باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 83 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
نياز امنيتى اسرائيل؛ دولت مستقل فلسطين
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: حسين‌ - دهشيار

منبع: روزنامه - شرق - تاريخ شمسی نشر 05/08/1384

 
 

• ساختار بين المللى


از اواخر دهه چهل كه سرگردانى ملت فلسطين و اشغال سرزمين هاى آنها آغاز گرديد، تلاش شد كه تعارضات در قالب هاى خير و شر از يك سو و توجيهات كهكشانى به تصوير كشيده شود. اين به معناى آن بود كه فضاى بين المللى كه بسترساز مناقشه شده بود به حاشيه رانده شود و الزامات بين المللى كه چنين واقعه اى را امكان پذير ساخت به طور كلى ناديده گرفته شود. تعارضات ايدئولوژيك بين دو قطب مستقر در صحنه گيتى و معادلات داخلى در كشورهاى غربى اين نگاه را قوت داد كه شرايط مناسب و علل به شدت قابل قبول براى ايجاد يك «پست ديده بانى» در منطقه كه ريشه هاى تاريخى را نيز يدك مى كشد وجود دارند. براى غرب تاسيس اسرائيل هرچند كه به لحاظ ملاحظات داخلى در اروپا و بالاخص انگلستان توجيه پذير بود اما بايد اين آگاهى وجود داشته باشد كه معادلات بين المللى آن را الزامى ساخته بود. مبارزه با كمونيسم در تمامى نقاط گيتى از چنان ضرورتى برخوردار بود كه نياز به مستحكم كردن حوزه هاى نفوذ و رسوخ ناپذير ساختن مناطق استراتژيك به وسيله دول غربى احساس مى شد. نزديك به سه قرن Out Post نبردهاى خونين كه از اواخر سده ۱۰۰۰ ميلادى حيات يافت و مركز ثقل آن خاورميانه بود آشكار ساخت كه غرب حضور ارزشى در منطقه را ضرورتى حياتى مى يابد. الزامات ارزشى از همان ابتداى نگاه هاى فراقاره اى، هويتى استراتژيك به منطقه اعطا كرد. بعد از پايان جنگ دوم، اعتبار استراتژيك منطقه، فزاينده تر گشت چرا كه از يك سو، منابع انرژى منطقه اى را اجتناب ناپذير ساخته بودند و از سويى ديگر تلاش شوروى براى ايفاى نقش در منطقه اى را ملموس كرده بود. غرب به رهبرى آمريكا به اين مسئله وقوف كافى داشت كه موقعيت استراتژيك خاورميانه حضور وسيع و همه جانبه را طلب مى كند. براساس اين ديدگاه بديهى است كه داشتن واحدهاى سياسى به شدت همراه و هم ارزش خيلى مهم بود.


هموارسازى فضاى فرهنگى براى رخنه تدريجى و در نهايت نهادينه شدن ارزش هاى غربى، تولد اسرائيل را در نزد غرب اعتبار رفتارى اعطا كرد. در كنار اين واقعيت كه حياتى تاريخى و هزارساله داشت، نياز به حفظ منابع گسترده انرژى كه موتور توسعه غرب محسوب مى شوند، تولد اسرائيل را ممكن ساخت. به موازات اين واقعيات تلاش منطقى اتحاد جماهير شوروى براى حضور در خاورميانه و تضعيف موقعيت آمريكا و غرب به طور كلى تولد اسرائيل را عقلانيت موقعيتى اعطا كرد. مردم فلسطين از سرزمين هاى خود رانده شدند چون كه الزامات نظام بين الملل آن را ضرورى يافته بود. در طول دوران جنگ سرد به لحاظ تداوم اين نكات بود كه تاسيس دولت فلسطينى امكان پذير نبود و با وجود حقانيت اخلاقى مردم فلسطين و بيان نياز به داشتن سرزمين كارى از پيش نبرد. در طول اين دوران مبارزات مسلحانه حرف اول را مى زد و لطمه به اهداف اسرائيلى و غربى در اقصى نقاط جهان، كوچكترين خللى به ناديده گيرى غرب در رابطه با ايجاد كشور فلسطين وارد نياورد. حضور ياسر عرفات در سازمان ملل و قبل از آن مبارزات چريكى سازمان آزاديبخش فلسطين با وجود اينكه آكنده از ملاحظات اخلاقى و توجيهات انسانى بودند اما در نهايت موفق به ترسيم آينده اى طلايى براى مردم آواره نگرديدند. سقوط نظام دوقطبى و تغيير فضاى بين المللى به يك باره تمامى معادلات را به هم ريخت. آنچه ده ها سال مبارزه مسلحانه قادر به انجام آن نشده بود و آنچه سال ها حضور در قله برترى اخلاقى نتوانسته بود براى فلسطينى ها رقم بزند در افق به خودنمايى پرداخت. حضور ياسر عرفات چريك پير كه سال ها مبارزه را در راه تحقق حقوق حقه ملت فلسطين وظيفه دانسته بود در كاخ سفيد در مجاورت بيل كلينتون حامى سرسخت اسرائيل و اسحاق رابين نخست وزيرى كه سال ها عليه فلسطينى ها جنگيده بود به وضوح نشان داد كه چرا مسئله فلسطين تا به حال غيرقابل حل بوده است. به دنبال مذاكرات اسلو اين ذهنيت شكل گرفت كه تاسيس كشور مستقل فلسطينى در راه است. اين نگاه حياتى واقعى يافت زمانى كه محافظه كاران حاكم در كاخ سفيد اين را سرنوشت مختومه در منطقه اعلام كردند. آمريكائيان با توجه به واقعيات بين المللى كه به شدت متفاوت از دوران جنگ سرد است تشخيص دادند كه شكل گرفتن دولت فلسطين در راستاى منافع استراتژيك است. در اين رابطه بود كه جورج دبليوبوش حضور دو كشور فلسطينى و اسرائيلى را گريزناپذير اعلام كرد و استراتژى «دو دولت» تبلور عينى يافت. محو شوروى از صحنه معادلات منطقه بستر شكل گيرى دولت فلسطينى را ممكن كرد چرا كه غرب به رهبرى آمريكا حال در شرايطى است كه توانايى مديريت دولتى هرچند در تعارض با اسرائيل در كوتاه مدت را دارا است. حضور متعدد رهبر نومحافظه كاران در منطقه و ملاقات با عباس و شارون خود گواه اين است كه ملاحظات استراتژيك هستند كه تاسيس دولت فلسطينى را الزامى ساخته اند. كمتر كسى اين تصور را مى توانست براى خود در دوران جنگ سرد ترسيم كند كه راست ترين گرايش در طيف سياسى اسرائيل، خروج از مناطق اشغالى را در راستاى تاسيس دولت مستقل فلسطينى يك ضرورت منطقى تصوير كند. اينكه چرا آريل شارون «بازترين» سياستمدار در صحنه سياسى اسرائيل و نظامى اسرائيلى كه بيشترين خشونت را بر عليه فلسطينى ها اعمال كرده است، با وجود مقاومت حزب راست گراى ليكود و برخورد خشونت آميز پايگاه اجتماعى حزب كه بسيارى از ساكنين شهرك هاى يهودى در كرانه غربى رود اردن و نوار غزه را در برمى گيرد تصميم به اقدام غيرمنتظره خروج از بخشى از سرزمين هاى اشغالى گرفت. پيش از هر چيز بايد بازتاب واقعيات حاكم بين المللى تصوير گردد. آريل شارون واگذارى نوار غزه به تشكيلات خودگردان به رهبرى عباس را عقلايى تشخيص داد چرا كه اين مهم به نيكى پذيرفته شده است كه تشكيل كشور مستقل فلسطينى در استراتژى جهانى آمريكا لازم شده است. شارون با در نظر گرفتن معادلات جهانى به تشخيص اين واقعيت نائل شد كه برخلاف دهه هاى گذشته امنيت اسرائيل تنها در سايه حضور يك دولت مستقل فلسطينى در همسايگى امكان  پذير است. به عبارت ديگر بازهاى اسرائيلى در حزب ليكود در نهايت منطق ميانه رو هاى اسرائيلى حاكم در حزب كارگر را پذيرا شدند كه كوتاه ترين راه براى تضمين امنيت اسرائيل ممكن نمودن تجلى حقوق حقه فلسطينى ها در شكل دولت مستقل فلسطينى  است. رهبران حزب كارگر از كمترين شانسى براى واگذارى شهرك ها برخوردار نبودند چرا كه در فضاى دوقطبى صحنه بين الملل چنين حركتى به راحتى سياستى «خيانت آميز» به آرمان هاى ملت اسرائيل قلمداد مى گشت. اما در بستر نظام حاكم كه عيار آن هژمونى آمريكا است، راست سياسى به رهبرى آريل شارون بدون اينكه متهم به خيانت به وسيله كليت جامعه اسرائيل شود قادر به انجام اين مهم شده است. زمانى كه رهبر آمريكا در ملاقات با رهبران اسرائيل و دولت خودگردان به رهبرى قريع و بعد از آن به رهبرى عباس صحبت از تعهد آمريكا براى اولين بار درخصوص تشكيل دولت مستقل فلسطينى كرد براى رهبران اسرائيلى بدون توجه به نگرش هاى متفاوت سياسى آنان مشخص شد كه بايد بدون در نظر گرفتن ملاحظات داخلى و بازى هاى قدرت در صحنه داخلى به سوى عقب نشينى قدم بردارند. البته چگونگى و دامنه عقب نشينى ها مى بايستى در متن مذاكرات و بده  بستان ها با طرف هاى درگير فلسطينى تعيين شود اما در ضرورت آن هيچ شكى وجود ندارد.


موقعيت و جايگاه متمايز آمريكا در صحنه بين الملل رهبران اين كشور را قادر ساخته است كه به ترسيم اولويت هاى استراتژيك متناسب با واقعيات جديد بپردازند. به همين روى است كه برخلاف انتظار جهانى، راست سياسى در آمريكا و اسرائيل ضرورت تاسيس دولت مستقل فلسطينى را ضرورى قلمداد ساخته است. همان طورى كه دغدغه هاى امنيتى تشكيل دولت اسرائيل را با وجود مخالفت هاى وسيع در كشورهاى عرب اجتناب ناپذير ساخت امروزه هم ملاحظات امنيتى تشكيل دولت مستقل فلسطينى را با وجود مخالفت هاى گسترده در بين بسيارى از محافظه كاران ارتدوكس اسرائيلى گريزناپذير ساخته است. ملاحظات انسانى و اخلاقى نتوانست سدى در برابر آوارگى هزاران فلسطينى در زمان شكل گرفتن كشور اسرائيل به وجود آورد و در عين حال اين ملاحظات اخلاقى و انسانى رهبران آمريكا و اسرائيل نيستند كه پذيرش هويت واحد فلسطينى را در شكل يك كشور مستقل ممكن ساخته اند. واقعيات حاكم بين المللى به گونه اى متجلى شده اند كه در صورت ايجاد دولت مستقل فلسطينى كمترين خطرى امنيت اسرائيل، دسترسى به منابع انرژى منطقه و تضعيف كشورهاى متحد آمريكا را تهديد نمى كند. ملاحظات استراتژيك كه برخاسته از شرايط جهانى، ماهيت الگوهاى قدرت، كيفيت ارزش هاى معتبر و تاثيرگذار بين المللى، ويژگى هاى حيات سياسى در منطقه و معادلات سياسى در داخل آمريكا است، تاسيس دولت مستقل فلسطينى را ممكن ساخته اند. ياسر عرفات و بسيارى از رهبران فلسطينى در سال ۱۹۶۴ صحبت از نابودى دولت اسرائيل و ريختن يهوديان به آب دريا كردند و به نبرد مسلحانه پرداختند. آنان در تلاش  هاى خود از حمايت اخلاقى بسيارى در صحنه جهانى و بالاخص منطقه برخوردار شدند و در گستره گيتى پشتيبانى اتحاد جماهير شوروى و كشورهاى همسو با ايدئولوژى حاكم بر سرزمين بلشويك ها را به دست آوردند، وليكن كمترين توفيقى در متبلور ساختن اهداف خود به دست نياوردند. امروزه عباس در شرايطى است كه بدون توسل به خشونت و در بستر گفت وگو با رهبران راستگراى دشمن و بدون داشتن يك پايگاه گسترده جهانى، كه عرفات به جهت اتحاد با كشورهاى كمونيستى به رهبرى شوروى از آن برخوردار بود، در مسير تحقق آرزوى ديرين ملت فلسطين است. آرزوها و آمال فرصت تجلى را در برابر دارند نه به لحاظ اينكه از نقطه نظر اخلاقى آوار گان فلسطينى در اردوگاه ها و سرزمين هاى اشغالى اين حق را دارند بلكه تا حدود زيادى به جهت اينكه فضاى بين المللى آن را با توجه به منافع استراتژيك قدرت هژمون و ملاحظات استراتژيك او بايسته يافته است.


 


• ساختار داخلى


قبايل داراى پرچم. اين تصورى است كه از بسيارى از كشورهاى عرب به ذهن متبادر مى شود. از شمالى ترين نقطه قاره آفريقا تا جنوبى ترين منطقه خليج فارس كه تعريف بسط از خاورميانه در برگيرنده آن است، بسيارى از كشورهاى عرب چيزى فراتر از تشكل قبايل متفاوت و با نگرش هاى سنتى غيرپويا نيستند. عملكرد رهبران و گروه هاى مختلف در عراق بعد از اشغال اين كشور به وسيله ائتلاف به رهبرى آمريكا به وضوح نشانگر اين واقعيت است. دولت هاى عرب در گستره خاورميانه در عصر مدرن به شدت غيرارگانيك و غيرطبيعى هستند.


مشخصه هاى ساختارى دولت هاى مدرن به مانند بوروكراسى، ارتش حرفه اى، تشكيلات قانونگذارى و شهرنشينى در تمامى كشورهاى عربى به وضوح قابل رويت هستند، اما آنچه اين دولت ها فاقد هستند همانا رابطه مبتنى بر عقلانيت مادى و عينى بين رهبران و توده ها است. در كشورهاى عرب اين رابطه مبتنى بر ارزش ها و قرائت هاى تاريخى است. اخلاق مدنى كه ويژگى متمايز دولت هاى مدرن است در جهان عرب وجود ندارد. فرهنگ مدنى كه برآمده از دوران روشنگرى است در جهان عرب كمتر به چشم مى آيد. به همين جهت است كه روابط توده ها و ساختار قدرت كاملاً براساس تفكرات قبيله اى و توجيهات حيات دوران پيشامدرن است. حال در فضاى مدرن جهانى كه دولت ها فراتر از تشكل قبيله ها هستند و ملت ها برآمدى از فهم مشترك مردم از تاريخ و هويت خود هستند، دولت هاى عرب بايد بقاى خود را تضمين كنند. در بستر چنين فضايى در منطقه خاورميانه است كه مى توان درك كرد چرا كشورهاى عرب در طول دهه هاى متمادى تلاش ضرورى و لازم را براى پايان دادن به معضل فلسطين به انجام نرساندند و موضوع فلسطين را در بطن هاله اى از توجيهات و استدلال هاى اخلاقى به تفسير كشيدند. اين دولت ها به جهت عدم داشتن پايگاه طبقاتى در جوامع خود در راستاى تداوم قدرت به ضرورت نياز به تكيه بر قدرت هاى برتر و مطرح جهانى را هميشه احساس كرده اند. جدا از اينكه اين دولت ها جبهه شرق به رهبرى شوروى را مطلوب يافتند- جمال عبدالناصر رهبر مصر، حافظ اسد رهبر سوريه و صدام حسين رهبر عراق از متمايز ترين سياستمداران اين گرايش محسوب مى شدند و يا اينكه جبهه غرب به رهبرى آمريكا را مناسب يافتند، علت نهايى و غايى تضمين بقاى حكومت بايد در نظر گرفته شود.


اين دولت ها براى كسب مشروعيتى كه به لحاظ عملكرد داخلى خود فاقد آن هستند بالاجبار مسئله فلسطين را مسيرى مطلوب براى به دست آوردن مشروعيت يافتند. رهبران عرب با توسل به قرائت هاى كهكشانى براى تعريف و تفسير موقعيت و وضعيت فلسطينى ها و شرايط غيرانسانى كه آنان با آن درگير بودند و توسل به ملى گرايى غيرمترقى و به شدت نژادگرايانه در رابطه با مقوله دولت فلسطينى تلاش كردند كه مشروعيت براى خود به دست آورند. با نگرش اخلاقى اين دولت ها به موضوع آوارگان و قطبى ساختن مسئله فلسطين به عنوان مسئله اى در تعارض با منافع غرب آنها موفق شدند كه سرمايه لازم براى توجيه حضور در قدرت در كشورهاى خود بيابند، هر چند كه اين عملكرد منجر به تشديد محروميت هاى مردم فلسطين و كم سوتر شدن اميد آنها براى تاسيس يك كشور مستقل شد. بهترين نمونه اين سياست ها را صدام حسين به معرض نمايش گذاشت. او در توجيه حمله به كويت به مسئله فلسطين تكيه كرد، هر چند كه پرواضح بود او براى تامين منافع عراق به گونه اى كه او آن را تعريف كرده است، حمله به كويت را ضرورى يافته است. حتى در منازعه با آمريكا تا قبل از حمله اين كشور به عراق در مارس ۲۰۰۲ صدام حسين مسئله فلسطين را به وضوح فراوان مورد بهره بردارى قرار داد. سقوط اتحاد جماهير شوروى و دگرگون شدن فضاى بين المللى، كشورهاى عرب را متوجه اين واقعيت غيرقابل انكار كرد كه ديگر فرصتى براى آنان وجود ندارد كه با سوار شدن بر موج اسرائيل ستيزى و اشك تمساح ريختن براى مردم فلسطين به استحكام حكومت هاى خود بپردازند. با توجه به اين نكته است كه متوجه مى شويم دولت هاى عرب به تدريج رهبران فلسطينى را متوجه اين واقعيت ساختند كه ديگر قادر نيستند به حمايت از سياست هاى آنها در رابطه با اسرائيل و موضوع فلسطين بپردازند. دولت هاى عرب توجه را متوجه دگرگونى سياست ها در داخل براى كسب مشروعيت ساختند و استفاده ابزارى از موضوع فلسطين را براى تقويت و تداوم ساختار قدرت بالاجبار به كنارى نهادند. مواجهه شدن با اين دگرگونى رفتارى و بينشى در بين رهبران عرب مخصوصاً در كشورهاى خط مقدم جبهه بود كه ياسر عرفات شعارهاى انقلابى را به كنارى گذاشت و مذاكرات رودررو و رسمى با رهبران اسرائيلى را ضرورى يافت. اسلو تجلى آغازين فرايند دور شدن دولت هاى عرب از استفاده ابزارى از موضوع فلسطين بود. خروج نيروهاى اسرائيلى و تخريب شهرك هاى يهودى نشين در نوار غزه تبلور امروزى تحول رفتارى در بين دولت هاى عربى است. با توجه به اين نكته است كه درمى يابيم چرا حتى گروه هاى خارج از تشكيلات خودگردان كه نگرش منفى ترى نسبت به حيات دولت اسرائيل دارند، مذاكره با اسرائيل را نفى نمى كنند و تصميم گرفته اند كه در فرايند انتخابات پارلمانى در سرزمين هاى تحت كنترل فلسطينيان شركت كنند. شرايط بين المللى دولت اسرائيل را به سوى پذيرش دولت مستقل فلسطينى سوق داد. چرا كه تهديد امنيتى را در اين سياست نيافته اند. شرايط بين المللى در عين حال دولت هاى عرب را متوجه ساخت كه مشروعيت ضرورى براى حضور در سرير قدرت را نمى توانند با تهييج احساسات توده هاى عرب در رابطه با مسئله فلسطين به دست آورند و بايد به منابع داخلى كسب مشروعيت توجه را معطوف گردانند. همزمانى پياده سازى اين دو سياست متمايز به وسيله اسرائيل و دولت هاى عرب كه بر اثر شرايط بين المللى ناشى شد، منجر به دگرگونى در ذهنيت رهبران و مردم سرزمين هاى اشغالى فلسطين گرديد. اين دگرگونى سبب شد كه فلسطينى ها مباحث اخلاقى را مبناى حركت خود براى تاسيس دولت مستقل قرار ندهند و از سويى ديگر به اين نكته وقوف يابند كه برخلاف نگرش گروه هاى غيرمنعطف و به شدت ايدئولوژيك در شرايط امروزى اين امكان وجود ندارد كه با تكيه بر نبرد مسلحانه به خواست هاى خود رسيد. ياسر عرفات در سال هاى پايانى اقتدار برخلاف پيشينه مبارزاتى خود با توجه به تغيير فضاى بين المللى و با درك دگرگونى در فضاى بينشى و رفتارى رهبران كشورهاى عرب، حركت به سوى نگاه غيرايدئولوژيك، غيراحساسى و گريزان از توجيهات اخلاقى براى شكل دادن به سياست هاى ضرورى را آغاز كرد. امروزه عباس به عنوان رهبر تشكيلات خودگردان اين حركت را ادامه مى دهد تا بتواند روزى را تجربه كند كه دولت مستقل فلسطينى به يك واقعيت عينى تبديل شود. كشورى مدرن با پرچم.

 

    224 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   روابط بین الملل 

مطالعات منطقه ای:
●   اسراييل 
●   فلسطين 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:05/08/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب