باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 21 دي 1387 كاربران برخط 40 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تبلیغات، جنگ، عراق(2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
شکست عملیات تبلیغاتی ایالات متحده در عراق


پیشرفت دموکراسی و البته حمایت لفظی از آن، اساس دکترین بوش به شمار می رود. در اغلب موارد، نیروهای ائتلاف از مفاهیم یا موضوعاتی همچون پیشرفت دموکراسی، شهروندی، مشروعیت نیروهای امنیتی عراق، یا ارائه تصویری هیولاگونه از شورشیان و تروریست ها به عنوان زمینه اصلی عملیات خود استفاده می کنند. لیکن، هیچ کدام از این موارد ارتباط مستقیمی با بیشتر مردم عراق ندارد.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

   ● نويسنده: اندرو - گارفیلد

مترجم: مهدي - كاظمي

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://www.meforum.org/article/1735

 
 
فرایند معیوب
شکست در هماهنگی و تعدیل عملیات تبلیغاتی و اطلاع رسانی در عراق، کل مأموریت نیروهای ائتلاف را دچار ضعف و ناکارآمدی کرده است. در این عرصه یک فرایند واسطه وجود دارد که برای هماهنگی عملیات اطلاع رسانی نیروهای ائتلاف طراحی شده، اما در واقعیت، این فرایند بیشتر از سازوکاری برای فرماندهی و کنترل، به عرصه ای برای تقسیم اطلاعات و ناکارآمدی آن تبدیل شده است.
کلید یک عملیات تبلیغاتی موفقیت آمیز عبارت است از گسترش یک زمینه عملیاتی فراگیر با تعدادی محدود اما حساب شده پیام های از نظر فرهنگی مرتبط و طراحی شده برای تمام مخاطبان رقیب. در واقع، تنها یک مرجع فرماندهی باید تمام عملیات های اطلاعاتی، تبلیغاتی، روانشناختی، و نیز امور عمومی را هدایت و نظارت نماید. لیکن در عراق، سازمان های متعدد رقیب مستقر در ستادهای فرماندهی مختلف و نیز فرماندهان و مقامات درگیر در جنگ و مسئول در مقابل آژانس ها و بخش های مختلف در دولت ایالات متحده، هر کدام در طبخ غذایی به نام عملیات تبلیغاتی در عراق نقش دارند. این سازمان ها و افراد اغلب برای هماهنگی با یکدیگر شکست می خورند. حتی در برخی موارد، گروه های مجزای پاسخگو به سازمان ها، فرماندهان و مقامات گوناگون در داخل وزارتخانه های دفاع و امور خارجه، هر کدام بطور مجزا تلاش می کنند تا با یک شرکت واحد قرارداد ببندند؛ و نتیجه این کار چیزی نیست جز تلاش های تکراری برای انجام یک کار واحد و اتلاف زمان و هزینه ها. اغلب، این سازمان های رقیب امواج رادیویی و رسانه های چاپی را از محصولات خود اشباع می کنند، اما نتیجه این همه تلاش و هزینه تنها گیج و سردرگم شدن مخاطبان عراقی است که با پیام های متضاد و زمینه های همواره متغیر روبرو می شوند.
اینجا، نیروهای ائتلاف با درگیری در یک فرایند معیوب تصویب و اجرا، همواره از خود امتیاز کسر می کنند. مقامات و مراجع برجسته و مسئول برای بررسی و تصویب تولیدات عملیات تبلیغاتی، به روزها و حتی هفته ها زمان نیاز دارند، حتی اگر این محصولات نتیجه کار عراقی ها برای گروه های قومی خودشان باشد. برای درج یک آگهی یا مطلب در یک روزنامه با چرخه ای کمتر از 50 هزار نفر خواننده – برای مقایسه، چرخه ای کوچک تر از روزنامه های محلی در برخی شهرهای ایالات متحده مثل لابوک در ایالت تگزاس، و فارگو در ایالت داکوتای شمالی – ستادهای عملیاتی اطلاعاتی و روانشناختی متعدد، وکلا، و افسران عالیرتبه تا درجه ژنرال های سه ستاره، باید متن را مورد بررسی و تصویب قرار دهند. شبیه سازی حوادث و بحران ها و فیلم های جمع آوری شده توسط عوامل جمع آوری اخبار الکترونیکی و ارسال آنها به ستادهای فرماندهی نیروهای ائتلاف در بهترین حالت به چند روز زمان برای طی مراحل تصویب و کسب اجازه برای پخش نیاز دارد، که البته این زمان عملاً فرصتی است که از دست می رود؛ از این زمان می توان برای برجسته ساختن بیرحمی ها و خشونت های شورشیان استفاده کرد که بسیار مؤثرتر از یک آگهی تبلیغاتی یک میلیون دلاری است. تا زمانی که فرایند تصویب محصولات تبلیغاتی و رسانه ای مورد بازنگری کلی قرار نگیرد، به صورتی که صدور مجوز پخش این محصولات تنها چند ساعت – یا حتی بهتر از آن تنها چند دقیقه – زمان نیاز داشته باشد، نیروهای ائتلاف در نبرد برای جلب قلب و ذهن عراقی ها شکست خواهند خورد. شورشیان به این شکل دست و پای خود را نبسته اند. در اینجا، می توان از نحوه عمل شبکه های ماهواره ای اصلی ایالات متحده الگو گرفت. در این شیوه عملیات رسانه ای 24 ساعته، خبرنگاران، دبیران سرویس های خبری، و تولید کنندگان از یک رویه ثابت قبلاً تصویب شده توسط مشاوران حقوقی داخلی خود این شبکه ها استفاده می کنند تا اخبار و محصولات تبلیغاتی شان فوری و بموقع پخش گردد. در مواردی که برای مثال درباره صحت یک خبر یا گزارش تردید وجود دارد، یا حساسیت ها بر سر یک موضوع زیاد است، یا یک بیانیه بطور بالقوه ای با تهمت و افترا آمیخته است، وکلای متخصصی وجود دارند که برای ارائه راهنمایی های فوری، گوش به زنگ هستند. سیستم بخوبی کار می کند و خلاصه، اخبار به سرعت پخش می شوند. اگر نیروهای ائتلاف نیز رویه های مشابهی را اتخاذ می کردند، می توانستند فرایند اطلاع رسانی را به شکلی مؤثر هدایت کنند، اما اکنون این اقدامات از حد پاسخ و واکنش به روایت ها، فعالیت های تبلیغاتی شورشیان و تروریست ها فراتر نمی رود.
نیروهای ائتلاف همچنین بدلیل شکست در تعیین صلاحیت و شایستگی افراد مجری عملیات اطلاع رسانی و تبلیغاتی خود، امتیازهای متعددی را از دست می دهند. در حالی که افسران عملیاتی متخصص روانشناسی همواره خوب آموزش می بینند و آمادگی انجام امور مهم را کسب می کنند، بسیاری از افسران اطلاعاتی و مجریان امور عمومی چندان به امور آشنایی نداشته و آموزش های آنها در بهترین حالت از دوره های مقدماتی و پایه ای نظامی فراتر نرفته است. کاهش تعداد کارکنان شایسته و کارآزموده به همراه گردش و تغییر دائمی کارکنان کلیدی، در بیشتر موارد افراد باتجربه را از میدان کار و آموزش خارج کرده و افسرانی را جایگزین آنها می کند که عمدتاً برای انجام این مأموریت مجبور شده اند.
تلاش های مقامات نیروهای ائتلاف در بکارگیری بخش خصوصی، مسائل را بیشتر روشن می کند. دولت ایالات متحده اغلب ارائه خدمات نامناسب و ناکافی از سوی پیمانکاران را نادیده می گیرد. طرح ها و پروژه های ارائه شده از سوی دولت و نیز اسناد مناقصه هایی که در اختیار شرکت های خصوصی قرار می گیرد، اغلب به شکلی نامناسب تهیه شده و فقدان درک صحیح تصمیم گیرندگان از ملزومات عملیاتی فرماندهان، پیچیدگی های مأموریت عملیات اطلاع رسانی و تبلیغاتی در کشوری مثل عراق، و توانایی های بخش خصوصی را منعکس می کنند. کارکنان دولتی که وظیفه طراحی پروژه ها، تنظیم اسناد مناقصات، و شناسایی پیمانکاران مناسب را به عهده دارند، اغلب فاقد دانش فنی و تجربه کاری لازم بوده و عملاً نمی توانند تعیین کنند که یک پیمانکار توانایی انجام پروژه را دارد یا نه، و آیا ادعاهای شرکت ها در مورد استعدادها، توانایی ها و امکاناتشان درست است یا نه. هیچ سازمان، کشور، یا مرجعی برای قراردادهایی اینچنین بدون رعایت اصول و مقررات ابتدایی ده ها میلیون دلار ارزش تعیین نمی کند، اما نیروهای ائتلاف این کار را انجام می دهند.
آخرین مرحله مناقصات یعنی تعیین شرکت برنده نیز مشکل را صد چندان می کند. شرکت ها در این مرحله برای تضمین برنده شدن قراردادهای جدید تلاش می کنند قیمت کمتری از سایر رقبا پیشنهاد دهند، در حالی که نه منابع و نه صلاحیت لازم را برای اجرای این طرح ها با قیمت پیشنهادی در اختیار ندارند؛ حتی در برخی موارد این شرکت ها اساساً فاقد صلاحیت کلی برای انجام چنین کارهایی هستند. این موضوع هم افزایش هزینه ها و زمان اجرای طرح و هم شکست در تکمیل آن را به دنبال دارد؛ در واقع، نتیجه این فرایند معیوب شکست طرح یا در بهترین حالت، انجام آن زیر سطح استانداردهای تعیین شده است. در زمان جنگ، یکی از بدترین جرایمی که یک تشکیلات اقتصادی می تواند مرتکب شود عبارت است از تلاش برای تضمین و کسب سود بالاتر از توافق، از طریق فریبکاری در سرمایه گذاری (سرمایه گذاری کمتر از مقدار قرارداد) و یا کارکنان متخصص مجری قرارداد. لیکن، در سیستم مورد بحث، این قبیل شرکت ها همچنان در یک برتری رقابتی باقی مانده اند. برخی پیمانکاران در فراهم کردن خدمات تعهد شده یا در دستیابی به اثرات و نتایج مطلوب شکست می خورند، اما نحوه عمل و نتایج ناچیز فعالیت های آنها به ندرت مورد چالش و بحث قرار می گیرد یا حتی ثبت می شود. یکی دیگر از نتایج این فرایند معیوب این است که بواسطه نیاز دولت به سوابق اجرایی شرکت ها در مناقصات و قراردادهای جدید، شرکت های مذکور، رقبای جدید خود را که ممکن است ایده های تازه و کارکنان با تجربه در اختیار داشته باشند را به راحتی از میدان به در می کنند.
اگر نیروهای ائتلاف در پی پایان دادن به شکست های خود در عملیات تبلیغاتی و معکوس کردن این فرایند هستند، بایستی ابتدا میزان تأثیرگذاری را بر اجرای صرف طرح ها اولویت دهند. همچنین ارتش ایالات متحده اغلب توانایی و کار پیمانکاران را از راه هایی غیر مرتبط با مأموریت اندازه گیری می کند: برای مثال، معمولاً تعداد پیام های تبلیغاتی پخش شده از شبکه های تلویزیونی یا تعداد بیلبوردهای افراشته شده معیار ارزیابی قرار می گیرد؛ در حالی که معیار اصلی، سنجش میزان تأثیرگذاری چنین تبلیغاتی است. شاخص های صرفاً مبتنی بر اجرای طرح ها، تنها می توانند تصدیق کنند که یک پیام و محصول تبلیغاتی دیده یا شنیده شده است، اما از مشخص کردن میزان تأثیر و نتایج آن عاجزند. البته در برخی موارد موفقیت هایی نیز حاصل شده است، اما این موارد اغلب در سطح نیروهای ارتش و آن هم توسط واحدهای فرعی عملیات روانشناختی و عملیات اطلاع رسانی به دست آمده است. این واحدها عملیات های در سطح محلی را با استفاده از بلندگوها، نشست های گفتگو، جزوه ها، بیلبوردها، اجرای نمایش ها، و انتشار روزنامه هایی که به موضوعات مهم برای مردم مناطق عملیاتی شان می پردازند، به مرحله اجرا می گذارند.
 
پیام رسانی انتزاعی، خیالی و غیر عملی
پیشرفت دموکراسی و البته حمایت لفظی از آن، اساس دکترین بوش به شمار می رود. (10) در اغلب موارد، نیروهای ائتلاف از مفاهیم یا موضوعاتی همچون پیشرفت دموکراسی، شهروندی، مشروعیت نیروهای امنیتی عراق، یا ارائه تصویری هیولاگونه از شورشیان و تروریست ها به عنوان زمینه اصلی عملیات خود استفاده می کنند. لیکن، هیچ کدام از این موارد ارتباط مستقیمی با بیشتر مردم عراق ندارد. بنابراین، احتمال تغییر ایستارهای مردم عراق تحت تأثیر این مفاهیم بسیار اندک است، چه رسد به ایجاد تغییر در رفتار و زندگی آنها. در یک سطح فردی، عراقی ها درباره موضوعاتی همچون امنیت افراد، کار و اشتغال، و امکانات بسیار دقت به خرج می دهند. بطور گسترده تر، آنها به شدت تحت تأثیر مواضع سیاسی گروه های قومی، قبایل، یا طوایف متبوع خود بوده و بیشتر از مشروعیت، در مباحث مرتبط با اقدامات یا ناکارآمدی های دولت عراق، نیروهای ائتلاف، یا شورشیان درگیر می شوند. هنگامی که عراقی ها با واقعیت یک کشور تقسیم شده توسط جنگ داخلی – اگر نگوییم یک کشور فروپاشیده – مواجه هستند، طبیعی است که اقدامات عمومی ارائه کننده یک تصویر اوتوپیایی از شرایط، طنین و تأثیر اندکی خواهد داشت.
ترکیب این نقاط ضعف، واقعیت سیاسی نیروهای ائتلاف است. واژه ها و مفاهیمی که در زبان و فرهنگ غربی ارزشمند به شمار می روند، اغلب مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفته و در راه فریب خود نیروهای ائتلاف و نیز دستکاری کردن و از اثر انداختن پیروزی های تبلیغاتی به نفع رقبا و دشمنان مورد استفاده قرار می گیرند. برای مثال، نیروهای ائتلاف به شورشیان برچسب ضدیت و دشمنی با نیروهای عراقی را می زنند. اما از نظر بیشتر عراقی ها، شورشیان ضد عراق و عراقی نیستند؛ در حقیقت، بسیاری از عراقی ها خود نیروهای ائتلاف را ضد عراقی در نظر می گیرند. انجام اصلاحات در تمام سطوح اهمیت فراوان دارد. تا سال 2006، نیروهای ائتلاف همه مردان عراقی را به عنوان مردان آماده حضور در نبرد – به نفع شورشیان – در نظر می گرفتند، که حکایت از یک طبقه بندی مبتنی بر تردید و سوء ظن داشت. این نوع نگاه، هم باعث خشم عراقی ها شد و هم نیروهای ائتلاف را دچار سردرگمی کرد، چراکه در عمل همه مردان جوان عراقی شورشی نبودند. هم مقامات و هم نیروهای ائتلاف هنوز شورشیان را با عنوان "جهادگران" یا "مجاهدین" خطاب می کنند. اما استفاده از هر دو واژه نتیجه معکوس دارد: در حالی که هر دو واژه در فرهنگ غربی حامل مفاهیم منفی هستند، بسیاری از مردم مذهبی عراق از این واژه ها برای اعطای یک شأن، مقام و مشروعیت مذهبی به افراد استفاده می کنند. همچنین مورد خطاب قرار دادن همه عراقی ها با عنوان "حاجی" – همان طور که نیروهای ایالات متحده قبلاً نیز ویتنامی ها را با عنوان Gook خطاب می کردند – نتیجه معکوس می دهد، چراکه از یک واژه مهم مذهبی برای توهین استفاده می شود. حتی اگر برخی از عراقی ها هم به این موارد و نکات توجه نکرده بودند، شورشیان با اشاره به چنین مثال هایی به راحتی میان تشکیلات و نیروهای ائتلاف، و جامعه عراق شکاف ایجاد می کنند.
کلید موفقیت در عراق، همان اصل و قاعده کلی مشرب های عملیات سیاسی غربی است: « بطور راهبردی فکر کنید، اما بطور محلی عمل نمائید. » در عوض، نیروهای ائتلاف با تکیه بیش از حد روی یک مخاطب عمومی عراقی که خارج از تصورات آنها وجود ندارد، همه تلاش های خود در زمینه تبلیغات و اطلاع رسانی را به باد می دهند. این پیش فرض که تمام عراقی ها به شکلی گسترده مثل هم هستند و مثل هم می اندیشند، یک فرض اساساً غلط است و طبعاً هر چه بر روی این پیش فرض قرار گیرد نیز پایان خوبی نخواهد داشت. هیچ پیام یا درخواست هیجانی و احساسی که در سراسر جامعه طنین انداز شده و همه را به یک شکل تحت تأثیر قرار دهد، وجود ندارد. بطور کلی، عملیات های طراحی شده در سطح ملی بی تأثیر هستند، مگر وقتی که در راستای اهداف اطلاعاتی (برای مثال در انجام یک انتخابات) اجرا شوند.
بواسطه همین دلایلی که ذکر شد، عملیات های هدف دار هر یک از سه گروه اصلی قومی و مذهبی عراق برای تأثیر گذاری روی تمام اعضای خود این گروه ها نیز شکست خواهد خورد. در واقع، اختلافات بسیار زیادی در داخل این گروه ها، خواه قومی، سیاسی، یا ایدئولوژیک، وجود دارد. شیعیان طرفدار سازمان بدر، بازوی نظامی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، همان قدر در گسترش پیام های خود در سراسر جامعه شیعیان شکست خوردند که اعضای شیعه "جیش المهدی" – تحت هدایت "مقتدی الصدر" – قادر به انجام این کار نشدند. حتی در شرایط صلح و ثبات نسبی در کردستان عراق، اتحاد میان دو حزب مسلط – حزب دموکراتیک کردستان به رهبری "مسعود بارزانی"، و اتحادیه میهنی کردستان به رهبری "جلال طالبانی" – کاملاً ناپایدار و زودگذر است.
چالش تمرکز فزاینده روی عملیات های "محلی"، یک چالش بسیار دشوار است. وجود تسلط تلویزیون ملی و ایستگاه های ماهواره ای بین المللی، هدایت و انتقال پیام های جامع و صریح به مخاطبان خاص را دشوار می سازد. برای مثال، شیوه گسترش و انجام یک عملیات اطلاعاتی و تبلیغاتی با هدف ضربه زدن به حمایت اهل تسنن عراق از القاعده، باید میان قبایل، طوایف و مناطق مختلف، متنوع باشد، چراکه سطح حمایت گروه های سنی اصلی از القاعده عراق، از درگیری فعالانه تا مخالفت خشونت آمیز متغیر است. به بیان دیگر هیچ متن یا پیام تبلیغاتی وجود ندارد که مورد توجه تمام سنی ها قرار گرفته یا همه آنها را بطور یکسان تحت تأثیر قرار دهد. در نتیجه، تبلیغات تلویزیون ملی را نمی توان یک واسطه ایده آل و مؤثر برای رساندن پیام های متنوع به مخاطبان مختلف در نظر گرفت.
برای گسترش یک برنامه ریزی مؤثر، آگاهی و اطلاعات کافی در مورد اولویت های مخاطبان نیز باید وارد قوه ادراک فرهنگی نیروهای ائتلاف شود. چنین آگاهی، دانش اجتماعی و تحقیقات ایستاری خارج از دسترس را بطور ثابت در اختیار طراحان و برنامه ریزان تشکیلات ائتلاف قرار می دهد. نیروهای ائتلاف بایستی مجدداً روی تلاش های خود برای گسترش عملیات در گروه های مختلف و تقویت شده توسط پیام رسانی منطقه ای – و بطور محدود ملی -  تمرکز کنند. متأسفانه، عراق تحت کنترل نیروهای چند ملیتی، و مرجع اصلی قراردادها و عملیات های اطلاع رسانی و تبلیغاتی، چندان آماده و متمایل برای تعدیل و تغییر به نظر نمی رسد. در ژوئن 2007، دوباره یک قرارداد به ارزش 199 میلیون دلار – سالیانه – با شرکت "بل پاتینجر" منعقد شد؛ یک شرکت تبلیغاتی بین المللی که ناتوانی خود برای فعالیت در جنگ عقاید را در مدت سه سال به نمایش گذاشت. طبق قرارداد، این شرکت بیش از یکصد میلیون دلار برای پخش پیام های 30 و 60 ثانیه ای به ایستگاه های تلویزیونی ماهواره ای عربی پرداخت خواهد کرد؛ البته ناگفته پیداست که بیشتر این پیام ها در تأثیر گذاری روی عراقی ها شکست خواهند خورد. این پیام های تبلیغاتی روی همان ایستگاه هایی پخش خواهند شد که آزادانه پیام ها و تصاویر دشمنان دولت عراق و نیروهای ائتلاف را بطور همزمان منتشر می کنند.
علاوه بر این، فقدان گویندگان عراقی نیز میزان تأثیرگذاری عملیات تبلیغاتی نیروهای ائتلاف را به شکل چشمگیری کاهش می دهد. تلاش های صورت گرفته برای استخدام، آموزش، و حمایت از گویندگان عراقی یک شکست تحقیرآمیز به شمار می رود. در نتیجه این کمبود، افسران متصدی امور عمومی در ارتش ایالات متحده همچنان به عنوان چهره های تبلیغاتی نیروهای ائتلاف در عراق باقی می مانند، و همچنان به زبان انگلیسی سخن می گویند با این امید که عراقی های عرب زبان منظور آنها را درک کرده و از این طریق تحت تأثیر ترجمه های نامناسب عربی پیام هایشان قرار نگیرند. اما واقعیت این است که هیچ جایگزینی برای فکر و سخن عراقی ها به زبان عربی و کاربرد واژه ها و توصیف های درک شده توسط عراقی ها وجود ندارد.
ارتش ایالات متحده باید موضوع استفاده از گویندگان عراقی برای مخاطبان عراقی را بسیار جدی بگیرد. در حالی که افسران برجسته ارتش روی اطلاعاتشان در مورد رسانه های آمریکایی و بین المللی تأکید می کنند، عراقی ها همین اطلاعات را بصورت ترجمه شده – و دوباره پخش شده – از شبکه هایی همچون الجزیره یا LBC دریافت می کنند. البته گاهی اوقات، این ایستگاه های ماهواره ای عربی اطلاعات را با مقاصد خصمانه جرح و تعدیل می کنند.
 
ایجاد موضوعی برای عملیات تبلیغاتی
آخرین شکست در جنگ عقاید عبارت است از ناتوانی دولت ایالات متحده برای جلب حمایت داخلی از کاربرد اطلاعات و تبلیغات به عنوان یک سلاح. مباحثات مطبوعاتی نوامبر 2005 بر سر پرداخت های صورت گرفته به روزنامه نگاران عراقی (11)، شکست دولت در جلب حمایت داخلی از ورود به عملیات تبلیغاتی در عراق – و هر جای دیگری – را به نمایش گذاشت. این یک نکته طعنه آمیز است که مطبوعات و برخی سیاستمداران چپ گرای آمریکایی تا حد زیادی از کاربرد خشونت – نسبت به علت یابی استدلال ها و انگیزه های شکست یک رقیب – طرفداری می کنند.
واشنگتن باید این مورد را به هر ترتیب برای افکار عمومی ایالات متحده جا بیندازد که عملیات تبلیغاتی و اطلاع رسانی، یک ابزار غیر قابل چشم پوشی به شمار می رود. در مورد اینکه آیا افکار عمومی با جنگ عراق موافق است یا نه، جذب قلب و ذهن مردم عراق در دستیابی به صلح و توافق یک نکته حیاتی به شمار می رود. یک راهبرد موفقیت آمیز نه تنها می تواند با تبلیغات دشمن روبرو شود، بلکه ابتکار اطلاع رسانی را نیز حفظ می کند. اول از همه، دولت ایالات متحده و تمام بخش ها و کارگزاری های تشکیل دهنده آن باید این نکته را بخوبی درک کنند که نیروهای ائتلاف در یک جنگ برای "نفوذ" درگیر هستند، جنگی که واشنگتن باید از تمام اهرم های موجود قدرت نرم و سخت بطور هماهنگ در آن استفاده کند. این موارد را می توان بدین شکل خلاصه کرد: کاربرد نیروی نظامی و قوه قهریه، به اضافه یک تلاش ترکیبی (نظامی و غیر نظامی) برای بازگرداندن ثبات و فراهم کردن خدمات اساسی و ضروری، به منظور دستیابی به یک افزایش چشمگیر و قابل درک در استانداردهای زندگی. در حالی که تأسیس یک دولت مؤثر و مبتنی بر اصول نمایندگی، حتی به قیمت ایده آل های دموکراتیک، بیش از هرگونه عملیات تبلیغاتی روی ایستارهای مردم عراق تأثیر خواهد داشت، نمی توان این نکته را نیز نادیده گرفت که چنین امری بدون برقراری یک تسلط اطلاعاتی و تبلیغاتی رخ نخواهد داد.
تبلیغات متقابل نیروهای ائتلاف می تواند در زمینه توضیح انگیزه ها و اقدامات مهاجمان، بررسی انتظارات، و در صورت نیاز، معذرت خواهی بخاطر گام های اشتباه برداشته شده توسط نیروهای ائتلاف بکار رود. همچنین این تبلیغات می تواند برای اعاده و تقویت روحیه، امید، و غرور نیز بکار رود. و از همه مهم تر، باید از آن برای بدنام کردن دشمنان و مخالفان و رویارویی با عبارات و رفتارهای آنها استفاده کرد.
به منظور اعاده برتری نیروهای ائتلاف، ارتش ایالات متحده باید یک مرکز و مرجع فرماندهی واحد را برای فرماندهی، هدایت و کنترل تلاش های رسانه ای و تبلیغاتی در سطح راهبردی، و نیز جهت دهی و هدایت این تلاش ها به سطوح زیرین ایجاد نماید. این مهم مستلزم توقف درگیری های بی مورد میان وزارت خارجه، سازمان CIA، و پنتاگون است؛ همچنین باید به منازعات موجود میان متصدیان عملیات های تبلیغاتی، مجریان عملیات های روانشناختی ارتش، و افسران متصدی امور عمومی نیز پایان داد.
نیروهای ائتلاف باید یک نظارت تبلیغاتی قابل درک و تلاش جمعی برای تسلط بر تمام تبلیغات دشمن – جزوه ها، DVD ها، خطابه ها، یا شایعات – را آغاز نمایند. بدون چنین پایگاه اطلاعاتی واحد و منسجمی، متخصصان روانشناسی و تبلیغات نمی توانند مخاطبان هدف، تلاش های مطلوب و مؤثر عوامل تبلیغاتی، یا معیار های موفقیت آنها در دستیابی به اهداف را تعیین کنند. آنها به چنین پایگاهی نیاز دارند، برای ایجاد مجموعه ای ثابت از مخاطبان؛ ایجاد بینش و درک صحیح از مفاهیم، توانایی ها، آسیب پذیری ها، و مقاصد دشمنان؛ درک اشتباهات، تناقضات، بی ثباتی ها، و حیله های عمدی یا غیر عمدی در پیام رسانی رقیب، و استفاده از استدلال های متقابل مؤثر.
حملات شورشیان و تروریست ها باید از طریق یک منشور واحد برای تعیین اثرات و نتایج روانشناختی مطلوب، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. چنین تحلیلی بسیار حیاتی است، زیرا هدف فیزیکی یک حمله همیشه یک هدف واقعی نیست. برای مثال، دو حمله به مسجد سامراء (12) با هدف تخریب ساختمان یا کشتار شیعیان حاضر در آن صورت نگرفت، بلکه هدف از این حملات عمدتاً عبارت بود از دمیدن در آتش منازعات فرقه ای در عراق. تنها با این قبیل آگاهی ها و نیز یک درک صحیح و جامع از زمینه های انسانی است که توسعه یک عملیات تبلیغاتی متقابل مؤثر – هم در زمینه پیام رسانی و هم از نظر زمان – ممکن خواهد شد.
چنین گفتگو و زمینه ای باید مشروعیت و خاصیت دولت عراق و نیروهای ائتلاف را ارتقاء داده و در عین برجسته سازی خباثت شورش و تروریسم، روحیه متزلزل شده از سه سال خشونت مداوم را تقویت کند. آن همچنین باید تبلیغات دشمن را نیز به چالش بکشد. نیروهای ائتلاف هنوز مجبورند توانایی ها، مهارت ها، و منابع و امکانات موجود برای اجرایی کردن چنین عملیاتی را در یک جا متمرکز کنند، چراکه رضایت سیاسی و عمومی لازم برای انجام این کار وجود ندارد. دکترین جدید ضد شورش طراحی شده توسط "دیوید پترائوس"، فرمانده عالی ارتش ایالات متحده در عراق، چنین بیان می کند که، « خط سیر منطقی عملیاتی در عملیات تبلیغاتی ممکن است در اغلب موارد همان خط سیر منطقی عملیاتی قطعی باشد. عملیات تبلیغاتی با شکل دادن به محیط و فضای اطلاعاتی و رسانه ای، می تواند همکاری و هماهنگی قابل توجهی را در تعیین شرایط برای موفقیت خطوط عملیاتی دیگر ایجاد نماید.» (13) اما با این وجود، هنوز هم بسیاری از مقامات و فرماندهان برجسته از عملیات تبلیغاتی و رسانه ای کاملاً حمایت نمی کنند. در حالی که منازعه میان مقامات سیاسی و نظامی برای غلبه بر این چالش های مهم ادامه می یابد، شورشیان، شبه نظامیان، و تروریست ها به تلاش برای فرسودن حمایت مردم عراق از نظم جدید ادامه می دهند. ابتکار در جنگ تبلیغاتی و رسانه ای در عراق از مدت ها پیش از دست رفته است. مسائل و مشکلات مشابهی اکنون در افغانستان و دیگر جبهه های نبرد جهانی با تروریسم تکرار می شود. اما اینکه آیا ایالات متحده، ناتو، و دیگر کشورهای عضو ائتلاف از شرایط کنونی در عراق و مناطق دیگر درس می گیرند یا نه، همچنان یک سئوال بی پاسخ باقی می ماند.
 
* اندرو گارفیلد؛ محقق برجسته مؤسسه تحقیقاتی سیاست خارجی و عضو مؤسسه "ژلوم" (یک شرکت مشاور در امور ارتباطات راهبردی) است. وی تجربه مشارکت در عملیات های تبلیغاتی هم در عراق و هم در افغانستان را داراست.
 
یادداشت ها
1) فرانک کیتسون، Low Intensity Operations: Subversion , Insurgency , and Peacekeeping (نیویورک: استاکپول، 1971)، ص 290
2) یوهان موست، " اقدام به عنوان تبلیغات "، ماهنامه Freiheit، 25 جولای 1985
3) نگاه کنید به " شمار تلفات نیروهای ائتلاف در عراق "، در سایت اینترنتی casualties.org، 5 جولای 2007
4) Adnkronos International (رم)، 26 فوریه 2007
5) The Christian Science Monitor، 17 ژانویه 2007
6) " ابزارهای جدید دشمن "، مجله TIME، 25 جولای 2007
7) قانون عمومی شماره 402، 27 ژانویه 1948
8) این ارقام که بر اساس قراردادهای واگذار شده توسط دولت ایالات متحده از ژانویه 2007 ذکر شده، شامل یک قرارداد 199 میلیون دلاری با شرکت انگلیسی ارتباطات عمومی " بل پاتینجر " و یک قرارداد 26 میلیون دلاری با شرکت صنایع و خدمات عملیات رسانه ای " لئون " می باشد.
9) در سال 2006، نیروهای ائتلاف قراردادهایی را به شرکت های ارتباطات راهبردی و روابط عمومی انگلیسی و آمریکایی بل پاتینجر، لینکلن گروپ، اس.وای.کلمن، و SOSI واگذار کردند. رقم این قراردادها که در مجموع چند صد میلیون دلار بود، از نظر میزان از 7-5 میلیون دلار به لینکلن گروپ برای عملیات رسانه ای و ارائه خدمات مدیریتی انتخاباتی، تا بیش از 15 میلیون دلار برای عملیات های تبلیغات ملی اجرا شده توسط شرکت بل پاتینجر به منظور ارتقاء و گسترش زمینه های مورد نظر نیروهای ائتلاف شامل مفهوم شهروندی عراق، متغیر بود.
10) سخنرانی افتتاحیه جورج بوش، واشنگتن دی.سی.، 20 ژانویه 2005؛ سخنرانی جورج بوش، پراگ، 5 ژوئن 2007
11) لوس آنجلس تایمز، 30 نوامبر 2005
12) اولین حمله در 22 فوریه 2006 به تخریب گنبد طلایی، و دومین حمله در 13 ژوئن 2007 به تخریب دو مناره مسجد انجامید. نیویورک تایمز، 22 فوریه 2006؛ نیویورک تایمز، 13 ژوئن 2007
Counterinsurgency، دستورالعمل ارتش ایالات متحده، گزارش های روزانه و کتاب مقررات، 24-3 دسامبر 2006، صص 8-5
 
 
 

    468 بازديد     4 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ رواني (62)
●   جنگ عراق (565)
●   سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا (50)

عناوين مرتبط
●  تبلیغات، جنگ، عراق(1) 

دسته
●  

رسته :1

تاريخ ارسال:13/08/1386

تاريخ شمسی نشر:13/08/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب