مُد
مد، يعنى: «روش و طريقه موقت كه طبق ذوق و سليقه اهل زمان، طرز زندگى و لباس پوشيدن و... را تنظيم كند».(1) «چيزى كه متداول و رايج شده است».(2) «براى بسيارى از مردم، نو، به آن چيزى اطلاق مىگردد كه در حال حاضر و يا اين اواخر، پيدا شده است».(3)
بنابر تعريف، مد همان شيوه تازهاى است كه به وجود آمده و عدهاى طبق آن رفتار مىكنند. مد، شيوه زندگى، حرف زدن، لباس پوشيدن، آرايش خانه و وسايل آن و امثال اينها را شامل مىشود. مد به خودى خود، مذموم نخواهد بود و در صورتى مىتوانيم آن را ارزشگذارى كنيم كه آثار مثبت و منفى آن را در جامعه ارزيابى كنيم. در اين نوشتار، به جنبهها و آثار منفى آن اشاره مىشود و در صورتى مذموم و منفى تلقّى مىگردد كه به «مدپرستى» تبديل شود و جامعه و خانوادهها را با مشكلات فراوان مواجه كند.
ارتباطات
افراد در جامعه زندگى مىكنند و اجتماعى زيستن، مستلزم «ارتباط» است. گاهى فرد با فردى ديگر يا گروهى كوچك و بزرگ ارتباط دارد. افراد در ارتباط با همديگر، خانواده، مدرسه، گروههاى همسالان و... تأثير مىگذارند و متأثر مىشوند ؛ بنابراين، تأثيرگذارى دو طرفه است. گاهى اين ارتباط دو سويه نيست و فرايند تأثيرگذارى تنها از يك طرفْ ناشى مىشود كه بيشتر در وسايل ارتباط جمعى نمود پيدا مىكند. البته در بعضى موارد، ارتباط در اين وسايل هم دو طرفه است.
جامعه
هر جامعهاى كه داراى هويت، پيشينه تاريخى و ارزشهاى فرهنگى است، افرادش زنده، پويا و داراى شخصيتاند. جامعه ما، جامعهاى دينى است كه ارزشهاى اسلامى در آن گاهى پُررنگ و در موقعيتهايى، كمرنگ شده است. در زمان جنگ تحميلى عراق عليه ايران، ارزشها پررنگ شد و اكثر افراد، بيشتر مقيد بودند تابع فرهنگ، آداب و رسوم و ارزشهاى خود باشند؛ ولى بعد از جنگ، اين ارزشها به تدريج كمرنگ شد (كه دلايل و عوامل اجتماعى خاص خود را دارد).
عدم اسراف، قناعت، احترام به والدين، رعايت حدود شرعى (بويژه در فضاهاى عمومى)، سادهزيستى و... به تدريج كم ارزش شدند. عواملى دست به دست هم دادند و اين تغييرات را به وجود آوردند كه به نظر مىرسد در اين زمينه، وسايل ارتباط جمعى نقش مهمى داشتهاند.
اين مقاله در تلاش است تا اندازهاى، نقش وسايل ارتباط جمعى را در راهيابى مد به حريم فردى و جامعه بيان كند.
وظايف رسانهها
دانشمندان براى وسايل ارتباط جمعى، وظايف (يا كاركردهاى) متعددى ذكر كردهاند. دكتر كاظم معتمدنژاد (استاد برجسته ارتباطات)، سه وظيفه اساسى را نام برده است كه طبق اين سه وظيفه، راهيابى مد ارزيابى مىشود.
الف) وظايف خبرى و آموزشى
نقش وسايل ارتباطى، انتشار جريان رويدادهاى اجتماعى است كه انسان امكان مىيابد از رويدادهاى مهم اطلاع پيدا كند و واكنشهاى متناسبى در پيش گيرد يا مىتواند از آموزشهاى درسى و غير درسى استفاده كند ؛ ولى بعضى از وسايل ارتباطى بويژه تلويزيون، ماهواره، اينترنت و مطبوعات با پخش فيلمها و آموزشها تلاش مىكنند آموزههايى با مدهاى تازه و متناسب با فرهنگ خودشان به گيرندگان برنامهها ارائه دهند. براى مثال، كاربران مىتوانند از آموزشهاى اينترنت و ماهواره استفاده نمايند و با مدهاى جديد آشنا شوند. اين آموزشها به طور مستقيم و غيرمستقيم، مدهايى را ارائه مىدهند كه لزوما با فرهنگ جامعه ما متناسب نيست.
پخش فيلمها و برخى از برنامهها در تلويزيون و سينما، علاوه بر اين كه نقش اطلاعرسانى دارند و به آگاهىهاى افراد مىافزايند، در عواطف و عقايد آنان نيز تأثيرات زيادى مىگذارند. اين تأثيرگذارى به اتّخاذ شيوههاى تازه زندگى مىانجامد، «مثلاً با ديدن فيلمهاى مربوط به زندگى جوانان امروز، عقيده شخصى فرد، نسبت به اخلاق و شرايط زندگى جوانان دگرگون مىشود و حتى ممكن است در خود، گرايش به زندگى آشفته جوانان امروز را احساس كند».(4)
اين مسئله هنگامى نمود پيدا مىكند كه گروهى از همسالان، طبق شيوههاى ارائه شده رفتار كنند. كسى كه عضوى از گروههاى همسال است، براى اين كه از گروه، رانده و مورد تمسخر واقع نشود، رفتار، پوشش و چهره ظاهرى خود را به شكل آنان در مىآورد.
ب) وظايف راهنمايى و رهبرى
همانطور كه گفته شد، جامعه ما، جامعهاى دينى (مبتنى بر اسلام) است با ارزشها و هنجارهاى خاص خودش. بنابراين رسانهها بايد به عنوان ابزارى در خدمت ارزشها و هنجارها باشند و با ارائه برنامههاى مختلف، افراد جامعه را بهسوى سعادت و زندگى بهتر رهنمون سازند. ارائه شيوههاى درست و بهتر زندگى، الگوهاى پوشش و رفتار و... متناسب با فرهنگ خودى، از مواردى است كه مىتواند به عنوان يك روش تازه به نسل جديد منتقل شود ؛ ولى با تغيير تدريجى ارزشها، اين وظيفه بويژه در ساخت فيلم (چه در سينما و چه در تلويزيون) كم رنگ شد و تلاش گرديد ايدهها و افكارى به بينندگان تلقين شود كه با هنجارهاى جامعه، منافات داشت. اين برنامهها، مخاطبان جوان و نسل جديد را هرچه بيشتر و سريعتر به طرف شيوههاى تازه، رهبرى مىكنند.
تبليغ فيلم و نمايشنامهها در مجلهها و نمايش آنها در تلويزيون و سينما و تماشاى بعضى از آنها از طريق ماهواره، جلوههاى ديگرى دارد. در كشور ما، بيشتر فيلمها در خانههاى بزرگ و شيك ساخته مىشوند. وسايل خانه (اعم از مبلمان، سرويسهاى غذاخورى، آشپزخانه و وسايل آن، اتاقها و...) آخرين مدهايى هستند كه به كار مىروند.
در غالب فيلمهاى سينمايى و سريالهاى ايرانى، به هنرپيشهها، تازهترين لباسهاى مدشده را مىپوشانند و در هر صحنه از فيلم، لباسها و زيورآلات جديدى جايگزين مىشوند. دختران مجرد و متأهل به طور خيرهكنندهاى چهرهپردازى مىشوند (حتى اگر در فيلم، نقش فرد مذهبىاى بازى شود)، روابط بين زن و مرد و به طور كلى محرم و نامحرم، عادى جلوه داده و راه و روشهاى دوستيابى در ميان جنس مخالف به نمايش گذاشته مىشوند.
سازندگان فيلم با استفاده از هنرپيشههاى معروف، سيستم نور و صدا و ديالوگهاى گيرا و برگزيده، ارزشهايى را به تماشاگران القا مىكنند كه گمان مىرود مورد نياز است. از طرف ديگر، وسايل ارتباط جمعى بىهيچ محدوديتى در تمام مراحل زندگى با انسانها همراهاند و محدوديت زمانى و مكانى ندارند و مىتوانند همه را زير پوشش خود قرار دهند و بدينوسيله، هرچه بيشتر بر كوچك و بزرگ، مرد و زن، شهرى و روستايى، و... تأثير بگذارند.
«تقليدهاى شگفتآور از انواع آرايش مو و لباس و حركات هنرپيشگان فيلمهاى غربى، بلافاصله پس از نمايش آن فيلمها در خيابانهاى تهران، آنچنان به چشم مىخورَند كه مىتوان گفت يك شبه مانند قارچ، پا به عرصه وجود نهند. دنبالهرَوى تماشاگران از قهرمانان فيلمها به قدرى آشكار است كه صاحبان مؤسسات و شركتهاى تجارى در سال، صدها ميليون دلار به سازندگان فيلمها و هنرپيشگان، جهت مُد كردن و تبليغ پارهاى از كالاهاى خود، پرداخت مىكنند، هرچند كالاهاى بىارزش و نامرغوبى باشند».(5)
بيشتر فيلمهاى ايرانى، خانوادههاى طبقه بالا را به نمايش مىگذارند كه تقليد طبقه متوسط و پايين را در پى دارد. به بيننده طورى القا مىشود كه هر كس ماشين، مبلمان، تلفن همراه، رايانه و... نداشته باشد، فقير، بيچاره و بدبخت است ؛ گويا اين وسايل از ضرورتهاى زندگى امروزى است و بدون آنها، زندگى امكانپذير نيست. چنين برداشتى، انعكاسى از زندگى بورژوازى (سرمايهدارى) است. اگر نمايش چنين فيلمها و برنامههايى، ايجاد تصوّر در مردمان ديگر كشورهاست كه ايرانيان در چنين مكانهايى زندگى مىكنند، پس پاسخگوى افزايش انتظارات، آثار بد، مشكلات و احساس محروميت عدهاى از جوانان هم بايد بود.
گذشته از مطالب پيشين، انتخاب وسيله ارتباط جمعى و پخش برنامهها از آن، در تغيير ارزشها و انتقال ايدهها بسيار مهم است. براى مثال، سينما داراى سالنى تاريك با افرادى است كه در يكجا جمع شدهاند و در مقابل، پردهاى بزرگ با نور ويژه را مشاهده مىكنند. چنين فضايى آنان را مسحور مىكند و توجه را به فيلم، جذب مىنمايد. تلويزيون، در هر خانهاى وجود دارد. افراد خانواده معمولاً در كنار هم با خيالى آسوده، مشغول تماشاى تلويزيون هستند و هر كسى مىتواند در اتاق خود، برنامه مورد علاقهاش را ببيند. اين ويژگى باعث مىشود كه محتواى پيام، زودتر به بينندهها (از هر گروه سنّى) منتقل شده، تأثير بگذارد.
تماشاى تكرارى برنامههاى شبيه به هم، به تدريج، حساسيت را از بين مىبرد، بويژه آنكه عدهاى طبق آن برنامهها عمل كنند ؛ يعنى «تكرار»، بينندگان را به رفتار كردن مشابه، تشويق مىكند. هر قدر پخش برنامههاى مشابه بيشتر تكرار شود، رفتار طبق آن برنامه نيز بيشتر مىشود و افراد به انجام دادن چنان رفتارهايى عادت مىكنند.
«وقتى بينندگان به يك محرّك ارزشى عادت كنند، ديگر آن را «بد» يا «منفى» نمىدانند. بسيارى از انسانها معتقدند و مىدانند كه مواد مخدر (مثلاً ترياك)، چيز بدى است ؛ زيرا توانايى جسمى و فكرى و قدرت تصميمگيرى افراد را كاهش مىدهد ؛ اما اگر به همان انسانها با روشهاى مختلف، بدون آن كه آنها ادراك نمايند، به تدريج، مقادير كمى ترياك خورانده شود و آنها به آن مقادير، عادت كنند، آنها ديگر ترياك را يك چيز «بد» نمىدانند. به همين ترتيب نيز اعضاى يك جامعه قبل از تغيير ارزشهايشان، ارزشهايى را كه قرار است به آنها انتقال يابد، منفى ارزيابى مىكنند ؛ اما بعد از مدتى كه ارزشهاى جديد با ظرافت و زيركى، بدون وقوف خودِ آنها، به آنها انتقال داده شد، به آن، عادت مىكنند و آن را چيز خوبى مىدانند».(6)
ج) وظايف تفريحى و سرگرمى
وسايل ارتباط جمعى مىتوانند با ارائه برنامههاى مختلف، اوقات فراغت را پُر كنند، سرگرمى مناسبى باشند، آرامش روانى ايجاد كنند، به طور موقت، ذهن اشخاص را از مشكلات روزمرّه دور سازند، و شيوه گفتار و رفتار درست را ـ كه با فرهنگ جامعه هماهنگى داشته باشد ـ به گيرندگان، انتقال دهند. به كار بردن كلمههاى ناخوشايند و تكيه كلامها و رفتارهاى بىمعنا و بىمحتوا، از مواردى است كه به سرعت در ميان اقشار جامعه (هرچند كوتاه مدت) شايع مىشود.
پی نوشت:
1. لغتنامه، دهخدا.
2. همانجا.
3. افكارى عمومى و ارتباطات، على اسدى، تهران: سروش، 1371، ص 101.
4. مقدمهاى بر جامعهشناسى وسايل ارتباط جمعى، فرهت قائم مقامى، ص 36.
5. همان، ص 109 ـ 110.
6. وسايل ارتباط جمعى و تغيير ارزشهاى اجتماعى، فرامرز رفيعپور، تهران: كتاب فرا، 1378، ص 13.