ب: تركيه
"شأن و حيثيت تزار روس در راه بيزانس قرار دارد." اين جمله «نيكلاى تزار روسى» كه در سال ۱۸۲۵ جانشين الكساندر شده بود، مضامينى همانند وصيتنامه «پتر كبير» در تصرف سرزمين ايرانيان و دسترسى به آب هاى گرم خليج فارس را براى ترك ها داشت.
تزار روس با ترسيم چنين استراتژى اى اعتبار خاندان «رومانف» را در تهاجم به شرق و تصرف سرزمين هايى دانست كه در قلمرو امپراتورى عثمانى قرار داشت. سه سال بعد جنگ سختى ميان روس ها و ترك ها آغاز شد كه پايان آن به تخليه بخش هاى بزرگى از اروپاى شرقى، سواحل درياى سياه و قسمت هايى از قفقاز از نيروهاى ترك انجاميد. «پاسكوويچ» كه سرمست از پيروزى هاى خيره كننده عليه ايرانيان بود در جنگ بر ضد عثمانى ها نيز فرماندهى روس ها را به عهده گرفت. وى پس از تصرف ارزروم قصد اشغال استانبول از راه «سيواس» را كرد. امپراتور تضعيف شده عثمانى كه از انديشه هاى جاه طلبانه فرمانده روسى به شدت بيمناك شده بود بى درنگ معاهده و صلح تحميلى روس ها را پذيرفت و اين البته آغازى بر فروپاشى امپراتورى بزرگ عثمانى بود. هر چند نزديك به دو قرن از آن سال ها مى گذرد و ترك ها و روس ها پس از پشت سر گذاشتن تاريخى پرفراز و نشيب قصد از سرگيرى فصل تازه اى از مناسبات را دارند اما مردم تركيه هرگز جنايت هاى روس ها عليه كشورشان را فراموش نمى كنند.
تيتر درشت روزنامه پر شمارگان و تاثيرگذار «آكشام» پس از سفر رئيس جمهورى روسيه به تركيه تحت عنوان «دشمنان قديمى دوستان خوبى شده اند!»، مويد اين نكته است كه افكار عمومى ترك ها هنوز تنفر عميقى از سياست هاى تجاوزكارانه تزارها در سده هاى گذشته دارند. از چند ماه پيش زمزمه سفر عالى ترين مقام روس پس از پنج قرن به تركيه مطرح شد و اوايل ماه سپتامبر «ولاديمير پوتين» در استراحتگاه خود در سواحل درياى سياه آماده پرواز به آنكارا بود كه خونين ترين حادثه گروگانگيرى تاريخ روسيه در مدرسه اى واقع در شهر بسلان اوستياى شمالى رخ داد. اين موضوع موجب شد تا پوتين با لغو سفرش به تركيه به سرعت خود را به مسكو رسانده و خود فرماندهى عمليات نجات گروگان ها را به عهده گيرد. سرانجام پس از گذشت سه ماه از اين حادثه رئيس جمهورى روسيه به دعوت همتاى ترك خود وارد تركيه شد. او پس از شليك ۲۱ گلوله توپ در ضيافت شام احمد نجدت سزر شركت كرد. در حالى كه سه هزار پليس امنيت جان وى را به عهده گرفته بودند بيش از دو هزار نفر در استانبول با ريختن به خيابان ها فرياد كشيدند «پوتين قاتل را از كشور اخراج كنيد.» چند روز پيش از اين سفر تاريخى نيز نيروهاى امنيتى تركيه ۱۲ نفر از چچنى هاى شورشى را در استانبول و آنكارا دستگير كردند.
با در نظر گرفتن فروپاشى جماهير شوروى در سال ۱۹۹۱ و در ارزيابى روابط جمهورى هاى فدراتيو روسيه و تركيه هيچ سالى به اندازه سال ۱۹۹۵ پر تنش در روابط مسكو و آنكارا نبوده است. سفرهاى پى درپى مقام هاى تركيه به جمهورى هاى ترك زبان آسياى مركزى و قفقاز و به تبع آن برگزارى سومين نشست سران جمهورى هاى آذربايجان، تركمنستان، قرقيزستان و ازبكستان به همراه تركيه و تحت عنوان نشست كشورهاى ترك زبان در قرقيزستان موجب حساسيت هايى در مسكو شد. اظهارات تند رهبران وقت تركيه عليه دولت روسيه بر شدت اين حساسيت ها افزود و اين اقدام آنكارا تلاشى براى ترويج انديشه هاى پان تركيسم در منطقه آسياى مركزى و قفقاز تلقى شد. «بوريس يلتسين» كه اندكى بر بحران هاى سياسى و اقتصادى ناشى از فروپاشى كمونيسم فائق آمده بود در پاسخ به نشست ترك زبانان در بيشكك، پارلمان در تبعيد كردهاى تركيه در مسكو را تشكيل داد. اين امر موجب احضار سفير روسيه به وزارت خارجه تركيه شد و روابط دو كشور تيره تر شد. پيش از آن نيز روس ها به شركت تركيه در قراردادهاى نفتى غرب با جمهورى آذربايجان، تنظيم و اجراى اساسنامه چگونگى عبور كشتى هاى تجارى از تنگه بسفر و داردانل، حمايت اين كشور از شورشيان چچنى و اصرار و فشار ترك ها به روس ها براى اجراى قرارداد كاهش سلاح هسته اى به آنكارا هشدارهايى را داده بودند. سرانجام دو طرف با دست برداشتن از سياست هاى تنش زا گام هايى را براى عادى سازى روابط برداشتند. دو كشور بويژه در منطقه آسياى مركزى و قفقاز همكارى هاى مشتركى را آغاز كرده اند. اساس اين همكارى هاى مشترك را «اسماعيل جم» و «ايوانف» وزيران خارجه وقت تركيه و روسيه در سال ۲۰۰۱ در نيويورك پايه گذارى كردند كه براساس آن دو وزير با امضاى موافقتنامه اى درهاى همكارى هاى مشترك در جغرافياى بزرگ اوراسيا را باز كردند. از آن پس روابط دو كشور رو به گرمى نهاد. تعميق روابط سياسى بر روابط بازرگانى و اقتصادى نيز تاثير مثبت گذاشت. برابر آمار سازمان بازرگانى خارجى تركيه، حجم مبادلات بازرگانى دو كشور در سال ۱۹۹۸ ميلادى ۴۱۸ ميليون دلار بود. اين در حالى است كه حجم صادرات روسيه به تركيه تنها در نيمه نخست سال جارى ميلادى ۸/۳ ميليارد دلار و صادرات تركيه به روسيه در همين مدت به 2/381 ميليون دلار رسيد. به نظر مى رسد با امضاى بيانيه دوستى و مشاركت چند بعدى توسط ولاديمير پوتين و «احمد نجدت سزر» روساى جمهورى دو كشور و پافشارى بر ضرورت همكارى هاى دوجانبه، حجم مبادلات بازرگانى و اقتصادى مسكو و آنكارا از اين هم فراتر برود. به نحوى كه روزنامه «صباح» حجم مبادلات اقتصادى پس از مذاكره رهبران دو كشور را نزديك به ۲۰ ميليارد دلار عنوان كرد. با وجود موفقيت هاى اقتصادى و بازرگانى دو كشور هنوز در پاره اى از مسائل سياسى و امنيتى اختلاف نظرهاى عميقى دارند. ترك ها در برنامه درازمدت اقتصادى و سياسى خود تمايل دارند تا بندر «جيهان» را به پايانه انرژى در منطقه تبديل كنند. بر اين اساس «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه در ميز مذاكره به رئيس جمهورى روسيه پيشنهاد كرد تا كشورش نفت مورد نياز خود را با راه اندازى خط لوله نفت و گاز از خاك تركيه به خارج منتقل كند. اين پيشنهاد به شدت از سوى پوتين رد شد در مقابل وى خواهان رفع محدوديت هاى اعمال شده از سوى ترك ها در تنگه هاى «بسفر» و «داردانل» شد. از ديگر سو ترك ها حضور پوتين در كشورشان را مغتنم شمرده و از وى در كاهش تحريم هاى جهانى عليه جمهورى ترك قبرس كمك خواستند. رئيس جمهورى روسيه با ابراز اميدوارى به حل و فصل بحران قبرس در چارچوب طرح صلح دبيركل سازمان ملل متحد تلاش هاى آنكار را در حل و فصل بحران قبرس ستود. اما منطقه حساس و اختلاف نظر اساسى دو طرف جايى است كه روس ها برخلاف آمريكايى ها، انگليسى ها و اتحاديه اروپا از پذيرفتن حزب پ ك ك (حزب كارگران كردستان تركيه) به عنوان يك حزب تروريستى خوددارى مى كنند از اين رو «وجدى گونول» وزير دفاع تركيه در ملاقات «سرگئى ايوانف» از وى خواست تا كشورش اين حزب را در فهرست احزاب و گروه هاى تروريستى قرار دهد.
ايوانف نيز با اشاره به دستگيرى چند تروريست تبعه ترك در حوادث اخير تروريستى روسيه و با يادآورى ضرورت مبارزه با تروريسم، خواستار برخورد جدى مقام هاى آنكارا با حاميان شورشيان چچنى و گروه هاى جدايى خواه از خاك روسيه شد. افزون بر اين دو كشور هرگز نتوانستند بر سر مسئله گرجستان به توافق هايى برسند زيرا آنكارا به دليل گذشتن خط لوله نفتى باكو _ تفليس _ جيهان از جمهورى گرجستان خواهان آرامش در اين جمهورى است و از دولت تفليس در برابر جمهورى هاى جدايى خواه آبخازيا و اوستياى جنوبى حمايت مى كند. اما مسكو به علت ترس از گسترش نفوذ ناتو به قفقاز و جلوگيرى از تبديل شدن گرجستان به پايگاهى براى آمريكايى ها، سياست خارجى خود را در حمايت از جدايى خواهان آبخازى و اوستياى جنوبى استوار كرده است.
با اين وجود سفر ولاديمير پوتين به تركيه از اهميت فوق العاده اى براى دو طرف برخوردار بود. دو كشور گرچه در برخى مسائل سياسى و استراتژيك اختلاف نظرهاى عميقى داشتند اما در زمينه اقتصادى، بازرگانى، نظامى و گردشگرى به توافق هاى مهمى دست يافتند. واقعيت اين است كه آنكارا به دليل عضويت در پيمان ناتو رابطه و دوستى عميق با واشينگتن، تلاش براى پيوستن به اتحاديه اروپا و حل شدن در پيمان هاى غربى و نگرش خاص خود به حوزه قفقاز و آسياى مركزى هرگز نمى تواند شريك استراتژيك خوبى براى روس ها باشد اما اين نكته را نيز نبايد ناديده انگاشت كه روابط سياسى تركيه و روسيه همواره در عقب روابط اقتصادى بوده است. از اين رو سفر پر طمطراق رئيس جمهورى روسيه به تركيه پيش از آن كه دستاوردى سياسى و استراتژيك براى مسكو و آنكارا داشته باشد، باید يك سفر اقتصادى تلقی شود.
در 1997 حجم تجارت روسيه و تركيه به 10 ميليارد دلار رسيد و در 1998 مسكو و آنكارا موافقت نامه ای براي تامين گاز طبيعي تركيه توسط روسيه كه ارزش آن 20 ميليارد دلار بود را امضا كردند. يك خط لوله 750 مايلي كه به نام جوي آبي نامگذاري شده در بستر درياي سياه نصب خواهد شد كه عمليات ساخت آن در فوريه 2000 شروع شد. اين خط لوله شهرهاي جنوبي روسيه را به آنكارا وصل خواهد كرد و ميزان فروش گاز طبيعي روسيه به آنكارا را از 7 ميليارد دلار متر مكعب در سال به 30 ميليارد تا سال 2010 افزايش مي دهد. تركيه نيز توليدات نساجي خود به روسيه را افزايش داد. تركيه همچنين به اولين عضو ناتو تبديل شد كه تجهيزات نظامي روسيه را خريداري مي كرد.
البته در مورد رابطه روسيه با تركيه و ايران بايد گفت كه حجم تجارت و سرازير شدن پول نقد همه داستان را توضيح نمي دهد. روسيه به ايران و تركيه به عنوان اولين اولويت هایش در منطقه مي نگرد زيرا منافع آنها در منطقه آسياي مركزي و قفقاز به هم تنيده شده است: سياست و اقتصاد نفتي در درون منطقه آسياي مركزي و قفقاز.
ملاحظات و توجهات اين دو كشور (ايران و تركيه ) در منطقه آسياي مركزي و قفقاز براي مسكو قابل پذيرش نيست. همچنين اين دو كشور همسايه مسلمان به طور بالقوه رقيب و البته همدست با روسيه در مبارزه با نفوذ گروه هاي مذهبي و قومي در منطقه هستند. البته به ياد داشته باشيم كه روسيه سرزمين هاي سابق اتحاد جماهير شوروي را همچنان حيات خلوت خود مي داند با اين وجود هيچ تنش جدي ميان روسيه و دو كشور ايران و تركيه راجع به موقعيت جغرافيايي منطقه وجود ندارد؛ به استثناء مشكلات سياسي اندك ترك هاي آذربايجان و البته حساسيت هاي واقعي راجع به بحران چچن، تركيه نگراني هاي سياسي چنداني نسبت به اين منطقه ندارد. از سوي ديگر پذيرش منافع روسيه در منطقه آسياي مركزي و قفقاز از سوي ايران آشكار مي باشد به ويژه اينكه ايراني ها در مورد بحران تاجيكستان رفتاري در جهت تضاد منافع روسيه انجام ندادند.
ج: اسرائيل
اسرائيل به دلايل متفاوت مورد ديگري است، گرچه حجم تجارت ميان روسيه و اسرائيل به ميزان تجارت با تركيه يا ايران نمي رسد. ميانگين حجم تجارت روسيه و اسرائيل در سال ميان 300 تا 800 ميليون دلار مي باشد، كه البته اقتصاد اسرائيل طي اين سال ها توجه خويش را به افزايش حجم مبادلات با روسيه بيشتر كرده است. چنان كه يك كارشناس قديمي روسيه در مسائل خاورميانه اخيرا گفته است ما روابط بازرگاني با اسرائيل را مي خواهيم زيرا اقتصاد اسرائيل بزرگتر از اقتصادهاي مصر، اردن، لبنان، و سوريه با همديگر است. اما مسئله حياتي تر براي روابط ميان اسرائيل و روسيه مهاجرت بيش از يك ميليون شهروند شوروي سابق است كه طي 30 سال گذشته به اسرائيل مهاجرت كرده اند: اين مهاجرين بيشترين آوارگان شوروي سابق در جهان هستند و به علاوه آنها تبديل به واسطه هاي قدرتمندي در سياست هاي انتخابي اسرائيل شدند. اين آوارگان هنوز فعالانه تلاش مي كنند تا روابط چند جانبه ميان روسيه و اسرائيل را شكوفا سازند. روسيه از بهبود اين روابط با اسرائيل دو امتياز سياسي مهم به دست مي آورد:
1) منطقه اي: تقويت جايگاه روسيه در روند صلح خاورميانه.
2) امتياز دوم فراتر از امتياز اولي است: با توجه رابطه اسرائيل و آمريكا، رهبران روسي در صدد هستند كه از اسرائيل به عنوان ابزاري در جهت نفوذ در دولت و كنگره آمريكا استفاده كند. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و با وجود آمدن روسيه جديد، روابط دو جانبه روسيه با كشور هاي منطقه اولويت بندي مجددي شد و مسكو در ابتدا به تركيه و ايران توجه كرد و منافع اش را در جهان عرب به طور كلي و به ويژه در منازعه اعراب و اسرائيل از دست داد، به طوري كه روسيه قدرت نظامي و سياسي اي را كه سابقا اتحاد شوروي در خاورميانه داشت از دست داد.
نتيجه گيري
فروپاشي امپراطوري شوروي از يك سو و تنزل قدرت و توانمندي روسيه از سوي ديگر باعث به وجود آمدن يك خلا شد. ميزان حضور نظامي و سياسي روسيه نسبت به قبل از سال 1992 كاهش شديدي يافت. روسيه قدرتش را در مواجه با آمريكا در منطقه خاورميانه از دست داد. نيروي دريايي روسيه قرارداد دسترسي به تسليحات بندر Tartus در سوريه را حفظ كرد. در فوريه 2000 روسيه كشتي اطلاعاتي kildin را از پايگاه دريايي سواستپول جهت نظارت بر وضعيت درياي مديترانه و خليج فارس به آنجا فرستاد. با اين وجود از 1992 رفتار روسيه در مورد اعراب و منازعه اعراب و اسرائيل در خاورميانه تنها به يك سري تلاش هاي نسبتا ناموفقي جهت احياي قدرتش در سياست هاي منطقه اي خلاصه مي شد. به طور كلي از سال 1992 به بعد دو نوع رفتار از روسيه در قبال منطقه خاورميانه وجود دارد. به عبارت دقيق تر يك نوع رفتار مربوط به سال هاي پاياني اتحاد شوروي و 2 سال ابتدايي پس از فروپاشي مي باشد. در اين دوره رفتاري در تعامل با سياست هاي منطقه اي ايالات متحده انجام مي شد. اين سياست به وسيله تيم پرزيدنت گورباچف و وزير خارجه اش ادوارد شوارد نازده پايه گذاري شد و با راي روسيه در شوراي امنيت سازمان ملل براي انجام اقدامات نظامي عليه عراق به اوج خود رسيد. تيم يلتسين و وزير خارجه اش كوزيروف به همان سياست ادامه داده و از تلاش هاي آمريكا براي حل منازعه فلسطين و اسرائيل و پايان دادن جنگ ميان اردن و اسرائيل حمايت كردند. عليرغم ضعف منطقه اي روسيه، مشاركت تشريفاتي در پروسه صلح خاورميانه براي همه شركت كنندگان: دولت آمريكا، اسرائيل، اردن و فلسطين قابل پذيرش بود. با ورود روسيه به پروسه صلح خاورميانه شايد واشنگتن سعي داشت تا دولت يلتسين را به ادامه اصلاحات اقتصادي تشويق كند.
در فوريه 2000 مسكو ميزبان گفتگوهاي چند جانبه خاورميانه بود و يك ماه بعد ايگور ايوانوف وزير خارجه روسيه تلفني با وزراي خارجه اسرائيل، مصر و سوريه در مورد پروسه سخت صلح صحبت كرد. ايوانوف در طول اتفاقات خشني كه ميان اسرائيل و فلسطيني ها در اكتبر و نوامبر 2000 رخ داد دو مرتبه به منطقه مسافرت كرد و از سوريه، لبنان، اسرائيل و فلسطين ديدار كرد و در صدد بود كه پروسه صلح را به حالت قبل بازگرداند و به اين ترتيب نقش روسيه را در اين پروسه پر رنگ جلوه دهد. روسيه تلاش كرد تا همان ادعاهاي قديمي اش را تكرار كند، اما اذعان داشت كه قدرتش در منطقه به شدت كاهش يافته است. مفهوم ادعاي تاريخي نشان دهنده تداوم و منافع روسيه در منطقه و آشكار بودن اهميت منطقه براي روس ها از قرن 19 مي باشد. روسيه تزاري نگراني هاي مذهبي و استراتژيكي را مطرح مي كرد در حالي كه اتحاد شوروي بر ملاحظات ايدئولوژيكي و استراتژيكي تاكيد داشت. همانطور كه در رفتار روسيه جديد شباهت هايي با روسيه گذشته در قبال خاورميانه وجود دارد اما يك تغبير در سياست روسيه جديد هم وجود دارد و آن اين است كه روسيه به دنبال مواجه با غرب در اين منطقه نمي باشد به عبارتي سياست روسيه دیگر یک سياست ضدامپرياليستي نیست.
شايد بهترين راه براي فهم برداشت اخير روسيه از مسائل مختلف بين المللي اين باشد كه به عناصر اصلي سياست خارجي اين كشور رجوع شود. در جولاي 2000، ولاديمیر پوتين سند مفهوم سياست خارجي كه به تازگي تصويب شده بود، را منتشر كرد كه هدف اصلي روسيه را در نظام بين المللي به طور كلي و به ويژه در خاورميانه مشخص كرده است. اين سند تنها چند روز پس از سخنراني پوتين در مجلس فدرال در مسكو در دسترس قرار گرفت. اين سند دستور العمل كلي و واضح اهداف روسيه را در خارج از مرزهايش نشان مي دهد. اين سند نشان مي دهد كه سياست روسيه بر عملگرايي، كار آمدي اقتصادي و اولويت اهداف ملي پايه گذاري شده است. پوتين در اين سند تروريسم بين المللي كه در حال تلاش براي ورود به داخل كشور مي باشد را چالش اصلي حاكميت دولت روسيه و تماميت اين كشور مي داند. آنچه در داخل كشور باعث نگراني مي شود ركود اقتصادي و بي ثباتي نظام بين الملل مي باشد. يكي ديگر از اهداف ويژه روسيه در قبال خاورميانه اين است كه از سرايت بحران هاي سياسي و نظامي موجود در اين منطقه به داخل منطقه آسياي مركزي و قفقاز و به داخل روسيه و به طور كلي خارج نزديك جلوگيري كند. اما مطلب مهم اين است كه منافع اقتصادي روسيه در منطقه ثروتمند خاورميانه و در كشورهاي ثروتمند اين منطقه بيش از هر چيز باعث اتخاذ يك رويكرد منطقه اي در سياست خارجي روسيه مي شود كه متفاوت از دوران اتحاد شوروي مي باشد. اگر چه اتحاد شوروي نيز هميشه توجه اقتصادي به اين منطقه داشت اما در واقع هدف اصلي اش مواجه با غرب در اين منطقه بود، ولي در حال حاضر روسيه به فكر مواجه با غرب در اين منطقه نيست بلكه صرفاً به منافع اقتصادي خويش و همانطور كه در سطور قبل ذكر شد به منافع امنيتي (جلوگيري از سرايت بحران اين منطقه به آسياي مركزي و قفقاز و به داخل روسيه ) مي انديشد.
بحران اقتصادي رعب آور و همين طور نزاع هاي قومي و مذهبي در درون روسيه و در درون قلمرو پيراموني اش در آسياي مركزي و قفقاز وجود دارد كه باعث مي شود به لحاظ سياسي خواهان خاورميانه با ثبات باشد. بر خلاف اتحاد شوروي كه دولت هاي حامي جهان غرب را به چالش مي كشيد و از دولت هاي انقلابي حمايت مي كرد، روسيه جديد در پي پذيرفتن نظم موجود و دوري از افراط گرايي مي باشد. همان طور كه محرك هاي اقتصادي روسيه را مجبور مي نمايد تا با كشور هاي ثروتمند نفتي عرب ارتباط برقرار كند در عين حال حفظ تماميت ارضي كشور هم باعث مي شود كه روسيه از افراط گرايي اسلامي تنفر شديدي داشته باشد. چنان كه نفوذ خود را در جمهوري هاي تازه استقلال يافته جنوبي حفظ كرده است. روسيه هنوز از سوي افراط گرايان بنياد گرا نگران است زيرا هم ثبات آسياي مركزي و قفقاز، هم ثبات خود روسيه را تهديد مي كنند. اين تهديد فقط از جانب چچن كه به نظر مي رسد به عنوان يك زخم خوني( bleeding word ) براي مدت طولاني باقي خواهد ماند نمي باشد بلكه روسيه از جانب افراط گرايان افغانستان هم احساس خطر مي كند. روسيه خواهان ثبات در جهان اسلام مي باشد و با هر نوع بي ثباتي در جهان اسلام مخالف است چون منافع اش به خطر مي افتد. اين حالت در واقع شبيه سياست تزاري در اواسط قرن 19 است كه خواهان حفظ رژيم هاي محافظه كار بود و هر زماني هر نوع انقلاب پيروز مي شد از آن به عنوان تهديد رژيم هاي ديكتاتوري تعبير مي كردند.
در مجموع مي توان گفت كه رهبري جديد روسيه به حضور فعال در خاورميانه مي انديشد و خواهان به دست آوردن منافع زيادي در اين منطقه است كه احتمالاً به اين زودي نمي تواند جايگاهي را كه اتحاد شوروي در اين منطقه داشت به دست آورد. به علاوه ركود اقتصادي و تهديدهاي متناوب و ادواري به تماميت ارضي روسيه و جمهوري هاي خارج نزديك باعث مي شود تا در داخل روسيه تمايل زيادي براي نفوذ در خاورميانه و تاثير گذاري بيشتر بر تحولات خاورميانه در آينده نزديك وجود داشته باشد.
آنچه در سال ها و ماه هاي اخير اهميت زيادي پيدا كرده، افزايش تلاش روسيه براي تقويت جايگاه خود در منطقه خاورميانه مي باشد. پس سفر پوتين به امارات متحده عربي يا سفر وي به عربستان سعودي، قطر و اخيرا ايران، که همگي نخستين سفر يک رئيس جمهوري روسيه به هر يک از اين کشورها بوده، بايد محتواي دگرگوني در سياست خارجي روسيه مورد ارزيابي جدید قرار گيرد. به نظر مي رسد رهبران کرملين توصيه هاي پريماکف در خصوص ضرورت استفاده همه جانبه روسيه از منابع گوناگون قدرت خود را مورد توجه قرار داده، سعي مي کنند بر کسب منافع ويژه روسيه در خاورميانه پافشاري کنند. پريماکف بر ضرورت استفاده روسيه از همه اهرم هاي قدرت خود در منطقه و جهان اصرار مي ورزد و پوتين به روشني در امتداد تجويزهاي پريماکف سياست هاي خود را تنظيم کرده است. دعوت از رهبران حماس به مسکو گام ديگري بود که دگرگوني در سياست خارجي روسيه براي دستيابي به اهداف منطقه يي آن دولت را مشخص مي ساخت. بدون ترديد تنظيم روابط فدراسيون روسيه با جمهوري اسلامي ايران نيز در طول يک دهه گذشته (1374/1995 - زمان به قدرت رسيدن پريماکف تا امروز) در همين چارچوب قرار داشته است.
روسيه نشان داده است كه در خاورميانه به اكثر كشورهاي غني نفتي اين منطقه توجه دارد به طوري كه تغيير عمده در اولويت هاي روسيه راجع به تركيه و ايران با تماس اين كشور با كشور هاي ديگر در منطقه كه تا به حال روابط چندان قوي با روسيه نداشته اند توام شد زيرا از نظر روسيه ممكن است كه اين كشور ها هم فرصت هاي اقتصادي سودمندي براي روسيه به وجود بياورند. صنايع دفاعي روسيه در بازارهاي دولتي خليج فارس جايگاه بهتري پيدا كرده در حالي كه در بازارهاي ايران و تركيه موفقيت هاي محدودي داشته است. چنان كه روسيه نمي تواند نسبت به دولت كويت كه به تازگي خريدار تسليحات روسي شده بي تفاوت باشد همانطور كه درآمدهاي تسليحاتي روسيه از امارات متحده عربي بالغ بر 3 ميليارد دلار مي باشد. روسيه در خاورميانه به دنبال جايگاه شوروي سابق و اعتبار از دست داده اش مي باشد لذا به منافع ملي اش بيش از هر چيزي اهميت مي دهد و در اين راه قصد تقابل با غرب را مثل گذشته ندارد.