باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 21 دي 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تهاجم فرهنگي از ديدگاه رهبر فرزانه انقلاب
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مهدي - جمشيدي

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

بدون شك، يكي از دغدغه هاي ديرينه و مهم مقام معظم رهبري كه همواره مورد تأكيد و توجه ايشان بوده، مقوله تهاجم فرهنگي است. با وجود بحث هاي گوناگون درباره تهاجم فرهنگي و هويت و زمينه ها و مصاديق آن، بايد اعتراف كنيم كه هنوز آراءخالص و شفاف مقام معظم رهبري در اين باره، مهجور و متروك مانده است و نسل جوان، شناخت دقيق و روشني از اين واقعيت اجتماعي ندارند. اگرچه مقام معظم رهبري اخيرا بحث ناتوي فرهنگي را مطرح فرموده اند كه بحث تهاجم را نيز دردل خود دارد. از اين رو، در اين مقاله به تبيين معنا و مفهوم حقيقي تهاجم فرهنگي از ديدگاه مقام معظم رهبري مي پردازيم تا پس از ايجاد معرفت جمعي نسبت به آن، حساسيت جمعي و عزم جمعي براي مقابله با اين پروژه تهديدكننده شكل گيرد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:مفهوم فرهنگ

منطقي است كه در ابتدا، اساسا تعريفي از فرهنگ ارايه كنيم. فرهنگ چيست و شامل چه عناصر و درون مايه هايي است؟

«فرهنگ به معناي خاص براي يك ملت عبارت از ذهنيات و انديشه ها و ايمان ها و باورها و سنت ها و آداب و ذخيره هاي فكري و ذهني است.»(1)

 

اهميت فرهنگ

پس از اين، بايد روشن شود كه فرهنگ به چه ميزان از اهميت برخوردار است؟ آيا فرهنگ مسئله اي حاشيه اي و جنبي است يا مسئله اي تعيين كننده و بنيادي؟ از منظر مقام معظم رهبري، فرهنگ مقوله منحصر به فرد در زندگي اجتماعي است كه تأثيري فراگير و كلي از خود به جا مي گذارد:

«بنده اصرار دارم كه در محافل تصميم گيري نظام جمهوري اسلامي، يك مقوله مورد توجه قراربگيرد و آن مقوله فرهنگ است. .... به نظر ما مقوله فرهنگ از نظر تأثيرش در آينده يك ملت و يك كشور، با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست. اهميت مقوله فرهنگ از اينجاست. لذا هر آنچه كه موجب دغدغه انسان نسبت به آينده كشور و اهداف و آرمان هاي آن مي شود، همين ها موجب دغدغه در مسايل فرهنگي هم مي شود.»(2)

اهميت و نقش آفريني فرهنگ آن چنان گسترده و پردامنه است كه بر ساير نهادها و تصميم سازي هاي آن ها نيز سايه مي افكند:

«فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصميم هاي كلان كشور، حتي تصميم هاي اقتصادي، سياسي، مديريتي و يا در توليد نقش دارد. وقتي ما مي خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازي كنيم، در واقع با اين كار داريم فرهنگي را ترويج مي كنيم، يا توليد مي كنيم يا اشاعه مي دهيم.»(3)

 

رويكرد تهاجم فرهنگي دشمن

به دليل همين ارزش و اهميت فرهنگ است كه دشمنان انقلاب اسلامي، از تهاجم نظامي به تهاجم فرهنگي روي آورده اند و سال هاست تلاش مي كنند تا از طريق فعاليت ها و برنامه هاي تخريبي به فرهنگ ضربه بزنند. در اينجا، بايد به اين مسئله پرداخت كه تهاجم فرهنگي چيست؟ تهاجم فرهنگي از نظر ايشان داراي شاخه ها و شعب گوناگوني است.

موضوع احساس حقارت ملي و عدم خودباوري و دنباله روي از غرب، يكي از شاخه هاي مورد تأكيد ايشان در بحث تهاجم فرهنگي است:

«تهاجم فرهنگي بزرگ تر اين است كه اين ها ]غربي ها[ در طول سال هاي متمادي به مغز ايراني و باور ايراني تزريق كردند كه تو نمي تواني، بايد دنباله رو غرب و اروپا باشي. نمي گذارند خودمان را باور كنيم. الان شما اگر در علوم انساني، در علوم طبيعي، در فيزيك و در رياضي و غيره يك نظريه علمي داشته باشيد، چنانچه برخلاف نظريات رايج و نوشته شده دنيا باشد، عده اي مي ايستند و مي گويند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظريه فلاني است به حرف شما در روان شناسي، مخالف با نظريه فلاني است.» (4)

 

فقر علمي عامل خودباختگي

فقر علمي يك جامعه، عاملي است كه پيامدهاي منفي اجتماعي و فرهنگي ديگري را نيز به دنبال مي آورد، نه اين كه تنها در قلمرو معضلات و دشواري هاي علمي محدود بماند:

«وقتي علم نباشد، صنعت نيست. وقتي صنعت نباشد، بسياري از ثروت هاي جامعه كشف نمي شود. وقتي صنعت نباشد، همه موجودي براي به دست آوردن صنعت روز خرج مي شود؛ دنباله روي از بيگانه و گرفتن ناگزير فرهنگ بيگانه و تبعيت ناگزير از سياست هاي بيگانه هم به دنبالش پديد مي آيد. همه اين ها ناشي از بي علمي است.» (5)

در واقع، پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيك غرب، برخي را در برابر كليت تمدن غرب، خاضع و خاموش مي كند و آن ها را به سوي پيروي مطلق از تمام شئون غرب سوق مي دهد:

«عده اي فكر مي كنند چون غربي ها از لحاظ علمي بر ما برتري دارند، پس ما بايد فرهنگ و عقايد و آداب معاشرت و آداب زندگي و روابط اجتماعي و سياسي مان را از آن ها بگيريم؛ اين اشتباه است... اروپايي ها كارهاي غلط و خطا و رفتارهاي زشت، الي ماشاءالله دارند. چرا بايد اين كارها را از آن ها ياد بگيريم؟»(6)

 

ترويج مفاسد اخلاقي

شاخه ديگر از تهاجم فرهنگي كه اهميت وصف ناپذير دارد، مربوط به ترويج لاابالي گري جنسي و بي بندوباري اخلاقي و سست كردن پاي بندي افراد به عقايد و ارزش هاي ديني است:

«بنده بارها گفته بودم كه دشمنان ملت ايران، بيش از آنچه به توپ و تفنگ و اين چيزها احتياج داشته باشند، به اشاعه بنيان هاي فرهنگي فاسدساز نياز دارند. در خبرها خواندم كه يكي از مسئولان يك مركز مهم سياسي در امريكا گفته به جاي انداختن بمب، دامن هاي كوتاه برايشان بفرستيد! راست مي گويد؛ اگر براي كشوري شهوات جنسي و آميزش بي رويه زن و مرد و دختر و پسر را ترويج كردند و جوان را به راه هايي كشاندند كه غريزه او هم به طور طبيعي متمايل به آن است، ديگر احتياج به استفاده از توپ و تفنگ عليه يك ملت نيست. فساد، يك ملت را به خودي خود، ضايع و باطل مي كند و آينده او را تباه مي سازد.»(7)

 

مقابله با ايمان ديني مردم

ايشان در جاي ديگري، تصريح مي كنند كه دشمن، ايمان ديني مردم را نشانه گرفته و قصد ريشه كن كردن آن را دارد:

الان بين اين جامعه، اين نظام، متفكران اين نظام، فعالان اين نظام در رده هاي مختلف... از يك طرف، با يك طرف ديگر؛ كساني كه مي خواهند ريشه اين ايمان را از اين خاك مقدس و از اين دل هاي پاك در بياورند... دنبال اينند كه فكر توحيدي را، فكر ولايت را، محبت اهل بيت را، محبت به قرآن را، تعصب و غيرت نسبت به مباني ديني و اعتقاد به مبارزه با ظلم را، اعتقاد به قبح و زشتي ظلم پذيري را از دل اين مردم با انواع حيله ها بيرون بكشند.»(8)

جدا كردن نسل سوم از انقلاب

البته دشمن، بيش از هر قشري، قشر جوان كشور را درنظر گرفته و تلاش دارد تا نسل سوم را از انقلاب جدا كند و در گرداب انحطاط اخلاقي و اعتقادي قرار بدهد:

«آقايان! نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله دشمن است، ما بايد نگذاريم. ما بايد نسل جوان را حفظ كنيم كه اگر جنگ بود، دفاع كند؛ اگر حادثه اي در داخل بود، حضور پيدا كند... روي اين نسل جوان كه مايه تكيه و اميد انقلاب است، دارد به تدريج با شكل ها و شيوه هاي گوناگون كار مي شود. اين تلاش ها بيشتر فرهنگي است... آنچه بيش از همه خطرناك است، ذهن و فكر و روحيه جوان است. اين را بايد دريافت.»(9)

 

تفاوت تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي

مفهوم تهاجم فرهنگي، ممكن است دچار تداخل معنايي با برخي مفاهيم مشابه شود. به عنوان مثال، شايد بعضي بپندارند كه تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي تفاوتي ندارد، در حالي كه اين گونه نيست.

اولا در تهاجم فرهنگي، بنيان هاي فرهنگي جامعه از بين مي روند، ولي در تبادل فرهنگي، فرهنگ خودي، تقويت و غني مي شود:

«تهاجم فرهنگي اين است كه يك مجموعه- سياسي يا اقتصادي- براي مقاصد سياسي خود و براي اسيركردن يك ملت، به بنيان هاي فرهنگي آن ملت هجوم مي برد. چنين مجموعه اي هم چيزهاي تازه اي را وارد آن كشور و آن ملت مي كند؛ اما به زور؛ اما به قصد جايگزين كردن آنها با فرهنگ و باورهاي ملي. اين اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگي، هدف، باروركردن فرهنگ ملي و كامل كردن آن است.»(10)

ثانيا در تهاجم فرهنگي، بخش هاي نامطلوب فرهنگ كشور مهاجم انتقال مي يابد ولي در تبادل فرهنگي، هدف عبارت است از مبادله و انتقال برجستگي ها و ايده آل هاي فرهنگي.(11)

ثالثا در تهاجم فرهنگي، قدرت و زورگويي و حيله گري كشور مهاجم، تعيين كننده است، اما تبادل فرهنگي به اختيار و اراده ماست و ما آزادانه انتخاب مي كنيم.(12)

 

پي نوشت ها:

1-بيانات در ديدار علما و روحانيون تبريز، .1372.5.5

2-بيانات در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، .1379.9.19

3-بيانات در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، .1381.9.26

4-بيانات در ديدار دانشجويان دانشگاه هاي استان همدان، .1383.4.17

5-بيانات در ديدار دانشجويان،

.1383.8.10

6-بيانات در ديدار دانشجويان دانشگاه هاي استان همدان، .1383.4.17

7-بيانات در ديدار رؤساي دانشگاه ها، .1383.10.17

8-بيانات در ديدار با مداحان،

.1386.4.21

9-حديث ولايت، ج 8، ص .24

10، 11و 12 بيانات در ديدار مسئولان آموزش و پرورش، .1371.5.21

 

    460 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:25/09/1386

تاريخ شمسی نشر:24/09/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب