باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 31 مرداد 1387 كاربران برخط 186 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
به مثابه يك سيستم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
نقدي كوتاه بر ميلا‌ن كوندرا


 
   ● نويسنده: كريم - فيضى

منبع: روزنامه - اعتماد ملی

 
 

ميلا‌ن كوندرا را بايد نويسنده‌اي عميق محسوب داشت، در جرياني كه نمي‌توان آن را عميق محسوب نمود. اختصاص و تعلق اين نويسنده پركار به جريانات روبنايي زندگي كه در جوامع شتابزده غربي شكل گرفته و منقطع از اصالت‌ها به پيش مي‌رود، به تنهايي كافي است دوستداران ادبيات و رمان را با نويسنده‌اي مواجه كند كه در قلمروي نظاره و تأمل خويش با حدت ذهن عمل مي‌كند، اما موضوع اين است كه جهان در جهان امروز و زندگي در آنچه سيل‌وار در آن صفحه از زمين جريان دارد، قابل محدود ساختن نيست.

شگفت نيست كه بزرگي جهان و تعدد و تنوع زندگي در آثار كوندرا انعكاسي به غايت ناچيز دارد. شخصيت‌هايي خاص، جرياناتي خاص و وقايعي كه همگي از مركز مدرنيسم سرازير مي‌شوند، هسته اصلي نوشته‌هاي كوندرا را به مجموعه آثاري منتهي مي‌كند كه ضربان رواني رفتاري آنها گسترده و فراوان است و نويسنده از وراي اين جريان با چشماني عميقا باز و ادراكي كه هيچ احساسي را بدون كالبدشكافي رها نمي‌كند، درصدد گشودن مسير به زوايايي جديد است كه نمي‌توان هر نكته آن را اصلي دانست، در عين حال هر بخش از آن داراي جاي و جايگاهي است كه مي‌تواند ذوق، سليقه و شخصيتي را به خود جلب نمايد. ‌ قابل كتمان نيست كه كوندرا به حسب ظاهر، نويسنده‌اي رئاليست است. ايده‌آليسم و لا‌يه‌هاي معنادار آن كه در فرهنگ و ادب مغرب زمين چندان بي‌ريشه نمي‌نمايد در قلم كوندرا به شكل صريح و معنادار خوش جايي ندارد. از اين روست كه طبيعت‌هاي كوچك فضاي فكري و نوشتاري نويسنده چك تبار را به شكل محسوس پر كرده است. تصادفي نيست كه نتايج مقرون به صرفه و اتفاق با تعميمي جهانشمول اصلي‌ترين پيام او در خلا‌ل سطر سطر نوشته‌هايش حس مي‌گردد كه با يك اسلوب نوشتاري زيبا، محكم و متصل ديدگاه وي را با تعليقي كه در زبان او به تكامل خويش نزديك شده است قصه در قصه به پيش مي‌برد و به مقصد مقصود نزديك مي‌نمايد. ‌ بي‌باكي و صراحت در اصل جزو مكتب كوندرا محسوب مي‌گردد. ميلا‌ن كوندرا در تمام آثار خويش نويسنده‌اي ظاهر مي‌شود كه از جزء به كل حركت مي‌كند. او جزئياتي دور دست و نه چندان چشمگير را با هوشمندي و فراست به كار مي‌گيرد و از مجموع آنها جرياني را به راه مي‌اندازد كه از هر جايي مي‌توان با آن همراه شد، ولي غايتي را در پيش دارد كه در گذر زمان، در عصر جديد در نگاه او چندان فاخر نمي‌نمايد. آنچه انگاره‌هاي بزرگ كوندرا را در سطحي نازل متوقف مي‌كند، ذهن تشكيك كننده‌اي است كه با قلمي عصيانگر به مقابله با هر نوع برداشت معنوي و اخلا‌قي تظاهر مي‌كند. راهيابي كوندرا به ظرايف رفتاري انسان جديد در ساحت زندگي‌هاي فردگرايانه جهان جديد كه تنها شميمي از آن برفراز مشرق زمين وزيده است، آري اختصاصي و شگفت‌انگيز است. او در رمان <بار هستي> و <جاودانگي> با اين خصوصيت خود ظاهر مي‌شود و با قدرت صراحت و بي‌باكي كه سيلا‌ن و چرخش قلم او مي‌افزايد در اداي آنچه در نظر دارد، توفيق حاصل مي‌كند. در مجموع به آثار كوندرا از هر زاويه‌اي كه نگريسته شود مي‌تواند رستاخيز شورشگرانه محسوب گردد كه با گريز از قيد‌ها و بند‌ها و پرهيز از هر تعلقي كه وي را گرفتار عنواني كوچك و بزرگ يا خوب و بد نمايان كند، تب و تاب‌هاي روحي را نشان مي‌دهد كه ذهن پرچالش خود را در پشت نگاهي آشكارا تيز پنهان كرده است. دغدغه‌هاي كوندرا در آثاري مثل <جهالت> دغدغه‌هايي بزرگ است، در جهاني كه بي‌توجه به محدوديت خويش، بي‌اعتنا به دريايي كه پشت سر دارد، آدميان را به ساحلي فرا مي‌خواند كه هر موجي را نشان يك توفان تلقي مي‌كند و از موج‌هاي مرده به جرياناتي استدلا‌ل مي‌كند كه نه راهي به اثبات آنها وجود دارد و نه راهي به نفي‌شان مي‌توان يافت. ‌ كوتاه سخن اينكه: در ادامه سنت ادبي اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست‌ويكم كوندرا با هيجاني خاص ميدان‌دار سلوبي است كه همپاي زمان پيش مي‌رود، ولي هيچگاه نمي‌تواند به فراسوي زمان نظر افكند، كجا مانده كه بتواند زمان را تحت سيطره خويش درآورد. در اين اسلوب مرز واقعي يا وجود ندارد و يا شبحي است كه زمام آن در اختيار حالت رواني متكي به لحظه است، در كدام لحظه چه ديدگاهي داريد؟ كوندرا وقتي آخرين رمانش جاودانگي را به دوستش اوناريوس توضيح مي‌دهد، دوستش مي‌گويد فكر مي‌كنم قبلا‌ كسي آن را نوشته است. كوندرا جواب مي‌دهد: خودم نوشته‌ام، اما <آن موقع> درباره آن اشتباه كردم. گمان مي‌كنم آن عنوان مناسب رماني است كه <الا‌ن> دارم مي‌نويسم. نويسنده اين نقد، براي مدعاهاي خويش، دليلي بزرگ‌تر از اين سراغ ندارد، هرچند كه كوندرا اسمي است كه در هر موضوعي، بخشي از خود را به مثابه يك سيستم ظاهر مي‌كند.

 

    82 بازديد     0 امتياز     0 نظر


تصاوير

افراد مرتبط
●  كوندرا   ميلان(5)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:16/12/1386

تاريخ شمسی نشر:06/12/1386
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب