باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 40 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
رسانه‏ و مد
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مهدي - محمدي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 
مُد
مد، يعنى: «روش و طريقه موقت كه طبق ذوق و سليقه اهل زمان، طرز زندگى و لباس پوشيدن و... را تنظيم كند».(1) «چيزى كه متداول و رايج شده است».(2) «براى بسيارى از مردم، نو، به آن چيزى اطلاق مى‏گردد كه در حال حاضر و يا اين اواخر، پيدا شده است».(3)
بنابر تعريف، مد همان شيوه تازه‏اى است كه به وجود آمده و عده‏اى طبق آن رفتار مى‏كنند. مد، شيوه زندگى، حرف زدن، لباس پوشيدن، آرايش خانه و وسايل آن و امثال اينها را شامل مى‏شود. مد به خودى خود، مذموم نخواهد بود و در صورتى مى‏توانيم آن را ارزشگذارى كنيم كه آثار مثبت و منفى آن را در جامعه ارزيابى كنيم. در اين نوشتار، به جنبه‏ها و آثار منفى آن اشاره مى‏شود و در صورتى مذموم و منفى تلقّى مى‏گردد كه به «مدپرستى» تبديل شود و جامعه و خانواده‏ها را با مشكلات فراوان مواجه كند.
 
ارتباطات
افراد در جامعه زندگى مى‏كنند و اجتماعى زيستن، مستلزم «ارتباط» است. گاهى فرد با فردى ديگر يا گروهى كوچك و بزرگ ارتباط دارد. افراد در ارتباط با همديگر، خانواده، مدرسه، گروه‏هاى همسالان و... تأثير مى‏گذارند و متأثر مى‏شوند ؛ بنابراين، تأثيرگذارى دو طرفه است. گاهى اين ارتباط دو سويه نيست و فرايند تأثيرگذارى تنها از يك طرفْ ناشى مى‏شود كه بيشتر در وسايل ارتباط جمعى نمود پيدا مى‏كند. البته در بعضى موارد، ارتباط در اين وسايل هم دو طرفه است.
 
جامعه
هر جامعه‏اى كه داراى هويت، پيشينه تاريخى و ارزش‏هاى فرهنگى است، افرادش زنده، پويا و داراى شخصيت‏اند. جامعه ما، جامعه‏اى دينى است كه ارزش‏هاى اسلامى در آن گاهى پُررنگ و در موقعيت‏هايى، كم‏رنگ شده است. در زمان جنگ تحميلى عراق عليه ايران، ارزش‏ها پررنگ شد و اكثر افراد، بيشتر مقيد بودند تابع فرهنگ، آداب و رسوم و ارزش‏هاى خود باشند؛ ولى بعد از جنگ، اين ارزش‏ها به تدريج كم‏رنگ شد (كه دلايل و عوامل اجتماعى خاص خود را دارد).
عدم اسراف، قناعت، احترام به والدين، رعايت حدود شرعى (بويژه در فضاهاى عمومى)، ساده‏زيستى و... به تدريج كم ارزش شدند. عواملى دست به دست هم دادند و اين تغييرات را به وجود آوردند كه به نظر مى‏رسد در اين زمينه، وسايل ارتباط جمعى نقش مهمى داشته‏اند.
اين مقاله در تلاش است تا اندازه‏اى، نقش وسايل ارتباط جمعى را در راهيابى مد به حريم فردى و جامعه بيان كند.
 
وظايف رسانه‏ها
دانشمندان براى وسايل ارتباط جمعى، وظايف (يا كاركردهاى) متعددى ذكر كرده‏اند. دكتر كاظم معتمدنژاد (استاد برجسته ارتباطات)، سه وظيفه اساسى را نام برده است كه طبق اين سه وظيفه، راهيابى مد ارزيابى مى‏شود.
 
الف) وظايف خبرى و آموزشى
نقش وسايل ارتباطى، انتشار جريان رويدادهاى اجتماعى است كه انسان امكان مى‏يابد از رويدادهاى مهم اطلاع پيدا كند و واكنش‏هاى متناسبى در پيش گيرد يا مى‏تواند از آموزش‏هاى درسى و غير درسى استفاده كند ؛ ولى بعضى از وسايل ارتباطى بويژه تلويزيون، ماهواره، اينترنت و مطبوعات با پخش فيلم‏ها و آموزش‏ها تلاش مى‏كنند آموزه‏هايى با مدهاى تازه و متناسب با فرهنگ خودشان به گيرندگان برنامه‏ها ارائه دهند. براى مثال، كاربران مى‏توانند از آموزش‏هاى اينترنت و ماهواره استفاده نمايند و با مدهاى جديد آشنا شوند. اين آموزش‏ها به طور مستقيم و غيرمستقيم، مدهايى را ارائه مى‏دهند كه لزوما با فرهنگ جامعه ما متناسب نيست.
پخش فيلم‏ها و برخى از برنامه‏ها در تلويزيون و سينما، علاوه بر اين كه نقش اطلاع‏رسانى دارند و به آگاهى‏هاى افراد مى‏افزايند، در عواطف و عقايد آنان نيز تأثيرات زيادى مى‏گذارند. اين تأثيرگذارى به اتّخاذ شيوه‏هاى تازه زندگى مى‏انجامد، «مثلاً با ديدن فيلم‏هاى مربوط به زندگى جوانان امروز، عقيده شخصى فرد، نسبت به اخلاق و شرايط زندگى جوانان دگرگون مى‏شود و حتى ممكن است در خود، گرايش به زندگى آشفته جوانان امروز را احساس كند».(4)
اين مسئله هنگامى نمود پيدا مى‏كند كه گروهى از همسالان، طبق شيوه‏هاى ارائه شده رفتار كنند. كسى كه عضوى از گروه‏هاى همسال است، براى اين كه از گروه، رانده و مورد تمسخر واقع نشود، رفتار، پوشش و چهره ظاهرى خود را به شكل آنان در مى‏آورد.
 
ب) وظايف راهنمايى و رهبرى
همان‏طور كه گفته شد، جامعه ما، جامعه‏اى دينى (مبتنى بر اسلام) است با ارزش‏ها و هنجارهاى خاص خودش. بنابراين رسانه‏ها بايد به عنوان ابزارى در خدمت ارزش‏ها و هنجارها باشند و با ارائه برنامه‏هاى مختلف، افراد جامعه را به‏سوى سعادت و زندگى بهتر رهنمون سازند. ارائه شيوه‏هاى درست و بهتر زندگى، الگوهاى پوشش و رفتار و... متناسب با فرهنگ خودى، از مواردى است كه مى‏تواند به عنوان يك روش تازه به نسل جديد منتقل شود ؛ ولى با تغيير تدريجى ارزش‏ها، اين وظيفه بويژه در ساخت فيلم (چه در سينما و چه در تلويزيون) كم رنگ شد و تلاش گرديد ايده‏ها و افكارى به بينندگان تلقين شود كه با هنجارهاى جامعه، منافات داشت. اين برنامه‏ها، مخاطبان جوان و نسل جديد را هرچه بيشتر و سريع‏تر به طرف شيوه‏هاى تازه، رهبرى مى‏كنند.
تبليغ فيلم و نمايشنامه‏ها در مجله‏ها و نمايش آنها در تلويزيون و سينما و تماشاى بعضى از آنها از طريق ماهواره، جلوه‏هاى ديگرى دارد. در كشور ما، بيشتر فيلم‏ها در خانه‏هاى بزرگ و شيك ساخته مى‏شوند. وسايل خانه (اعم از مبلمان، سرويس‏هاى غذاخورى، آشپزخانه و وسايل آن، اتاق‏ها و...) آخرين مدهايى هستند كه به كار مى‏روند.
در غالب فيلم‏هاى سينمايى و سريال‏هاى ايرانى، به هنرپيشه‏ها، تازه‏ترين لباس‏هاى مدشده را مى‏پوشانند و در هر صحنه از فيلم، لباس‏ها و زيورآلات جديدى جايگزين مى‏شوند. دختران مجرد و متأهل به طور خيره‏كننده‏اى چهره‏پردازى مى‏شوند (حتى اگر در فيلم، نقش فرد مذهبى‏اى بازى شود)، روابط بين زن و مرد و به طور كلى محرم و نامحرم، عادى جلوه داده و راه و روش‏هاى دوستيابى در ميان جنس مخالف به نمايش گذاشته مى‏شوند.
سازندگان فيلم با استفاده از هنرپيشه‏هاى معروف، سيستم نور و صدا و ديالوگ‏هاى گيرا و برگزيده، ارزش‏هايى را به تماشاگران القا مى‏كنند كه گمان مى‏رود مورد نياز است. از طرف ديگر، وسايل ارتباط جمعى بى‏هيچ محدوديتى در تمام مراحل زندگى با انسان‏ها همراه‏اند و محدوديت زمانى و مكانى ندارند و مى‏توانند همه را زير پوشش خود قرار دهند و بدين‏وسيله، هرچه بيشتر بر كوچك و بزرگ، مرد و زن، شهرى و روستايى، و... تأثير بگذارند.
«تقليدهاى شگفت‏آور از انواع آرايش مو و لباس و حركات هنرپيشگان فيلم‏هاى غربى، بلافاصله پس از نمايش آن فيلم‏ها در خيابان‏هاى تهران، آن‏چنان به چشم مى‏خورَند كه مى‏توان گفت يك شبه مانند قارچ، پا به عرصه وجود نهند. دنباله‏رَوى تماشاگران از قهرمانان فيلم‏ها به قدرى آشكار است كه صاحبان مؤسسات و شركت‏هاى تجارى در سال، صدها ميليون دلار به سازندگان فيلم‏ها و هنرپيشگان، جهت مُد كردن و تبليغ پاره‏اى از كالاهاى خود، پرداخت مى‏كنند، هرچند كالاهاى بى‏ارزش و نامرغوبى باشند».(5)
بيشتر فيلم‏هاى ايرانى، خانواده‏هاى طبقه بالا را به نمايش مى‏گذارند كه تقليد طبقه متوسط و پايين را در پى دارد. به بيننده طورى القا مى‏شود كه هر كس ماشين، مبلمان، تلفن همراه، رايانه و... نداشته باشد، فقير، بيچاره و بدبخت است ؛ گويا اين وسايل از ضرورت‏هاى زندگى امروزى است و بدون آنها، زندگى امكان‏پذير نيست. چنين برداشتى، انعكاسى از زندگى بورژوازى (سرمايه‏دارى) است. اگر نمايش چنين فيلم‏ها و برنامه‏هايى، ايجاد تصوّر در مردمان ديگر كشورهاست كه ايرانيان در چنين مكان‏هايى زندگى مى‏كنند، پس پاسخگوى افزايش انتظارات، آثار بد، مشكلات و احساس محروميت عده‏اى از جوانان هم بايد بود.
گذشته از مطالب پيشين، انتخاب وسيله ارتباط جمعى و پخش برنامه‏ها از آن، در تغيير ارزش‏ها و انتقال ايده‏ها بسيار مهم است. براى مثال، سينما داراى سالنى تاريك با افرادى است كه در يك‏جا جمع شده‏اند و در مقابل، پرده‏اى بزرگ با نور ويژه را مشاهده مى‏كنند. چنين فضايى آنان را مسحور مى‏كند و توجه را به فيلم، جذب مى‏نمايد. تلويزيون، در هر خانه‏اى وجود دارد. افراد خانواده معمولاً در كنار هم با خيالى آسوده، مشغول تماشاى تلويزيون هستند و هر كسى مى‏تواند در اتاق خود، برنامه مورد علاقه‏اش را ببيند. اين ويژگى باعث مى‏شود كه محتواى پيام، زودتر به بيننده‏ها (از هر گروه سنّى) منتقل شده، تأثير بگذارد.
تماشاى تكرارى برنامه‏هاى شبيه به هم، به تدريج، حساسيت را از بين مى‏برد، بويژه آن‏كه عده‏اى طبق آن برنامه‏ها عمل كنند ؛ يعنى «تكرار»، بينندگان را به رفتار كردن مشابه، تشويق مى‏كند. هر قدر پخش برنامه‏هاى مشابه بيشتر تكرار شود، رفتار طبق آن برنامه نيز بيشتر مى‏شود و افراد به انجام دادن چنان رفتارهايى عادت مى‏كنند.
«وقتى بينندگان به يك محرّك ارزشى عادت كنند، ديگر آن را «بد» يا «منفى» نمى‏دانند. بسيارى از انسان‏ها معتقدند و مى‏دانند كه مواد مخدر (مثلاً ترياك)، چيز بدى است ؛ زيرا توانايى جسمى و فكرى و قدرت تصميم‏گيرى افراد را كاهش مى‏دهد ؛ اما اگر به همان انسان‏ها با روش‏هاى مختلف، بدون آن كه آنها ادراك نمايند، به تدريج، مقادير كمى ترياك خورانده شود و آنها به آن مقادير، عادت كنند، آنها ديگر ترياك را يك چيز «بد» نمى‏دانند. به همين ترتيب نيز اعضاى يك جامعه قبل از تغيير ارزش‏هايشان، ارزش‏هايى را كه قرار است به آنها انتقال يابد، منفى ارزيابى مى‏كنند ؛ اما بعد از مدتى كه ارزش‏هاى جديد با ظرافت و زيركى، بدون وقوف خودِ آنها، به آنها انتقال داده شد، به آن، عادت مى‏كنند و آن را چيز خوبى مى‏دانند».(6)
 
ج) وظايف تفريحى و سرگرمى
وسايل ارتباط جمعى مى‏توانند با ارائه برنامه‏هاى مختلف، اوقات فراغت را پُر كنند، سرگرمى مناسبى باشند، آرامش روانى ايجاد كنند، به طور موقت، ذهن اشخاص را از مشكلات روزمرّه دور سازند، و شيوه گفتار و رفتار درست را ـ كه با فرهنگ جامعه هماهنگى داشته باشد ـ به گيرندگان، انتقال دهند. به كار بردن كلمه‏هاى ناخوشايند و تكيه كلام‏ها و رفتارهاى بى‏معنا و بى‏محتوا، از مواردى است كه به سرعت در ميان اقشار جامعه (هرچند كوتاه مدت) شايع مى‏شود.
 
پی نوشت:
1. لغت‏نامه، دهخدا.
2. همان‏جا.
3. افكارى عمومى و ارتباطات، على اسدى، تهران: سروش، 1371، ص 101.
4. مقدمه‏اى بر جامعه‏شناسى وسايل ارتباط جمعى، فرهت قائم مقامى، ص 36.
5. همان، ص 109 ـ 110.
6. وسايل ارتباط جمعى و تغيير ارزش‏هاى اجتماعى، فرامرز رفيع‏پور، تهران: كتاب فرا، 1378، ص 13.
 
 

    608 بازديد     4 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   رسانه (365)
●   مد (42)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:14/07/1386

تاريخ شمسی نشر:14/07/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب