باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 28 اسفند 1388 كاربران برخط 105 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
راهبرد آمریکایی برای کردستان(2)
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
روابط ایالات متحده و کردها، پس از تهاجم به عراق


برخی احزاب متنفذ شیعه خواستار یک منطقه ویژه شیعیان، شامل 9 استان در جنوب عراق، شدند. این ایستار، تصور ایجاد چیزی شبیه به مورد شمال را تقویت کرد. شیعیان همچنین خواستار مبادله یک عراق نسبتاً سکولاریست تر در مقابل حمایت کردها شدند؛ معامله ای که منافع کردها و ایالات متحده را به شکل بی سابقه ای در راستای هم قرار داد و دلیل دیگری را برای اعتراف به ارزش اهرم کردها در داخل عراق جدید در اختیار واشنگتن گذاشت.


در امتداد خطوطی مشابه، سیاست های ایران نیز مزایایی را برای کردها در پی داشت. با وجود ارتباطات در حال رشد شیعیان عراق با ایران، و تندتر شدن تحرکات ایران در قبال سیاست های ایالات متحده – بویژه در بحث مسائل هسته ای، سیاستمداران واشنگتن به دنبال نیروها و متحدان قویتری در داخل عراق بودند که روابط چندان گرمی با تهران نداشته باشند.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 28/12/1386 - به نقل از فصلنامه MERIA، سال یازدهم، شماره 4، دسامبر 2007

   ● نويسنده: آرام - رفعت

مترجم: مهدي - كاظمي

 
 

انتخابات و تغییر در سیاست ایالات متحده


ترکیب شکست های مکرر سیاست ایالات متحده، نتایج انتخابات ژانویه سال 2004، و میانه روی نسبی کردها، نقطه عطفی را در روابط دو طرف ایجاد نمود. نگرانی عمده از بابت شکست نامزدهای اهل تسنن و شیعیان سکولار در انتخابات بود. فهرست "کمال پاچاچی"، یکی از افراد مطلوب و مورد علاقه ایالات متحده، شکست سختی خورد و حتی در کسب یک کرسی هم ناکام ماند؛ "قاضی یاور"، یکی دیگر از امیدهای واشنگتن، تنها موفق به کسب پنج کرسی از مجموع 275 کرسی گردید؛ و "ایاد علاوی"، شیعه سکولار، نیز تنها 14 درصد از آراء را جمع آوری نمود. در مقابل، بلوک مذهبی شیعه طرفدار ایران، یعنی «ائتلاف عراق متحد» (UIA)، بیش از نیمی از کرسی ها را از آن خود ساخت. (41)


بنابراین، توازن موجود میان نیروهای سکولار و مذهبی، بطور قابل توجهی به نفع دومی به هم خورد. انتخابات به تحکیم و تثبیت فرقه گرایی و گسترش شکاف میان جناح های موجود انجامید؛ و اینچنین آرزوهای ایالات متحده برای یک عراق سکولار و متحد، تحت کنترل یک دولت ملی مرکزی، به واقعیت نپیوست.


در مقابل، موازنه جدید به ایجاد مجموعه ای از شرایط مناسب برای عدم تمرکز بیشتر، به نفع کردها منجر شد؛ این موضوع به شکلی کاملاً آشکار در قانون اساسی دائمی عراق منعکس شد. علاوه بر این، از هنگامی که کردها دومین بلوک بزرگ پارلمان و نیز بزرگ ترین گروه سکولار را تشکیل دادند، علاقه و توجه ایالات متحده به کردها به شکل بی سابقه ای افزایش یافت. کردها از این پس به موضوعی مهم و ضروری برای آمریکایی ها تبدیل شدند. آنها به تدریج در دفاع از برقراری سکولاریسم در عراق جانشین میانه روهای شکست خورده ای چون "ایاد علاوی" شده، و به عاملی در جهت ایجاد موازنه میان شیعیان و سنی ها تبدیل گشته، به عنوان یک داور میان آنها عمل کرده و رفع اختلافات مابین آنها را تشویق نمودند.


در نهایت، تعداد زیاد و دور از انتظار تلفات نیروهای ائتلاف هم قبل و هم بعد از انتخابات، یک وضعیت آشفته و خطرناک رو به رشد را برای ایالات متحده به همراه داشت. (42) این مسئله ایالات متحده را مجبور کرد تا ضمن کاستن از لفاظی های حاکی از پیروزی در گزارش هایش، به اتخاذ راهبردهای دفاعی روی آورد. تحویل قدرت به خود عراقی ها به آلترناتیوی مطلوب – با یک سود دو برابر – برای کردها تبدیل شد. اول این که، کردها به عنوان یکی از شرکاء در تقسیم قدرت، ترتیبات جدید را عاملی برای پیشرفت و برتری شان یافتند. دوم این که، با در اختیار داشتن یک چهارم از کرسی های پارلمان، آنها – از هنگامی که برای تشکیل حکومت به اکثریت دو سوم نیاز بود – توازن قوا را حفظ نمودند. (43) تمایل آمریکایی ها برای حمایت از کردها، کاملاً به موقعیت ایالات متحده در عراق وابسته بود.


در این زمینه جدید، آمریکایی ها تعدادی از موضوعات مهم مطرح شده در فاز اول – که از سوی آنها رد شده بود – را پذیرفتند. این موارد عبارت بودند از انتخاب طالبانی به عنوان رئیس جمهور (یک بازگشت آشکار در سیاست ایالات متحده)؛ فدرالیسم با یک دولت مرکزی ضعیف تر؛ یک راه حل روشن تر و عملی تر برای مسئله کرکوک؛ و به رسمیت شناختن پیشمرگه ها به عنوان محافظان کردستان. (44)


کردها که قبلاً توسط مدیران و مقامات آمریکایی به حاشیه رانده شده بودند، اکنون به جایی رسیدند که همان مقامات در جلب حمایتشان از یکدیگر سبقت می جستند. مقامات ایالات متحده دیدارهای خود از کردستان را آغاز کردند. برای مثال، در ماه می سال 2005، "کاندولیزا رایس"، وزیر امور خارجه، در اولین دیدارش از عراق، ابتدا – و قبل از ورود به بغداد – در کردستان توقف نمود. همان طور که "مایکل روبین" نیز خاطر نشان می سازد، رایس «با رفتن به ستاد فرماندهی بارزانی به جای بغداد، موقعیت این رهبر کرد را در پیش چشمان ناظران و در میان دیگر رهبران سیاسی عراق – که در پایتخت کشور در حال مذاکره بودند – بالا برد و به رسمیت شناخت.» (45) بدین ترتیب، در نوامبر 2005، "مسعود بارزانی" رسماً در کاخ سفید به عنوان رئیس جمهور «دولت منطقه ای کردستان» مورد استقبال قرار گرفت و از این موضوع اطمینان حاصل کرد که ایالات متحده با «وضعیت ویژه» کردها در عراق، کاملاً هماهنگ است. (46) بنابراین، می توان چنین نتیجه گرفت که راهبرد اولیه ایالات متحده در عراق، مبنی بر تلاش در راستای تضعیف هرچه بیشتر کردها و سرکوب کردن جدایی طلبی آنها، با سیاستی دیگر مبتنی بر حمایت از موقعیت کردها در بغداد، تضعیف اسلام گرایان طرفدار ایران، و اجتناب از تهدید جنگ داخلی، جایگزین شد.


این مجموعه تحولات چنین القاء می کند که عنصر حمایت از کردها در سیاست ایالات متحده غیر قابل اجتناب نبود، اما بیشتر به دلیل شکست ها و ناامیدی های این کشور از دیگر نیروها و بازیگران بود که آمریکایی ها به این سمت گرایش پیدا کردند. راهبرد شیعه نیز، اگرچه بطور غیرعمدی، به نتیجه مشابهی منجر گشت. رقابت شیعیان با سنی ها، هراس از افزایش دامنه جنگ داخلی، نفوذ فزاینده ایران و تضعیف سکولاریسم، همگی کردها را به متحدانی جذاب تر برای ایالات متحده تبدیل نمود.


علاوه بر این، برخی احزاب متنفذ شیعه خواستار یک منطقه ویژه شیعیان، شامل 9 استان در جنوب عراق، شدند. این ایستار، تصور ایجاد چیزی شبیه به مورد شمال را تقویت کرد. شیعیان همچنین خواستار مبادله یک عراق نسبتاً سکولاریست تر در مقابل حمایت کردها شدند؛ معامله ای که منافع کردها و ایالات متحده را به شکل بی سابقه ای در راستای هم قرار داد و دلیل دیگری را برای اعتراف به ارزش اهرم کردها در داخل عراق جدید در اختیار واشنگتن گذاشت.


در امتداد خطوطی مشابه، سیاست های ایران نیز مزایایی را برای کردها در پی داشت. با وجود ارتباطات در حال رشد شیعیان عراق با ایران، و تندتر شدن تحرکات ایران در قبال سیاست های ایالات متحده – بویژه در بحث مسائل هسته ای، سیاستمداران واشنگتن به دنبال نیروها و متحدان قویتری در داخل عراق بودند که روابط چندان گرمی با تهران نداشته باشند.


ظهور جناح صدر در میان شیعیان، این وضعیت را تشدید نمود. در انتخابات دسامبر 2005، نامزدهای جناح صدر با کسب 32 کرسی در مجلس، به عنوان قوی ترین شریک در ائتلاف عراق متحد ظاهر شدند. همچنین ارتش "المهدی"، تحت رهبری "مقتدی الصدر"، در فاصله سال های 2004 تا 2006، از نظر اندازه دو برابر شد. (47) در این شرایط، صدر دو پیام آشکار و جدی را برای آمریکایی ها فرستاد: اول، درخواست یک جدول زمانی برای خروج ایالات متحده از عراق، و دوم، تمایل او برای دفاع از ایران، در صورتی که از سوی واشنگتن مورد حمله قرار گیرد. (48)


در طول مرحله اول، پاسخ ایالات متحده عمدتاً عبارت بود از تلاش برای استفاده از کارت کردها به منظور غلبه بر مشکلات ایجاد شده توسط شیعیان یا مسائل ناشی از منازعه میان سنی ها و شیعیان. برای مثال، پس از انتخابات ماه دسامبر، آمریکایی ها به شدت کردها را تحت فشار گذاشتند تا ضمن در آغوش گرفتن سنی ها، همچنان در جریان مذاکرات به منظور کمک به شکل گیری یک دولت سکولار – با اعراب اهل تسنن و شیعیان سکولار تحت رهبری ایاد علاوی – باقی بمانند. (49) در نتیجه این تحرکات، یک ائتلاف موقت رقیب متشکل از کردها، علاوی و سنی ها شکل گرفت که از ائتلاف عراق متحد خواستند حمایت خود را از جعفری – نخست وزیر شیعه وقت- قطع کند.


لیکن، محدود دانستن نفوذ ایران در عراق به شیعیان، نشان از ساده لوحی است؛ برای بررسی نفوذ ایران در عراق باید به این نکته مهم نیز توجه داشته باشیم که نمونه های قابل ملاحظه ای از همکاری (اگرچه مقطعی و نه چندان باثبات) میان کردستان عراق و ایران، قبل از اشغال عراق توسط نیروهای ایالات متحده یا حتی قبل از ظهور منطقه کردستان عراق در سال 1991، وجود دارد. همان طور که یکی از تحلیل گران نیز معتقد است، «در طول مدتی که اتحادیه میهنی و حزب دموکرات، کردستان را تحت قواعد منطقه پرواز ممنوع اداره می کردند، ایران همواره به عنوان یک بانی خیر و بازیگر مثبت و البته با سابقه طولانی در سیاست های کردهای عراقی مطرح بود.» (50)


گواه و شاهد خواست کردها برای جلب حمایت ایران و حفظ روابط گرم و قوی با تهران این واقعیت است که از سال 1991 (که کردهای عراق کنترل منطقه را پذیرفتند)، دولت منطقه ای کردستان هرگونه تجاوز و تهاجم به درون خاک ایران از جانب گروه های مسلح احزاب مخالف کردستان ایران – که در داخل سرزمین کردستان عراق مستقر بودند – را ممنوع کرده است. (51) علاوه بر این، از هنگام تهاجم ایالات متحده به عراق، یک بعد اقتصادی نیز به این روابط اضافه شده است. بنابر اظهارات مقامات کرد، ارزش مبادلات سالیانه طرفین به حدود 800 میلیون دلار برآورد می شود. ایران هم در شهر اربیل (مرکز منطقه کردستان) و هم در شهر سلیمانیه (دومین شهر بزرگ دولت منطقه ای کردستان) دارای کنسولگری است. علی رغم این که دولت منطقه ای کردستان در هیچ کدام از کشورهای همسایه عراق نمایندگی رسمی ندارد، این دولت در تهران دارای یک نمایندگی رسمی است؛ این موضوع می تواند به عنوان شناسایی دولت منطقه ای کردستان از سوی دولت ایران تفسیر شود.


 


ادامه دارد ...



 

    516 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   سیاست خارجی آمریکا 

مطالعات منطقه ای:
●   عراق 
●   كردستان عراق 
●   آمریکا 

عناوين مرتبط
●  راهبرد آمریکایی برای کردستان(1) 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:28/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب