| كمتر از دو هفته قبل گزارشي امنيتي با برچسب «فوق سري» براي ديپلماتها و مسئولان بلندپايه مقيم بيروت ارسال شد كه به شكل خلاصه و بدون ورود به جزئيات بر سه موضوع زير تاكيد داشت:
يك ـ اطلاعات به دست آمده توسط سوريه و حزبالله، دخالت يك جريان عربي و جرياني غربي در ترور عماد مغنيه را ثابت ميكند.
دو ـ تحليل دستاندركاران گزارش مذكور بيانگر اين است كه حزبالله لبنان پس از تكميل دادههاي خود در مورد ترور مغنيه، شروع به ارسال پيامهاي مستقيم و غيرمستقيم براي عوامل اين ترور خواهد كرد. بر اساس اين تحليل، حزبالله به عنوان قدرتمندترين گروه شيعه در لبنان بدون توجه به شرايط منطقهاي يا داخلي، سياسي يا نظامي و بدون هيچگونه ترس يا ترديدي آنچه را كه مناسب ببيند در اولين فرصت ممكن به اجرا ميگذارد.
سه ـ مخاطبان اين گزارش بايد آن را بسيار جدي و قطعي تلقي كنند.
ديپلماتها و مخاطبان اين گزارش در بيروت نتوانستند دريابند كه آيا اين گزارش جدي بوده يا قصد گمراه كردن آنها را دارد.
تحليلگران سياسي ـ امنيتي در بررسي دو نكته از اين گزارش دقت بيشتري از خود نشان دادند. اول اينكه منبع صدور اين گزارش با توجه به سابقه آن، بسيار قابل اعتماد است. نكته دوم آنكه يك نسخه از اين گزارش به نمايندگي سازمان ملل در لبنان تحويل داده شده و اين موضوع قابل توجه است كه گزارش مذكور نيروهاي سازمان ملل را خارج از چارچوب خطر ارزيابي كرده و هيچ توصيه خاصي براي آنها در بر ندارد.
چند ساعت پس از صدور گزارش، برخي تدابير ديپلماتيك در هماهنگي با مفاد گزارش شروع به خودنمايي كردند كه باعث تعجب زيادي نيز شد. با اين حال نكته جالبتر اين است كه صدور اين گزارش همزمان شد با يادداشت تحليلي ـ مستند ديويد رز در مجله «وانيتي فير» تحت عنوان «جنگ كثيف». وي در اين يادداشت موضوع دخالت آمريكا در شرايط حاكم بر فلسطينيان را مورد بررسي قرار داده بود.
رز در اين اين يادداشت بر اساس اسناد و شهادت بسياري از مسئولين آمريكايي، اسراييلي و فلسطيني به اين نتيجه رسيده است كه واشنگتن پس از درگذشت ياسر عرفات در سال 2004 عمليات گستردهاي را براي تصفيه اعضاي جنبش حماس شروع كرده است. خواننده اين يادداشت نميتواند آن را بدون در نظر گرفته تحولات لبنان ظرف سه سال گذشته، پيگيري كند. خلاصه اين گزارش را به شكل زير ميتوان ذكر كرد:
ـ دولت بوش از ابومازن خواسته است تا حماس را از نظر سياسي و فيزيكي شكست دهد.
ـ پس از يك سري ديدارهاي سطح بالا در آمريكا، جورج بوش شخص مناسب براي اجراي چنين عملياتي را در فلسطين انتخاب كرد. وي شخصي غير از «محمد دحلان» نيست كه از طرف جورج بوش به عنوان «مرد ما» خوانده شده است.
ـ دستوراتي به موسسات آمريكايي براي حداكثر حمايت مالي و لجستيكي براي تحقق اين هدف داده شده است.
ـ با به وجود آمدن برخي موانع در سر راه تامين مالي اين عمليات در كنگره آمريكا، تصميمگيران آمريكايي براي برآورده كردن هزينه مالي آن به چهار كشور عربي متوسل شدند كه اين كشورها عبارتند از: عربستان سعودي، امارات، مصر و اردن.
ـ هزينه اين عمليات 27/1 ميليارد دلار ظرف پنج سال ارزيابي شده كه شامل مسلحسازي و آموزش 15 هزار نفر از اعضاي جنبش فتح در چهار كشور عربي مذكور است.
ـ اين طرح جزئيات «تصفيه» حماس را ذكر نكرده و بدين موضوع اكتفا كرده كه اين ماموريت بر عهده دحلان و گروه وي قرار دارد كه شامل ترور، ربودن و شكنجه بسياري از مسئولان و اعضاي حماس ميشود.
ـ در نتيجهگيري اينگونه گفته شده كه طرح مذكور در دو نقطه با شكست مواجه شده است. نخست هنگامي كه حماس در انتخابات پارلماني سال 2006 پيروز شد و در دومين حادثه، هنگامي كه جنبش فتح در سال 2007 مجبور به فرار از نوار غزه شد.
ديويد رز نتيجه ميگيرد كه «جنگ كثيف» عملياتي مشابه عمليات «ايران كنترا» و «خليج خوكها» است كه باعث در تنگنا قرار گرفتن آمريكا شد.
حال اين سوال مطرح است كه آيا «جنگ كثيف» ديگري در لبنان جريان دارد؟ گزارش امنيتي صادر شده اشارهاي به موضوع ندارد ولي محتواي آن بيانگر اين است كه چنين جنگي عملا در لبنان جريان دارد.
|