باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 28 اسفند 1388 كاربران برخط 119 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
مقاومت تنها راه باقيمانده است
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
مقاله منتشر نشده از «عبدالعزيز رنتيسي» رهبر شهيد جنبش اسلامي فلسطين «حماس»


 
   ● نويسنده: عبدالعزيز - رنتيسي

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی - تاريخ شمسی نشر 10/11/1386 - به نقل از سایت مركز اطلاع رساني فلسطين

 
 

ما از شنيدن آواز صفحه گرامافون شكسته اي كه صاحبانش تلاش مي كنند با ترساندن ما از طرح جهنمي دشمن صهيونيستي منهج تسليم را تثبيت كنند خسته شده ايم. آنان اصرار مي كنند كه دشمن صهيونيستي با انجام عملياتهاي تروريستي كه ملت فلسطين را تحريك مي كند قصد دارد گروه هاي مقاومت فلسطين را به تلافي وادار كند. اگر از آنان پرسيده شود كه انگيزه دشمن براي اين كار چيست مي گويند اين دشمن خواهان صلح نيست و اصلا به آن ايمان ندارد به همين سبب گروه هاي مقاومت را به اين دام مي كشاند تا از روند سازش فرار كند. زيرا صلح با طرحهاي صهيونيستي مغاير است. صلح لوازم سياسيي دارد كه تشكيل دولت فلسطين در راس آن قرار دارد و اين دشمن آن را نمي پذيرد زيرا تشكيل اين دولت مانع از تحقق طرحهاي توسعه طلبانه دشمن صهيونيستي مي شود و موجوديتش را در فلسطين تهديد مي كند.


من هم يقين دارم كه اين دشمن خواهان صلح نيست و اصلا به آن ايمان ندارد. رهبرانش نيز هيچگاه حاضر به پذيرش تشكيل دولت فلسطيني كه از حاكميت مستقل برخوردار باشد ـ حتي اگر چنين دولتي در بخش بسيار كوچكي از كرانه باختري تشكيل شود ـ نيستند. اما اين را هم يقين دارم كه دشمن نيازي ندارد كه ما يك اتوبوس يا رستوران يا رقاص خانه را منفجر كنيم تا اين دشمن را از نظر معنوي نيروي انساني رواني و اقتصادي فرسوده كنيم و بهانه به دست آورد و از روند سازش فرار كند. اين دشمن توانايي بالايي دارد. بي شرم است. زبان باز عوامفريب دسيسه چنين است و چند پهلو سخن مي گويد. از حمايت آمريكا برخوردار است و اينها مي تواند او را از ميز مذاكرات فراري دهد و نيازي به اينكه مناطق يهودي نشين تخريب شوند و يهوديان بميرند ندارد.


اما سوال بسيار مهمي كه در هر حال مطرح مي شود اين است كه ما چگونه با دشمني مقابله كنيم كه به تجاوزاتش برضد ملت ما ادامه مي دهد سرزمين ما را اشغال كرده است مقدسات ما را آلوده ساخته است زندگي ما را نابود كرده است حقوق مشروع ما و حتي موجوديت ما را انكار مي كند و همزمان نه خواهان صلح است و نه عقيده اي به آن ندارد


صاحبان نظريه ترس از « استدراج » و نگران از افتادن در دام شاروني از ما مي خواهند كه مقاومت مسلحانه را متوقف كنيم و گزينه مذاكرات را بپذيريم. آنان مدعي اند كه اين كار صهيونيستها را در برابر جهانيان با تنگنا مواجه مي سازد و آنان مجبور مي شوند كه بهاي صلح را بپردازند. اين صاحب نظران از ما مي خواهند كه اقدامات تروريستي اين دشمن از جمله قتل تخريب و ويرانگري ساخت ديوار در مركز كرانه باختري ساخت و توسعه شهرك ها يهودي سازي شهر بيت المقدس آلوده كردن مقدسات ادامه اشغال فلسطين و مخالفت با بازگشت آوارگان و مخالفت با آزادي اسيران را ناديده بگيريم. آيا غير از اين است كه آنان از ما مي خواهند تسليم شدن خود را در برابر دشمني كه خواهان صلح نيست و به آن عقيده ندارد اعلام كنيم


صاحبان چنين نظريه هايي كه عقيده دارند نظرشان درست است خود در گردن نهادن به خواسته هاي دشمن هيچ ترديدي به خود راه نمي دهند. آنان چنين اقدامي را فراست درايت و تجربه سياسي مي دانند. اين در حالي است كه ما شاهد آنيم كه دشمن آنان را چه آگاه باشند يا نه از يك سو در تنگنا قرار مي دهد و از سوي ديگر خود را از تنگنا خارج مي سازد. براي مثال تشكيلات خودگردان براي همنوايي با دشمن و به منظور گرفتن بهانه از دستش در اعلام اينكه مقاومت مشروع فلسطين تروريسم است هيچ ترديدي به خود راه نداد. اين اقدام حكومت خودگردان آن را نه تنها در برابر ملت فلسطين و گروه هاي مقاومت بلكه نزد دشمن و حتي تمام جهانيان با مشكلات فراواني مواجه ساخت زيرا از اين تشكيلات خواسته شد كه به گروه هاي مقاومت فلسطين اعلام جنگ دهد زيرا تشكيلات خودگردان آنها را سازمانهاي تروريستي معرفي كرده بود.


نبايد فراموش شود كه تشكيلات خودگردان در پيشاپيش كساني بود كه با آمريكا براي اعلام جنگ بر ضد مقاومت بيعت كردند. آري اين گونه است كه تشكيلات خودگردان خود را در تنگنا قرار مي دهد. از اين تشكيلات خواسته شد كه ابتدا جنگ داخلي ميان فلسطينيان را آغاز كند تا صهيونيستها پس از آن به تعهدات خود عمل كنند. اين گونه است كه صهيونيستها از تنگنا فرار مي كنند ـ البته اگر درست باشد كه آن را تنگنا بناميم ـ يا آنكه آنان سنگيني جديدي كه همان افكار عمومي است روي شمشيري مي گذارند كه روي گردن ما قرار دارد.


در مقابل حاميان مقاومت قرار دارند. آنان با گروه اول در آگاهي از ماهيت دشمني كه برنامه توسعه طلبانه صهيونيستي خود را پي مي گيرد اشتراك دارند. آنان نيز مي دانند كه اين دشمن موجوديت فلسطينيان را حتي در همين وضعيتي كه دولتي در اختيار ندارند خطري براي آينده موجوديت خود تصور مي كند. در همين راستا صهيونيستها بارها نگراني خود را از آنچه آن را بمب تركيب جمعيتي فلسطينيان مي نامند اعلام داشته اند. به همين سبب آنان سياست ترور با تمام وسايل ممكن را به عنوان خط مشي خود برگزيده اند تا اين ملت را به كوچ از اين سرزمين وادار و فلسطين را از صاحبان اصلي آن خالي كنند زيرا حضور صاحبان قانوني و اصلي اين سرزمين در آن به صهيونيستها يادآور مي شود كه آنان هيج آينده اي در اين سرزمين ندارند. بنابر اين عقلايي نيست كه دشمن صهيونيستي با تشكيل دولت مستقل فلسطيني موافقت كند مگر آنكه جايگزين اين كار خطر بيشتري براي او داشته باشد.


با ادامه شهرك سازي كه ما در فلسطين با آن مواجه هستيم مذاكره فايده اي ندارد. دشمن اين نبرد را نبرد بر سر هستي و نيستي مي داند به همين سبب در هر صورت به اقدامات تروريستي خود ادامه مي دهد. چه ما عمليات نظامي خود را به تعليق درآوريم چه مذاكره كنيم يا به مقاومت ادامه دهيم دشمن از سياست تجاوزكارانه خود دست نمي كشد اما اگر مقاومت كنيم در بين دو گزينه فرسوده شدن يا اذعان به حقوق ما بايد حتما يكي را انتخاب كند.


آري ما اعلام كرديم كه عمليات نظامي خود را به مدت سه ماه به تعليق در مي آوريم و به گفته خود پايبند مانديم. اما آيا صهيونيستها به آن پايبند ماندند و تجاوزات خود را متوقف كردند آيا تشكيلات خودگردان توانست اين دشمن را در تنگنا قرار دهد و از تعليق عمليات گروه هاي مقاومت براي دستيابي به پيروزي سياسي استفاده كند آيا تشكيلات خودگردان توانست كه آمريكا را وادار كند كه براي آزادي اسيران فلسطيني يا توقف موج ساخت ديوار بد يمن (امنيتي ) يا حتي توقف شهرك سازي و غيره رژيم صهيونيستي را تحت فشار قرار دهد حقيقت اين است كه ما يقين داشتيم كه تعليق عمليات نظامي هيچ دستاورد سياسي براي ملت فلسطين در راستاي بازپس گيري حقوق از دست رفته اش در بر نخواهد داشت. كما اينكه ايمان داريم كه اين اقدام ما موجب نخواهد شد كه شكلهاي مختلف تجاوز به ملت ما متوقف شود. هدف ما از اين اقدام تنها حفظ وحدت ملي فلسطين و برداشتن موانع از پيش روي پروژه مقاومت مسلحانه بود.


 


 


 


 


سازمان آزاديبخش فلسطين پس از كنفرانس مادريد به مدت نه سال با دشمن صهيونيستي مذاكره كرد. اين مذاكرات به وسيله تشكيلاتي انجام گرفت كه اعضاي سازمان آزاديبخش آن را پديد آوردند. اين تشكيلات با دشمن همكاري امنيتي و در سال 1375 مجاهدان را دستگير و زنداني كرد. اين تشكيلات نيروهاي امنيتي فلسطين را به ديواري امنيتي براي حراست از اشغالگران و شهركهايش تبديل كرد. منشور خود را باطل ساخت. به « گوساله » صلح صهيونيستي ايمان آورد و با به رسميت شناختن دولت « اسرائيل » از 78 درصد از خاك فلسطين چشم پوشيد. اما تجاوز به ملت ما همچنان ادامه يافت. ساخت شهركها (براي سكونت مهاجران صهيونيست جديد) جاده مختلف و يهودي سازي مقدسات لحظه اي متوقف نشد. اين در حالي بود كه ميز مذاكره همچنان آباد بود! و مذاكره كنندگان از صلح همه جانبه دائمي و عادلانه داد سخن سر مي دادند!


آيا در چنين وضعيتي ما حق نداريم بپرسيم كه آيا اين عين « استدراج » نبود آيا ميز مذاكره پوشش لازم را براي اقدامات تجاوز كارانه اي كه با صلح كاملا متضاد بود فراهم نكرد آيا اين مذاكرات موانع فراواني بر سر راه تشكيل دولت فلسطيني ايجاد نكرد آيا دشمن صهيونيستي موفق نشد كه لوازم تشكيل اين دولت را با منزوي كردن ملت فلسطين و مشغول ساختن اين ملت به معماهاي مختلف و متعدد كاملا از بين ببرد.


اگر همه ما با هم بر سر اين مسئله كه دشمن از صلح فرار مي كند و خواهان آن نيست و عقيده اي هم به آن ندارد اتفاق نظر داريم و اگر متفقيم كه در تنگنا قرار دادن اين دشمن ناممكن است چرا كه آمريكا با تمام توانش در كنار اين دشمن و حامي آن است و اگر يقين داريم كه تجاوزات مستمر اين دشمن بر ما گزينه اي راهبردي برايش محسوب مي شود زيرا لازمه اجراي طرحهاي صهيونيستي اش است پس چرا همه ما اعتراف نمي كنيم كه مقاومت تنها راه حل ممكن است !!!



 

    224 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   مقاومت اسلامي 

مطالعات منطقه ای:
●   فلسطين 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:18/11/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب