باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 21 دي 1387 كاربران برخط 38 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
چيستي نوبنيادگرايي اسلامي(3)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمد صادق - جوكار

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از feirahi.com

 
 

ب- معرفت شناسي/ روشناسي نوبنيادگرايي:

معرفت شناسي/ روشناسي جريان نوبنيادگرايي برخلاف جريان اسلام انقلابي است. جريان اسلام انقلابي به عنوان شاخه از بنيادگرايي قديم با تقسيم احكام ديني به ثوابت و متغييرات و نيز با نگاهي تاريخي به برخي از احكام دين و تلقي زمينه مندي تاريخي آن، سعي مي كند با شيوه هاي تفسيري و تاويلي به روزآمد كردن بسياري از احكام با توجه به شرايط و مقتضيات زمان كنوني بپردازد و اصطلاحاً دين را «راه حلي» براي تمام مشكلات اقتصادي، سياسي و فرهنگي- اجتماعي دوران جديد مي داند. ادعايي كه از سوي بسياري از اسلامگرايان انقلابي در ايران- الجزاير و اخوان دوره ي جديد در مصر مشاهده مي شود. 67

اما جريان نوبنيادگرايي كه يوسف قرضاوي آنها را «نصوصيه ي جديد» مي نامد. ضمن رد اجتهاد در علوم ديني، تنها به نصوص- بويژه سنت- اتكا مي كنند و حتي در مورد پيشوايان ديني گذشته مذاهب چهارگانه نيز با ديد انتقادي مي نگرند. 68

در نگاه به تحولات تاريخي نيز رويكردي دوگانه دارند آنها از يكسو با نگاهي به تاريخ اوليه اسلام، تمام تحولات آن زمان و احكام مربوط به آن دوره را به عنوان احكام فرازماني براي تمام دوره ها و زمانها مي دانند كه اين امر بخصوص در مورد نگاه آنها به يهوديان و نيز در احكام و قوانين شرعي جنگ مشهود است. مثلاً آنها يهوديان امروزي را تداوم همان توطئه گران يهوديان زمان رسول الله (ص) مي دانند. اما از سوي ديگر به منظور مشروعيت بخشي يا كسب اقبال عمومي به نظرات ديني خود به صورت گزينشي به ذكر نمونه هاي تاريخي مي پردازند. 69 به عنوان نمونه آنها از توطئه صليبيون (انگلستان و فرانسه و ايتاليا) پس از جنگ جهاني اول و نيز مسلمان كشي مسيحيان اروپايي در کوزوُ بوسني سخن مي گويند اما از كمك آمريكايي صليبي به خود نوبنيادگرايان در نبرد عليه روسيه و نيز مداخله همين آمريكاي صليبي براي توقف نسل كشي صرب ها در بوسني سخني به زبان نمي آورند. از نظر معرفت شناسي، نگاه مطلق گرايانه آنها به احكام دين نه تنها همزيستي مسلمانان با غيرمسلمانان را ناممكن مي سازد بلكه تكثرهاي درون جامعه ي مسلمان را نيز نفي مي كند. در اين زمينه بيشترين تعارض را با جريان سنت گرايي ديني که به وحدت دروني اديان و كثرت گرايي معتقدند و نيز با اسلامگرايان صوفي دارند. مثلا جريان نوبنيادگرايي در آسياي مركزي بخصوص در تاجيكستان تعارضات زيادي به فرقه نقشبنديه دارد. 70 و طالبان در افغانستان و القاعده ي عراق با شيعيان دشمني دايمي دارند.

از منظر مطالعات درون ديني نيز آنها با اسلامگرايان انقلابي و سنت گرايان متفاوتند. رابطه ي خداوند با انسان در نگاه نوبنيادگرايان رابطه خالق و مخلوق است و نه حبيب و محبوب يا عاشق و معشوقِ اسلامگرايان سنتي و يا عرفاي اسلامي كه ناظر بر وجه رحماني و استحساني دين است.

از نظر نوبنيادگرايان مخلوق براي رسيدن به بهشت از خداوند پيروي مي كند. تحليل محتوايي بيانيه هاي القاعده ونامه هاي بن لادن- ملاعمر، ايمن الظواهري و زرفاوي نشان از كثرت استفاده واژه هاي مخلوق، بهشت، جهنم، عذاب دارد. مثلاً در جاي جاي بيانيه ي اعلام جهاد عليه صليبيون آمده است كه:

«جوانان ما مي دانند كه پاداش آنها در مبارزه با شما دو برابر مبارزه با ديگر مردماني است كه اهل كتاب نيستند. آنها هيچ نيتي ندارند جز اينكه با كشتن شما به بهشت بروند.»71

يا در جاي ديگر كه «جوانان، پس از مرگ به بهشت خواهند رفت». بنابراين در الهيات نوبنيادگرايي انسان و ابتكارات انسان و عشق ورزي و راز و نياز عاشفانه با خداوند جاي خود را به مناسك و عبادات و اجراي رسوم و ظاهر دين مي دهد. پس در اين شرايط است كه در افغانستان موسيقي، تئاتر و مبحث كلان هنر تعطيل مي شود، زن از جلوه جمال الهي به ابزار شيطان در وسوسه مرد بدل مي شود كه بايد در پستوي خانه پوشيده و نهان شود. بنابراين در معرفت شناسي نوبنيادگرايي ظاهر شريعت جاي باطن دين را مي گيرد و اصالت به ظاهر شريعت و اجراي آن مي دهند كه نوع روش شناسي آنها را نيز شكل مي دهد. از منظر روش شناسي، نوبنيادگرايي به متن و نص توجه مي كند كه ريشه فكري آنها به اسلام سلفي برمي گردد. مثلا شكري مصطفي رهبر تكفير و الهجره معتقد است كه:

«قرآن به زبان عربي ساده و كاملا روشن براي هر مسلماني نازل شده است و نيازي به تفسير آن نيست»72

از اين رو، وي چهار فقه اهل تسنن را به دليل اينكه تفسيرهاي انسان ساخته هستند را جاهلي مي نامد كه خود رهبران اين چهار فقه نيز به طاغوت بدل گشته اند. 73

پيش از آنها نيز سيد قطب بيان مي كرد كه: «ايدئولوژي اسلامي از آلايش و انحراف و مسخ رهايي نخواهد يافت مگر آن گاه كه هر آنچه نام فلسفه اسلامي بر آن نهاده اند و تمام مباحث علم كلام تمام آنچه ميان فرق مختلف اسلامي در طي قرون گذشته اختلاف به پا گرده است را يكبارده به دور بينداريم و پس از آن به سوي قرآن مجيد بازگرديم. 74

در دوران جديد نيز انديشه ي نوبنيادگرايي در تجربه ي حكومتي خود در طالبان و نيز در دوران كنوني، تنها به شكل ظاهري نص متون مقدس در كنشهاي خود متمركز مي شوند. چون كلام وحي و بي واسطه ي خداوند فراتر از هر گونه تفسير است و امري است مطلق در تمام زمانها كه انسانها تنها بايد همانگونه كه هست از قرآن پيروي نمايند.

 

پ- مباحث محتوايي نگاه نوبنيادگرايي:

در مباحث محتوايي نگاه نوبنيادگرايي به چند نكته پرداخته مي شود.

1- چگونگي ايفاي فريضه جهاد و شيوه هاي اقدام جهادي (عمليات هاي جان نثارانه).

2- امكان و شرايط ايجاد صلح با كفار

3- نوع رابطه با دولت هاي اسلامي

 

 پ- 1- شيوه هاي اقدام جهادي (عمليات هاي جان نثارانه):

 

1- 1- تاكيد بر جهاد تدافعي

هر چند جريان نوبنيادگرايي بسياري از مفاهيم جريان سلفي را زنده نمود اما تفاوت هايي نيز با آنها دارد. يكي از اين تفاوت ها تاكيد بر جهاد تدافعي است تا تهاجمي. به عبارت ديگر جريان نوبنيادگرايي در واكنش به هجوم آنچه آنها كفار مي خوانند به سرزمين اسلام دست به اقدام مي زند.

در ششمين بيانيه رسمي القاعده آنها مي گويند:

«اتفاقاتي كه پس از حمله به نيويورك و واشنگتن اتفاق افتاده چون كشتن آلماني ها در تونس و فرانسوي ها در كراچي، بمب گذاري در مسير سوپرتانکر فرانسوي در يمن، كشتن تفنگداران دريايي در فيلكه (كويت) و انگليسي ها و استراليايي ها در انفجارات بالي، انفجارات اخير مسكو و نيز عمليات هاي دوره اي در گوشه و کنار جهان، همگي واكنشها و عمليات متقابل به جنگ صليبيون عليه اسلام هستند.» 75

يا در بيانيه 9 ژانويه 2006 بن لادن اعلام مي كنند كه:

«من به شما مي گويم، ما چيزي براي از دست دادن نداريم، شناگر درياها را از باران نترسانيد، شما سرزمين ما را اشغال كرده، شرافت ما را پايمال نمود، نواميس ما را هتك حرمت نموده و خود عزيزان ما را ريخته ايد. اموال ما را غارت مي كنند و خانه هاي ما را خراب كرده و ما را آوارده نموده و امنيت ما را سلب كرده ايد. ما مي خواهيم همين كارها را با شما بكنيم.»76

حتي در تاكيد بر اينكه آنها داراي سمت گيري جهاد تدافعي هستند در بيانيه 30 اكتبر 2004 اعلام مي كنند كه:

«من به شما مي گويم كه خدا مي داند ما به فكر حمله به دو برج نبوديم. اما پس از مشاهده سركوب غيرقابل تحمل ائتلاف آمريكايي- اسرائيلي در لبنان و فلسطين، به آن فكر كرديم.»77

بنابراين مشاهده مي شود به زعم هستي شناسي دوگانه افكار خير و شري نوبنيادگرايي، برخلاف نگرشهاي سلفي، الزاماً، رابطه ي مخاصمه آميز را پيش بيني نمي كند، بلكه بر جهاد تدافعي تاكيد نموده و حتي در مطالب آينده بيان خواهيم كرد كه حتي شرايطي را نيز براي توقف درگيري خود با آنها مشخص مي نمايند.

 

1- 2- استراتژي توازن وحشت و عمليات در داخل خاك آمريكا و متحدانش:

بن لادن در مصاحبه با تيسر علوني استراتژي عملياتي خود را «توازن في الرعب» مي نامد و مي گويد:

«آنها ما را مي كشند و ما هم مجبوريم آنها را بكشيم تا توازن وحشت به وجود آيد. اكنون تنها زماني است كه توازن نزديكي بين ترور در هر دو طرف بين مسلمانان و آمريكائيان در دوران اخير بوجود آمده است. 78

وي سپس ادامه مي دهد كه جنگ به درون آمريكا كشيده خواهد شد و ما آنرا ادامه خواهيم داد تا پيروزي حاصل آيد. درباره ي تغيير استراتژي القاعده از حمله به منافع آمريكا در دهه 90، به حمله به خود آمريكا نشان مي دهد كه بن لادن در صدد استفاده از عامل دموكراسي در آمريكاست.

بن لادن در مصاحبه با جان ميلر بيان مي كند كه:

«مسلمانان تصميم گرفته اند كه به جاي اينكه به منافع آمريكا حمله كنند با اين كشور در سرزمين خودش مبارزه نمايند. تا مردم دولتي را انتخاب نمايند كه مي تواند مسئوليت بيشتري نسبت به آنها احساس كند و از منافع آنها حمايت كند.»79

در جاي ديگري از مصاحبه با جان ميلر مي گويد:

«من به مردم آمريكا مي گويم كه خودشان را از شر اين دولت خيانتكار نجات دهنددولت شما نماينده اسرائيلي هاست و اين امر در دولت كلينتون بسيار مشهود بود.»

 

1- 3- اقدامات جان نثارانه حتي عليه غيرنظاميان

بن لادن خطاب به مردم عراق، استفاده از عمليات جان نثارانه را مهمترين عمليات براي نابودي فعاليت هاي ايالات متحده و متحدانش مي داند. 80 بن لادن درباره ي حمله به غيرنظاميان بيان مي كند كه حمله به غيرنظاميان هم از نظر منطقي و هم شرعي اقدامي درست است. در بعد توجيه منطقي آن دو استدلال مطرح مي كند.

الف: اصل مقابله به مثل، ب: دولت نماينده مردم است و دولت ظالم نيز نماينده مردم ظالم است.

 

الف. اصل مقابله به مثل: بن لادن در اين باره با ذكر بسياري از كشتارهايي كه توسط اسرائيل و آمريكا انجام گرفته، اقدامات خود را در تلافي آنها مطرح مي كند:

«من مي گويم آيا بچه هاي ما و غيرنظاميان ما بي گناه نيستند و خون آنها مباح است؟ در موردي كه ما غيرنظاميان آنها را مي كشيم، تمام جهان از شرق و غرب فرياد مي زنند اما چه كسي هست كه بگويد خون ما خون نيست و خون آنها خون است؟ چه كسي هست كه درباره مردمي كه در طول دهه ها در سرزمين ما كشته شده اند، سخن بگويد؟ بيش از يك ميليون كودك در عراق كشته شده اند و اكنون نيز مي ميرند، پس چرا ما صداي مردمي كه اعتراض كنند و با ما همدردي نمايند را نمي شنويم؟»81

 

ب- دومين استدلالي كه بن لادن طرح مي كند تا حمله ي خود به غيرنظاميان را منطقي جلوه دهد اين است كه به نظر او دولت آمريكا نماينده مردم آمريكاست و اگر دولت آمريكا جنايتي انجام مي دهد، گناه اصلي برعهده ي مردم است كه آن دولت را برگزيده اند. سازمان القاعده در نامه اي به مردم فلسطين بيان مي كند كه:

«مردم آمريكا بدانند و مطمئن باشند كه ما ناظر اقدامات شما هستيم و علاوه بر اين نظام سياسي آمريكا از درون مردم آمريكا سربرآورده و بخشي از آنهاست و متعلق به آنهاست و همينطور ملت يهود در فلسطين. ما و شيخ اسامه قسم ياد كرده ايم به خداوند كه آمريكا و هر كسي كه در آن كشور زندگي مي كند، خواب آسايش نخواهد ديد مگر اينكه موضوع امنيت براي ما كه در فلسطين زندگي مي كنيم، به واقعيت تبديل مي شود.»82

در حقيقت بن لادن به دنبال تحريك افكار عمومي آمريكا براي جلوگيري از سياست هاي تهاجمي دولتمردانشان عليه جهان اسلام است.

بن لادن دلايل شرعي نيز براي حمله به غيرنظاميان مطرح مي كند. هر چند وي مي گويد كه به نظر عده اي كشتن بچه ها و زنان بنا به فرموده پيامبر (ص) ممنوع است اما تصريح مي كند كه اين دستور امري مطلق نيست. و به نظرات علماي گذشته چون ابن قيم و شوكاني و قرطوبي اشاره مي كند. به نظر بن لادن قرطبوي در تفسيرش مي گويد اگر كافران زن ها و بچه هاي شما را كشتند، بنابراين شما نبايد از انجام مقابله به مثل شرم كنيد؛ بخصوص براي ترساندن آنها از ارتكاب دوباره ي آن. به نظر بن لادن اين ديدگاه مذهب است و كساني كه اطلاعي از شريعت ندارند مي گويند كشتن بچه ها و زنان مشروع نيست. 83

اما منسجم تر از همه ي آنها، استدلال هاي عبدالله عظم - مرشد بن لادن- است که به تفصيل درباره توجيه فقهي حمله به غير نظاميان با استناد به احاديث و بزرگان مذاهب 4 گانه اهل سنت، بحث مي كند. به نظر وي علما عقايد متفاوتي را درباره ي موضوع كشتن يا اسير كردن بچه ها و سالخوردگان در شرايط جنگي دارند و 2 نظر عمده مطرح مي شود.

 

نظر اول: علماء در اين گروه معتقدند كه در هيچ شرايطي كشتن زنان و بچه ها، حتي اگر كفار زنان و بچه هايشان را به عنوان سپر انساني جلو مسلمين قرار دهند، مجاز نيست. فقه مالكي بر اين باور است.

 

نظر دوم: علما در اين گروه معتقدند كه ضعفا (زنان، بچه ها و سالخوردگان) در جنگ نبايد مورد هدف قرار بگيرند، مگر اينكه آنها مي جنگند يا به گونه اي با جنگجويان در آميخته اند كه براي مسلمين امكان پذير نباشد كه فقط با جنگجويان بجنگند. فقه شافعي و حنفي بر اين باور است. (عظم آداب جهاد) مثلاً ماوردي در حكام سلطانيه مي گويند:

«كشتن زنان و كودكان در جنگ تا زماني كه آنها نمي جنگند مجاز نيست چون پيامبر (ص)، كشتن آنها را ممنوع كرده است.

السرخسي نيز در المبسوط مي گويد:

«حمله به قلعه هاي مشركين به سبب وجود زنان و بچه ها و يا حتي وجود اسيران مسلمان در آنها، متوقف نمي شود.»

ابن تيميه نيز بر اين باور است كه «امت مسلمان متفقاً معتقدند كه زماني كه كفار مسلمانان را به عنوان سپر انساني به اسارت گرفته اند و اگر به آنها حمله نشود بيم شكست مسلمين مي رود، حمله مجاز مي شود ولي بايد كفار را مورد هدف قرار داد و بعضي از علماي معتقدند كه حتي اگر اعلام آتش بس نيز ضرري براي مسلمانان نداشته باشد، باز هم حمله مجاز خواهد بود. 84

به نظر مي رسد با توجه به استدلالات و اقدامات خود بن لادن و ايمن الظواهري، نوبنيادگرايان از نظريه دوم پيروي مي كنند.

 

پ- 2- امكان ايجاد و شرايط صلح با كفار آمريكايي:

نوبنيادگرايان براساس تجربه صلح حديبه از سوي پيامبر امكان صلح با كفار را ممكن مي دانند ولي معتقدند كه در شرايط زير معاهده ي صلح بي اثر مي شود:

2- 1- در شرايطي كه حتي يك وجب از خاك مسلمين در تصرف كفار باشد. چون خاك مسلمين به هيچ كس تعلق ندارد كه بتوان در مورد آن مذاكره كرد و به خدا و اسلام تعلق دارد. بنابراين تا زماني كه يهوديان در فلسطين و آمريكائيان در شبه جزيره عربستان هستند امكان صلح وجود ندارد.

2- 2- در شرايطي كه جهاد واجب عيني است امكان صلح وجود ندارد. يعني تا زماني كه دشمن در سرزمين هاي اسلام است امكان صلح وجود ندارد.

2- 3- در هر شرايطي كه مستلزم تعطيلي شريعت خداوند و يا چشم پوشي از اجراي احكام اسلامي است، معاهده صلح انجام نمي شود.

2- 4- معاهده ي صلحي كه مسلتزم تحقير مسلمين است انجام نمي پذيرد و نوبنيادگرايان براساس همين بند با تمام مذاكرات صلح اعراب و اسرائيل مخالفت مي كنند.

2- 5- معاهده اي كه با شريعت اسلام مخالف باشند مثل:

2- 5- 1- معاهده اي كه به مشركين اجازه دهد به سرزمين حرمين شرفين وارد شوند كه برخلاف حديث نبوي است كه «تمام يهوديان و مسيحيان را از سرزمين شبه جزيره ي عربي بيرون بران.

2- 5- 2- معاهده اي كه زنان مسلمان را به كفار تحويل دهد.

2- 6- معاهده ي صلحي كه به كفر اجازه مي دهد به اقدامات غيراسلامي بپردازند مثل ساختن كليسا در سرزمين اسلام يا عمليات مسيونري. 85

بن لادن شرايط توقف درگيريها با كفار را خيلي ساده مي داند. او مي گويد: «زماني كه ما تجاوز كرديم، اين وظيفه ماست كه ابتدا تجاوز را رفع كنيم و اكنون كه به ما حمله شده است، اين وظيفه ي آمريكاست كه رفع تجاوز كند. آمريكا از اين درگيري نجات پيدا نخواهد كرد مگر اينكه از سرزمين حرمين شرفين بيرون رود و به درگيري اش در فلسطين به سود اسرائيل و نيز در كل جهان اسلام پايان دهد. اگر ما اين مسئله را به هر بچه مدرسه اي آمريكايي بدهيم در دو ثانيه آنرا حل مي كند اما با اقدامات بوش، مسئله حل نخواهد شد. چون دولت آمريكا به عامل اسرائيلي ها تبديل شده است و تامين منافع اسرائيل را بر نيازهاي مردم خودش ارجحيت داده است. 86 در بيانيه ي سوم القاعده نيز شرايط زير به عنوان شرايط صلح آمده است:

«آمريكا از اين يورشها آرام نخواهد شد مگر اينكه از عراق و افغانستان عقب نشيني كند، كمك به يهوديان در فلسطين را متوقف سازد، از سرزمين حرمين شرفين خارج شود و از كمك به هندوها عليه مسلمانان در كشمير دست بردارد. 87

به هر ترتيب بن لادن كه در فتواي جهاد عليه صليبيون تصريح مي كند كه اكنون قرارداد صلح بين ما و شما باطل گشته (منظور صلح حديبه است بين پيامبر و كفار) و صلح دوباره را منوط به شرايط فوق مي كند كه شامل 4 عنوان اصلي است:

1- خارج شدن از عربستان.

2- عقب نشيني از عراق و افغانستان

3- دست برداشتن از حمايت از اسرائيل

4- دست برداشتن از توطئه عليه اسلام در كل جهان اسلام از فيليپين و اندونزي و برمه و آسام و تاجيسكتان تا افغانستان، پاكستان، اردن، عراق، سومالي، سودان، اريتره، چچن و بوسني.

 

پ- 3- نوع رابطه با دولت هاي مسلمان (با مطالعه دولت عربستان):

در مباحث هستي شناسي بيان گرديد كه آنچه در اولويت نخست نوبنيادگرايان قرار دارد ابتدا آزادي سرزمين هاي مسلمين و اجراي شريعت است و سپس برقراري دولت جهاني اسلام. بررسي نوع رابطه ي نوبنيادگرايان با مقوله دولت هاي كشورهاي مسلمان از آن جهت مهم است كه در بحث دلايل و چگونگي تكوين اين جنبش اهميت به سزايي دارند. آنچه براي نوبنيادگرايان در شرايط فعلي ارجح است. اجراي شريعت اسلام توسط اين دولتهاست و دليل مخالفت يا حمله ي آنها به اين دولت ها مسائل سياسي يا استبداد نيست كه اين امر در بحث بررسي فرضيه هاي رقيب مطرح خواهد شد.

بن لادن در گفتگو با رابرت فيسك در سال 1996 دولت هاي عربي و مسلمان را به دليل هم‌پيماني با كفار غيرمشروع مي داند و آنها را متهم به كفر مي كند كه حمله به آنها نيز مجاز است. 88

نوبنيادگرايان مبارك، قذافي و عرفات و شاه عربستان را به دليل همكاري با كفار و عدم اجراي شريعت محكوم مي نمايند. و در ميان آنها بيشترين حملات به دولت عربستان سعودي به دليل اجازه ي وورد به آمريكاي ها به سرزمين عربستان مي كند.

بن لادن حتي در فتواي خود جهاد عليه کفار صليبي و يهودي، حتي به اتهاماتي كه او را خائن به پيمان پادشاه مي داسنتند واكنش نشان مي دهد و مي گويد: «من به پادشاه خيانت نكردم ولي او به قبله‌ي ما خيانت كرد». 89 و نيز مي گويد:

«اين اشتباه بزرگي از سوي رژيم عربستان سعودي بود كه از سربازان آمريكايي دعوت كرد و آنها به سربازاني كمك مي كردند كه با مسلمانان مي جنگيدند. آنها به كمونيست هاي يمني عليه مسلمانان جنوبي كمك مي كردند و به رژيم عرفات كه عليه حماس اقدام مي كرد كمك مي كنند و علماي مسلمين را به زندان افكنده اند. 90

از سال 1991به بعد (حمله عراق به كويت) كه دوره ي دوم جريان نوبنيادگرايي شروع مي شود موضعگيريهاي اين جريان عليه دولت ها مشخص تر مي شود و دليل آنهم اين بود كه دولت هاي اسلامي مجبور به تصميم گيري در مورد بودن يا نبودن در ائتلاف به رهبري آمريكا عليه عراق در خلال اشغال كويت بودند.

در اين سال بن لادن كه به خاطر پيروزيهاي مجاهدين در افغانستان شهرتي داشت از دولت عربستان درخواست نمود كه به جاي دعوت از كفار، با مجاهدين عرب افغان از عربستان دفاع نمايد اما شاه نپذيرفت و پس از دعوت از آمريكاييها، بن لادن و تعدادي ديگر از روحانيون سعودي نيز به مخالفت با حكومت پرداختند كه حكومت نيز برخي را دستگير و برخي را وادار به سكوت نمود.

در سال 1992، 107 تن از علماي سعودي نامه اي 46 صفحه اي را تحت عنوان «اندرزنامه» به شاه فهد نوشتند كه در آن از اجازه به اقامت آمريكائي ها در عربستان و نيز فساد حاكم انتقاد شده بود و شاه را به پيروي بيشتر از شريعت و قطع ارتباط با حكومت هاي غربي فراخوانده بودند. دولت عربستان 7 تن از علماي برجسته را به جرم امضاي اين اندرزنامه بازداشت كرد. و تابعيت عربستاني بن لادن را نيز لغو كرد. 91

بن لادن نيز كميته «نصيحت و اصلاح» را بوجود آورد و نامه سرگشاده اي را در 51 صفحه سال 1995 به شاه نوشت كه در آن اولين مسئله انتقادي به عربستان اين بود كه «دستورات شما برخلاف احكامي است كه از سوي خدا نازل شده است. 92 سپس اقدام او را با ياساي چنگيز مقايسه نمود كه مجموعه قوانيني از هوس ها و تمايلات خود را به مردم داده بود تا از آن اطاعت كنند. در ادامه بن لادن به فهد گفته بود كه هر كس از احكام خداوند در قرآن و سنت سرپيچي كند، كافر است. 93

سپس با استناد به سخن ابن تيميه كه اسلام به معناي اطاعت كامل از خدامند است بيان مي كند كه «اندرزنامه اي» كه براي شما قبلا فرستاده شد. دهها اقدام غيرشرعي و منطبق بر احكام مادي و غيرالهي كه توسط دولت شما انجام گرفته بود، متذكر گرديده بود که بايد اصلاح شود. 94

در نامه سرگشاده بن لادن دومين نقد از شاه عربستان، اتحاد با كافران در مبارزه با اسلام دانسته بود و وي را متهم كرده بود كه از كمونيست هاي يمني عليه مسلمانان و از عرفات عليه حماس حمايت مي كند. به اتحاد شوروي كه دستش به خون مردم مسلمان افغانستان آلوده است 4 ميليارد دلار كمك كرده است. حتي حمايت آنها از مردم افغانستان در مقابل شوروي را ناصادقانه دانسته بود. با اين استدلال که: «چگونه حمايت خود را از مسلمانان در مقابل كمونيست ها توضيح مي دهيد در حاليكه از ديگر كمونيست ها در يمن عليه مسلمانان حمايت مي كرديد.»95

بن لادن در مراتب بعدي فساد اقتصادي و فساد سياسي را بيان مي كند كه البته منظور وي از فساد سياسي، عدم وجود دموكراسي نيست بلكه عدم وجود شوراست.

به هر ترتيب جريان نوبنيادگرايي مجموعه اي از انگاره ها را دربرمي گيرد كه مقوم رفتارها و كنشهاي آنهاست.

در قسمت نهايي اين فصل پس از بيان ويژگيهاي هستي شناسي و معرفت شناسي و روش شناسي نوبنيادگرايي به دنبال بيان اين مسئله هستيم كه چه عواملي در تكوين و تكامل اين جريان پس از دهه 90 تاثيرگذار بوده اند يا به عبارت بهتر چه عواملي سبب تولد جرياني گرديده است كه از فراز اسلامگرايان انقلابي به اسلام سلفي پل بزند و بسياري از مفاهيم آنها را براي توضيح شرايط كنوني و شكل دادن به مجموعه هاي رفتاري خاص را دوباره باز توليدنمايد. بحث اصلي اين پايان نامه بررسي اين موضوع است كه پس از بررسي فزضيه هاي رقيب چون تاثير فقر و نيز استبداد سياسي در ظهور و گسترش نوبنيادگرايي اسلامي به فرضيه ي اصلي پرداخته مي شود كه بررسي سياستهاي ايالات متحده به عنوان يك «ديگري» در نقش يك دشمن در نگاه نوبنيادگرايان است. فرضيه ي اصلي سياست هاي ايالات متحده را عامل گسترش آنها پس از دهه 90 مي داند.

 

پي نوشتها:

1. بنگريد به: اوليويه رُي، تجربه اسلام سياسي، ترجمه محسن مديرشانه چي و حسين مطيعي امين، قم: انتشارات اسلامي، 1378.

2. Olivier Roy , "Globalized Islam: The Search for a New Ummah" 2004. Intrnet<hyyp: www. freeebookonline. com Globalized Islam>

3. Olivier Roy,Neo Fundamentalism, at<http: www. findarticles. com/roy/relagion/articles7452qlb. htm>

4. Ibid,p. 2.

5. Oliver Roy. Golibalization Spurs Neo- Fundamentalism. at<http: www. soros. org/Initiatives/cep/events/roy- 20041116. summary>

6. Ibid.

7. Roy, Globalized Islam: The Search for a New Ummah. op. cit.

8. Oliver Roy,Afghanistan: Two Years After fall Of Taliban. Interveiw with Oliver Roy. Terrorism Monitor. vol. 1,issue. 6, (special issue) ,november20. 2003.

9. Barbara D. Metcalf,Traditionalist Islamic Activism: Deoband,Tablighis and Talibs. social science Reaserch concil, at<http: www. scrc. com/Metcalf/2002. htm>

10. Abdullah ‘Azzam, Defence of the Muslim Lands (Ahle Sunnah Wal Jama‘at, nd) ,Intruduction: First Obligation After Iman, Internet,<http: www. relagioscop. com/index. Chapter1. htm>

11. Method of Hizb- ut- tahrir, Main page, at<http: www. Hizb- ut- tahrir. org/difination. message. Htm>

12. Ariel Cohen, Hizb ut- Tahrir: An Emerging Threat to U. S. Interests in Central Asia, at<http: www. heritage. org/Research/RussiaandEurasia/BG1656es. Cfm>

13. Ayman al Zawahiri, “Message on Desecration of Holy Koran and the Infidel Democracy,” Internet,<http: www. osc. net/ GMP20050927550001Aug. 4, 2005>

14. Abdullah ‘Azzam, Defence of the Muslim Lands (Ahle Sunnah Wal Jama‘at, nd) ,Chapter1: First Obligation After Iman,Internet,<http: www. relagioscop. com/index. Chapter1. htm>

15. Emmanuel Sivan, Why Radical Muslims Aren't Taking Over Goverments,Middle East Review of International Affairs Volume 2, No. 2 - May 1998,p. 58- 86.

16. Oliver Roy. the search for new Umah. at<http: www colombia. edu/cup/sales/2006/index. Html>

17. بنگريد به: فصل چارچوب نظري

18. John Miller, Talking with Terror’s Banker", an ABCNews interview with Usama bin- Laden, May 28, 1998. Internet,<http: //abcnews. go. com/sections/world/dailynews/terror_980609. html>

19. Eighth Al Qaeda`Statements, Internet,<http: www. doublstandards. org/eighthstatements/30october. html

20. Roy, Globalized Islam: The Search for a New Ummah. op. cit.

21. David Zeidan, The Islamic Fundamentalist Veiw Of Life As A Perennial Battle, Middle East Review of International Affairs, Vol. 5, No. 4 (December 2001) p. p. 26- 53.

22. William Shepard, "Fundamentalism,Christian and Islamic", Religion, No 17 (1987 (p. 362)

23. سيد قطب،جاهليت قرن بيستم،ترجمه صدرالدين بلاغي،تهران: اميرکبير،1346،ص13.

24. همان،ص14.

25. سيد قطب،ويژگيهاي ايدئولوژي اسلامي،ترجمه سيد محمد خامنه اي،تهران: انتشارات بعثت،بي تا،ص31 و ص70.

26. همان،صص130- 137.

27. Usama bin- Laden, "Bin Laden’s Warning: Full Text", Full text of a recorded statement broadcast on al- Jazeera television. BBC News,South Asia, Sunday, October 7, 2001, Internet: < http: //news. bbc. co. uk/hi/english/w…th_asia/newsid_1585000/1585636. stm>

28. Tayseer Allouni, The Unreleased interview WithUsameh Bin Laden, Part3,Internet, http: //www. tbsjournal. com/Archives/Fall03/Jazeera_specia3. htm>

29. Mullaah 'Umar, Message from Mulla Umar to the Muslims of Palestine, at<http: www. forums. islamicawakening. com/showthread. php=1254>

30. First Al Qaeda`Statements, Internet,<http: www. doublstandards. org/firststatements. Html>

31. Second Al Qaeda`Statements, Internet,<http: www. doublstandards. org/secondstatements. Html>

32. Forth Al Qaeda`Statements, Internet,<http: www. doublstandards. org/forthstatements. Html>

33. Roy, Afghanistan: Two Years After fall Of Taliban, opcit.

34. Sayf Al Adl`s statements, in open source center, Internet,<http: www. osc. net/GMP2005060637100,may21,2005>

35. Usama bin- Laden, "Declaration of War Against the Americans Occupying the Land of the Two Holy Places" (1996) , Internet, <http: //www. azzzam. com/html/body_declaration. Html>

36. Mullaah 'Umar,op. cit,p. 2.

37. Forth Al Qaeda`Statements.

38. Tayseer Allouni, The Unreleased interview WithUsameh Bin Laden, Part4,Internet, http: //www. tbsjournal. com/Archives/Fall04/Jazeera_specia4. htm>

39. Audio Types From Bin Laden,december16, in Open Source Center,Internet,<http: www. osc. net/ GMP20041216000222, Dec. 16, 2004>

40. Statement From Bin Laden, december27,2004, in Open Source Center, Internet,<http: www. osc. net/ FEA20041227000762, Dec. 27, 2004>

41. Ibid.

 

42. قطب، ص 144.

43. هراير دکمجيان،جنبشهاي اسلامي در جهان عرب،ترجمه حميد احمدي،تهران: انتشارات کيهان،1366،ص1112- 121.

44. ورونيك سلس، «فراز و فرود اسلام سياسي در مصاحبه با ژيل كپل»، فصلنامه گفتگو، شماره 29 پاييز 1379، صص 146 تا 162.

45. Abdullah ‘Azzam, Defence of the Muslim Lands (Ahle Sunnah Wal Jama‘at, nd) ,Chapter2: Ruling of Fighting in Palestine And Afghanistan Internet,<http: www. relagioscop. com/index. Chapter2. htm>

46. Jamal Isma‘il "Usamah Bin- Laden: the Destruction of the Base", an Interview with Usama bin- Laden,10,June,1999. Published by The Terrorism Research Centre, Internet, <http: //www. terrorism. com/terrorism/BinLadin Transcript. Shtm>

47. Usama bin- Laden, "Declaration of War Against the Americans Occupying the Land of the Two Holy Places" (1996).

48. اندرو هي وود، درآمدي بر ايدئولوژيهاي سياسي، ترجمه محمد رفيعي قهر‌آبادي،چاپ دوم، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي امور خارجه، 1383، ص482. و

Bruce Lawrence, defenders of GOD: the fundametalist revolt against the modern age, <http: // www. religious movements. lid Virginia edu/ nrms/ fund. Htm>

49. سيد قطب، اخلاق و تربيت در اسلام، ترجمه روح ا... مازندراني،چاپ دوم،تهران: نشر قلم،1361،ص66- 69.

50. Rahimullah Yousafsai "Terror Suspect", an ABC News interview with Usama bin- Laden,December 1998,

Internet, <http: // ABCNews/printerfriend…mGLUE=true&GLUESe rvice=Arc>

51. Mullaah 'Umar,p. 1

52. see: www. AQl`ah. com/oct,4,2202/mainpage. htm

53. Al- Bayan Homepage,Internet,<http: //www. ummah. net. pk/albayan

54. Jessie, Radio Islam, "Right On!" Internet,<http: //www. radioislam. net/letters/chrtmus. Htm.>

55. Azzam Tamimi, "Jews and Muslims in Post- Israel Middle East", MSANEWS, 30,June,1999, Internet,<http: //msanews. mynet. net/Scholars/Tamimi/kitabi. Html.>

56. Ende & Steinbach, eds. , Der Islam in der Gegenwart (Munchen: C. H. Beck, 1984) , pp. 96- 98.

57. Christopher M. Blancchard. Al Qaeda: Statements and Evolving Ideology, at<http: //www. fas. org/sgp/crs/terror/index. Htm>

58. Tayseer Allouni, The Unreleased interview WithUsameh Bin Laden, Part3,Internet, http: //www. tbsjournal. com/Archives/Fall03/Jazeera_specia3. htm>

59. Blancchard,op. cit. p. 9.

60. Zeidan,op. cit. p. 32.

61. Abdullah Azzam,Jihad Liguitically And legally, http: //www. islamtoday. net/09042002/Articles Id685 Internet,

62. Abdullah ‘Azzam, Defence of the Muslim Lands (Ahle Sunnah Wal Jama‘at, nd) ,Chapter1: First Obligation After Iman,Internet,<http: www. relagioscop. com/index. Chapter1. htm>

63. Ibid,p. 8.

64. Ibid, p. 3.

65. Ibid, p. 6.

66. Abdullah ‘Azzam, Defence of the Muslim Lands (Ahle Sunnah Wal Jama‘at, nd) ,Chapter2: Ruling of Fighting in Palestine And Afghanistan Internet,<http: www. relagioscop. com/index. Chapter2. htm>

67. Bipan Chandra, Fundamentalism And Communialism,World Focus,No. 182- 183,pp. 3- 16.

68. يوسف قرضاوي، بحران هويت و بيداري اسلامي،ترجمه عبدالعزيز سليمي، سنندج: انتشار شخصي مترجم،1376،ص96.

69. Zeidan,op. cit. p. 41.

70. شهرام پازوكي. سنت‌گرايي و بنيادگرايي در كتاب خرد جاويدان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1382،ص26.

71. Usama bin- Laden, "Declaration of War Against the Americans Occupying the Land of the Two Holy Places" (1996)

72. Zeidan,op. cit. p. 45.

73. دکمجيان، پيشين ص92- 96.

74. قطب، ويژگيهاي ايدئولوژي اسلامي، پيشين،ص64.

75. Sixth Al Qaeda`Statements, Internet,<http: www. doublstandards. org/sixthstatements. Html>

76. Ninth Al Qaeda`Statements, Internet,<http: www. doublstandards. org/ninthstatements/19janury2006. html

77. Eighth Al Qaeda`Statements, Internet,<http: www. doublstandards. org/eighthstatements/30october2005. html>

78. Tayseer Allouni, Part2, op. cit. p. 9.

79. John Miller,Interveiw With Osama Bin Laden, Internet,<http: //www. pbs. org/wgbh/pages/frontline/shows/binladen/who/interview. Html>

80. Statement from Bin Laden to Iraqis People see: Internet: < http: www. osc. net/FEA20041227000762,dec27,2004>

81. Tayseer Allouni, The Unreleased interview WithUsameh Bin Laden, Part3,Internet,http: //www. tbsjournal. com/Archives/Fall03/Jazeera_specia3. htm>

82. A Letter from the Base of Jihad (Al- Qaida) to Our Ummah and Our Heroic People in Palestine. Institute for Islamic Studies and Research,17 April 2002, Article ID: 658.

83. Allouni, Part3,op. cit,p. 4.

84. Abdullah Azzam, The Islamic Ruling with Regards to Killing women, Children and Elderly in a Situation of War,Internet, http: //www. islamtoday. net/09042002/Articles Id700<

85. Abdullah ‘Azzam, Defence of the Muslim Lands (Ahle Sunnah Wal Jama‘at, nd) ,chapter3: Fard Ayn And Fard Kefaya, Internet,<http: www. relagioscop. com/index. Chapter3. htm>

86. Allouni, Part4,op. cit,p. 6.

87. Thirst Al Qaeda`Statements. p. 3.

88. Robert Fisk, “Interview With Saudi Dissid ent Bin Ladin” Independent (London) , July 10.

89. Usama bin- Laden, "Declaration of War Against the Americans Occupying the Land of the Two Holy Places" (1996)

90. Fisk, op. cit,p. 4.

91. Wahhabi mullahs, "Memorandum of Advice to King Fahd ",1992, p. 107 Internet,www. mepc. org/public_asp/journal_vol6/9906_starner. Asp>

92. Usama Bin Laden, Memorandum to king,p. 3, Internet,<http: //www. eurolegal. org/terrorism/terror107. htm>

93. Ibid,p. 9.

94. Ibid,p. 10.

95. Ibid,p. 14.

 

* ايمن اظواهري رهير سازمان بنياد گراي الجهاد در مصر که در 23 فوريه 1998 به همراه بن لادن (رهبر القاعده)، ابو ياسر طاها (رهبر جماعته الاسلاميه)، مير حمزه (جماعه العلماء پاکستان) و فضل رحمن (رهبر جنبش جهادي بنگلادش) فتواي حهاد عليه صليبيون و يهوديان را صادر کردند. به نظر برخي از محققان، مغز متفکر سازمان القاعده ايشان است.

 

    308 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسلام گرايي (77)
●   بنيادگرايي اسلامي (27)
●   جنبش های اسلامی (66)

عناوين مرتبط
●  چيستي نوبنيادگرايي اسلامي(2) 

دسته
●  

رسته :3

تاريخ ارسال:18/10/1386

تاريخ شمسی نشر:17/10/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب