● به نام خدا - امروز ، شنبه 9 مرداد 1389 - كاربران برخط: 657   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
بازخواني روابط و مناسبات ايران و عربستان
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: سيد حسين - حسيني

منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1386 - شماره 220، آذر - تاريخ شمسی نشر 00/09/1386

 
 

كيفيت روابط و مناسبات دو كشور ايران و عربستان، به عنوان دو قدرت برتر منطقه اي، تأثيرات و پيامدهاي بسياري بر معادلات حاكم بر منطقه و مناسبات كشورمان با كشورهاي مختلف عربي، به ويژه در حوزه خليج فارس دارد. با آنكه پس از طي فراز و نشيب هاي فراوان، سرانجام روندمناسبات دو كشور، طي سال هاي اخير رو به توسعه و گسترش نهاده است، اهتمام براي حفظ و گسترش سطح مناسبات در عرصه هاي سياسي، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي و نيز بررسي تهديدات احتمالي پيش رو، ضرورت مبرمي دارد.


 گزارش حاضر كوشيده است، ضمن بررسي ويژگي هاي سرزميني، نحوه سياستگذاري هاي خارجي و سياست هاي نفتي عربستان و بررسي روابط عربستان و ايالات متحده، پيشينه روابط ايران و عربستان را ازاوايل قرن حاضر تا سال هاي اخير به اختصار بررسي كند و معضلات پيش روي روابط دو جانبه و نيز زمينه هاي گسترش آن را تحليل كند.


 


 ويژگي هاي سرزميني


 شبه جزيره عربستان، با مساحت 1960582 كيلومتر مربع، ميان خليج فارس و درياي سرخ واقع شده است. اين كشور 814 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق دارد. آب و هواي خشك و بياباني آن موجب شده است كه تنها 1/67 درصد از زمين هاي عربستان، قابليت كشاورزي داشته باشندو مهم ترين منابع طبيعي آن، نفت خام، گاز طبيعي، آهن، طلا و مس است.


 مطابق آمار تابستان سال 2004، جمعيت اين كشور 25795938 نفراست و ميانگين سني نيز 21/2 سال اعلام شده است. نرخ رشد جمعيت در عربستان 2/44 درصد است. 90 درصد جمعيت اين كشور را عرب ها و10 درصد باقي را اقوام آسيايي و آفريقايي تشكيل مي دهند. تقريبٹ همه جمعيت اين سرزمين مسلمان هستند و زبان رسمي نيز عربي است. درمجموع، عربستان كشوري مهاجرپذير است.


 84/7 درصد جمعيت، عربستان، سواد خواندن و نوشتن دارند. نوع حكومت در اين كشور پادشاهي است و پادشاه در اين كشور قدرت مطلقه دارد. هيچ گونه حزب رسمي يا گروه فشار سياسي كه به رسميت شناخته شده باشند، در اين كشور فعاليت ندارند. مقامات ارشد دولتي و اعضاي كابينه اين كشور نيز از ميان افراد خانواده سلطنتي برگزيده مي شوند. حكومت اين كشور، در واقع حكومتي خانوادگي است.


 نخستين و مؤثرترين گروه قدرتمند در عربستان سعودي را خانواده سلطنتي تشكيل مي دهند. پس از آن نيروهاي تأثيرگذار و منتقد درعرصه سياست داخلي و خارجي عربستان، علما و رهبران مذهبي (مفتي ها) هستند. قبايل نيز از ديگر نيروهايي هستند كه در ساخت قدرت عربستان، نقش مهمي ايفا مي كنند. همچنين در اين زمينه مي توان به خانواده هاي بازرگانان سنت گرا، طبقه جديد متخصصان وافراد حرفه اي اشاره كرد. پايين ترين گروه تأثير گذار در عربستان نيزشيعيان اين كشور هستند كه عمدتٹ در بخش شرقي قلمرو آل سعودساكن بوده، تبعيض هاي بسياري را تحمل مي كنند و در فرايند سياسي مشاركت داده نمي شوند. (1)


 در حال حاضر، مهم ترين معضل امنيتي كه حاكمان عربستان با آن مواجهند، فعاليت هاي خرابكارانه و تروريستي اي است كه با نام القاعده در اين كشور صورت مي پذيرد. به طور متوسط هر سه روز يك بار، درگيري هاي پراكنده با برخي از اين افراد و نيروهاي امنيتي عربستان رخ مي دهد. (2)


 از نظر اقتصادي، عربستان با دارا بودن 25 درصد ذخاير نفت خام جهان، بزرگ ترين كشور دارنده اين ماده ارزشمند است. طبيعي است كه به واسطه شرايط نامساعد براي رشد كشاورزي، صنعت نفت، مهم ترين بخش درآمد زا براي دولت محسوب مي شود. اصلاحات اقتصادي در اين كشور، طي سال هاي اخير، بر مبناي واگذاري بخشي از امور اكتشاف، استخراج و توليد اين ماده حياتي به بخش خصوصي در داخل و نيزشركت هاي سرمايه گذار خارجي شكل گرفته و زمامداران سعودي، تغييراتي را در ساختار موجود ايجاد كرده اند.


 نرخ رشد GDP در عربستان 5/3 درصد بوده و در آمد سرانه در سال 2003، معادل 11800 دلار اعلام شده است. بخش صنعت 58/8درصد، بخش خدمات 36/5 درصد و بخش كشاورزي 4/7 درصد بدنه اشتغال را در اين كشور تشكيل مي دهند. نرخ تورم در اين كشور 0/5درصد است. اين كشور ظرفيت توليد 10 ميليون بشكه نفت در روز را داردو عملا بر اساس سهميه مصوب در اوپك، در وضعيت عادي، روزانه بيش از 8/5 ميليون بشكه نفت توليد مي كند. (3)


 دولت عربستان عميقٹ خود را به ايجاد نظام اقتصاد آزاد و سياست آزادي سرمايه گذاري و تقويت بخش خصوصي در جنبه هاي مختلف متعهد كرده است؛ اما اين توجه، به علت ويژگي هاي خاص اقتصاد تك محصولي، از وابستگي شديد دولت به درآمدهاي ناشي از صدور نفت وفراورده هاي آن نكاسته است.


 اين كشور هم به سرمايه گذاران خارجي اجازه سرمايه گذاري در كشوررا مي دهد و هم در كشورهاي ديگر سرمايه گذاري مي كند. بيش از1900 شركت مشترك (با سرمايه سعودي و خارجي)، طي دهه 1990 دراين كشور مشغول فعاليت بوده اند. عربستان همچنين به دو دليل، به سرمايه گذاري در خارج كشور علاقمند است: يكي بنا به دلايل اقتصادي و ديگري به لحاظ انجام تبليغات، به ويژه در كشورهاي اسلامي و در حال توسعه. از معروف ترين شركت هاي سرمايه گذار سعودي در خارج اين كشور، شركت دله يا البركه است كه در بيش از 32 كشور جهان (كه شامل 23 كشور جهان سومي مي شود) سرمايه گذاري كرده است. اين كشورهمچنين در كشورهايي مانند هند، پاكستان، بحرين، اندونزي، جيبوتي، نيجريه و غيره بانك تأسيس كرده است.


 افزون بر اين، عربستان از طريق كمك هاي هنگفت مالي، سالانه ازطريق سازمان (الرابطه العالم الاسلاميه)، با شبكه وسيعي از مساجد ومدارس ديني سراسر جهان و رهبران مذهبي، مرتبط شده و تلاش كرده است تا خود را به عنوان پشتيبان اصلي مسلمانان و رهبر جهان اسلام معرفي كند. اين كمك ها كه هميشه به نام خادم الحرمين الشريفين، به گروه هاي اسلامي يا مقامات گوناگون مذهبي داده مي شود، موجب گرديد، عربستان از اين طريق به گسترش نفوذ سياسي خود در جهان اسلام و در ميان اقليت هاي مسلمان در كشورهاي غير اسلامي بپردازد. فعاليت گسترده مالي و تبليغي عربستان در قفقاز و آسياي مركزي پس ازفروپاشي شوروي، نمونه اي از اين تلاش هاست. كمك هاي مالي هنگفت عربستان به طالبان نيز در همين راستا صورت مي گرفت. (4)


 


 چهارچوب سياستگذاري خارجي در عربستان


 مباني سياست خارجي عربستان، بر پايه حفظ روابط دوستانه اين كشور با كشورهاي سرمايه داري غرب شكل گرفته است. با اين همه عربستان همواره كوشيده است تا در سياست خارجي خود، رويكردي دوگانه را حفظ كند؛ به عبارت ديگر اين كشور بايد به صورت همزمان دونقش متعارض را ايفا كند: رهبري جهان اسلام، دوست و متحد غرب؛ درحالي كه شاهزادگان سعودي، پاي شركت هاي سرمايه گذار نفتي را ازاقصا نقاط جهان به اين كشور باز كرده اند، مقر بسياري سازمان هاي اسلامي نظير بانك توسعه اسلامي و دبير خانه سازمان كنفرانس اسلامي نيز در اين كشور قرار دارد. (5)


 در سطح منطقه اي، عربستان از زمان به قدرت رسيدن ملك عبدالعزيز آل سعود و تبديل شدن به يك كشور، همواره نوعي سياست محافظه كاري و احتياط و پرهيز از تقابل و انعطاف پذيري درسياست هاي منطقه اي را ميان عرب ها دنبال كرده است. اين كشور، مبارزه جويي مصر انقلابي در دهه هاي 1950 و 1960 و عراق انقلابي دردهه هاي 1960 و 1970 و نيز تندروي هاي سوريه و سازمان آزاديبخش فلسطين را در سطح جهان اسلام همواره تعديل كرده است.


 افزون بر اين، سياست اين كشور طي دهه هاي گذشته، همواره تدافعي بوده و سعي كرده است، از مداخله در كشمكش هاي بالقوه خطرناك وايفاي نقش ميانجي در كشمكش هاي منطقه اي، مناسبات حسنه خودرا با طرف هاي درگير حفظ كند و در قبال پرهيز از مداخله، مشروعيت به دست آورد و به دليل ايفاي نقش صلح دهنده، اعتبار كسب كند.


 اين كشور، معمولا در مقابل همسايگان نيرومند خود، فقط در شرايطبحراني، در دفاع از خود و هنگامي كه راه هاي ديگر امتحان شده باشد، به زور متوسل مي شود. در واقع، سياستگذاران اين كشور، به دو دليل و بي توجه به ميزان قدرت نظامي خود، از درگيري هاي نظامي تا حد ممكن پرهيز مي كنند: نخست آنكه اين كار مستلزم تقويت نيروهاي مسلح است كه بالقوه مي تواند عليه خود رژيم به كار گرفته شود و دوم آنكه از هرگونه شكستي، هر چند كوچك در هراسند، زيرا بر تصوري كه از خاندان حاكم در ذهنيت عرب ها وجود دارد، تأثيري منفي بر جاي مي گذارد.


 البته سعودي ها در برخورد با ساير كشورهاي كوچك و كم تر مبارزه جوي منطقه با احتياط كم تري عمل كرده اند. رياض در مقام ابر قدرت منطقه اي اين شبه جزيره و از طريق نهادهايي نظير شوراي همكاري خليج فارس، بر كشورهاي كوچك تر خليج فارس، نفوذ زيادي دارد. رياض در درگيري هاي كوچكي كه با همسايگان خود، از قبيل يمن شمالي و جنوبي، عمان و چند شيخ نشين امارات متحده عربي داشته است، در نشان دادن قدرت خود يا درگيري نظامي درنگ نكرده است.


 اين خصوصيات، منعكس كننده احتياط و محافظه كاري حكومتي است كه ثروت نفتي و سياست هاي انعطاف پذير خود را با موفقيت به كارگرفته است، تا خود را از تحولات اجتماعي و سياسي ديگر نقاطخاورميانه دور نگهدارد. (6)


 


 سياست هاي نفتي عربستان


 در عربستان نفت، نقشي اساسي در تأمين انرژي ايفا مي كند. مهم ترين وظيفه توليد و صدور نفت اين كشور، توسط شركت امريكايي آرامكو انجام مي گيرد. اين شركت از 4 مؤسسه تشكيل شده است: استاندارد اويل كاليفرنيا 30 درصد سهام، استاندارد اويل نيوجرسي 30درصد، موسسه تگزاكو 30 درصد و سركني موبيل اويل 10 درصد.


 شركت آرامكو در همه امور اقتصادي، و حتي برنامه هاي اجتماعي دولت دخالت دارد. همچنين داراي اردوگاه هاي بزرگ، شركت هاي مستقل، شهرك هاي مسكوني با تمام وسايل راحتي به سبك امريكايي در خاك عربستان است. مساحت عملياتي شركت مزبور، حدود 340 هزارمايل مربع است. (7)


 عربستان كه از مؤسسات قديمي سازمان كشورهاي توليد كننده نفت (اوپك) به شمار مي آيد و بزرگ ترين صادر كننده نفت دنيا محسوب مي شود، طي سال هاي اخير، به واسطه ورود رقباي جديد به بازارهاي بين المللي نفت، با تهديدات تازه اي مواجه شده است. مهم ترين رقيب اين كشور در عرصه مذكور، روسيه است. همچنين گسترش سرمايه گذاري ها در بخش انرژي كشورهاي افريقايي كه از ذخاير نفتي با كيفيت بالا برخوردار بوده، به بازارهاي مصرف انرژي در اروپا و امريكا نزديك ترنيز هستند. زنگ خطر را براي سعودي ها به صدا در آورده است. ورودمجدد عراق به عرصه بازارهاي نفتي و همكاري مجدد آن با اوپك مي تواند در بلند مدت، براي عربستان خطر ساز باشد.


 در اكتبر سال 1999 علي النعيمي ـ وزير نفت عربستان ـ سياست نفتي كشور خود را بر پايه چهار اصل اعلام كرد:


 1. عربستان بزرگ ترين مركز توليد انرژي ارزان در جهان باقي بماند.


 2. عربستان مهم ترين توليد كننده نفت با توان توليدي بالا باشد.


 3. صنايع جانبي نفت ـ نظير صنعت پتروشيمي ـ در اين كشورگسترش يابد.


 4. ثبات سياسي ـ اقتصادي سيستم عرضه و تقاضاي نفت را حفظكند.


 به طور كلي، عربستان از سال 1986، سياست سهم بازار را دنبال كرده و در پي آن بوده است كه به هر طريق ممكن، سهم خود را در بازارهاي نفتي افزايش دهد و از سوي ديگر، اين استدلال را مطرح كرده است كه قيمت هاي بالاي نفت موجب تشويق توليد كنندگان غير اوپك مي شود، زيرا هزينه توليد در اين كشورها بسيار بالاست و در وضعيت قيمت هاي بالا، بهره برداري از ميادين نفتي براي ايشان اقتصادي شده، با ورودنفت ساير كشورها به بازار، سهم اوپك در بازار كاهش خواهد يافت. افزون بر اين، قيمت هاي بالاي نفت موجب خواهد شد كه انواع ديگرانرژي، جايگزين نفت شوند و به اين ترتيب، در آينده، سهم نفت در بين ساير انرژي هاي ديگر كاهش يابد. (8)


 اين كشور كه هم اكنون داراي بيشترين ذخاير نفت، بيش ترين ظرفيت توليد مازاد بر مصرف و ارزان ترين بهاي استخراج نفت در دنياست، به سرعت در حال مدرنيزه كردن بخش صنعت نفت خود است. (9)


 


 روابط ايران و عربستان


 روابط ايران و عربستان تا پيش از تشكيل اوپك، از چارچوب اصول اشرافيت، حفظ خانواده هاي سلطنتي و ادعاي حاكميت بر مسلمانان ونيز دشمني مشترك با جمال عبد الناصر خارج نگرديد؛ اما پس ازتشكيل اين سازمان، روابط ايران و عربستان سعودي از جنبه هاي فوق فراتر رفته، خط مشي سياسي و اقتصادي را نيز در برگرفت. دو كشور درزمينه مسائل اوپك، فلسطين و كنفرانس اسلامي هماهنگي داشته و هردو با يك ديدگاه به امريكا و شوروي مي نگريستند. (10)


 مهم ترين عوامل تأثير گذار در نزديكي روابط ميان دو كشور، عبارت بود از:


 الف. مخالفت با تندروهاي انقلابي ـ ناسيوناليستي پيروان جمال عبدالناصر در خاورميانه.


 ب. نزديكي هر دو كشور به غرب.


 ج. هراس هر دو كشور از اشاعه كمونيسم.


 د. هراس از عراق بعثي و انقلابي.


 هـ. اعمال سياست دو ستون از سوي نيكسون و تمايل غرب به نزديكي اين دو كشور به يكديگر، براي حفظ موازنه قدرت در سطح منطقه خليج فارس.


 در مورد مرزها نيز، در اكتبر سال 1968 ايران و عربستان، به راه حل بينابيني در مورد فلات قاره و مالكيت مشترك بر يك حوزه مهم نفتي دردريا دست يافتند. در دهه 1970 نيز هنگامي كه نيروهاي نظامي ايران براي سركوب شورشيان ظفار در جمهوري دموكراتيك خلق يمن، پس ازگذشت قريب 250 سال، وارد سرزمين اصلي شبه جزيره عربستان شدند. سعودي ها با اتخاذ موضعي دو پهلو، از انتقاد صريح نسبت به اين امر خوداري كردند. در مقابل، به رسميت شناختن استقلال بحرين وامارات توسط ايران، موجب خشنودي هيأت حاكمه عربستان در اين دوران شد. (11)


 


 روابط ايران و عربستان در دهه 1360


 تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، عربستان اوضاع داخلي ايران را به دقت زير نظر داشت و از هر گونه اظهار نظر و پيشداوري در برابر انقلاب خودداري مي كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، ملك خالدپادشاه عربستان اعلام داشت كه بر پا شدن حكومت اسلامي در ايران، مقدمه نزديكي و تفاهم هر چه بيشتر ميان دو كشور خواهد بود. فهد ـوليعهد وقت عربستان ـ نيز اعلام كرد كه (حكومت جديد ايران را تأييدمي كنيم و براي رهبري آن احترام زيادي قائل هستيم).


 اين مرحله تأييد جمهوري اسلامي توسط دولت عربستان، با تأسيس دفتر جبهه آزاديبخش شبه جزيره عربستان در تهران و گردهمايي جنبش هاي آزاديبخش و نيز برگزاري نخستين حج توسط حجاج ايراني، همراه با راهپيمايي برائت از مشركين، جاي خود را به مخالفت هاي پنهاني اين كشور عليه ايران داد. عربستان به تدريج موضع گيري تند خود را عليه ايران در مطبوعات آن كشور نمايان ساخت. در مقابل، مقامات ايران نيز از ارتباط نزديك عربستان با امريكا وسياست هاي آن در قبال روابط عرب ها و اسرائيل انتقاد كردند. (12)


 آشوب هاي سياسي در عربستان طي سال هاي 1979 و 1980 كه به اشغال مسجد الحرام توسط گروه هاي سني تندرو و نيز شورش عرب هاي شيعه در ايالت هاي شرقي اين كشور منجر شد، خطر صدورانقلاب اسلامي را به حاكمان سعودي گوشزد كرد. در واقع، با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، همكاري عربستان و ايران براي نمايندگي هژموني امريكا در خليج فارس پايان يافت.


 انقلاب ايران با تركيب جمهوريت و اصول گرايي شيعي، به روابطنزديك تر امريكا و عربستان انجاميد و هر دو كشور با نگراني هاي مشترك، در صدد مهار انقلاب اسلامي بر آمدند. با تيرگي روابط دو كشورو آغاز جنگ ميان عراق و ايران، بحران در روابط ايران و عربستان ابعادگسترده تري يافت. عربستان در جريان جنگ، گرچه در آغاز اعلام بي طرفي كرد؛ ولي در عمل از عراق حمايت مي كرد و با عطاي وام هاي چندميليارد دلاري، مهم ترين منابع تأمين مالي و تسليحاتي عراق قرارداشت. عربستان كه به واسطه ترس از گسترش انقلاب اسلامي درمنطقه خاورميانه، به ويژه خليج فارس، حامي عراق بود، افزون بركمك هاي مالي، تعدادي از بنادر و فرودگاه هاي خود را جهت حمل و نقل كالا و محموله هاي نظامي مورد نياز ارتش عراق، در اختيار كامل اين كشور قرار داد و آواكس هاي امريكايي مستقر در عربستان، اطلاعات نظامي جمع آوري شده را در اختيار عراق قرار مي دادند.


 عربستان همچنين روزانه 280 هزار بشكه نفت، از منطقه بي طرف ميان خود و عراق استخراج كرده، به حساب عراق مي فروخت. اين كشورهمچنين روزانه 350 تا 500 هزار بشكه نفت عراق را از خاك خود و ازطريق خط لوله اي جديد التأسيس، به بندر ينبوع، در درياي سرخ انتقال مي داد. اين اقدامات با انتقاد شديد مسئولان ايراني مواجه شد. به دنبال آن، با مطرح شدن طرح هشت ماده اي ملك فهد براي به رسميت شناختن اسرائيل، روابط ايران و عربستان بيش از پيش تيره گرديد. (13)


 از سوي ديگر، با وقوع جنگ ميان ايران و عراق، اين فرصت در اختيارعربستان قرار گرفت كه در شرايطي كه دو رقيب اصلي اش در سطح منطقه، در يك جنگ متقابل نابود كننده درگير شده بودند، رهبري امورخليج فارس را به دست گيرد. تشكيل يك اتحاديه جديد ـ كه در آغازبيشتر جنبه اقتصادي داشت، اما به سرعت جنبه دفاعي نيز به خودگرفت ـ عامل جديد ديگري را نيز وارد معادله پيچيده سياست هاي دفاعي خليج فارس كرد.


 ايران و عراق، هر دو به تشكيل (شوراي همكاري خليج فارس)(GCC) به شدت اعتراض كردند. ايران اين شورا را موجوديتي هدايت شده و عليه خود تلقي مي كرد و به علاوه، اتحاد كشورهاي كوچك منطقه در قالب اين نهاد جديد، امكان آنكه ايران بتواند از اختلاف نظر وپراكندگي ميان آنها بهره گيرد را كاهش مي داد. (14)


 نگراني هاي امنيتي اعضاي شوراي همكاري خليج فارس، از اواخر1981 بيش از پيش متوجه تهران شد. در آن زمان كاملا آشكار شده بودكه عراق توانايي شكست ايران را ندارد. به علاوه، اين كشورها معتقدبودند كه ايران تظاهرات و آشوب هايي را در ميان جمعيت شيعه ساكن اين كشورها برانگيخته است. بين سال هاي 1982 تا 1985، مجموعه اي از قتل ها، انفجار اتومبيل هاي حامل مواد منفجره و هواپيماربايي ها در سراسر منطقه خاورميانه و نيز بروز جنگ نفتكش ها در خليج فارس، همه و همه به سوء ظن اين كشورها نسبت به ايران افزود؛ اماسرويس هاي امنيتي اين كشورها هيچ مدركي نسبت به دست داشتن ايران در اين بمبگذاري ها يا ارتباط ايران با گروه هايي كه به اقدامات خشونت بار در عربستان دست مي زدند، نيافتند. فقدان مدارك روشن، مبني بر دست داشتن ايران در اين حوادث، عمان و امارات متحده عربي را به سوي بهبود روابط دو جانبه با ايران و ميانجيگري بين ايران وعربستان سوق داد. اين تلاش ها به نزديكي مجدد و محدود ميان عربستان و ايران منتهي شد؛ اما چندي بعد و پس از آنكه شوراي امنيت سازمان ملل، قطعنامه 598 را تصويب كرد و در آن از هر دو طرف براي آتش بس و انعقاد موافقتنامه صلح دعوت كرد، عربستان همراه با ديگرمتحدين خود اعلام كرد كه در صورتي كه ايران از پذيرش قطعنامه خودداري كند، اين كشور را تحريم خواهند كرد. (15)


 به دنبال پذيرش قطعنامه 598 توسط ايران، انتظار مي رفت كه ازميزان تنش ها ميان دو كشور كاسته شود؛ اما بحران اصلي در روابط دوكشور طي دهه 1980 و بر سر حضور زائران ايراني در عربستان به وجودآمد. در آن زمان، ايران همه ساله در حدود 150 هزار زائر به عربستان روانه مي كرد كه در ميان جمعيت دو ميليوني حاجيان سراسر جهان، بزرگ ترين گروه مسلمانان زائر از يك كشور را تشكيل مي دادند. تهران تأكيد داشت كه اين حق مذهبي زائران است كه طي مراسم حج، اقدام به برگزاري تظاهرات سياسي كنند؛ اما عربستان معتقد بود كه اين گونه اقدامات به روح معنوي حج لطمه وارد كرده، حتي مي تواند موجب بروزاختلاف و چند دستگي ميان مسلمانان شود. از آنجا كه مسئوليت برگزاري مراسم حج در منطقه حجاز، بر عهده دولت عربستان بود، لذامقامات ايراني تلاش بسياري را براي متقاعد كردن طرف مقابل جهت برگزاري تظاهرات به عمل آوردند؛ با اين همه، دامنه اختلافات سال به سال گسترده تر مي شدو سرانجام در تابستان 1987 هنگامي كه نيروهاي امنيتي سعودي، مانع از برگزاري تظاهرات در مقابل مسجدالحرام شدند، بيش از 400 زائر كه دو سوم آنان ايراني بودند، كشته شدند.


 اين امر موجب شد كه سعودي ها، به طور كلي مانع از هر گونه تحركات مستقيم يا غير مستقيم سياسي، طي مراسم حج شوند. در تهران نيزمردم خشمگين به سفارت عربستان حمله كرده، به ضرب و شتم ديپلمات هاي سعودي پرداختند. يكي از اين ديپلمات ها از شدت جراحات وارده، جان سپرد. (16) ايران همچنين خواستار آن شد كه خادمي حرمين شريفين از دست سعودي ها خارج شود.


 اين امر موجب قطع مناسبات دو جانبه شد و فهد پادشاه سعودي، رسمٹبه سمت حذف عنوان دنيوي وغير اسلامي (ملك) گام برداشت تاعنوان اوليه و رسمي خود را در نقش خادم حرمين شريفين اعاده كند. اين اقدام به او، به عنوان يك فرمانرواي سني، بسيار بيش از عنوان (ملك) مشروعيت مي بخشيد.


 در نتيجه اين اقدامات، رياض روابط ديپلماتيك خود را با تهران، درسال 1988 قطع كرد و به اين ترتيب، امكان گرفتن ويزاي حج براي زائران ايراني ميسر نشد. از اين رو از اوايل سال 1989 ايران تلاش هاي خود را براي از سرگيري روابط با عربستان آغاز كرد. سرانجام جنگ خليج فارس توانست، در بهبود روابط ميان دو كشور، نقش مؤثري را ايفا كند.


 


 روابط ايران و عربستان از دهه 1370 تا به حال


 با آغاز دهه 1370 و حمله عراق به كويت و عربستان، روابط ميان دوكشور ايران و عربستان، وارد مرحله نويني شد. تبديل ناگهاني عراق به دشمن بالفعل عربستان موجب شد كه اين كشور، خصومت هاي خود را باايران ناديده بگيرد. رياض از مواضع ايران در خلال جنگ كه بر اعلام لزوم خروج عراق از كويت و نيز اعلام بي طرفي در طول جنگ خليج فارس استوار بود، استقبال كرد.


 عربستان حتي روابط ميان ايران و شيعيان جنوب عراق را نيز ناديده گرفت و با پايان يافتن دوران اشغال كويت، خواهان از سرگيري روابطخود با ايران شد. اين امر موجب گرديد كه سرانجام زائران ايراني ـ پس ازچهار سال وقفه ـ بتوانند بار ديگر در سال 1991 به زيارت خانه خدابروند. در مرحله جديد روابط ميان دو كشور، حج معناي نمادين خود را به عنوان وجه تعارض ميان دو دولت اسلامي از دست داد.


 از اين زمان به بعد، اتخاذ سياست تنش زدايي در روابط با همسايگان در سياست خارجي ايران و نيز شكل گيري نظام نوين منطقه اي و بين المللي بر اساس واقعيت هاي موجود، سرآغاز كاهش تنش ها ميان طرفين بوده و افزايش حجم مبادلات بازرگاني، مواضع نزديك به هم دوكشور در مورد مسئله عراق، فعاليت هاي مشترك براي حفظ ثبات قيمت نفت و رفت و آمدهاي مقامات سياسي، قضايي، اقتصادي و امنيتي دوكشور طي سال هاي بعد، روابط دو كشور را به سطح قابل قبولي رساند.


 ملاقات وليعد عربستان با اكبر هاشمي رفسنجاني ـ رئيس جمهوروقت ايران ـ در سنگال و نيز در پاكستان، حضور امير عبد الله در اجلاس سازمان كنفرانس اسلامي در تهران و سفر سيد محمد خاتمي ـ رئيس جمهور وقت ايران ـ به عربستان و ديدار وي با فهد ـ پادشاه وقت سعودي ـ همگي خبر از آغاز فصل نويني در روابط دو جانبه مي دادند. گسترش همكاري ها، سرانجام موجب انعقاد قرار دادي امنيتي در 18 آوريل 2001 ميان شاهزاده نايف بن عبد العزيز وزير كشور عربستان و عبدالواحد موسوي لاري، وزير كشور وقت ايران شد. (17)


 به عقيده بسياري صاحب نظران سياسي، امضاي اين قرار داد امنيتي ميان دو كشور، نقطه عطفي در روابط آنان محسوب مي شود. در واقع، ازآنجا كه بخشي از مشكلات امنيتي دو كشور، ناشي از عدم گفت و گوي مسئولان با يكديگر بود. امضاي اين موافقتنامه، باب گفت و گو را بازكرده و براي مثال، دولت سعودي كه پيش از اين با سفر اتباعش به ايران، به شدت مخالفت مي كرد. اخيرٹ با ايجاد خط هوايي تابستاني از دمام به شهرهاي مشهد و تهران موافقت كرده است. در مقابل، سفارت ايران نيزبدون محدوديت، براي اتباع سعودي، ويزاي سفر به ايران را صادرمي كند؛ به گونه اي كه در چهار ماهه اول سال 1383، براي 22 هزارگردشگر سعودي رواديد سفر به ايران صادر شد.


 همچنين در حالي كه در سال 1378 عربستان، تنها با اعزام يكصدهزار نفر زائر ايراني براي حج عمره موافقت كرد، اين رقم در سال 1383به 535 هزار نفر رسيد و ايران هم اكنون با اختلافي جزئي، پس از مصر، دومين كشور اسلامي از لحاظ اعزام عمره گذاران به عربستان است. فضاي روابط موجود ميان دو كشور، به اندازه اي پيشرفت كرده است كه درچند مورد، دولت عربستان با برخي عناصر تندروي سلفي كه مزاحمت هايي براي زائران ايراني ايجاد كرده بودند، به شدت برخورد كرد.


 در عين حال، دستگاه ديپلماسي دو كشور، با مشكلاتي نيز مواجه است. حمايت سعودي ها از ادعاهاي نادرست امارات در مورد جزايرايراني در خليج فارس از آن جمله است. متأسفانه يك اصل در ميان كشورهاي عربي وجود دارد كه بر اساس آن، چنانچه ميان يك كشورعرب و يك كشور غير عرب اختلاف وجود داشته باشد، ساير كشورهاي عربي، صرف.           . نظر از ماهيت و ريشه اختلاف، از كشور عرب حمايت مي كنند؛ با اين همه، مقامات دولت عربستان در سال هاي اخير تلاش كرده اند كه حمايت آنان از ادعاي امارات، به يك عامل اختلاف برانگيزدر روابط ميان ايران و عربستان تبديل نشود و همواره بر حل اين موضوع، از طريق تفاهم و گفت و گو تأكيد كرده اند.


 مسئله ديگر، وجود ادعاهايي مبني بر پناه دادن ايران به اعضاي شبكه القاعده و مشاركت در انجام عمليات هاي تروريستي در خاك عربستان است. در عين حال ايران بارها اعلام كرده كه عده اي از اعضاي اين سازمان دستگير شده و شماري از آنها با اسامي مشخص، به كشورهاي خود، از جمله عربستان تحويل داده شده اند و اين فهرست در اختيارسازمان ملل قرار گرفته است. (18)


 مسئله عراق و آينده نظام سياسي در اين كشور نيز از ديگر موضوعات مشترك ميان ايران و عربستان است. اين دو كشور كه به همراه چهاركشور ديگر همسايه عراق، در نشست هاي متعددي در مورد آينده سياسي عراق و حفظ امنيت منطقه اي به بحث و تبادل نظر پرداخته اند، همچنان دغدغه هاي خود را در اين زمينه دارند. مقامات سعودي طي حدودٹ سه سالي كه از انجام عمليات آزاد سازي در عراق مي گذرد، نقش دو گانه اي را ايفاد كرده اند. آنان در كنار حفظ مواضع رسمي و حمايت لفظي از دولت جديد و نهادهاي تازه تأسيس عراق، همچنان دررسانه اي خود از مقاومت عليه اشغالگري دفاع كرده اند و با نگراني به پيگيري فرايند به قدرت رسيدن شيعيان و كردها در عراق پرداخته اند. باتوجه به حضور اقليت شيعه مذهب در خاك عربستان، قطعٹ مقامات سعودي، مايل به تشكيل يك حكومت شيعي ديگر در منطقه خليج فارس نخواهند بود. عربستان همچنين با تشكيل دولت مستقل كردهمواره مخالف بوده و نسبت به تجزيه عراق به عنوان يك سرزمين عربي حساسيت دارد. در اين ميان، روابط حسنه ايران با شيعيان عراق، موجب نگراني و بعضٹ اتخاذ موضع گيري هايي از سوي مقامات سعودي شده است كه نارضايتي ايشان را از وضع موجود نشان مي دهد.


 مسئله ديگر در روابط دو كشور، موضوع تلاش ايران براي دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي است. مقامات سعودي به خوبي آگاهند كه دستيابي ايران به چنين فناوري، قطعٹ موازنه قدرت در منطقه خليج فارس را به نفع ايران تغيير خواهند داد. در اين زمينه، سعودالفيصل ـوزير خارجه عربستان ـ در گفت و گو با روزنامه فيگارو، درباره برنامه هسته اي ايران اظهار داشته است:


 (ما اين مسئله را به صراحت با ايراني ها در ميان گذشته ايم. ما به ايراني ها گفته ايم خواستار خاورميانه و خليج فارس عاري از هر نوع سلاح كشتار جمعي هستيم؛ البته ايران نيز به ما اطمينان خاطر داده است كه همين سياست را دنبال مي كند. به هر حال، تنها آينده نشان خواهد داد كه آيا ايران در اين مسير حركت خواهد كرد يا خير). (19)


 با اين همه، قدر مسلم آن است كه عربستان بيش از آنكه تلاش كند تاجهت حفظ موازنه منطقه اي، به فناوري هسته اي دست يابد، اتكاي خودرا به كشورهاي خارجي ـ به ويژه امريكاـ جهت حفظ امنيت خود افزايش خواهد داد. اين امر قطعٹ به افزايش حضور نيروهاي بيگانه در خليج فارس دامن خواهد زد؛ حال آنكه يكي از موارد اساسي اختلاف ميان ايران و عربستان، مجادله بر سر حضور نظامي قدرت هاي بزرگ در اين منطقه است.


 به علاوه اين طور به نظر مي رسد كه در صورت اعمال تحريم هاي نفتي عليه ايران جهت منصرف ساختن اين كشور از دستيابي به فناوري هسته اي، عربستان با ساير كشورهاي جهان همراهي كرده و با استفاده از ظرفيت توليد بالاي خود، تلاش خواهد كرد تا از بروز شوك نفتي غيرمترقبه در بازارهاي بين المللي انرژي ممانعت به عمل آورده و جايگاه ايران را به سرعت اشغال كند.


 حتي در شرايط عادي و غير بحراني و علي رغم توسعه مناسبات چندجانبه ميان دو كشور، نبايد فراموش كرد كه حضور عربستان در شوراي همكاري خليج فارس و تلاش اين كشور، به حفظ موازنه منطقه اي، به سود كشورهاي عربي منطقه، در بلند مدت زمينه را براي تداوم رقابت پنهان ميان ايران، عربستان و در آينده اي نزديك، عراق فراهم خواهدآورد.


 


 پي نوشت ها:


 1. نوذر شفيعي، ساخت قدرت در عربستان سعودي، همشهري ديپلماتيك.


 2. مؤسسه مطالعاتي انديشه سازان نور، عربستان سعودي، صحنه تحولات جديد، 83/5/31، ماهنامه اطلاعات راهبردي، سال سوم، شماره 30، آبان 84، ص 31.


 3. CIA-The world fact book، Squdi Arabia، 10 frb، 2005


 4. مهدي قويدل دوستكوهي، سياست خارجي عربستان در قبال افغانستان پس از 11 سپتامبر، همشري ديپلماتيك.


 5. Saudi Arabia in the 1980، Aljaziea، com Naech 2003


 6. گراهام فولر، قبله عالم (ژئوپليتيك ايران)، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مركز، 1377، ص -128 126.


 7. شهروز ابراهيمي، عربستان سعودي و سيستم جديد قدرت در خليج فارس، مطالعات راهبردي، شماره 3، سال هفتم، پاييز 1383، ص 555.


 8. گروه ويژه توليد كنندگان نفت توسط عربستان، دفتر اموز زير بنايي، مركز پژوهش هاي، مرداد 1377، شماره 3485.


 9. سياست هاي نفتي در عربستان، سعودي، ايرنا، 1383/10/29.


 10. رقيه السادات عظيمي، ص 124.


 19ـ11. بررسي تحولات روابط ايران و عربستان، شبكه خبيرورلدينوره، بخش مقالات و اخبار.



 

    902 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   روابط بین الملل 

مطالعات منطقه ای:
●   ایران 
●   عربستان سعودی 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:01/12/1386
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت