقلابيون و تغيير ساختار منطقه براساس طايفه و مذهب
امام موسى صدر ۳۰ سال پيش خاورميانه جديد را پيش بينى كرده بود؛ فراموش نمى كنم كه او در دهه ۷۰ ميلادى مى گفت كه لبنان نبايد هيچگاه به سوى تقسيم و فدراليسم حركت كند و اگر روزى چنين شد وارد دنيايى خواهيم شد كه تحت سيطره اسرائيل خواهد بود.
* ارتباط خاورميانه جديد و اراده آمريكايى ها براى تداوم بحران در لبنان چيست
آمريكايى ها لبنان را محل مناسبى براى اجراى طرح خاورميانه جديد تشخيص داده اند. اما به نام مقاومت و حزب الله به آنها اجازه چنين كارى را نخواهيم داد. آنها در عرصه نظامى از ما شكست خوردند و در عرصه سياسى هم نمى گذاريم به اهداف خود برسند. حزب الله اجازه نخواهد داد لبنان بارديگر به ورطه جنگ داخلى و تقسيم كشيده شود.
* باز گرديم به بحران رياست جمهورى. مهمترين ايراد طيف اكثريت به رياست جمهورى ميشل سليمان چه بوده است
قبلاً اشاره اى كلى داشتم كه مهمترين موضوع در بحث ميشل سليمان عدم تمايل ۱۴ مارسى ها به اوست و نام وى را براى در تنگنا قرار دادن ميشل عون و انصراف وى از رياست جمهورى گذاشتند مطرح شود. ما در اوايل بحران حتى افرادى را كه به مراتب كلاس كارى كمترى نسبت به ميشل سليمان داشتند براى حل بحران پذيرفته بوديم.
۸ مارس تنها بعضى افراد مثل نسيب لحود را صراحتاً رد كرده بود. شرط ما تشكيل دولتى توافقى بود تا سپس رئيس جمهور هم انتخاب شود ولى چه مى توان كرد كه ۱۴ مارس به تنهايى تصميم گيرنده نيست و مشاوران فراوانى دارد. ميشل سليمان اگر انتخاب شود فردى ملى گرا و طرفدار مقاومت خواهدبود و حساسيت ۱۴ مارس هم به همين موضوع است.
* ميانجيگران بسيارى در يك سال گذشته براى حل بحران لبنان آمدند و رفتند. هر يك از آنها هم طرحى براى حل بحران سياسى بيروت داشت. دلايل عدم موفقيت آنها چه بود
جواب اين سؤال هم تا حدى شبيه سؤال قبلى است. مهمترين دليل شكست ميانجيگران نبود توان تصميم گيرى در طيف ۱۴ مارس است. اصل براى ۱۴ مارسى ها نه حضور ميانجيگران بلكه ايالات متحده است. ما هر دفعه كه تا مرز دستيابى به توافق با عمرو موسى هم پيش رفتيم، سعد حريرى و ۱۴ مارسى ها زير همه چيز زدند چون آمريكايى ها به آنها اجازه توافق نمى دادند. آمريكايى ها رسماً مخالفت خود را با طرح هاى عمرو موسى اعلام كرده اند. عمرو موسى فقط براى استمرار بحران لبنان و شايد ايجاد فرصت هاى ديگر براى حل آن به بيروت مى آيد و مى رود.
* از زمان آغاز بحران لبنان تاكنون چه كشورهايى بيشترين حجم رايزنى ها را داشته اند
اگر بخواهم در مورد محور عربى سخن بگويم طبيعتاً محور عربستان و سوريه مطرح مى شود. عربستان با گروه ۱۴ مارس و سوريه هم با طيف ۸ مارس ارتباط دارد.
مقامات رياض در ديدارهاى محرمانه خود با مقامات دمشق بارها از آنها خواسته اند تا به نفع ۱۴ مارس به ۸ مارسى ها فشار بياورند اما با اين حال سوريه زير بار اين موضوع نرفت و صراحتاً اعلام كرد كه به همپيمانان خود فشار نخواهد آورد.
* نظر دمشق و رياض در مورد طرح اتحاديه عرب چه بود
همه معتقديم كه مصلحت لبنانى ها در دستيابى به توافق و تفاهم است. سوريه هم در همين راستا پيشنهاد اتحاديه عرب را پذيرفت اما متأسفانه عربستان به هيچ توافقى پايبند نبود. سوريه براساس منطق در كنار لبنان ايستاد و با تقسيم لبنان مخالفت كرد اما اكثر كشورهاى عربى مواضعى منفى داشتند.
* طرح هاى فرانسوى ها به كجا انجاميد
فرانسوى ها به شدت از عملكرد آمريكا در لبنان ناراضى اند و اعتراض خود را نيز نسبت به اين امر اعلام كرده و صراحتاً گفته اند كه آمريكايى ها مخالف هرگونه راه حلى براى بحران سياسى بيروت هستند.
* ظاهراً رايزنى هايى هم در تهران انجام شد...
آمريكايى ها ايران را به اعمال نفوذ در منطقه متهم مى كنند. آنها از حضور قدرتمند ايران در منطقه عصبانى هستند. صراحتاً تأكيد مى كنم كه ايران در امور لبنان كوچكترين دخالتى نداشته است. به درخواست عربستان، تهران و رياض مذاكراتى در باب لبنان داشتند كه براساس آن لاريجانى (دبير وقت شوراى امنيت) سفرى به عربستان داشتند.
درنهايت هم ايران رسماً اعلام كرد از انتخاب مردم لبنان حمايت خواهد كرد.
* در يك سال و نيمى كه از بحران سياسى لبنان مى گذرد، عمرو موسى بيش از ۱۰ بار به بيروت آمده و رفته است. هر بار هم طرحى جديد روى ميز طرفين بحران لبنان قرارداد، اشكال اين طرح ها چه بوده كه تاكنون بر سر هيچ كدام از آنها توافقى حاصل نشده است
عمرو موسى خواهان استمرار بحران لبنان است؛ نيامدن عمرو موسى به بيروت خود يك مشكل بود و اينك آمدن او و تعويق مكرر جلسات پارلمان لبنان خود مشكلى ديگر است. ما كلاً تجربه بدى را با عمرو موسى داشتيم. طرحى هم اتحاديه عرب داد كه آنقدر مبهم بود كه هركس آن را به نفع خود تفسير مى كرد. ما به آنها مى گفتيم به اندازه نمايندگان خود در پارلمان، در كابينه هم وزير مى خواهيم. اگر سهم ما در كابينه داده مى شد تعهد مى داديم كه استعفا ندهيم و البته آنها نيز بايد اين تعهد را مى دادند و سپس رئيس جمهور را انتخاب مى كرديم. هر بار آمريكايى ها وارد اين داستان مى شدند همه معادلات بر هم مى ريخت.
* هم اكنون مهمترين بازيگران لبنان چه كسانى هستند
ستون فقرات مخالفين دولت : حزب الله، جنبش امل، گروه هاى تحت رهبرى سليمان فرنجيه، وئام وهاب، طلال ارسلان، فتحى يكن و عمر كرامى و در صف ۱۴ مارس يا طيف حاميان دولت هم اول سمير جعجع و جنبلاط و سپس حريرى و سنيوره.
* گزينه آمريكايى ها براى رياست جمهورى لبنان كيست
آنها به دنبال انتخاب رئيس جمهور نيستند.
* اكثريت چى
آنها كاره اى نيستند؛ آمريكايى ها همه كاره اند و ۱۴ مارسى ها هم عروسك خيمه شب بازى آمريكا مى باشند. ما در رياض با سعد حريرى به توافق رسيديم و حتى پيش نويس يك تفاهم نامه را هم امضا كرديم ولى وى يكدفعه زير همه چيز زد.
* با اين وجود چه آينده اى را براى لبنان پيش بينى مى كنيد
امكان رسيدن به يك راه حل در آينده اى نزديك بعيد است. آمريكايى ها درگير انتخابات رياست جمهورى خودشان هستند و عجله اى هم براى حل بحران لبنان ندارند. هر يك از كانديداها هم مى خواهد از بحران هاى خاورميانه حداكثر سود را در اين رقابت ها ببرند. ما نيز مشكلى نداريم اما از طرفى اجازه هم نخواهيم داد كه دولت سنيوره بر ما حكومت كند و فقط يك راه حل عادلانه براساس توافق را خواهيم پذيرفت.
اين احتمال را مى دهيم كه مخالفان ما در انتظار يك جنگ باشند تا كفه ترازو به سود آنها سنگينى كرده و معادلات به هم بخورد.
۱۴ مارسى ها همانگونه كه به جنگ جولاى ۲۰۰۶ (جنگ ۳۳ روزه) اميد بسته بودند، امروز نيز به جنگ جديدى دلخوش كرده اند و اين طور مى نمايد كه كسى در گوش آنها وردى خوانده باشد. اين احتمال به طور جدى مطرح است كه منطقه در آستانه بحران جديدى باشد و بعيد نمى دانيم كه ترور عماد مغنيه آغاز اين بحران باشد.
* ارزيابى شما از حضور ناوهاى جنگى ايالات متحده در سواحل لبنان چيست
ناو يو. اس. اس. كول از مدت ها قبل در درياى مديترانه حضور داشت؛ اما اين حضور معانى خاص خود را نيز به همراه داشته است.
البته ناتو نيز از مدت ها پيش در مديترانه و سواحل لبنان حضور نظامى دارد. اين كه مثلاً قبلاً ۱۰ ناو بوده و حالا ۱۱ ناو چيز عجيبى نيست. پيام حضور ناو جنگى آمريكا در سواحل لبنان ترساندن حزب الله، سوريه و ايران بود. آمريكا مى خواست بگويد ما آماده ايم با قدرت نظامى از ياران خود دفاع كنيم و يا حتى با زور هم كه شده رئيس جمهور تحميلى براى لبنان انتخاب كنند. يك بار در سال ۱۹۸۲ بشير جميل را به زور در كرسى رياست جمهورى نشاندند كه وى ترور شد. نمى توان با زور چيزى را به لبنان تحميل كرد. آمريكايى ها به لبنان آمدند، شكست خوردند و صدها تن از آنان كشته شدند. حكومت بر لبنان و لبنانى ها امكان پذير نخواهد بود مگر با توافق همه گروه هاى لبنانى. مى خواستند حزب الله را خلع سلاح كنند اما اينك صراحتاً مى گويند كه اگر همه سلاح هاى دنيا را هم به كار گيريم نمى توانيم حزب الله را خلع سلاح كنيم. حزب الله يك گروه نيست؛ يك ملت است پس اگر خواستند كارى كنند بايد همه ملت را بكشند. اين ناو و ناوهاى ناتو و اسرائيل كوچك ترين تأثيرى بر روحيه و عزم ما ندارد و در راه خود استوار خواهيم بود.
* آيا حضور نظامى آمريكا و ترور عماد مغنيه ارتباطى با هم دارند
صد درصد؛ ترور مغنيه، ترور يك فرمانده حزب الله نبود بلكه ترور يك چهره ضداسرائيلى بود. اگرچه موساد مجرى عمليات ترور عماد مغنيه بود اما دستور ترور از آمريكا صادر شده بود و برخى ها هم با آنها همراهى كردند. تأكيد مى كنم كه اقدامات آنها راه به جايى نخواهد برد. بزرگ ترين جواب حزب الله به اين عمليات تروريستى از طريق مشاركت وسيع مردمى در مراسم تشييع جنازه مغنيه نمود پيدا كرد. سيدحسن نصرالله هم قاطعانه گفت كه شهادت حاج عماد مغنيه آغازى است بر سقوط رژيم صهيونيستى.
* سران سه سازمان اطلاعاتى اسرائيل اخيراً در گزارش خود به كابينه اولمرت از احتمال آغاز جنگ جديدى با حزب الله سخن گفتند. شما احتمال اين درگيرى را تا چه ميزان جدى مى دانيد
احتمال مى دهيم اين جنگ آغاز شود و براى آن آماده شده ايم. معتقديم اگرچه ارتش اسرائيل آمادگى اين درگيرى را ندارد اما با فشارهاى آمريكا اقدام به اين كار خواهد كرد. اسرائيل اگر اين بار شكست بخورد از ميان خواهد رفت. ما در جنگ ۳۳ روزه ضعيف تر از امروز بوديم و اسرائيل قوى تر از امروز. توكل به خدا بزرگ ترين رمز پيروزى است و ما نيز با تكيه بر همين اصل پيروز شديم. ارتش اسرائيل داراى قدرت و تكنولوژى قوى مى باشد و ما براساس آيه شريفه «واعدو لهم ما استطعتم من قوه» در حال آماده كردن خود هستيم؛ از خواب خود كم مى كنيم و بر ميزان آمادگى خود مى افزاييم. دشمن را به خوبى مى شناسيم. هرچه آنها توطئه مى كنند ما نيز اين توطئه ها را خنثى مى كنيم.
* چه نشانه هايى از آمادگى اسرائيل براى حمله وجود دارد
اسرائيل چندى پيش در مرزهاى لبنان مانور بزرگى را برگزار كرد و اين خود نشانه بزرگى است. اين مانور قطعاً تبليغاتى و براى نشان دادن قدرت نبود. يادمان نرود كه اسرائيل محال است شكست در جنگ ۳۳ روزه را بپذيرد ضمن آن كه از حضور آمريكايى ها در منطقه به بهترين نحو بهره بردارى خواهد كرد. همه هراس اسرائيل از اين است كه در انتخابات رياست جمهورى ايالات متحده و كنار رفتن بوش، دولت جديد مخالف جنگ باشد و اسرائيل فرصت حمايت مستقيم نظامى آمريكا در منطقه را از دست بدهد. همه اينها در شرايطى اتفاق مى افتد كه ايران، سوريه، حماس و حزب الله قوى شده اند و اين كابوسى بزرگ براى صهيونيست ها است. حتى همين سفر اخير آقاى احمدى نژاد به عراق هم نقطه قوتى براى ايران بود و موقعيت آمريكايى ها را در منطقه تضعيف كرد. مجموع اين عوامل به سود اسرائيل نيست. پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، نخست وزير وقت اسرائيل، انقلاب ايران را زلزله اى بزرگ در خاورميانه عنوان كرد كه شعله هاى آن اسرائيل را نيز دربرخواهد گرفت. جمهورى اسلامى ايران ماهيت وجودى اسرائيل را به خطر انداخت. ايران از نظر جغرافيايى حد و مرز دارد ولى از نظر جهانى يك خاستگاه اسلامى است. اسرائيل نيز رژيمى است كه به دنبال جا و مكان مى گردد. خاطرم هست در جايى از نخست وزير اسرائيل پرسيدند مرز شما كجاست كه وى پاسخ داد هر جا كه اقتصاد، فرهنگ و ارتش ما است، آنجا مرز ماست. رژيم صهيونيستى خطرى براى همه منطقه است ولى به اميد خدا آنها در تيررس ما هستند و خداوند عذابى سخت بر آنان نازل خواهد كرد، همان گونه كه در سال ۲۰۰۶ شكست خوردند، اين بار نيز شكست سختى خواهند خورد. پيش بينى ما حاكى است كه اگر اين بار جنگى رخ دهد حدود صد هزار اسرائيلى از سرزمين هاى اشغالى مهاجرت خواهند كرد.
* ماجراى پرونده ترور عماد مغنيه به كجا رسيد
مسئولان پرونده از سير تحقيقات كاملاً راضى هستند اما محتويات آن فعلاً محرمانه است و پس از آن كه همه چيز مشخص شد بررسى مى كنيم كه پاسخ حزب الله چگونه بايد باشد. پس از اعلام نتايج تحقيقات ضربات سهمگينى را بر پيكره اسرائيل وارد خواهيم كرد. ما انتقام خون عماد مغنيه را خواهيم گرفت.
* عماد مغنيه چه ميراثى از خود بر جاى گذاشت
آمريكا و اسرائيلى ها نمى فهمند كه فعاليت ما بر محور افراد نمى چرخد. افراد براى ما نماينده يك مرحله هستند و هنگامى كه شهيد مى شوند هزاران نفر ديگر قابليت جايگزينى آنان را دارند. عماد يك شخص نبود بلكه يك تفكر و مفهوم واقعى مقاومت بود. ما هزاران نفر همانند عماد مغنيه در لبنان، فلسطين، ايران و سراسر جهان اسلام داريم. اگرچه حاج رضوان فردى بزرگ بود اما عضو يك سازمان بزرگ محسوب مى شد. شهادت وى ما را متأثر كرد اما ما به راه خود ادامه خواهيم داد.