باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 21 دي 1387 كاربران برخط 28 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
عشق حرفي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: جعفر - نكونام

ارسال كننده: جعفر نكونام

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از http://asheqi.parsiblog.com

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://asheqi.parsiblog.com/348098.htm

 
 
بسياري را مي بينم كه نمازشان را به طور مرتب نمي خوانند يا هر وقت برسند، نماز مي خوانند. اگر برايشان كاري پيش بيايد يا نماز را ترك مي كنند و يا اول كار را انجام مي دهند و بعد نمازشان را مي خوانند. بسياري از كهنسال ها را ديده ام كه در سن كهولت ديگر نماز نمي خوانند و اين در حالي بوده است كه مي گفتند: پيش تر نمازشان ترك نمي شد. حتي جمعه و جماعت آنان هم پيوسته برقرار بود. من وقتي اين حالت را در مردم مي بينم، خيلي اندوه گين مي شوم و بر خود مي ترسم. مي گويم: نكند، روزي من هم اين طوري بشوم. بعد از عمري عبادت و خدا خدا كردن كافر و بي نماز از دنيا بروم. خدايا عاقبت ما را ختم به خير كن و لحظه اي ما را از نماز و راز و نياز با خود محروم مسازد. خدايا ما را مسلمان بميران:
أَنْتَ وَلِيّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني بِالصَّالِحينَ (سوره يوسف، آيه 101): تو معشوق مني در دنيا و آخرت. مرا در حالي بميران كه تسليم تو بوده باشم و مرا به شايستگان ملحق كن.
به هر حال، اغلب كساني كه مي گويند، ما خدا را دوست داريم، به حرف است و به ظاهر؛ نه به قلب و باطن. خداوند در توصيف آنان مي فرمايد:
ومن الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمان به وان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا والآخرة ذلک هو الخسران المبين(سوره حج،11)؛ و برخي از مردم هستند كه خدا را از روي حرف مي پرستند؛ لذا هرگاه نعمتي به آنان برسد، به آن دل مي بندند و هرگاه نقمتي به آنان برسد، عوض مي شوند (و در هر حال از خدا روي مي گردانند) و در دنيا و آخرت زيانكار مي شوند و اين زياني آشكار است.
 
1. پشت پا زدن به خدا با روي آوردن دنيا
بسيار ديده مي شود كه برخي وقتي به ثروت و قدرتي دنيوي مي رسند، تقيدشان به مذهب كم مي شود و كم كم از بين مي رود. ديگر باور نمي كنيم كه آنان همان مذهبي و مسجدي سابق بوده‏اند. به تعبير قرآن:
إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ(سوره زمر، آيه8)؛ هرگاه خداوند به او نعمتي بدهد، خدا را فراموش مي كند.
 
2. پشت پا زدن به خدا با پشت كردن دنيا
گاهي هم مشاهده مي شود، برخي وقتي با ناملايماتي مواجه مي شوند، تقصير را به گردن خدا مي گذارند و به خدا اعتراض مي كنند. براي مثال وقتي در كنكور قبول نمي شوند يا در بازار ورشكسته مي شوند، به خدا اعتراض مي كنند كه چرا در كنكور قبولم نكردي و چرا مرا ورشكسته كردي. من هم ديگر نماز نمي خوانم. اينان خدا را براي خود و دنيا مي خواهند؛ نه خود و دنيا را براي خدا و لذا عشق و ايمانشان از لقلقه زبان تجاوز نمي كند و به محض از دست دادن دنيا خدا را رها مي كنند. به تعبير قرآن:
إِنَّا إِذا أَذَقْنَا اْلإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَإِنَّ اْلإِنْسانَ كَفُورٌ (سوره شوري، آيه48)؛ هرگاه رحمتي از خود به او بچشنانيم، شادمان مي شود؛ اما هرگاه بر اثر كارهايش به او بدي برسد، ناسپاس مي شود.
 
3. علت اين پشت پا زدن ها به عشق به خدا
من تلقي ام اين است كه اين دسته از مذهبي ها ايمان و عشق ريشه داري به خدا نداشتند كه در چنين موقعيت هايي به مذهب و آداب آن پشت مي كنند. در مقابل ما بسياري را هم مشاهده كرده ايم كه در بستر بيماري و مرگ هم نماز و ذكر خدايشان ترك نمي شد. همه به خاطر دارند كه حضرت امام خميني(ره) زير سٍرُم هم نمازشان را با تمام آدابش مي خواند.
بايد عبادت خدا و عشق به او حرفي نباشد؛ بلكه قلبي باشد. بايد به ياد خدا قلب بلرزد و اشك بريزد. بايد مست خدا شد. بايد شراب طهور عشق الهي را با قلب نوشيد. از رهگذر چنين عشقي است كه ما خدا را به خاطر خوبي هاي خودش عبادت خواهيم كرد و هيچ چشم داشتي به نعمت هايش نداريم. نه نعمت هاي دنيوي و نه حتي نعمت هاي اخروي. از نقمت ها و ناملايمات نيز ناراحت نمي شويم. گوييم: هرچه از دوست رسد، نيكوست. اگر عشق قلبي باشد، نه حرفي، عاشق نقمت را نيز لطف خدا مي داند. به قول شاعر:
چو جام عاشقش بشكست ليلي / به مجنون ياوه مي گفتند خيلي
بدانها گفت مجنون از سر خشم / كه از ليلي نگردانم به سر چشم
اگر با ديگرانش بود ميلي / چرا جام مرا بشكست ليلي
انسان عاشق به هرچه از خدا رسد، راضي است. به قول بابا طاهر:
يكي درد و يكي درمان پسندد/ يكي وصل و يكي هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران/ پسندم آنچه را جانان پسندد
مسلم يعني تسليم خدا بودن و كسي كه تسليم خداست، از ناملايمات اندوهي به خود راه نمي دهد. به تعبير قرآن:
بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (سوره بقره، آيه112)؛ آري! هركه خود را تسليم خدا كرد و با اين حال كار نيكو كرد، نزد پروردگارش پاداش دارد و هيچ خوفي ندارد و هيچ اندوهي در او راه نمي يابد.
عشقي كه ما را به رضا و تسليم نرساند، عشقي حرفي است و لقلقه زبان. عشق اگر بخواهد از زبان به قلب برسد، بايد قلب بلرزد و اشك بيايد. شايد اغراق نباشد، اگر گوييم: عبادت بي اشك عبادت نيست. لقلقه زبان است.
 

    337 بازديد     5 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   عرفان (182)
●   عشق (71)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/09/1386

تاريخ شمسی نشر:15/09/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب