| ● در ساعت 12 روز 23 نوامبر 2007 شما کاخ ریاست جمهوری را ترک کردید. تمامی چشمها به خصوص از طرف اپوزیسیون به سمت امیل لحود بود. این باور وجود داشت که امیل لحود دست به اقدامی خاص زده و دولت انتقالی تشکیل میدهد. سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله نیز حمایت کامل خود را مورد تاکید قرار داده و اعلام کرد هر تصمیمی که امیل لحود اتخاذ کند مورد حمایت ما قرار خواهد داشت. با این حال شما کاخ ریاست جمهوری را بدون هرگونه اقدامی ترک کردید. چه اتفاقی رخ داد؟
شما با سوال مناسبی شروع کردید. آنچه که رخ داد این بود که من شش ماه قبل از ترک کاخ ریاست جمهوری به هر دو جناح اکثریت و اپوزیسیون گفتم که دولت کنونی غیرقانونی است چرا که از نظر قانون اساسی و مقدمه آن، غیرقانونی قلمداد میشود؛ مگر در شرایطی که تمامی طوائف اصلی لبنان به خصوص شیعیان، اهل سنت و مارونیها در آن شرکت کنند.
● از نظر سیاسی چه اتفاقی رخ داد؟
آنچه که اتفاق افتاد این بود که دولت غیرقانونی به کار خود ادامه داد. من شش ماه قبل از خاتمه ریاست جمهوری خود خواستار تشکیل دولتی قانونی شدم. به خصوص از اپوزیسیون خواستم تا به انتخاب بهترین سیاستمداران در لبنان از تمامی طوائف اقدام کنند تا بدین ترتیب دولتی یکسان در اختیار داشته باشیم؛ به خصوص اینکه ریاست جمهوری من شش ماه بعد خاتمه مییافت.
من به آنها گفتم که در انتظار آخرین لحظه نباشند چرا که اگر این انتظار را داشته باشند، من مانند یکی از روسای جمهور پیشین عمل نخواهم کرد که در کاخ ریاست جمهوری باقی ماند و پس از آن جنگ داخلی در تمام نقاط کشور شروع شد. به آنها گفتم که من در آخرین لحظه اقدام به تشکیل دولت وحدت ملی نخواهم کرد و هر آنچه میخواهند را اکنون انجام دهند؛ ولی متاسفانه در موعد مقرر آنها اقدامی نکردند. سید حسن نصرالله گفت که از هر تصمیم من حمایت میکند. من مایلم در ابتدا از ایشان به خاطر این اطمینان و حمایت تشکر کنم. من در آن لحظه به بهترین راه فکر کردم.
با توجه به اینکه دولت غیرقانونی حضور داشت، من اقدام به تشکیل دولت دوم نکردم چرا که در این صورت جنگ داخلی میان لبنانیها در میگرفت. گمان کردم که بهترین راه سپردن زمام امور به ارتش است. به فرمانده ارتش گفتم که شما از اکنون مسئول هستید ولی من قادر به امضای بخشنامه قانونی نیستم. به همین خاطر تنها اقدامی که کردم این بود که امور را تا زمان انتخاب رییسجمهور جدید به ارتش سپردم ولی متاسفانه این اتفاق نیز رخ نداد. دولت غیرقانونی هنوز بر سر کار حاضر است و ما اکنون بهای سنگینی را پرداخت میکنیم چرا که قادر به انتخاب رییسجمهور جدید نیستیم.
● ما بهای سنگینی پرداخت میکنیم و کشور اکنون در آستانه جنگ داخلی قرار گرفته است. تمام این امور به خاطر شما و تمدید دوره ریاست جمهوری شما رخ داده است. ریاست جمهوری شما تمدید شد و شما نیز با آن موافقت کردید. تمامی پیامدهای آن و شرایطی که بر لبنان حکمفرما شده به خاطر شماست.
این نیز سوال مناسب دیگریست. من مایلم نکتهای را به اطلاع شما برسانم. اگر ریاست جمهوری من تمدید نمیشد، جنگ داخلی در میگرفت. در سه سال آخر دوره من علیرغم تمامی حملاتی که علیه من صورت گرفت، کسی به موضوع از دیدی که شما مطرح کردید نگاه نکرد. من توانستم تا جنگ داخلی را سه سال متوقف کنم. من مطمئن هستم آنچه که برای من رخ داد برای رییسجمهور قبل از من نیز رخ داد ولی کسی چیزی نگفت. پس چرا فقط من؟ دلیل واقعی، نکتهای است که مردم نمیدانند. آنچه که رخ داد برای اسراییل و آمریکا به عنوان دشمنان لبنان بسیار مهم بود. اسراییل از من به خصوص در موضوع وطنگزینی فلسطینیان راضی نبود. شما باید بدانید که این رفیق حریری بود که یک شب جمعه با من تماس گرفته و خواستار تشکیل جلسه در روز بعد شد. من به او گفتم که آیا نمیتوانیم تا روز دوشنبه صبر کنیم؟ او پاسخ داد خیر چرا که قطعنامه 1559 صادر خواهد شد و ما باید پیش از این قطعنامه تشکیل جلسه داده تا ریاست جمهوری تو را تمدید کنیم. من به او گفتم که من اجازه چنین کاری را به خود نمیدهم. او پاسخ داد نیازی نیست. تو فقط جلسه را افتتاح کن و سالن جلسه را ترک کن. این چیزی بود که رفیق حریری از من خواست. طبیعتاً تمدید ریاست جمهوری افتخاری برای من بود و همگان نیز با آن موافق بودند. ترور رفیق حریری بود که همه امور را به هم ریخت.
● بنا بر این شما میگویید که رفیق حریری با شما تماس گرفت؟ آیا حریری بود یا سوریه؟
صد در صد رفیق حریری نخستوزیر بود. او در نیمه شب جمعه با من تماس گرفت و خواستار تشکیل جلسه برای تمدید ریاست جمهوری من شد.
● بنا بر این سوریه هیچ ارتباطی با این موضوع نداشت. هیچکس از سوریه تماس نگرفت و نگفت که آقای لحود قصد تمدید ریاست جمهوری شما را داریم؟
من بار دیگر به شما میگویم. این رفیق حریری بود که با من تماس گرفته و در این مورد صحبت کرد. بسیاری از افراد باور نمیکنند چرا که سیاستمداران در لبنان دائم از جایی به جای دیگر رفته و اموری را برای خود طلب میکنند. من هرگز چنین کاری نکردم.
● چرا حریری چنین سخنی را بر زبان آورد؟ آیا او از طرف سوریه تحت فشار قرار گرفته بود؟
تمام آنچه که حریری گفت همان بود که من گفتم. من فقط میدانم که او از من خواست تا برای تمدید ریاست جمهوری آماده شوم.
● چرا شما قبول کردید؟ به این دلیل که قصد داشتید از بروز جنگ داخلی در لبنان جلوگیری کنید؟
بله همینطور است...
● آیا گمان میکنید که لبنانیها سخن شما را باور میکنند؟
من آنچه که رخ داد را میگویم، حال خواه آنها باور کنند یا اینکه باور نکنند. هنگامی که قطعنامه 1559 در مرحله آمادهسازی قرار داشت و هنگامی که همگان بر این باور بودند که سیاستهای بینالمللی و منطقهای در قبال لبنان تغییر میکند تا شرایط را به مانند قبل از ترور رفیق حریری نگاه دارد. همانطور که گفتم این بهترین مرحلهای بود که لبنان به خود دید. میگویند تمام آنچه که رخ داد به دلیل حضور سوریها در لبنان بود. زمانی که ریاست جمهوری من شروع شد بیش از چهل هزار سوری در لبنان بودند. در اوایل دورهای که ریاست جمهوری من تمدید شده بود، تنها ده هزار سوری در لبنان بودند که به تدریج از تعداد آنها کاسته میشد چرا که میان سوریه و لبنان اطمینان وجود داشت.
● پس چرا آنهایی که از تمدید ریاست جمهوری شما دفاع کردند، بعدتر از پشت به شما خنجر زدند؟
فشارهایی این سیاستمداران برای تغییر موضع خود تحمل کردند، ولی تا زمان ترور رفیق حریری چیزی رخ نداد. به یاد دارم در اولین روز از ترور حریری تصاویر چهار افسر امنیتی را برافراشته و اعلام کردند که آنها گناهکارند. چطور آنها به چنین نتیجهای رسیدند در حالیکه هنوز تحقیقی صورت نگرفته بود؟ این عده تاکنون نیز به هیچ چیز متهم نشدهاند. سه سال گذشته و هنوز بدون هیچ دلیلی در زندان بسر میبرند و این خلاف قانون بینالمللی است.
● موضوع اکنون موضوع چهار افسر بازداشتشده نیست بلکه بحث در مورد شماست. شما در ترور رفیق حریری متهم هستید آقای لحود.
از روز اول من، چهار افسر امنیتی، سوریه و رهبران اپوزیسیون در لبنان متهم شدند. چرا آنها در اولین روز از تحقیقات دست به اتهامزنی زدند؟ من مایلم این سوال را مطرح کنم که چه کسی از این ترور بهره برد؟ ما یا اکثریت؟ بنا بر این آنها باید در محلی دیگر جستجو کنند. هنوز به یاد دارم که در مصاحبه با تلویزیون فرانسه به مانند شما به من گفتند که متهم هستم. از من پرسیدند که به نظر شما چه کسی حریری را ترور کرده و من پاسخ دادم دشمنان لبنان. اسراییل یا نیروهای اصولگرای تندرو.
● شما را متهم کردند چرا که شما و سوریه با رفیق حریری مخالف بودید.
من با حریری مخالف نبودم.
● بله شما مخالف بودید.
ما دیدگاههای متفاوتی پیرامون نحوه اداره کشور داشتیم. من به شما میگویم که اختلاف میان من و حریری بیشتر در مورد کشور بود. من میخواستم که ملت بهره اصلی را ببرند و سودها به جیبهای خاصی سرازیر نشود. من میتوانم اسامی تعداد زیادی از اینگونه افراد را به شما بدهم. حتی هنگامی که فرمانده ارتش بودم رفیق حریری قصد داشت تا موشکهای ضد هواپیما خریداری کند. من از او پرسیدم که آیا این موشکها به لبنان هدیه میشود؟ او پاسخ داد که خیر هزینه آنها 250 میلیون پوند انگلیس است که من گفتم نیازی به آنها نداریم چرا که با این مبلغ میتوانیم خدمات زیادی به لبنان بکنیم. همانطور که میدانید چنانچه این موشکها را میگرفتیم اسراییل بلافاصله آنها را نابود میکرد. حریری همچنین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از من خواست تا سلاح خریداری کنم و من پاسخ منفی دادم. اینها جزو موارد اختلاف میان من و حریری بود.
● از نظر لبنانیها، این امور در زمره جزئیات به حساب میآیند. هنگامی که شما منصب ریاست جمهوری را تحویل گرفتید توافق کردید که رفیق حریری نخستوزیر باشد ولی پس از آن سلیم الحص به عنوان نخستوزیر انتخاب شد.
حریری نپذیرفت که نخستوزیر شود. میبینید... اینگونه است که رسانهها اخبار را تحریف میکنند. آنچه که رخ داد این بود که من حریری را به عنوان نخستوزیر معرفی کردم. او به من گفت که شما باید اعضای مجلس را بار دیگر فرا خوانده تا بار دیگر رای دهند و من نیز به اندازه تو رای بیاورم. از مجموع 128 نماینده مجلس 117 تن به من رای داده بودند ولی برای انتخاب حریری تنها 87 نفر به وی رای دادند. او به من گفت که باید مجدداً رایگیری شود تا من نیز به مانند تو 117 رای بیاورم. من به او پاسخ دادم که این موضوع خلاف قانون اساسی است و به همین دلیل او با نخستوزیری مخالفت کرده و من نیز سلیم الحص را نامزد کردم. نکته دیگری وجود دارد که شما باید از آن مطلع شوید. هنگامی که رفیق حریری دفتر خود را پیش از ترور ترک کرد، نزد من آمده و خواستار آشتی و پاک کردن دلخوریها شد. به من گفت تا یک سال دیگر بار دیگر انتخابات برگزار میشود و من میخواهم با تو به تفاهمی دست یابم. چنانچه این تفاهم ایجاد شد من نه تنها ریاست جمهوری تو را تمدید میکنم بلکه آن را به مدت ده سال دیگر تجدید خواهم کرد.
● آیا حریری دقیقا چنین سخنی گفت؟
این تمام حرفی بود که او زد.
● از شما میخواهم تا یک بار دیگر برای اطلاع مردم این سخن را تکرار کنید.
او هنگامی که از پاک کردن دلخوریها سخن میگفت افزود که قصد دستیابی به توافقی با من را دارد تا بتواند در زمان انتخابات آتی ریاست جمهوری مرا نه تنها تمدید، بلکه تجدید کند. به او گفتم آیا سال 93 را به یاد داری که به من گفتی در صورتی که قصد داری رییسجمهور شوی باید به مقاومت حمله کنی و من پاسخ منفی دادم؟
● یک دقیقه صبر کنید. آیا حریری از شما خواست تا به مقاومت حمله کنید؟
بله. همه این موضوع را میدانند. من نوشته رسمی شورای عالی دفاع را دارم. در آن ذکر شده که من باید به جنوب رفته و تمام آنهایی که خواستار آزادسازی سرزمین خود هستند را خلعسلاح کنم. او همچنین به من گفت که به تازگی از سوریه بازگشته و این خواسته سوریه نیز هست. حریری گفت که نیروهای یونیفیل منتظر هستند و ما فردا به جنوب خواهیم رفت. من به او گفتم که لطفا فرمانده دیگری غیر از من پیدا کنید چرا که من عازم منزل خود هستم. در آن زمان مرا متهم کردند چرا که مرجع آنها سوریه بود. آنها از قول حافظ اسد به من گفتند که سوریه از تو میخواهد به جنوب رفته و مردم را خلعسلاح کنی. در آن زمان حافظ اسد گفت که چه کسی چنین دستوری به تو داده چرا که من هرگز چنین حرفی نزدم. وی گفت من مایلم با فرمانده ارتشی که با چنین دستوری مخالفت کرده دیدار کنم و این اولین دیدار من با اسد بود.
● من مایلم تا این عبارت را واضحتر بر زبان آورید. حریری از شما خواست تا مقاومت را نابود کنید تا ریاست جمهوری شما تمدید شود؟
من هنوز همه چیز را در حافظه خود دارم. او در زمانی چنین خواستهای را مطرح کرد که اسراییل بیش از یک هفته بود لبنان را زیر حملات خود گرفته بود و من به عنوان فرمانده ارتش بیشتر اوقات در جنوب بودم. روز یکشنبهای بود که از من خواست تا با هم دیداری داشته باشیم و من نیز به ملاقات حریری به عنوان نخستوزیر رفتم. او در ابتدا به من گفت که خوب نگاه کن. آینده درخشانی در پیش داری چرا که فرمانده قابلی هستی. دو سال دیگر انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و اگر آنچه من میگویم را انجام دهی مطمئن هستم که تو رییسجمهور آتی لبنان خواهی بود. من به او گفتم که به ریاست جمهوری فکر نمیکنم چرا که در این صورت در فرماندهی ارتش شکست میخورم. من فرمانده ارتش هستم و تنها به این موضوع فکر میکنم. او به من گفت که من میدانم تو بسیار مایل هستی تا به عنوان رییسجمهور انتخاب شوی و من پاسخ منفی دادم.
● با این حال در بار دوم به شما گفت که در صورت خلع سلاح مقاومت آماده تمدید ریاست جمهوری شما است؟
حریری اولین کسی بود که ریاست جمهوری را به من پیشنهاد داده و از پاک کردن دلخوریها سخن گفت. این موضوع در سال 93 رخ داد و من مخالفت کردم. بعدتر به من گفت اگر به جنوب رفته و افراد مسلح را کاملا خلع سلاح کنی به طور قطع رییسجمهور آتی خواهی بود. من به او گفتم که به ریاست جمهوری فکر نمیکنم ولی نصیحتی به تو میکنم و آن اینکه ارتش ملی لبنان که به تازگی به وحدت و یکپارچگی دست یافته نمیتواند به جنوب رفته و با مقاومت بجنگد.
● بنا بر این وی پس از ریاست جمهوری از شما خواست تا در قبال تمدید دوره، اقدام به خلعسلاح مقاومت کنید؟
خیر. در دومین بار از ضربه زدن به مقاومت سخنی به میان نیاورد. در دومین بار گفت ما باید به تفاهم برسیم. من گفت اگر قصد دستیابی به تفاهم است من مایلم تا با هم کار کنیم و کشورهایی نیز وجود دارند که به ما کمک میکنند. من تلاش کردم تا امنیت در لبنان برقرار شود. همانطور که میدانید ما در ردهبندی جهانی اینترپل از نظر امنیت در رتبه اول و حتی قبل از اتریش و دیگران قرار گرفتیم. من به حریری گفتم اگر میخواهی تیم مشترکی تشکیل دهیم باید در ابتدا من را درک کنی و اگر از ابتدای دهه نود تاکنون نتوانستهای مرا درک کنی، هرگز دیگر نمیتوانی. به او گفتم من میدانم که تو یک تاجر هستی و با کسی قراردادی بسته و انتظار داری تا در قبال آنچه میدهی، چیزی دریافت کنی. من اینچنین نیستم. من اصول و قواعدی دارم و بر این اساس تربیت شدم چرا که پدرم ارتشی بوده و من نیز ارتشی هستم. از دید من زندگیام در قبال کشور هیچ ارزشی ندارد. اگر تو قصد داری برای کشور کاری بکنی من با تو هستم ولی در غیر این صورت من نیستم. او از من پرسید که آیا میتوانم مثالی بیاورم و من پاسخ داد در سال 1975 من هنوز افسری ساده بودم و گمان نمیکردم روزی فرمانده ارتش یا رییسجمهور شوم. در زمانی که همگان از وزارت دفاع فرار میکردند، سه افسر و سی سرباز باقی ماندند. برخی به ارتش اسلامی و برخی دیگر به ارتش مسیحی پیوسته بودند. من گفتم که در ارتش باقی خواهم ماند چرا که ترجیح میدهم در ساختمان وزارت دفاع بمیرم تا اینکه به دیگری بپیوندم. من به مدت شش ماه تنها باقی ماندم. به حریری گفتم آیا من چنین اقدامی را انجام دادم تا رییسجمهور شوم؟ من تنها بر اساس اصول و مبادی خود این رفتار را داشتم. به همین دلیل اگر بتوانی مرا درک کنی همه چیز به خیر و خوشی تمام خواهد شد. او گفت که درک کرده و سپس خارج شده و بعد به توافق رسیدیم.
● من از شما یک پاسخ قاطع و صریح میخواهم. میدانم که شما مردی شجاع و صادق هستید. آیا رفیق حریری نخستوزیر اسبق لبنان به شکلی در یک توطئه علیه لبنان دست داشت؟
هر آنچه من میتوانم بگویم این است که هیچ اطلاعی از آنچه شما میگویید ندارم ولی میدانم که بین من و حریری چه گذشت.
● چه گذشت؟
اول از همه سال 1993 بود که من دستور خلع سلاح مقاومت را دادند.
● و شما این موضوع را توطئه قلمداد کردید.
نمیدانم. ممکن است نکته دیگری را در ذهن داشت. من فقط میدانم که از من خواسته شد تا مقاومت را خلعسلاح کنم و من پاسخ منفی دادم. من میتوانم از طرف خودم صحبت کنم و نمیدانم که حریری چه در ذهن داشت. دوم اینکه من میدانم حریری روابط بینالمللی گستردهای داشت و ممکن بود خدمات اقتصادی زیادی به لبنان بکند. با این حال پس از آن در مورد بسیاری از این قراردادها از قبیل تلفن همراه، آب و برق دچار شک و تردید شدم که آیا به سود لبنان بود یا خیر.
● آیا به سود لبنان بود؟
به عنوان مثال از نظر من قرارداد تلفن همراه به سود لبنان نبود.
● بنا بر این نوعی فساد بود؟
بله.
● آیا آقای حریری در موضوع وطنگزینی فلسطینیان دست داشت؟ هنگامی که با میشل عون مصاحبه میکردم ایشان سندی فوق سری را به من نشان دادند که ثابت میکرد حریری در موضوع وطنگزینی فلسطینیان در لبنان دست داشته است. شما چه اطلاعی دارید؟ باید بگویم که این موضوع در جریان ریاست جمهوری شما رخ داد.
من میتوانم بیش از این بگویم. میتوانم بگویم که در جریان کنفرانس سران عرب در بیروت در سال 2002، اسنادی که به اسم اعراب در زمان ارائه ابتکارعمل عربستان ثبت شد هیچ اشارهای به حق بازگشت فلسطینیان نداشت. در آن زمان بیشتر کشورهای عربی با این مصوبه موافق نبودند و بحث زیادی در گرفت، بطوریکه برخی کشورهای عربی دلخور شده و در ضیافت شام نیز شرکت نکردند. در روز دوم من به عنوان رییس جلسه گفتم که با این موضوع موافق نیستم. بنا بر این ایده وطنگزینی فلسطینیان در لبنان و کشورهای عربی وجود دارد ولی ما در مصوبه بیروت آن را نادیده گرفته و بر حق بازگشت فلسطینیان به سرزمین خود تاکید کردیم. اکنون میشنویم که بوش میگوید اموالی را به فلسطینیانی که در کشورهای میزبان خود باقی بمانند پرداخت میکند.
● ولی من از حریری صحبت میکنم.
من تنها آن چیزی را میگویم که برایش دلیلی داشته باشم. آنچه اکنون گفتم مثبت بود و اگر دلیل و مدرکی داشتم به شما میگفتم. اگر بسیاری از کشورهای عربی با وطنگزینی موافق بودند ممکن است حریری نیز مانند آنها موافق باشد ولی من دلیل و مدرکی ندارم. باید بدانید آنچه اکنون جریان دارد و عدم انتخاب رییسجمهور باعث ضعف لبنان میشود. آنچه که اسراییل در جریان جنگ 2006 نتوانست بدان دست یابد و ما نیز موفق شدیم سرزمین خود را آزاد کنیم به دلیل قدرت لبنان بود. اگر لبنان قوی باشد امکان وطنگزینی فلسطینیان در آن وجود ندارد. به همین دلیل عدم انتخاب رییسجمهور و بروز شرایط جنگی در کشور روند وطنگزینی فلسطینیان را در لبنان تسهیل میکند.
● آنها قصد دارد دوست شما میشل سلیمان را به عنوان رییسجمهور انتخاب کنند ولی اپوزیسیون هیچ پاسخی نمیدهد. اپوزیسیون خواستار سبدی کامل است. هنگامی که آمریکا با میشل سلیمان موافقت میکند آیا برای شما سوال ایجاد نمیشود؟
من نکته مثبتی را به شما میگویم. به خوبی میدانم زمانی که عمرو موسی را ملاقات کردم سه سفیر در لبنان مرا تحریم کرده بودند. سفرای آلمان، فرانسه و بلژیک هنگام ترک لبنان به دیدار من آمدند و از من پرسیدند که به نظر شما چه کسی برای ریاست جمهوری مناسب است. من به آنها گفتم که ارتش، تمامی لبنان است. اگر شما فرمانده ارتش را انتخاب کنید رییسجمهور خوبی خواهد بود. آنها آن زمان پاسخ دادند که امکان چنین چیزی وجود ندارد چرا که برخلاف قطعنامه 1559 است و باید قانون اساسی تغییر کند که امری غیرممکن است. پس از آن به شکل ناگهانی گفتند که خواستار ریاست جمهوری میشل سلیمان هستند.
● خیر. آنها گفتند که در ابتدا مخالف بودند ولی پس از آن با ریاست جمهوری میشل سلیمان موافقت کردند.
من از آمریکاییها صحبت نمیکنم. منظور من جناح اکثریت است. آنها در ابتدا او را نمیخواستند ولی پس از آن با وی موافقت کردند. آنچه که من در جریان آن بودم این بود که گفتم خواستار رییسجمهوری قوی به خصوص پس از پیمان طائف هستم...
● همه ما این ماجرا را میدانیم؛ ولی آیا شما هنوز به میشل سلیمان اطمینان دارید؟ صریح باشید.
میشل سلیمان در پست فرماندهی ارتش موفق بود و میتواند به عنوان رییسجمهور نیز موفق باشد ولی من میگویم که باید ادوات لازم را در دست داشته باشد تا بر اساس آنها فعالیت کند.
● برای چه جریان 14 مارس، میشل سلیمان را نامزد ریاست جمهوری کرد؟ آنها که میگویند سلیمان به اپوزیسیون و سوریه نزدیک است. به نظر شما چرا 14 مارس و آمریکاییها به شکل ناگهانی میشل سلیمان را مطرح کرده و با وی موافقت کردند؟ میشل سلیمان دوست شماست و میتواند تمامی ماجرا را به شما بگوید.
من نمیدانم. من چنین سوالی از وی نپرسیدم. اگر پرسیده بودم حتما به شما میگفتم.
● ولی شما هیچ علامت سوالی در مورد او ندارید؟
او باید ادوات لازم را در اختیار داشته باشد. باید بداند که دولت و نخستوزیر آتی چگونه بوده و ترکیب کابینه به چه شکلی است. دلیل واضح این موضوع این است که هنگام طرح نام میشل سلیمان همگان گمان کردند که پس از انتخاب وی به عنوان رییسجمهور، اپوزیسیون یک سوم وزرای دارای حق وتو را از آن خود خواهد کرد. جریان 14 مارس بلافاصله پس از طرح نام سلیمان گفت که ما یک سوم وزرا را در اختیار اپوزیسیون قرار نمیدهیم. این موضوع از نظر قانون اساسی پذیرفتنی نیست چرا که باید فصلالخطابی وجود داشته باشد. اگر اپوزیسیون رای و نظری نتواند بدهد، دولتی نیز مطابق قانون تشکیل نخواهد شد.
● آیا گمان نمیکنید که این موضوع تنها مانوری از طرف 14 مارس است؟
من نمیدانم آنها چه فکری میکنند ولی میدانم که مخالفت آنها با اعطای یک سوم وزرای دارای حق وتو به اپوزیسیون به این مفهوم است که جناح اکثریت خواستار انتخاب رییسجمهور نیست.
● آیا گمان میکنید که جریان 14 مارس خواستار جنگ داخلی در لبنان است؟
نمیدانم ولی دو تن از رهبران این جریان گفتند که ما فلان و بهمان خواهیم کرد. این موضوع به سود لبنان نیست بلکه برعکس باعث بروز جنگ داخلی میشود. اگر جنگ داخلی در لبنان شروع شود، وطنگزینی فلسطینیان امری حتمی میشود.
● شما پاسخ واضح و روشنی به من نمیدهید. در جریان جنگ سال 2006 لبنان با خشنترین حمله اسراییل مواجه شد ولی جریان 14 مارس با خوشحالی در سفارت آمریکا تشکیل جلسه میداد. آیا این رهبران مشغول توطئهای علیه لبنان هستند؟ سید حسن نصرالله گفت که جریان 14 مارس مشغول توطئه علیه مقاومت و لبنان است. نظر شما چیست؟
آیا شما تعجب کردهاید؟ اگر از من در سال 1993 خواستند تا مقاومت را خلعسلاح کنم میتوانید تصور کنید که در جریان جنگ همین افراد از این جنگ خشنود بودند یا خیر.
● بنا بر این به نظر شما آنها خوشحال بوده و توطئه میکردند.
من میگویم برخی از آنها، چرا که آنها را دیدم. برخی از وزرا در روز اول جنگ به من میگفتند که ببین دوستانت چه میکنند... آنها لبنان را مورد تجاوز قرار میدهند. آیا ممکن است که این عده از طریق اسیر کردن سربازان اسراییلی لبنان را وارد جنگ کنند؟ من به آنها گفتم که آنچه رخ داد ناشی از اسارت دو سرباز اسراییلی نبود. آنها از مدتها قبل برای جنگ آماده بودند. من از مسایل جنگی به خوبی آگاه هستم. اسراییل هرگز به چنین سرعتی نمیتوانست اقدام به انتقامگیری کند؛ بنا بر این آنها از قبل برنامهریزی کرده بودند. آنها گفتند پس منتظر میمانیم و من نیز گفتم ما در این جنگ پیروز میشویم چرا که اسراییل، مقاومت را نمیشناسد. لبنان نیز در واقع جنگ را برد. من روز اول این سخنان را در مصاحبه با سی. ان. ان گفتم. چرا؟ به این دلیل که بسیاری از این افراد خوشحال بودند. آنها میگفتند حال که ما قادر به خلعسلاح مقاومت نیستیم، اسراییل موفق به این امر میشود ولی این عده بهرهای از هوش نبردند چرا که اگر اسراییل بر حزبالله پیروز شده و موفق به خلعسلاح آن میشد قوانین خود را بر اکثریت تحمیل میکرد و آنها در نهایت نمیتوانستند از دستاوردهای خود خوشحال باشند.
● با استناد به آنچه گفتید، برخی از رهبران 14 مارس مشغول توطئه علیه لبنان و مقاومت هستند.
بله. آنها خود به خوبی میدانند که از حمله اسراییل خشنود بودند. من از این عده شنیدم که برای سلامتی آن کسانی که به لبنان حمله کرده بودند دعا میکردند. آنها نیز خود به خوبی میدانند من چه میگویم.
● آیا شما اطلاعاتی دارید که ادعایتان را ثابت کند؟
آیا شما گمان میکنید که آنها اسنادی دال بر منویات خود را برای من ارسال کردهاند؟
● با این حال شما در راس دستگاه امنیتی قرار داشتید...
نیروهای امنیتی گویی در زندان بودند. تنها بخش G2 ارتش بود که به کار خود مانند گذشته ادامه میداد ولی دیگران به سمت جناح اکثریت رفته بودند.
● آیا گمان میکنید که مشخصا جنبلاط و جعجع شب و روز برای شروع جنگ داخلی در لبنان تلاش میکنند؟ شما باید اظهارات آنها را شنیده باشید. جنبلاط چندی قبل گفت که اگر خواستار جنگ داخلی هستید ما به شما خوشامد میگوییم.
من پیش از این به شما گفتم که اظهارات آنها هیچ کمکی به لبنان نمیکند. روشی که آنها در صحبت کردن اختیار کردهاند، لبنانیها را به جنگ داخلی میکشاند؛ اما اینکه آیا آنها واقعا خواستار جنگ داخلی هستند یا خیر من نمیدانم. شاید آنها چنین خواستهای داشته باشند و شاید قصد دارند سقف خواستههای خود را بالا ببرند تا به آنچه که میخواهند برسند و دولت جدید را بدون ارائه هیچگونه امتیازی به اپوزیسیون تشکیل دهند.
● در آخرین حادثه یا به عبارت دیگر مسلخی که در چند روز گذشته رخ داد هفت نفر کشته و 27 نفر زخمی شدند. چه کسی پشت این ماجرا قرار داشت؟ این افراد با سلاح ارتش کشته شدند یا ممکن است تکتیراندازهایی اقدام کرده باشند. برخی میگویند نیروهای قوات لبنان به رهبری سمیر جعجع آنها را کشتند. نظر شما چیست؟
تمام آنچه من میتوانم بگویم این است که آنچه رخ داد به سود ارتش ملی و مقاومت لبنان نبود. هر کسی که در پشت این ماجرا قرار داشت بدون شک دشمن لبنان بود. زمان ترور رفیق حریری نیز من همین را گفتم. اگر نمیتوانیم جنایتکار را پیدا کنیم باید ببینیم چه کسی از ماجرا استفاده میکند. من مطمئنم که اسراییل از این ماجرا بهره میبرد. میتوانم بگویم که ستون پنجمی وجود دارد که شلیک کرده و مردم را به قتل میرساند و سپس امور را به گونهای سازماندهی میکند که ردپایی از خود به جای نمیگذارد. ولی این موضوع بدین مفهوم نیست که ما باید روند تحقیقات را متوقف کنیم. تحقیقات باید ادامه داشته باشد تا مجرمان شناخته شوند. من مطمئن هستم که آنها دشمنان لبنان هستند و بیشترین استفاده را از برخورد میان ارتش و مقاومت، اسراییل میبرد.
● آیا ما در آستانه جنگ داخلی قرار گرفتهایم؟
گمان نمیکنم و به شما میگویم چرا. مقاومت پس از آنکه هفت شهید داد هنوز هم به خاطر لبنان نمیخواهد انتقامگیری کند. به این دلیل که آنها نمیخواهند به زمان نیروهای شبهنظامی باز گردیم. به همین دلیل من از اکثریت میخواهم تا نحوه سخنگویی خود را تغییر دهند. آنها باید سخنانی بگویند که در اتحاد مردم مفید باشد نه اینکه مردم را از یکدیگر دور کند. اگر شما همواره فشار وارد آورید دیگر نمیدانید چه اتفاقی رخ میدهد.
● نمیدانیم چه رخ میدهد ولی میدانیم که اکنون خلأ ریاست جمهوری وجود دارد و دولت به ریاست فواد سنیوره بر صلاحیتهای رییسجمهور سیطره یافته است.
این چیزی بود که من قبل از خاتمه ریاست جمهوری خود گفتم. شش ماه قبل میبایست دولت تشکیل میدادیم چرا که دولت سنیوره قانونی نیست. اکنون این دولت نه تنها قانونی نیست بلکه جای رییسجمهور را نیز گرفته است. این موضوع نباید در لبنان اتفاق بیافتد چرا که بسیار خطرناک است. به همین دلیل باید به سرعت متحد شویم و در سریعترین زمان ممکن یک سوم وزرا را به اپوزیسیون داده و رییسجمهور را انتخاب کنیم.
● چرا کاردینال صفیر از شرایط کنونی خشنود است؟
شما این سوال را باید از او بپرسید. هنگامی که فرانسویها آمده و به کاردینال گفتند که اگر یک نفر را معرفی کنید ما او را انتخاب خواهیم کرد، تجربه بدی در سابق داشتند. فرانسویها این تجربه را تکرار کردند. شاید کاردینال صفیر نباید فهرستی از اسامی نامزدها به فرانسویها میداد چرا که آنها اسامی را گرفته و سپس به دنبال شخصی دیگر گشتند. ما باید موسسات خود را قوی کنیم و کاردینال صفیر یکی از موسسات اصلی کشور است.
● ولی گویی کاردینال صفیر از اینکه دولت سنیوره بر صلاحیتهای رییسجمهور سلطه یافته خشنود است. او هیچکس را از میان اپوزیسیون دوست ندارد و برای تفاوتی ندارد که خلأ ریاست جمهوری وجود دارد یا خیر. مهم این است که رییسجمهوری وابسته به اپوزیسیون انتخاب نشود. این سخن مردم است.
مردم اینچنین میگویند ولی من گمان نمیکنم که کاردینال صفیر از وضعیت موجود خرسند باشد. من مطمئن هستم که اینچنین نیست.
● او از انتخاب میشل عون به عنوان رییسجمهور نیز خشنود نخواهد شد.
این موضوع فرق دارد. من میگویم که باید کاردینال صفیر را ورای تمامی این ماجراها قرار دهیم.
● او در سیاستهای لبنان دخالت میکند.
باید از او بپرسید.
● آیا شما روابط مناسبی با کاردینال صفیر دارید؟ ممکن است شما آنچه در قلب دارید را نگویید ولی در حقیقت روابط شما چگونه است؟
من گفتم که کاردینال صفیر باید بالاتر از تمامی این مسایل و متعلق به تمامی لبنانیها باشد. در عین حال باید از طرف دیگران نیز مورد حمایت قرار گیرد. آنها در راهی که در پیش گرفتهاند لبنانی باقی نخواهند گذاشت. لبنان نمیتواند زنده باشد مگر در صورتی که همه با هم متحد باشیم و برای این منظور باید عدالت به خرج داده و خواستههای اپوزیسیون را برآورده کنیم. آنگاه همه چیز به خوبی و خوشی خاتمه خواهد یافت.
● باید حق اپوزیسیون را به آن بدهیم و اپوزیسیون نیز باید بتواند در مورد چهار افسر بازداشت شده اظهارنظر کند. به نظر میرسد که شما آنها را رها کردهاید. مدتهاست شما چیزی در این مورد نگفتهاید.
همه میدانند که احساس من نسبت به چهار افسر مزبور و شهروندان لبنان چیست.
● مردم میخواهند بدانند.
همانطور که پیش از این گفتم آنها از روز اول چهار افسر مزبور و مرا متهم کردند و اکنون با گذشت سه سال هنوز دلیل و مدرکی پیدا نکردهاند. بر اساس گزارش حقوق بشر که یک ماه قبل در ژنو منتشر شد، آنچه در لبنان جریان دارد [در مورد چهار افسر بازداشت شده] قانونی نیست. دادگاه لبنان میگوید که این اشتباه سازمان ملل است و سازمان ملل نیز میگوید که این موضوع ناشی از اشتباه دادگاه لبنان است. آنها باید به خاطر عدالت از زندان خارج شوند. مگر اینکه نکته خاصی را بخواهند بگویند که بیانگر محکومیت آنها باشد و آنگاه باید مجازات شوند ولی در غیر این صورت باید آزاد شده و به نزد خانوادههای خود بازگردند. اکنون از این عده استفاده سیاسی میشود. هر بار میگویند تا زمان تشکیل دادگاه صبر کنید. این موضوع اصلا صحیح نیست که این عده در زندان نگاه داشته شوند.
● شما این روزها چه میکنید؟
من مشغول زندگی هستم که همیشه آرزوی آن را داشتم. میدانم که بار سنگینی از دوش من برداشته شده ولی این بدین مفهوم نیست که من احساسات ملی خود در قبال لبنان را کنار گذاشتهام. من به راه خود تا زمانی که زندهام ادامه میدهم. آنچه که اکنون انجام میدهم همان رفتاری است که در زمان ریاست جمهوری داشتم ولی اکنون به دور از چشمها زندگی میکنم چرا که قصد ندارم رفتاری داشته باشم که مردم بگویند لحود پس از خاتمه ریاست جمهوری در همه چیز دخالت میکند. برخی از امور هستند که باید آنها را جمعآوری کنم تا مردم بدانند چه رخ داده و بار دیگر مرتکب اشتباه نشوند. در عین حال من مشغول نگارش زندگی خود از زمانی که افسری ساده در ارتش بودم تا کنون هستم تا فرزندان ما از اشتباهاتمان درس بگیرند.
● آیا مشغول نگارش کتابی هستید؟
بله.
● چه زمان این کتاب منتشر میشود؟
دو کتاب در دست تهیه دارم. اولین کتاب ظرف دو ماه آینده منتشر میشود که در مورد نه سال ریاست جمهوریام از دیدگاه خودم و با توجه به اطلاعاتم است. کتاب دیگر زمان بیشتری میبرد چرا که از زمان کودکی و پیوستنم به ارتش تا کنون را شامل میشود. من در سال 1943 شاهد استقلال لبنان بودم. از آن زمان تاکنون منزل ما شاهد حضوری سیاسی ـ نظامی بوده است. از یک لبنان متحد، قویتر وجود ندارد. آنچه در لبنان رخ داد باید به عنوان نمونهای مورد استفاده تمامی کشورهای عربی قرار گیرد. اسراییل از این موضوع دل خوشی ندارد و دائم در این ترس است که این روحیه به دیگر کشورهای عربی نیز سرایت کند. به همین دلیل همواره در فکر بازگشت به لبنان است. اگر گزارش وینوگراد را شنیده باشید متوجه میشوید که آنها خود را برای جنگی دیگر آماده میکنند چرا که نمیتوانند بپذیرند از لبنانی کوچک دو بار سیلی بخورند. لبنان از نظر جغرافیایی کوچک است ولی در صورت اتحاد، کشوری بسیار قدرتمند است. به همین دلیل لبنانیها باید بیدار شده و متحد شوند و مقداری به خاطر کشورشان از خود گذشتگی نشان دهند.
|