باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 30 آبان 1387 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
خرس سیبری در سرزمین نفت(2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
احیای جایگاه روسیه در خاورمیانه


در ژوئن 2000 سند مفهوم سياست خارجي روسيه بوسيله پوتين تصويب شد كه اولويت مسكو در قبال خاورميانه را اين گونه مطرح مي كند: احيا و تقويت جايگاه روسيه بويژه از نظر اقتصادي.

پوتين به عملگرايي استراتژيك خود ادامه داده و در حالي كه روابط اقتصادي خود با اسرائيل را بهبود مي بخشد، مسلح كردن ايران و سوریه را هم ادامه مي دهد.

اما هيچ چيزي بيشتر از قضيه چچن افكار پوتين در مورد خاورميانه و تروريسم را شكل نمي دهد. بحران چچن هم امنيت روسيه و هم تماميت ارضی اين كشو را تهديد مي كند.

از زماني كه بوريس يلتسين در 1994 نظاميان روسيه را در داخل چچن مستقر كرد، بحران چچن بيش از 100 هزار قرباني گرفت. بعد از آتش بس 1996، هرج و مرج چچن تقريبا حل شد و چچن به سومالي قفقاز تبديل شد. جهادگران خارجي بر رهبر چچن نفوذ داشتند. در 1999 پوتين كه به تازگي نخست وزیر روسيه شده بود، به سربازان روسي دستور داد تا بار ديگر نظم را در چچن برقرار سازند. موضع گيري هاي جدي پوتين باعث شد كه او به شخصيت مهم سياسي تبديل شود و در نهايت رئيس جمهور روسيه شد.

پوتين رئوس اصلي ديدگاهش در مورد اتحاد با جهان اسلام را خطاب به پارلمان تازه انتخاب شده چچن در دسامبر 2005 اين گونه عنوان كرد كه روسيه مي خواهد يك مدافع متعهد، قابل اعتماد و صديق براي منافع جهان اسلام و بهترين و قابل اعتمادترين شريك و دوست برای آن باشد.

 
   ● نويسنده: سيد رضي - عمادي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

سياست هاي دولت پوتين در قبال منطقه خاورميانه

ولاديمير پوتين به عنوان انساني خود ساخته در شرايطي هدايت كرملين را بر عهده گرفت كه پيش از آن 2 مسئوليت رياست كا. گ. ب (سرويس جاسوسي شوروي سابق) در آلماني شرقي و شهرداري سن پترزبورگ را بر عهده داشت.

پوتين با فروپاشي شوروي جايگاه خود را در كا. گ. ب از دست داده بود و پس از آن در دوران يلتسين طي انتخاباتي به شهرداري سن پترزبورگ رسيد.

او در اين مسئوليت نيز با شكست مواجه شد و پس از مدتي از سمت خود كنار گذاشته شد. پس از اين دوران، پوتين در حالي كه شغلي نداشت، با همكاري يكي از دوستان سابقش در كا. گ. ب به عنوان يك كارمند عادي وارد كرملين شد و با سرعت شگفت انگيزي مراتب ترقي را طي كرد تا در نهايت جانشين يلتسين شد.

پوتين مهم ترين هدف خود را از زمان روي كار آمدن، بازگرداندن روسيه به جايگاه قبلي خود قرار داده و در اين ميان توجه زيادي به منطقه خاورميانه دارد. يكي از نكات مهم در ابعاد مربوط به سياست خارجي همواره اين تعبير بوده است كه «سياست خارجي بازتاب سياست داخلي است.» ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه اين تعبير را به گونه ديگري مطرح نمود و آن اينكه سياست خارجي هم شاخص و هم عامل مؤثر در روابط خارجي و داخلي يك دولت محسوب مي گردد.

مي توان گفت پوتين سياست خارجي را به عنوان يك متغير مستقل كه مي تواند شرايط بيروني و داخلي كشور را دگرگون نمايد، تعريف نموده است. چنين تعريفي مخالف نظر كساني است كه سياست خارجي را متغير وابسته به تحولات داخلي تلقي مي نمايند. پوتين بر اين مقوله در دوران زمامداري خود تأكيد كرده است كه سياست خارجي نه تنها براي بهبود شرايط منطقه اي و بين المللي روسيه كارايي دارد، بلكه مي تواند نقش تأثير گذاري بر مديريت بهينه امور داخلي كشور داشته باشد.

در ژوئن 2000 سند مفهوم سياست خارجي روسيه بوسيله پوتين تصويب شد كه اولويت مسكو در قبال خاورميانه را اين گونه مطرح مي كند: احيا و تقويت جايگاه روسيه بويژه از نظر اقتصادي.

پوتين به عملگرايي استراتژيك خود ادامه داده و در حالي كه روابط اقتصادي خود با اسرائيل را بهبود مي بخشد، مسلح كردن ايران و سوریه را هم ادامه مي دهد.

اما هيچ چيزي بيشتر از قضيه چچن افكار پوتين در مورد خاورميانه و تروريسم را شكل نمي دهد. بحران چچن هم امنيت روسيه و هم تماميت ارضی اين كشو را تهديد مي كند.

از زماني كه بوريس يلتسين در 1994 نظاميان روسيه را در داخل چچن مستقر كرد، بحران چچن بيش از 100 هزار قرباني گرفت. بعد از آتش بس 1996، هرج و مرج چچن تقريبا حل شد و چچن به سومالي قفقاز تبديل شد. جهادگران خارجي بر رهبر چچن نفوذ داشتند. در 1999 پوتين كه به تازگي نخست وزیر روسيه شده بود، به سربازان روسي دستور داد تا بار ديگر نظم را در چچن برقرار سازند. موضع گيري هاي جدي پوتين باعث شد كه او به شخصيت مهم سياسي تبديل شود و در نهايت رئيس جمهور روسيه شد.

پوتين رئوس اصلي ديدگاهش در مورد اتحاد با جهان اسلام را خطاب به پارلمان تازه انتخاب شده چچن در دسامبر 2005 اين گونه عنوان كرد كه روسيه مي خواهد يك مدافع متعهد، قابل اعتماد و صديق براي منافع جهان اسلام و بهترين و قابل اعتمادترين شريك و دوست برای آن باشد.

روسيه طي پنج سال اول استقلال اين كشور سياست قدرتمند و آشكاري در خاورميانه نداشت و پس از آن نيز در مقابل تحولات منطقه بسيار محتاطانه عمل مي كرد به شكلي كه بر خلاف خط و مشي آمريكا عمل نمي كرد، به خصوص آن كه پس از خسارت هاي ناشي از حملات 11 سپتامبر براي آمريكا، روسيه سعي داشت حمايت اين كشور را جهت مبارزه با جدايي طلبان چچن جلب كند.

اما پس از جنگ آمريكا عليه عراق در سال 2003 اين قاعده تغيير كرد و روسيه نقش سياسي اش را در منطقه به شكلي برجسته تر به نمايش گذاشت و احساس كرد كه نمي تواند خاورميانه را به دست آمريكا بسپارد و به نفع اين كشور از اين منطقه ي مهم صرف نظر كند. از سوي ديگر همكاري هاي هسته يي روسيه با ايران نيز ممكن بود شك و ترديدهايي را بين كشورهاي منطقه درخصوص دستيابي ايران به سلاح هسته يي با توجه به همكاري هاي هسته يي اش با روسيه به وجود آورد، لذا براي كاهش نگراني ها نسبت به همكاري هسته يي روسيه با ايران، پوتين عازم كشورهاي خاورميانه شد تا اطمينان هاي لازم را در اين خصوص به آن ها بدهد. تلاش روسيه براي بازگرداندن جايگاهش در خاورميانه و ايفاي نقش پر رنگ تر در امور منطقه با سفرهاي پوتين به مصر و سرزمين هاي اشغالي در سال 2005، عربستان، قطر و اردن در فوريه ي 2007 و سفر وي به امارات بيش از پيش جلوه گر شده و اين سوال را به وجود آورده كه آيا بايد آن را سفري عادي و در چارچوب سفرهاي جاري كشورهاي بزرگ به منطقه تلقي كرد و يا اين كه اين سفرها ريشه در تيرگي روابط بين روسيه و آمريكا دارد كه اخيرا با طرح آمريكا مبني بر احداث سامانه ي دفاع موشكي در اروپاي شرقي نمايان تر شده است.

پوتين در جريان سفرش به عربستان به مقامات سعودي اعلام كرد كه كشورش آماده ي ارايه ي كمك هاي لازم به كشورهاي حوزه خليج فارس جهت دستيابي آن ها به انرژي صلح آميز هسته يي است و كاملا آشكار است كه به ويژه پس از اعلام تمايل كشورهاي حوزه ي خليج فارس و اردن نسبت به دستيابي به انرژي صلح آميز هسته يي، پوتين سعي دارد تا روسيه را در مسير رقابت با كشورهاي بزرگ در زمينه ي موضوع انرژي هسته يي در خاورميانه قرار دهد.

تلاش روسيه براي نزديك شدن به جهان عرب تنها به ارايه ي كمك ها در زمينه ي هسته يي منحصر نشد بلكه اين كشور آمادگي اش را جهت فروش سلاح هاي پيشرفته روسي به كشورهاي منطقه و انتقال تكنولوژي هايش به كشورهاي خاورميانه اعلام كرد. به همين دليل سه گزينه ي اصلي در اين جا مطرح مي شود كه عبارتند از:

1- تمايل روسيه جهت شراكت نظامي با كشورهاي منطقه به منظور عدم سيطره آمريكا بر اين كشورها.

2- تلاش جهت كاهش نگراني هاي كشورهاي خاورميانه نسبت به اعطاي سلاح هاي پيشرفته توسط روسيه به ايران.

 3- تمايل روسيه جهت جذب تجارت هاي ويژه ي جهاني در خليج فارس به ويژه تجارت نفت كه طي سال هاي اخير با توجه به افزايش قيمت درآمدهاي كلاني را به دنبال داشته است.

در خصوص حل و فصل بحران خاورميانه نيز روسيه به عنوان عضو كميته ي چهار جانبه ي صلح، تلاشش را به كار بست تا ضمن ترغيب كشورهاي عربي جهت فعال ساختن طرح صلح پيشنهادي اعراب، روند صلح در خاورميانه را براساس اين طرح پيش برد، لذا نقش برخي از كشورهاي عربي براي تحقق اين امر ضروري و حياتي است و روسيه مي تواند با استفاده از نفوذش در منطقه و نزديك تر شدن به اين كشورها نقش فعالي را در حل بحران خاورميانه ايفا كند. سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه پس از تشديد بحران در فلسطين به منطقه سفر کرده تا صرفا بار ديگر مسکو را به عنوان بازيگر مهم در صلح خاورميانه مطرح کند بدون آنکه به ماهيت اين بحران توجه داشته باشد.

روس ها با اتخاذ مواضعي فراگير با محوريت همکاري بارژيم صهيونيستي از يک سو و حمايت از خواسته هاي فلسطينيان در قالب دولت اتحاد ملي از سوي ديگر، اهداف خود را در خاورميانه پيگيري مي کنند.

بر اين اساس لاوروف تلاش دارد تا ضمن حفظ روابط با تل آويو و فلسطينيان، با ميانجي گري در تحولات فلسطين اولاً در برابر يکه تازي هاي غرب مقابله و خود را بازيگري در عرصه جهاني معرفي نمايد ثانياً با حمايت از خواسته هاي ملت فلسطين جايگاه خود را در جهان اسلام حفظ کند، ثالثاً با حضور در بحران هاي جهاني چهره اي مقتدر از خود به نمايش گذارد. با تمام اين تفاسير روسیه به دليل مواضع دو گانه در قبال فلسطين که برگرفته از تاکيد آنها بر حفظ منافع در تل آويو و اراضي فلسطيني نشين است، نمي تواند گامي براي حل بحران منطقه بردارد و تحرکات آن بيشتر اقدامي ظاهري براي اهداف سياسي در برابر غرب وارتقاي منزلت جهاني مي باشد.

درست است كه روسيه همچون ديگر كشورهاي بزرگ جهان اهداف اقتصادي و تجاري را نيز دنبال مي كند اما سفرهاي پوتين به منطقه را نمي توان برگرفته از اهداف اقتصادي دانست بلكه اين سفرها با اهدافي سياسي جهت ترسيم سياست خارجي جديد روسيه در قبال منطقه صورت مي گيرد.

خط مشي دوره پوتين استفاده از فرصت ها مي باشد. روسيه به دنبال فرصت سازي براي خود و جلوگيري از تنش و رويارويي با قدرت ها و كشورهاي ديگر است. در حالي كه مسكو براي مدت طولاني از سازمان آزادي بخش فلسطين حمايت كرده بود و براي ايجاد دولتي فلسطيني فشار مي آورد، پوتين اين سنت را ترك كرد و اين عادت را كنار گذاشت. ميخائيل مارگلف رئيس كميته روابط بين الملل شوراي فدراسيون، ترور رهبر معنوي حماس شيخ احمد ياسين توسط اسرائيلي ها را تمجيد كرد. اين در حالي است كه در فوريه 2006 پوتين اعلام كرد كه ما در آينده اقتدارگرايان حماس را به مسكو دعوت خواهيم كرد. رهبران حماس فرصت پيشنهادي داده شده توسط پوتين را غنيمت شمردند. سامي ابو زهري سخنگوي حماس گفت كه ما به جايگاه روسيه احترام مي گذاريم و قبول داريم كه اين تور با هدف تقويت روابطمان با غرب و بويژه با دولت روسيه انجام خواهد شد. هيات حماس با لاوروف ملاقات كرد و با رهبر جامعه مسلمين روسيه و همچنين با سر اسقف كليساي ارتدوكس نيز ديداري داشت. پوتين از اين دعوت به چه چيزي دست يافت؟ دوباره چچن مركز استراتژي اوست. حماس قول داد كه در قفقاز شمالي دخالت نكند. ديدار حماس از روسيه چه علامتي در روابط روسيه و اسرائيل بود؟ در زمان پوتين پيوندهاي ميان مسكو و تل آویو در ابتدا گسترش يافت. پوتين نه تنها از رويكرد غير احساسي اورشليم به تروريسم بلكه از كمك هاي فني اش در مورد چچن تقدير كرد. يك ميليون اسرائيلي در مورد تسهيلات تجاري روسيه صحبت مي كنند. روابط اقتصادي ميان مسكو و اورشليم گسترش پيدا كرد، صدها تاجر اسرائيلي در روسيه فعاليت مي كنند و رهبران تجاري روسيه در صدد هستند تا نيازهاي انرژي اسرائيل را برطرف كنند. امروز تجارت مستقيم ميان دو دولت تقريبا حدود 5/1 ميليارد دلار مي باشد. در حالي كه برخي روزنامه ها رويكرد جديد پوتين را جشن گرفتند اما كمك به برنامه هسته اي ايران و دعوت از حماس براي سفر به مسكو نشان مي دهد كه خوش بيني راجع به پرزيدنت پوتين امري عجولانه و شتابزده مي باشد. در حالي كه دولت روسيه مي خواهد از برنامه هسته اي ايران و برخي فعاليت هاي دولت هاي عرب در جهت كاستن از خشم غرب نسبت به روسيه، انتقاد كند اما در عمل اين كار انجام نمي شود و فقط در حد حرف باقي مي ماند. بيانيه وزارت خارجه روسيه در مورد تهاجم 12 جولاي 2006 اسرائيل به جنوب لبنان به نظر مي رسيد كه براي پيچيده تر كردن شرايط طراحي شده بود نه اتخاذ يك موضع روشن عليه تروريسم. دولت روسيه ممكن است كه به دستاوردهاي اقتصادي روابط با اسرائيل توجه كند اما در عمل وقتي بحث پذيرش اصول مبارزه با تروريسم مطرح مي شود، پوتين خطي جدید ترسيم مي كند. روسيه، حماس يا حزب الله را به عنوان گروههاي تروريستي در نظر نمي گيرد زيرا تداوم حمايت از اسرائيل، مواضع پوتين را براي چانه زني با اسلامگراها در خصوص چچن تضعيف مي كند. به عبارت بهتر پوتين فقط به منافع ملي روسيه مي انديشد و براي تحقق اين هدف از تمامي فرصت ها استفاده مي كند. روسيه پا به پاي ساير مناطق، منافع خود را در منطقه قفقاز و خاورميانه تعريف كرده و بطور خاص در وهله اول در منطقه CIS و بعد از آن در خاورميانه به دنبال بازيابي جايگاه خود است كه سفرهاي اخير مقامات روسيه در كشورهاي عربي به همين منظور صورت گرفته است.

 

سياست روسيه در قبال ايران، تركيه و اسرائيل

 پرزيدنت يلتسين در 12 مي 1998 خطاب به وزارت امور خار جه روسيه مي گويد كه: روسيه از اتحاد شوروي يك قدرت چند بعدي را به ارث برده كه قدرت نظامي و جايگاه خود را تا حدي حفظ كرده ولی پايه هاي اقتصادي روسيه تا حدود زيادي تضعيف شده است. يلتسين در ادامه مي گويد كه وظيفه سياست خارجي روسيه اين است كه نسبت ميان اين ابعاد را ترميم كند. او مي افزايد كه ديپلماسي اقتصادي در سياست خارجي ما در حال مهم شدن مي باشد و روسيه بايد وارد بازار جهاني كه مي تواند رقابت آميزترين بازار باشد، شود: بازار تسليحاتي.

اين بيانيه نسبت به اولويت بنديهاي جنگ سرد دو تغيير عمده دارد: اول اينكه محرك هاي اقتصادي جايگاه بهتري را در اولويت بندي اهداف استراتژيك روسيه پيدا كردند. دوم اينكه روسيه توجه خود را از منازعه اعراب – اسراييل به سمت دو كشوري تغيير داده كه در طول سال هاي حيات اتحاد شوروي متحدان اين كشور نبودند: تركيه و ايران.

در نگاه اول ممكن است كه توجه روسيه به تركيه و ايران چيز جديدي نباشد. چون به لحاظ تاريخي هم امپراطور تزار و هم دولت شوروي بعد از جنگ جهاني دوم هم فشار سياسي و ديپلماتيك و هم فشار نظامي خود را بر روي اين دو كشور به عنوان دروازه هاي خاورميانه متمركز كرده بودند. اتحاد شوروي از نيمه دهه 1950 در حالي كه به جهان عرب توجه خاصي داشت اما نه تنها از فرصت هايي كه در رژيم هاي ناسيوناليستي عرب به دست آورد نتوانست استفاده كند بلكه در درون اين دو كشور هم موفقيت چنداني نداشت. تركيه نه تنها يك عضو دايمي ناتو شد بلكه به يكي از پايه گذاران اتحاد منطقه اي ضد شوروي تبدیل گردید. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، شاه ايران متحد استراتژيك امريكا بود و بعد از انقلاب اسلامي هم گرچه براي اولين بار در طول جنگ سرد روابط ايران و واشنگتن تضعيف شد اما اين به معناي قرابت اتوماتيك با مسكو نبود. اتحاد شوروي در 20 سال پاياني موجوديتش گرچه تلاش زيادي براي بهبود روابطش با انكارا و تهران به خرج داد اما در عين حال روابط استراتژيك با برخي از دولت هاي عرب همچنان پا برجا بود. اما پايان يافتن جنگ سرد با پايان يافتن توجه روسيه به دولت هاي عرب همراه بود. تركيه و ايران بار ديگر به مركز تمركز منطقه اي روسيه تبديل شدند. اول اينكه بزرگترين و سودآورترين شركاي تجاري در منطقه هستند كه تلاش مي كنند تا بدهي هاي اقتصادي خود را پرداخت كنند. در واقع اقتصاد بيمار روسيه و انگيزه هايش براي حفظ صنايع اش بويژه صنعت دفاعي اش باعث شد تا اين كشور توجه مضاعفي به دو كشور تركيه و ايران كه داراي سود آورترين بازارها در منطقه بودند داشته باشد.

 

الف: جمهوري اسلامي ايران

روسیه از ديرباز درصدد بوده است که در ايران حضور فعال سياسي داشته باشد. در زمان جنگ سرد درصدد برآمدند تا با عقد قرادادهاي تسليحاتي و اقتصادي به اين هدف دست يابند، که اين امر ميسر نشد. پس از جنگ خليج فارس، مسکو با ارج نهادن بر مناسباتش با شيخ نشين هاي عرب در قبال عراق و ايران، براي پيشبرد هدف کسب درآمد ارزي و نفوذ بيشتر در خليج فارس تلاش مي کرد. اين ديپلماسي متاثر از دوره اول سياست خارجي روسيه فدراتيو بود که همگرايي کامل با آمريکا و ساير کشورهاي غربي را در پي مي گرفت. اما بتدريج اين ديپلماسي منطقه اي بر اثر فشارهاي ملي گرايان و کمونيست هاي داخلي و استراتژيست هاي نظامي روسيه دگرگون شد، زيرا آنها خواستار حفظ و بسط مناسبات بهتر با ايران و عراق، نه شيخ نشين هاي عرب خليج فارس بودند، زيرا از ديدگاه آنها مسکو نمي توانست در برابر آمريکا که بر شيخ نشين هاي خليج فارس سلطه کامل داشت، موفق باشد. اسلام گرايي در خاورميانه از سه نظر بر سياست خارجي روسيه تاثير مي گذارد:

1- کشورهاي آسياي مرکزي و قفقاز بيشتر مسلمانند، و گسترش تفکر اسلام سياسي در اين مناطق از ديد مسکو تهديدي براي امنيت ملي روسيه است.

2- مسلمانان جامعه مشترک المنافع داراي پيوندهاي عقيدتي، عاطفي و روحي با مسلمانان جهان هستند.

3- روابط مسکو با کشورهاي خاورميانه تحت تاثير اسلام و اسلام گرايي قرار دارد.

ايران نفوذ زيادي در برخي کشورهاي اسلامي دارد، لذا نقش ايران در سياست مسکو براي نفوذ در خاورميانه نقش مهمي است. از سويي نفوذ در خاورميانه نيز براي نفوذ در ايران مي تواند بسيار مهم باشد، زيرا همکاري روسيه با برخي از کشورهاي خاورميانه مي تواند براي ايران پيامدهاي منفي داشته باشد. لذا ايران نيز براي جلوگيري از اين پيامدهاي منفي خواهان داشتن روابط بهتر با روسيه خواهد شد، همانطور که عدم وجود رابطه مناسب ميان ايران و آمريکا باعث شد که ايران خواهان داشتن روابط بهتر با روسيه شود و اين روسيه است که از عدم وجود رابطه ميان ايران و آمريکا بيشترين بهره را مي برد. اقتصاد ايران به منشاء اصلي سرازير شدن ارز زياد به روسيه و شايد هم دست شهروندان روسي شد. صنعت نظامي روسيه طي سال هاي اخير 4 نوع زير در يايي به ايران صادر كرده است، همانطور كه صنعت هسته اي روسيه قبلا ساخت رآكتور هسته اي 800 ميليون دلاري بوشهر را با ايران امضا كرد. روسيه همچنان به صدور تسليحات متعارف به ايران ادامه مي دهد. در نوامبر 2000 روسيه به دولت آمريكا اطلاع داد كه قصد دارد موافقت نامه 1995 ميان ال گور و چرنو مردين براي توقف فروش تسليحات متعارف به ايران را پايان دهد. منابع اسراييل و آمريكايي ادعا مي كنند كه روسيه به طور دايم تكنولوژي و مهارت فني را به ايران صادر مي كند و ايران را قادر مي كند تا به تسليحات پيشرفته دست پيدا كند. به علاوه (بنا بر ادعاي منابع آمريكايي و اسراييلي) ايران در حال تلاش براي توسعه موشك هاي بالستيك دور برد مي باشد و در سال 2000 ايران موشك ميانبرد شهاب 3 را آزمايش كرد. اما دولت روسيه ادعا مي كند كه ايران هيچ گونه تلاشي در جهت دستيابي به تسليحات غير مجاز ندارد و دولت روسيه نیز هيچ گونه مواد غير مجاز براي ساخت تسليحات غير متعارف به ايران صادر نمي كند. با توجه به مسئله هسته ای جمهوري اسلامي ايران و قراردادهای تأمين تسليحات نظامي ايران توسط روسيه، به ويژه تكميل نيروگاه اتمي آب سبك بوشهر، روسيه عملاً كارت ايران را در راستاي كسب حداكثر امتيازات از نومحافظه گران آمريكا به بازي گرفته است. روند محتوايي جلسات شورای امنيت از سپتامبر 2005 تا 31 جولاي 2006 همگي نشان از سياست كم بيشينه روسيه (كمترين هزينه بيشترين منافع) در راستاي پيشبرد اهداف و كسب امتيازات خود حتي در تقابل با منافع دولت هاي متعامل با آن كشور دارد. اقدام شوراي امنيت سازمان ملل متحد در 31 جولاي در تصويب قطعنامه 1696 با رأي مثبت روسيه به عنوان تأمين كننده ساز و كار و فن آوري هسته اي ايران قابل تأمل مي باشد. هرچند كه روسيه در زمينه تعديل برخي مفاد قطعنامه تلاش نمود ولي نخبگان جمهوري اسلامي ايران مي بايد در يك معادله منطقي هزينه ـ فايده فضاي تعاملات موجود با روسيه را مورد واكاوي قرار دهند. گر چه بايد اذعان كرد كه روسيه در به تاخير انداختن قطعنامه ها عليه ايران نقش مثبت و سازنده اي ايفا نموده است.

سفر پوتين به ايران از اتفاقات مهم در روابط ايران و روسيه بويژه در دهه اخير است. ارتقاي مناسبات ايران و روسيه، بسياري از تحولات خاورميانه را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد. ولاديمير پوتين طي مذاکرات دوجانبه يي که با مقامات ايراني داشت صراحتاً اعلام کرد که «در زمينه انرژي هسته يي و در ساخت نيروگاه بوشهر همکاري خوبي بين دو کشور وجود دارد.» او همچنين تاکيد کرد؛ «مي خواهيم به زودي اين طرح را تمام کنيم.» پوتين وعده يي هم داد؛ وعده يي بر اين مبنا که «روسيه کار احداث نيروگاه بوشهر را به اتمام خواهد رساند و طبق معاهده آژانس بين المللي انرژي اتمي، سوخت نيروگاه چند ماه قبل از راه اندازي رآکتور ارسال مي شود.» به گفته پوتين، روسيه به هيچ وجه از ارسال سوخت مورد نياز رآکتور نيروگاه بوشهر خودداري نخواهد کرد. رئيس جمهوري روسيه سپس از ايران خواست تا طبق موافقتنامه يي که پيش از اين بين تهران و مسکو به امضا رسيده است، سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر به روسيه بازگردد. اين درخواست بخش مهمي از نگراني هاي مسکو و البته ديگر اعضاي 1+5 درباره سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر است که پوتين در سفرش به ايران صراحتاً بر آن تاکيد کرد. بخش ديگري از توضيحات پوتين به تجهيزات قديمي نيروگاه برمي گشت. چرا که قبل از آنکه روسيه با ايران جهت تکميل و راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر قراردادي منعقد کند، آلمان شريک ايران محسوب مي شد. بنابراين يکي از بهانه هاي عمده روسيه براي تاخير در راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر امکانات قديمي موجود و به روز کردن آنها بود. رئيس جمهوري روسيه نيز طي مذاکراتش با مقامات ايراني در اين ارتباط بر مساله فوق صحه گذاشت و چنين اظهار داشت؛ مردم ايران مي دانند هيچ يک از کشورهاي ديگر اجراي طرح نيروگاه بوشهر را برعهده نگرفتند و شرکاي آلماني ما که چند دهه قبل کار را شروع کرده بودند آن را رها کردند و به همين دليل اجراي اين طرح سخت شد. به گفته وي اجراي طرح احداث نيروگاه بوشهر نه به دلايل سياسي، بلکه به علت مسائل مربوط به فناوري به کار رفته در آن سخت شده است؛ تجهيزات آلماني اوليه استفاده شده در اين طرح، قديمي و متعلق به سي سال قبل است که خود باعث بروز مشکلاتي در روند کار شده است. وي پايبند نبودن ديگر کشورها را به موافقتنامه هاي امضا شده با ايران، از جمله کره جنوبي که حاضر نشد تجهيزات مورد نظر را ارسال کند، از ديگر عوامل کندي ساخت نيروگاه بوشهر خواند و افزود؛ با اين مشکلات مجبور شديم به دنبال تجهيزات جايگزين باشيم و اين خود باعث تاخير در اجراي طرح نيروگاه بوشهر شد. رئيس جمهوري روسيه البته در نهايت اطمينان داد وقتي راه حل مورد نظر پيدا شود، موضوع حل خواهد شد. او بر اين نکته هم تاکيد کرد که روسيه تحت تاثير فشارهاي سياسي غربي ها براي تکميل نکردن نيروگاه اتمي بوشهر قرار نمي گيرد و از آنها خواسته است آماده آغاز به کار اين نيروگاه باشند. به هر حال پس از پايان مذاکرات ولاديمير پوتين و مقامات ايراني بر سر نيروگاه اتمي بوشهر به نظر مي رسد آن دود سفيدي که مسوولان ايران در انتظار خارج شدنش از دودکش مذاکرات بودند سرانجام خارج شده است، هر چند که سرانجام اين دود سفيد هنوز مشخص نيست. در کنار گفت و گوهاي صورت گرفته ميان ايران و روسيه درباره درياي خزر و نيروگاه اتمي بوشهر، بيانيه مشترک دو کشور نيز مهم ارزيابي مي شود. تهران و مسکو در اين بيانيه خواستار افزايش تلاش ها در جهت توسعه بيشتر روابط اقتصادي از جمله صنايع نفت و گاز، انرژي اتمي و... شده اند. همچنين رضايتمندي طرفين از امضاي قرارداد تحويل پنج فروند هواپيماي توپولف به ايران، تلاش براي توسعه کريدور بين المللي حمل و نقل شمال - جنوب، توافق جهت بازگشايي راه زميني بين ايران و روسيه از طريق خاک جمهوري داغستان و تاکيد بر حل همه مسائل به وجود آمده در درياي خزر از مسائل مطرح در بيانيه مشترک تهران و مسکو است. در اين ميان توافق دو کشور درباره فراهم ساختن زمينه لازم براي تجديد وفاق همه فلسطيني ها و پشتيباني از پايان حضور نظامي خارجي از خاک عراق را هم بايد به ليست مهم موارد مورد تاکيد ايران و روسيه اضافه کنيم. در اين ميان آنچه که از اهميت بسياري در توافقات دو کشور برخوردار است، تفاهم محمود احمدي نژاد و ولاديمير پوتين مبني بر افزايش مبادلات اقتصادي و تجاري تهران و مسکو تا 200 ميليارد دلار ظرف ده سال آينده است. احمدي نژاد در اين تفاهم بر اراده جمهوري اسلامي ايران براي توسعه مبادلات تجاري و همکاري هاي اقتصادي دو کشور تا سقف 200 ميليارد دلار تا 10 سال آينده تاکيد کرد و افزود؛ اين هدف والا نيازمند برنامه جامعي است که با توجه به زمينه هاي متعدد براي همکاري دو کشور از جمله در بخش حمل و نقل، انرژي، صنعت هوا و فضا و مشارکت در سرمايه گذاري هاي مشترک قابل تحقق است. اين تفاهم در حالي ميان دو کشور صورت گرفته که ايران براساس دو قطعنامه صادره در شوراي امنيت سازمان ملل با تحريم هايي از جانب اتحاديه اروپا، امريکا و روسيه روبه رو شده است و از سوي ديگر وزارت خزانه داري امريکا به تمامي کشورها هشدار داده است که از فرصت هاي تجاري که به واسطه کنار کشيدن کشورهايي که رژيم تحريم ها را رعايت نمي کنند، سوءاستفاده نکنند. در اين بين يکي ديگر از پيشنهادات مهم ولاديمير پوتين به ايران هماهنگي ايران و روسيه در بازار گاز بود. پوتين در اين خصوص گفت که مسکو آماده همکاري هاي مشترک با تهران براي سرمايه گذاري در حوزه هاي نفت و گاز است. پيش از اين روسيه يک بار ديگر نيز خواستار تشکيل سازماني با محوريت ايران و روسيه تحت عنوان اوپک گازي شده بود. اين پيشنهاد در سفر سال گذشته دبير شوراي عالي امنيت ملي روسيه به ايران مطرح شده بود. به هر حال سفر ولاديمير پوتين به ايران براي هر دو کشور دستاوردهايي به همراه داشته است. اگر رهاورد اولين سفر رئيس جمهور روسيه به ايران براي مقامات تهران گشايش باب جديدي در پرونده هسته يي اش باشد، اين سفر براي روسيه دستاوردهاي مهمتري دربرداشته است. احياي قدرت روسيه در ايران به عنوان يکي از کشورهاي منطقه و خاورميانه جهت جلوگيري از نفوذ احتمالي امريکا در ايران بي ترديد يکي از اين دستاوردهاست؛ دستاوردي که با دعوت پوتين از احمدي نژاد براي سفر به روسيه فصل جديدي را در تنش ميان مسکو و واشنگتن باز خواهد کرد. اين دعوت در پايان سفر رئيس جمهور روسيه از ايران صورت گرفت، هرچند که هنوز تاريخي براي آن تعيين نشده است و طرفين توافق کرده اند تاريخ اين سفر را از طريق کانال هاي ديپلماتيک مشخص کنند.

به طور كلي هم مسكو و هم تهران توقعاتي از يكديگر دارند، از جمله آنكه ايران متوقع است در روابط دو جانبه و مسائل منطقه اي مسكو نقش فعالتر و مثبت تري ايفا نمايد؛ از همه مهمتر در حوزه پرونده هسته اي و حق غني سازي اورانيوم در ايران. از طرفي مسئله نيروگاه بوشهر است كه تكميل و تحويل آن با تأخير روبرو شده است. موضوع مهم ديگر همكاري ايران و روسيه به عنوان دو كشور محوري در مناسبات درياي خزر است چون بالاخره امنيت و ارتقاء جايگاه بين المللي حوزه خزر به روابط اين دو كشور بستگي دارد و چشم انداز خوبي در اين رابطه ديده مي شود.

 

ادامه دارد ...

 

    377 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سياست خارجي روسيه (44)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   روسیه (229)
●   خاورميانه (224)

افراد مرتبط
●  پوتين   ولادمير(40)

عناوين مرتبط
●  خرس سیبری در سرزمین نفت(1) 

دسته
●  

رسته :1

تاريخ ارسال:18/09/1386

تاريخ شمسی نشر:18/09/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب