شرط احياي تمدن اسلامي در راه وحدت اسلامي تلاشهاي تئوريک و عملي گوناگوني صورت گرفته است.
يکي از برجسته ترين چهره هاي معاصردر راه تحقق اين هدف ، امام موسي صدر است که پس از اتمام تحصيلات حوزوي و دانشگاهي به لبنان رفت و در چارچوب استراتژي خود مبني بر گفتگو و همزيستي اديان ، در راه ساخت و تقويت وحدت اسلامي ، بنيان هاي مستحکمي را بنا گذاشت.
اکنون که در بيست و پنجمين سالگرد ربوده شدن امام موسي صدر قرار گرفته ايم و به منظور معرفي چهره هاي شاخص تفکر نوين تمدن ديني ، مقاله تحقيقي حجت الاسلام عبدالرحيم اباذري را به چاپ مي رسانيم.
نويسنده سالهاست درباره شخصيت ، آثار و منظومه فکري و عملي امام موسي صدر تحقيق مي کند و از آثار وي مي توان به کتاب «امام محرومان» اشاره کرد که تاکنون 2بار توسط انتشارات رشد به چاپ رسيده است.
در اين مقاله ، به صورت کوتاه و گذرا ، سيره عملي و تفکرات تقريبي اين مجتهد فرزانه را درباره وحدت بين مذاهب مرور مي کنيم :
روز شمار حيات
امام موسي صدر ، سال 1307 ه ش در بيت روحانيت و مرجعيت در محله عشقعلي شهر قم در يک منزل اجاره اي چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم حضرت آيت الله العظمي سيد صدرالدين صدر يکي از مراجع معظم تقليد وقت بود. خاندان شريف صدر از تبار پاک پيشواي هفتم شيعيان ، امام موسي کاظم (ع) و از سلسله سادات علوي به شمار مي آيند. اين نسل نور ، از قرون متمادي در 2سلسله صدر و شرف الدين امتداد يافت و از ميان آن ها شخصيت هاي بزرگ علمي ، سياسي ، اجتماعي پا به عرصه وجود گذاشتند که هر يک در ايران ، عراق و لبنان طلايه دار علم و دانش و جهاد و هدايت شدند. مادرش بي بي صفيه نيز از سلاله پاک پيامبر است ، چرا که او دختر عالم مجاهد مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا حسين قمي است که تبارشان با 28 واسطه به امام حسن مجتبي (ع) گره مي خورد. امام موسي صدر دوره ابتدايي و متوسطه را در دبستان حيات و دبيرستان سنايي قم به پايان رساند و در سال 1320ه ش به طور تمام وقت وارد حوزه علميه قم شد. پس از اتمام سطح متوسطه و عالي به درس خارج فقه و اصول شخصيت هاي برجسته حوزوي راه يافت و به درجه اجتهاد رسيد. او در کنار دروس حوزه ، وارد دانشگاه شد. در مهرماه 1329 در دانشکده حقوق تهران مشغول به تحصيل شد؛ در خرداد 1332 با نگارش پايان نامه اي تحت عنوان ترجمه شروط و صحت آن و با کسب نمره عالي و دريافت مدرک ليسانس حقوق اقتصادي از آن مرکز فارغ التحصيل شد. وي در کنار تحصيل در حوزه به تدريس فقه ، اصول ، فلسفه در سطح عالي همت گمارد و طلاب فاضل و پراستعدادي را شيفته حوزه درسي خود کرد که امروز اغلب آنان از شخصيت هاي بارز سياسي ، مذهبي و حوزوي به شمار مي آيند. امام موسي صدر در سال 1337 با همکاري چند تن از همفکران مجله مکتب اسلام ، اولين مجله حوزوي را بنيان نهاد. در همان سالها با همکاري آيت الله شهيد دکتر بهشتي ، نهضت مدارس ملي را در شهر قم به راه انداخت و در نهايت ، به دنبال دعوت مستمر شخصيت هاي بزرگ لبنان و مردم آن کشور از وي ، آبان ماه سال 1338 وارد اين کشور شد و اين در حالي بود که مردم لبنان به رغم داشتن تاريخ و فرهنگ غني اسلامي در اثر نفوذ استعمار فرانسه از هويت اصيل اسلامي خويش ، بيگانه و به يک ملت حقير و ضعيف تبديل شده بودند؛ به طوري که جوانان لبناني ، مسلمان بودن خود را کتمان مي کردند و براي جبران اين خلاء ، مرده هاي خود را در قبرستان هاي مسيحيان دفن مي نمودند و به گروههاي چپ و راست گرايش شديد داشتند. با يک دهه تلاش شبانه روزي و طاقت فرساي امام موسي صدر در لبنان ، تحول عظيمي از نظر فرهنگي ، ديني و سياسي در اين کشور پديد آمد. مسلمانان و شيعيان به هويت اسلامي و شيعي خود روي آوردند؛ مسلمان بودن و شيعه شدن ، مايه عزت و افتخار شد. علاوه بر مسلمانان شيعه و سني ، مسيحيان نيز شيفته و شيداي امام موسي شدند چنان که جوانان مسيحي ، هنگام ازدواج به حضورش مي شتافتند و از وي درخواست مي کردند تا عقد ازدواج آنها را، او جاري سازد و به اين نيز افتخار مي کردند. او علاوه بر اين که در جبهه لبنان و فلسطين ، شيعه ، سني و مسيحي را بر ضد دشمن مشترک ، اسرائيل غاصب ، متحد و بسيج کرد، مي رفت تا در سطح جهاني ، کشورهاي اسلامي عربي را نيز به اين مرحله از رشد، شکوفايي و بالندگي برساند که در اين مقطع ، دشمنان اسلام احساس خطر جدي کردند و در يک توطئه مشترک و حساب شده با همکاري برخي ايادي خود در منطقه ، وجود پربرکت او را از امت اسلامي گرفتند. بدين ترتيب امام موسي صدر در نهم شهريور 1357 در کشور ليبي در حالي که ميهمان قذافي بود، به طور غيرمنتظره ناپديد شد.
وحدت ميان مذاهب
بعضي تصورشان اين است که محيط لبنان در ساختار شخصيتي و افکار و انديشه هاي امام موسي صدر تاثير بسزايي داشته و معتقدند اگر او به اين کشور نمي رفت ، هرگز صاحب اين انديشه هاي ناب و کارآمد نمي شد. دراين باره ، ضمن اين که نبايد تاثير نسبي محيط را منکر شد، ولي بايد اذعان داشت اين حرف ، تصوري بيش نيست و او بحق تربيت يافته و فرزند حوزه علميه قم است ؛ شخصيت او در اين مکان مقدس شکل گرفت و به تکامل عالي خود رسيد، چنان که او از همان دوران اقامت و تحصيل در قم به موضوع وحدت امت اسلامي مي انديشيد و در محافل و مجالس علمي آن را مطرح و پيگيري مي کرد. در سال 1326 ه ش - که حدود 20 سال سن داشت - وقتي شنيد علامه بزرگوار اميني صاحب الغدير از نجف آمده و در تهران توقف دارد، فرصت را غنيمت شمارد، به حضورش شتافت و درباره مساله وحدت ميان مسلمانان با او به بحث نشست و از اين موضع در برابر استاد با تمام وجود دفاع کرد. در سال 1338 در اولين روزهاي ورود به کشور لبنان ، در يک برنامه ريزي حساب شده ، بنيان روابط دوستانه با علماي اهل سنت را در شهر صور پي ريزي کرد. با محي الدين حسن ، مفتي اهل سنت ارتباط مستمر برقرار کرد. اين ارتباط به قدري صميمي بود که مردم در اکثر مناسبات مانند عيد غدير، ماه مبارک رمضان ، ايام عاشورا و تاسوعا آن دو را در کنار هم مشاهده مي کردند و اگر کسي شناخت قبلي از آن دو نداشت ، نمي توانست تشخيص بدهد کداميک عالم شيعي و کدام رهبر سني است؟ او مي گفت : «هيچ تناقض و اختلافي ميان شيعه و سني نيست.
اينها پيروان دو مذهب از يک دين واحدند».
امام موسي صدر با اين طرز تفکر به تلاشهاي وحدت بخش خود در لبنان توسعه داد. او در تابستان 1342 ش طي مسافرت دوماهه به کشورهاي شمال آفريقا ، در يک اقدام و ابتکار عمل تاريخي توانست ارتباط مستمر و کارآمدي را بين مراکز اسلامي در کشورهاي مصر، مغرب و الجزاير با حوزه هاي علميه و مراکز مذهبي شيعه در لبنان برقرار سازد. او در خردادماه سال 1348 بلافاصله بعد از تشکيل مجلس اعلي شيعيان لبنان (روزي که به رياست اين مجلس رسيد) طي سخنراني پرشوري در حضور ميهمانان از جمله رئيس جمهور وقت آقاي شارل حلو، برنامه و خطوط کلي خود در مجلس را بر دو محور سرنوشت ساز عدم تفرقه بين مسلمانان و همکاري با همه طوايف ديني و مذهبي لبنان استوار ساخت و سپس ضمن بيانيه اي آن را از طريق روزنامه ها در سطح لبنان به طور رسمي انتشار و مورد تاکيد قرار داد. آموزگار مکتب وحدت بين اديان و مذاهب ، به سخنراني و انتشار بيانيه بسنده نکرد؛ در آذرماه همين سال ، طي ارسال نامه اي به مفتي اعظم وقت لبنان ، آقاي شيخ حسن خالد، نکات دقيق و ظريفي را درباره اين موضوع سرنوشت ساز عنوان کرد و خواستار اقدام عملي و اساسي در اين امر مهم شد.
وحدت فقهي
موضوع وحدت بين مذاهب در طول تاريخ اسلام همواره مورد توجه انديشمندان شيعه و سني بوده و هر کدام نظرات و فعاليت هايي را در اين باره از خود نشان داده اند که آنها را به چند گروه مي توان تقسيم کرد: يک گروه بر اين باورند، تنها پيروان مذاهب مي توانند در عين حفظ اصول ، فروع ، معيارها و شعارهاي مذهبي خويش ، با پيروان ساير مذاهب دست وحدت به هم فشارند و با يکديگر متحد شوند و اين ربطي به وحدت مذهب ندارد. اين نظريه از ديدگاه امام موسي صدر لازم است ، اما هيچ وقت نمي تواند کافي باشد؛ مضاعف بر اين که در مرحله عمل با يک سري موانع و مشکلاتي روبه روست که از تحقق آن مانع مي شود؛ چنانکه تجربه تاريخي اين را به ثبوت رسانده است.
گروه دوم معتقدند در موارد اختلاف ، امکان وحدت وجود ندارد. بنابراين با قطع نظر از اين موارد، بيشتر به نقاط اشتراک تکيه شود؛ در اين راستا تاکنون گامهاي بلندي از سوي فقهاي عظام برداشته شده است.
چنان که شيخ طوسي و علامه حلي ، دو کتاب خلاف و تذکره را نوشتند و در آن به جمع آوري اقوال مشترک پرداختند و امروز کتب ارزشمندي در موضوع فقه مقارن به دست پر توان انديشمندان شيعه و سني نگارش مي يابد. اين نظريه ، اگر چه در نوبه خود بسيار ارزشمند است اما بيشتر در ميان علما و فقهاي طريقين و در محافل علمي آنان مطرح است و در ميان توده ميليوني مردم ، چندان کاربردي ندارد.گروه سوم که يکي از طلايه داران آن امام موسي صدر است ، ضمن احترام به صاحبان و پيروان نظرات قبلي ، آن دو را ناکافي دانسته و تاکيد بر وحدت فقهي دارند؛ چنان که امام موسي صدر در بخشي از نامه اش به شيخ حسن خالد مي نويسد:«برج اسلامي که در پايه و اساس ، واحد است و امت اسلامي که در اعتقاد به کتاب ، مبدا و معاد يکي است ، نياز به اين دارد که در جزييات هم يکي باشد». او در بهمن ماه 1348 برابر ذيحجه 1389 در پنجمين کنفرانس سالانه مجمع بعوث اسلامي قاهره طي سخنراني مبسوطي در حضور شخصيت هاي برجسته علمي ، به همين مبنا تاکيد کرده و طرح مدوني را در توضيح آن به اجلاس تقديم کرد که مورد استقبال حاضران و شرکت کنندگان قرار گرفت و اين سبب شد که او به عضويت دايمي اين مجمع انتخاب شود. امام موسي صدر در خارج از کنفرانس نيز ضمن مصاحبه اي با مجله المصور چاپ قاهره در جواب خبرنگار، پيرامون چگونگي وحدت بين مذاهب چنين اظهار داشت : «اين موضوع بعد از دستيابي به وحدت فقهي امکان پذير است و تنها با گفتگوي خالي و مذاکره صوري رهبران مذاهب به دست نمي آيد. چون مذاهب در عمق جان پيروان خويش شکل گرفته اند و من به اين مجمع که از علماي بزرگ جهان اسلام تشکيل يافته ، در تحقق اين هدف مهم اميد دارم.
قاهره هم که در جهان اسلام از موقعيت مناسبي برخوردار است ، در تحقق اين هدف نقش موثري مي تواند داشته باشد». امام موسي صدر با تمام وجود به وحدت فقهي اعتقاد و اصرار داشت و در هر محفل علمي که فرصت مي يافت از آن دفاع مي کرد. در سال بعد، پس از شرکت در ششمين کنگره مجمع بعوث اسلامي در قاهره و ديدار با نيروهاي نظامي در کانال سوئز و جبهه جنگ مصر، ضمن تاکيد بر اهميت جهاد بر ضد اسرائيل غاصب به موضوع وحدت امت اسلامي و بخصوص وحدت شعائر ديني و نقش تعيين کننده آن اهتمام ورزيد. همين طور سال 1352 ش به مناسبت شرکت در هفتمين کنفرانس سالانه شناخت انديشه اسلامي در الجزاير طي مصاحبه اي با مجله المجاهد براي چندمين بار به وحدت فقهي تاکيد کرد. البته منظور فقيه توانمند از وحدت فقهي اين نبود که اختلاف نظري در بين علماي مذاهب نباشد و همه در احکام و مسائل شرعي يک فتواي مشترک داشته باشند ، بلکه او با استناد به حديث مشهوري از پيامبر(ص) «اختلاف امتي رحمه» ، اختلاف نظر ميان انديشمندان اسلامي را يک امر ضروري و حياتي تلقي مي کرد و اعتقاد داشت اختلاف فوق منشا سير تکاملي فقه و پويايي اجتهاد و تحرک مجتهد خواهد شد، لکن او مي گفت تا زماني که اختلاف بينش ها به عنوان يک نظريه علمي و در مرحله تئوري مطرح است ، همواره مخزن خير و برکت و رشد و پويايي خواهد شد، اما وقتي تبديل به فتوا براي عمل و يا تبديل به شعائر ديني در جامعه شد، ناخودآگاه پراکندگي فتوا و شعار، منجر به چند دستگي پيروان صاحب فتوا خواهد شد. بنابراين ، بايد همه اين فتاوا و نظرات به يک فتوا و شعار واحد منتهي بشود تا سبب اختلاف بين صفوف امت نشود. او به عنوان نمونه ، مناسک حج ، اذان ، اعياد اسلامي ، حلول ماه رمضان و شوال را مطرح مي کرد و مي گفت : مثلا مي توان اين پيشنهاد را بررسي کرد که در رويت هلال به طرق نوين علمي و تعيين زاويه ديد هلال در افق تکيه کنيم و روز عيد را با دقت علمي مشخص کنيم ، تا همه مسلمانان در يک روز عيد داشته باشند و در بسياري دشواري ها صرفه جويي شود و از لحاظ تعطيل و ديد و بازديد، دشواري هاي ناشي از تعدد روزهاي عيد را نداشته باشيم و نيز مي توان شکلي از اذان را که براي همگان مورد قبول باشد، بررسي نمود.
اهميت وحدت فقهي
امام موسي صدر براي نخستين بار اين موضوع مهم را در تاريخ 27رجب 1389(روز عيد مبعث) در ضمن نامه اي خطاب به يکي از رهبران برادران اهل سنت مطرح کرد که از آن تاريخ حدود 36سال سپري شده است و امروز که در اثر پيشرفت سريع علم ، صنعت ، فناوري و ارتباطات رايانه اي ، کره زمين با همه وسعتش به يک دهکده کوچک تبديل شده است و بخصوص جهان اسلام به منزله دهکده کوچکتر جلوه نموده است ، بيش از پيش ضرورت عملي شدن وحدت فقهي با تمام وجود احساس مي شود. در دنيايي که استکبار جهاني به سرکردگي امريکا هر روز به بهانه هاي واهي عربده اسلام ستيزي سر مي دهد و هر دم يکي از کشورهاي اسلامي عربي را مورد تعدي و تجاوز قرار مي دهد، عاقلانه نيست که از کوچه پس کوچه ها و خيابان هاي اين دهکده اسلامي ، صداهاي متفاوت و شعارهاي متضاد به گوش برسد و به چشم آيد و اگر چنين باشد، زمينه را براي سياست و ترفند تفرقه بينداز و حکومت کن به گونه مدرن و پيشرفته مهيا خواهد کرد. البته تحقق اين مهم نياز به تدبير ، انديشه و همت والاي فقهاي بزرگ و انديشمندان دردمند جهان اسلام دارد و به اين آساني ميسر نمي شود، چنانکه امام موسي صدر به اين حقيقت توجه داشت و در بخش ديگر نامه اين چنين مي نويسد: «با اين حال ، وصول به اين هدفها به بررسي هاي دقيق و تعيين مسووليت ها و ايجاد هماهنگي کوشش هاي همه فرزندان اين کشور، در ميان خود و در ميان مسوولان کشور و نيز با کشورهاي عربي و نيز به بسيج نيروهاي همه مسلمانان جهان و صاحبان وجدان هاي بيدار و نيات خير در همه مکانها نيازمند است و به خاطر مشارکت واقعي در اين وظايف ، يعني بذل آنچه در توان داريم ، بر ماست که براي تحقق اين امور، برنامه ها و شيوه هاي اجرايي آن را مشترکا بررسي کنيم تا هماهنگي در فعاليت ها و شدت يافتن آن آسان گردد». از شخصيت ها و فقهاي سرشناس شيعه ، کسان ديگري نيز در اين باب به وحدت فقهي گرايش داشتند، از آن جمله ، فقيه سترگ حضرت آيت الله العظمي بروجردي را مي توان نام برد. به نظر مي رسد ايشان هم به نوعي به همين وحدت فقهي عنايت و سرمايه گذاري مي کرد، چنان که هنگام تدريس ضمن توصيه به پرهيز از طرح مساله خلافت مي فرمود: ما با محوريت اهل بيت (ع) که دليل آن حديث ثقلين است و از طرق فريقين با سلسله سند صحيح نقل شده و همه مذاهب آن را قبول دارند ، مي توانيم در بسياري از احکام ، شعاير اسلامي و فتاوا با اهل سنت به وحدت برسيم.
به همين دليل ، در سالي که ملک سعود ، پادشاه وقت عربستان سعودي ، هنگام ديدار از ايران ، قرآن و پرده کعبه را به عنوان هديه به محضر آيت الله بروجردي فرستاد، ايشان در ضمن نامه تشکرآميز، حديث مفصلي از امام صادق (ع) که شامل 400حکم مربوط به مناسک حج بود، براي وي فرستادند. اين حديث از طرق اهل سنت نقل شده و در کتب صحاح سته و غير آن آمده است.
هدف آيت الله بروجردي اين بود که مي خواست به پادشاه عربستان و ساير رجال ديني و مذهبي جهان اسلام بفهماند که مي توان مراسم کنگره بزرگ حج و غير آن را طبق روايات و مباني مشترک و موردقبول شيعه و سني به طور يکسان و همسو برگزار کرد و از اين تجليگاه توحيد، بيشترين بهره برداري را به سود جهان اسلام انجام داد و اين همان نهال وحدت فقهي است که امام موسي صدر در پي رشد و شکوفايي آن بود. به اميد آن که در آينده نزديک شاهد حضور پرنشاط امام موسي صدر در عرصه بازگشت به هويت اسلامي و مبارزه با استکبار جهاني باشيم و حديث وحدت فقهي را از زبان گوياي خودش به جان و دل بسپاريم.