باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 21 دي 1387 كاربران برخط 30 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ادعاي فلسفه داني ندارم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
اسماعيل سعادت در نشست بررسي کتاب اميل بريه


محمد نجفي: کمابيش هر يک از ما ايرانياني که در يکي دو دهه اخير گذارمان به ديار فلسفه افتاده است، بيش و پيش از هر چيز تاريخ فلسفه را مز مزه کرده ايم؛ به ويژه اگر در دپارتمان هاي فلسفه روزگار گذرانده باشيم. تاريخ فلسفه اي که غالباً در کنار کاپلستون مي نشيند. هر چند به مرور و اخيراً مي توان نشانه هايي بر تغيير چنين فضايي را مشاهده کرد؛ هم در تغيير رويکرد به تاريخ فلسفه و هم در گرايش هاي جدي به موضوعات و مسائل فلسفي. با اين وجود اما هنوز راهي طولاني در پيش است. راهي که اسماعيل سعادت با ترجمه «تاريخ فلسفه قرن هفدهم» اميل بريه از سنت فرانسوي تاريخ نگاري فلسفه گامي هرچند کوتاه اما موثر در راستاي آن برداشته است.نخستين بار در سال 1337، بخش سوم از کتاب تاريخ فلسفه بريه با نام «تاريخ فلسفه قرون وسطي و دوره تجدد» با ترجمه يحيي مهدوي منتشر شد. عليمراد داودي نيز در سال 1353 بخش هاي اول و دوم اين کتاب را با عنوان هاي «دوره يوناني و دوره انتشار فرهنگ يوناني» و «دوره رومي» ترجمه کرد. اکنون پس از گذشت 33 سال، اسماعيل سعادت بخش چهارم کتاب بريه را ترجمه و انتشارات هرمس نيز آن را منتشر کرده است.اين کتاب 397 صفحه اي در نيمه نخست قرن بيستم نگاشته شده و هر فصل به يکي از فيلسوفان اختصاص دارد که نخستين آنها فرانسيس بيکن و آخرين شان فونتنل است.اسماعيل سعادت در سال 1304 در خوانسار متولد شد و مدرک کارشناسي ارشد زبان شناسي خود را از دانشگاه تهران در سال 1347 اخذ کرد. وي هم اکنون عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي و مدير دانشنامه زبان و ادب فارسي است.اين مترجم در کارنامه خود ترجمه کتاب هايي چون «مساله اختيار در تفکر اسلامي» از شيخ بوعمران، «کون و فساد» از ارسطو، «عصر بدگماني» از ناتالي ساروت و «کشفيات نوين در روانپزشکي اخلاق» از جورج ادوارد مور را دارد.به مناسبت انتشار ترجمه اسماعيل سعادت از «تاريخ فلسفه قرن هفدهم» اميل بريه و در ادامه سلسله نشست هاي هفتگي شهر کتاب، روز سه شنبه 22 خرداد 86 نشستي با حضور اسماعيل سعادت، کامران فاني و کريم مجتهدي برگزار شد که گزارش آن در پي مي آيد.
 
 
 

ارسال كننده: محمد نجفي

خبرنگار: محمد - نجفى

منبع: روزنامه - شرق

 
 
دکتر رضا داوري اردکاني از مدعوين برنامه که به دليل جلسه فوق العاده شوراي عالي انقلاب فرهنگي نتوانسته بود در جلسه حضور يابد ضمن يادداشتي مکتوب به بيان نکاتي در اين رابطه پرداخت؛ «فلسفه قرن هفدهم بنياد فلسفه جديد است و جهان متجدد در قرن هفدهم پايه گذاري شده است يا لااقل اين قرن از حيث مظهريت در پنج قرن تاريخ جديد نظيري ندارد. اين قرن نه فقط قرن بيکن، دکارت، گاليله، اسپينوزا و نيوتن است (از شاعران و نويسندگان نامي نمي برم) بلکه جمع همه گوناگوني ها و تعارض ها و تفاوت هاي جهان جديد را مي توان در آنها ديد.» وي سپس با اشاره به اهميت تاريخ فلسفه بريه و ترجمه آن توسط اسماعيل سعادت مي افزايد؛ «کسي مثل من که با فلسفه عمر به سر برده است، نمي تواند از تجليل و تعظيم مردي مثل استاد سعادت خوشوقت نباشد و دريغ نخورد که چرا در مجلس احترام حاضر نبوده است.»
البته اين غيبت، غبن من است وگرنه استادان گرانمايه اي که در مجلس حضور دارند بهتر از من گفتني هاي مناسب مقام و مجلس را خواهند گفت.»
در ادامه کامران فاني پس از خواندن بخش هايي از مقاله اي که سال ها پيش درباره تاريخ فلسفه و شأن آن نگاشته بود، گفت؛ امروزه ديگر کسي شک ندارد که دست کم شرط لازم در آموختن هر حوزه شناختي، سير و بسط آن در تاريخ است. در گذشته تمام تاريخ فلسفه هايي که نوشته شده تقريباً تذکره الفلاسفه است. اما بسط و گسترش انديشه و آنچه روح زمانه را در خودش نمايان مي کند نيازمند تغيير در نگاه انسان به گذشته و تاريخ است. وي ترقي و پيشرفت را يکي از مفاهيم جديد در دوران مدرن عنوان مي کند؛ «اين در حالي است که در گذشته به عصر طلايي معتقد بودند که با دور شدن از آن عصر اوضاع بدتر خواهد شد. حال آن که در قرون 15 و 16 نگاه ها به آينده معطوف شد و اين اعتقاد که هرچيز نو بهتر از کهنه است رايج شد؛ برخلاف گذشته که نوآوري اصولاً مقبول نبود.» فاني سپس به نظر اميل بريه راجع به تاريخ مي پردازد؛ بريه تاريخ فلسفه را جزء لوازم شناختي فلسفه مي داند که بدون آن نمي توان به فلسفه پرداخت. وي در مقدمه کتاب خود نيز در اين باره بحث مي کند و سه شأن يا هدف را براي تاريخ فلسفه برمي شمارد؛ نخست اين که تاريخ فلسفه بايد مشخص کند که منشاء فلسفه کجاست و حدود زماني و مکاني آن چيست و کجاست؟ دوم تاريخ فلسفه بايد به ما بگويد که تمايز فلسفه از فنون عقلي در چيست؟ و سوم تاريخ فلسفه بايد نشان بدهد که آيا فلسفه از يک تطور و تکامل منظم و منضبط برخوردار بوده است يا خير؟
فاني در ادامه به بيان پاسخ هاي بريه به اين سه پرسش پرداخت؛ درباره منشاء فلسفه، بريه اصلاً يونان را منشاء فلسفه نمي داند و منشاء آن را به شرق نسبت مي دهد که احتمالاً مقصود وي مصر، بين النهرين و ايران است. از نظر او يونانيان بيشتر به شرح و بسط و توضيح پرداخته اند نه ابداع. به اعتقاد وي انديشه هاي اصلي و کليدي قبلاً در شرق پيدا شده بود که يوناني ها آن را شرح و بسط داده اند.بريه در پاسخ به پرسش دوم معتقد است که فلسفه تنها در صورتي وجود دارد که تفکري مستدل در ميان باشد يعني تفکري که روح انتقادي در آن وجود داشته باشد. از نظر بريه تمايز فلسفه با ديگر فعاليت هاي فکري و عقلي به ويژه با تفکر ديني و عقلي روح انتقادي اي است که در فلسفه وجود دارد. به اين معنا که هرگز گمان نکنيم که به حقيقت رسيده ايم. به اعتقاد بريه علوم هرگز از خودشان انتقاد نمي کنند و همواره بايد تکنولوژي اي در پي علم بيايد و آن را تاييد کند. سير تطوري و تکاملي فلسفه سومين نکته اي است که بريه به آن مي پردازد. وي معتقد است که تاريخ فلسفه بايد نشان بدهد که فلسفه چه سيري را طي مي کند و آيا قانوني بر آن حکمفرما است؟ پاسخ مثبت و منفي هم از ابتدا تعيين نمي شود. بريه در اين مورد به هگل و آگوست کنت خيلي توجه دارد. اين نگاه که هر فلسفه بخشي از فلسفه قبل را در خود دارد و ما با سيري ديالکتيکي مواجهيم بنيان تاريخ نگاري فلسفه است که ريشه در هگل دارد. در ادامه فاني با بيان اين نکته که تاريخ فلسفه اميل بريه يک تاريخ عمومي است، گفت؛ به نظر من بريه کتاب هاي مهم تري هم دارد. برادر بريه متخصص تاريخ بيزانس است. وقتي اميل بريه تاريخ فلسفه اش را نوشت وي و ديگران به او انتقاد کردند که چرا به بيزانس و شرق نپرداخته است که وي کتابي در اين رابطه نوشته است و با توجه به اين که ما در اين حوزه منبعي نداريم شايد ترجمه آن واجب تر بوده است. بريه کتاب ديگري هم درباره فلسفه رواقي نوشته که بهترين مقدمه براي فلسفه رواقي است و بنابراين شايسته تر آن است که اين دو کتاب نيز ترجمه شوند. فاني سپس از ترجمه کتاب «تاريخ فلسفه قرن هفدهم» سخن گفت؛ ترجمه آقاي سعادت واقعاً غبطه برانگيز است. ايشان اصطلاحات مانوس و جاافتاده فلسفي را در ترجمه شان به کار برده اند و چه در مورد واژگان و چه در مورد نحو و ساختار کلام حد اعتدال را حفظ کرده اند. اصطلاحات ايشان اصطلاحات برساخته اي نيست و واژگان را بجا و خوب به کار برده اند.
فاني با بيان سه ويژگي قرن هفدهم از نظر بريه يعني تغيير نگاه انسان به طبيعت خارجي، تغيير نگاه انسان به طبيعت خود انسان و تاسيس نهادهايي که اين نگاه در آنها ظاهر شد و سپس پرداختن به فصل اسپينوزاي کتاب «تاريخ فلسفه قرن هفدهم» سخنان خود را اين گونه به پايان برد؛ اين کتاب کتابي خواندني است که هر فصل آن مستقل است و مي توان آنها را جداگانه و به عنوان يک مقاله نيز خواند.
پس از کامران فاني دکتر کريم مجتهدي - استاد فلسفه دانشگاه تهران- با اشاره به بخشي از سخنان سخنران پيشين گفت؛ آنچه آقاي فاني فرمودند به نوعي مرا تحريک مي کند. اينکه فرمودند در عصر باستان و در سنت هاي قديمي اصلاً تاريخ فلسفه وجود نداشت به اين علت بود که براي مردم باستان چيزي که مشمول مرور زمان مي شد ارزش نداشت. در يونان باستان هم چيزي کامل است که تغيير نمي کند ولي آنچه در جهان جديد به وقوع پيوسته اين است که آنچه در حرکت و صيرورت است واقعي است؛ يعني چيزي که تفکر دارد بايد حرکت کند.
ما تا وقتي زنده ايم زندگي را در مجموعه اي از صيرورت درمي يابيم. اما در اين مسير نمي توان از کمال سخن گفت. يعني فلسفه جديد الزاماً کامل تر از گذشته نيست اما اگر تغيير هم نکند ديگر فلسفه اي در کار نيست. با اين نظرگاه است که تاريخ فلسفه اهميت فوق العاده اي پيدا مي کند. دکتر کريم مجتهدي در ادامه با اشاره به اهميت کتاب «تاريخ فلسفه قرن هفدهم» سخنان خود را پي گرفت؛ در عصر رنسانس مسائل به نحو عجيبي از هم پاشيده مي شود تا آنجا که به اصلاحات ديني هم کشيده مي شود و افراد با شکاکيت به همه چيز نگاه مي کنند. اما قرن 17 عکس اين است و مي خواهد همه چيز دوباره ميزان صحيح و عقلي پيدا کند.
دکتر مجتهدي در پايان سخنان خود به بيان نقدهايي درباره برگردان برخي واژه ها به فارسي ضبط و ثبت اسامي خاص و از جمله نام خانوادگي مولف که به گمان ايشان بايد به صورت «برئيه» مي آمد و برخي پانوشت ها و عدم انطباق برخي لغات که در متن آمده با لغت نامه انتهاي کتاب پرداختند. در پايان مترجم کتاب «تاريخ فلسفه قرن هفدهم» ضمن تشکر از برگزارکنندگان جلسه، اساتيد حاضر و نيز ناشر به بيان نکاتي پرداخت. اسماعيل سعادت درباره انتخاب واژگان معادل گفت؛ من بيشتر واژه هايي را که در اين جلسه درباره آنها بحث شد از دايره المعارف فارسي دکتر مصاحب وام گرفته ام و براي آن که تشتت ايجاد نشود از اين واژه ها استفاده کرده ام.
وي با بيان اينکه من دعوي فلسفه داني ندارم، افزود؛ من فقط به فلسفه علاقه مندم و قصدم اين است که آنچه مي خوانم به ديگران منتقل کنم. من فکر مي کنم جامعه ما در عرصه فرهنگي نيازمند آن است که متون کلاسيک به فارسي ترجمه شوند حال آنکه ما آثار ابن سينا را هم به فارسي نداريم.سعادت در پايان دليل ترجمه اين کتاب را پيشنهاد دکتر مهدوي و دليل تاخير در ترجمه آن را مسووليتي عنوان کرد که از جانب فرهنگستان ادب در دانشنامه زبان و ادب فارسي به عهده وي نهاده شد.
 
 
 

    173 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاریخ فلسفه (4)

تصاوير
●   میکروفون و سخنران 

دسته
●  متن / گزارش

رسته :3

تاريخ ارسال:26/03/1386

تاريخ شمسی نشر:26/03/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب