| بيشك، مهندسي ژنتيك به نحو قابل توجهي زندگي را در قرن بيست و يكم متأثر از خود ميسازد. اين تكنولوژي، در واقع حامل پيامدها و آثاري است كه در تاريخ حيات بشر بيسابقه خواهد بود. اين تكنولوژي، روز به روز جنبههاي بيشتري از حيات بشر را از زاد و ولد گرفته تا درمان بيماريها تحتالشعاع خود قرار ميدهد. اگرچه در مواردي، اين تكنولوژي فرصتهايي چون مقابله با بيماريهاي غيرقابل درمان را به ارمغان ميآورد، اما به استثناي تسليحات هستهاي، تهديدهاي آن به حدي است كه در دنياي كنوني هيچ همتاي خطرناكي براي آن وجود نخواهد داشت.
اين گونه تهديدها عمدتاً يا نتيجه كشت گياهان با ژن پيوندي و يا پرورش حيوانات دستكاري شده ژنتيكي با هدف استفاده از آنها در نظام غذايي بشر است.
مخاطرات چنين تهديدهايي به حدي است كه بنا به دلايل متعددي ـ به واسطه دامنه مخاطرات آن بر سلامت و محيط زيست و نيز پيامدهاي آن بر جنبههاي اجتماعي و اقتصادي حيات بشر ـ بايد به مقابله با آن پرداخت. در اين نوشتار، به بررسي دو جنبه از پيامدهاي مخاطرهآفرين اين تكنولوژي يعني خطرات آن بر سلامت و محيط زيست پرداخته شده است.
امرزوه به رغم اطمينانهاي پياپياي كه توسط دنياي صنعت و نهادهاي سياسي در مورد بيخطر بودن مواد غذايي دستكاري شده ژنتيكي اعلام ميشود، پيامدهاي آن بر سلامت بشر هنوز هم مبهم و نامشخص است. فرآيند توليد جانداران دستكاري شده ژنتيكي كه مستلزم داخل نمودن ژنها در محيط آزمايشگاهي به ساختار ژنتيكي موجود زنده ميباشد، نوعي شيوه نسبتاً ساده است كه در مجامع علمي به نحو گستردهاي رواج يافته است؛ فارغ از آن كه چنين فرآيندي ميتواند با تأثيرات و پيامدهاي جدياي بر موجود دستكاري شده همراه باشد.
طبق نظر گياني تامينو استاد زيستشناسي دانشگاه پادوا ايتاليا، چنين فرآيندي ميتواند به تغييرات مهمي در عملكرد و رفتار ژنها بينجامد. وي در اين باره توضيح ميدهد كه ژنها به شيوهاي پيچيده با يكديگر در ارتباط متقابل هستند و با ورود يك ژن جديد، ژنهاي ديگر ميتوانند در اين رابطهي پيچيده تحت تأثير قرار گيرند.
مطابق گزارش مهمي كه توسط انجمن پزشكي بريتانيا در نيمه نخست سال 2003 منتشر شد، وزير محيط زيست بريتانيا تأييد نمود كه اين مواد ژنتيكي ميتوانند ژنهاي غيرفعال را به نحوي در ساختار موجود زنده به فعاليت وادارند كه تأثيرهاي آن براي ما نامشخص باشد.
سيبزمينيهاي ژنتيكي و موشهاي آزمايشگاهي
در آزمايشي كه توسط زيستشناس برجسته مجاري انجام شد، نوعي ژن به ساختار ژنتيكي سيبزميني وارد شد تا بدين نحو به توليد يك آفتكش بينجامد؛ سپس اين نوع سيبزميني به موشهاي آزمايشگاهي داده شد تا نتايج آن بر اين موجودات مشخص شود. در همان زمان، گروه ديگري، طي آزمايشي سيبزمينيهاي معمولي را با آفتكش مخلوط و به موشهاي آزمايشگاهي خوراندند.
گروه اول كه از سيبزمينيهاي دستكاري شده تغذيه نمودند، با ناهنجاريهايي در معده و نيز روده كوچك و بزرگ مواجه شدند. اما گروه دوم با هيچ مشكل خاصي روبهرو نشدند و مشخص شد كه اين آفتكش نبوده كه مشكلساز بوده است بلكه اين فرآيند دستكاري ساختار ژنتيكي است كه با ورود ژن بيگانه، با نوعي واكنش غيرطبيعي همراه شده و زمينه آسيب به موشها را فراهم آورده است.
اگرچه اين آزمايش به شدت مورد انتقاد صنعت بيوتكنولوژي و مجامع علمي طرفدار اين صنعت در بريتانيا قرار گرفت، اما نشان داد كه مسأله گياهان دستكاري شده ژنتيكي، مشكلي جدي است. جداي از اين مسأله، موضوع مهم ديگري وجود دارد كه نيازمند تأمل جدي است. جداي از اين مسأله، موضوع مهم ديگري وجود دارد كه نيازمند تأمل جدي است و اين موضوع، به استفاده از اين غذا توسط آدمي برميگردد كه احتمال مقاومت بدن در برابر آنتيبيوتيكها را به همراه دارد.
اين مخاطره از اين روست كه با هضم غذاهاي دستكاري شده، DNA كه اصولاً به واسط فرآيندهاي دستكاري ژنتيكي، ماهيتي ناپايدار مييابد، ميتواند در بدن انسان تجزيه شود و نتيجهي آن، طبق آزمايشهاي متعددي، انتقال مقاومت در برابر آنتيبيوتيكهايي است كه در محصولات دستكاري شده وجود دارد. چنين روندي با افزايش مقاومت باكتريهاي دهان و روده در برابر آنتيبيوتيكها همراه ميگردد. نتيجهي طبيعي چنين امري، ضرورت توليد و استفاده از آنتيبيوتيكهاي قويتر است كه البته با احتمال افزايش عوارض جانبي بر بدن انسان همراه ميباشد.
ويروسهاي جديد
مخاطره ديگر، به احتمال ظهور ويروسهاي جديد بازميگردد. معمولاً دستكاري يك موجود زنده و وارد نمودن ژن جديد، بايد با ورود نوعي ماده ژنتيكي با عنوان «تقويتكننده» همراه باشد. هدف اين ماده، هدايت ژن جديد براي رسيدن به تأثير مورد نظر است. نمونه بارز آن را ميتوان در ويروسي كه معروف به 3SS است و از گل كلم به ديگر گياهان و موجودات انتقال يافته، مشاهده نمود.
به دليل ناپايداري اين گونه ژنها، ويروسها ميتوانند به ديگر موجودات زنده و از آن جمله انسان انتقال يافته و با مخاطراتي جدي براي ميزبان جديد همراه شوند. طبيعي است كه با گسترش گياهان و نيز حيوانات دستكاري شده در عرصه محيط زيست، اين احتمال نيز افزايش مييابد.
تاكنون شركتهاي چندمليتي فعال در عرصه صنعت بيوتكنولوژي از پذيرش انجام آزمايشهاي جامع و جدي به منظور بررسي مخاطرات موجود، به هر شكل ممكن و از جمله با توسل به لابيهاي سياسي، سرباز زدهاند. در كنفرانس ژوئن 2001 در ژنو، جفري كلي مدير امور اروپاي شركت آمريكايي دوپونت، در جمع دانشجويان دانشگاه كاليفرنياي جنوبي، دليل اين مسأله را اين گونه ابراز نمود: «اگر شركتهاي چندمليتي همچون مونسانتو كه سرمايه زيادي به اين امر اختصاص دادهاند، بخواهند به انتظار انتشار نتايج محصولات توليد شدهشان بنشينند، چيزي جز ورشكستگي عايدشان نميشود».
كشت گياهان دارويي ژن پيوندي
ورود نسل جديدي از گياهان دستكاري شده ژنتيكي كه با هدف توليد مواد شيميايي صنعتي و دارويي كشت ميشوند نيز موضوع نگرانكنندهاي است. طبق گزارشي كه اخيراً توسط گروهي از دانشمندان برجسته آمريكايي منتشر شده است، اين گياهان كه در فضاي آزاد و مزارع كشاورزي پرورش مييابند، علاوه بر آلودگي مزارع، با مخاطراتي جدي بر سلامت بشر همراهند.
امروزه، جداي از مخاطراتي از اين دست، مؤلفههاي ديگري نيز وجود دارد كه بايستي از آنها غافل نماند. يكي از مهمترين اين موضوعات، ظهور بيماريهايي است كه با مصرف غذا مرتبط ميباشند و در چند سال اخير افزايش چشمگيري داشتهاند.
طبق برآورد مركز كنترل بيماريهاي دولت ايالات متحده، تعداد بيماريهاي مرتبط با غذاهاي مصرفي، حداقل در هفت سال اخير، رشدي دو برابر داشته است. اگرچه نميتوان مدعي شد كه اين رشد صرفاً محصول ظهور غذاهاي دستكاري شده است، اما به هيچ وجه هم نميتوان نقش اين غذاها را منكر شد.
در حالي كه پيامدهاي اين محصولات بر سلامت بشر كماكان نامشخص است. بيشك تأثيرات آن بر محيط زيست، حكايتي ديگر دارد. گزارشها و مطالعات صورت پذيرفته، جايي براي شك باقي نميگذارد كه اين گياهان و محصولات، با پيامدهاي غيرقابل جبران بر محيط زيست و طبيعت و به ويژه بر مقوله تنوع زيستي همراه بودهاند. هرچه محيط زيست با تنوع زيستي بيشتري همراه باشد، سلامت آن با تضمين بيشتري همراه است، اما با ظهور اين موجودات و محصولات جديد، اين تنوع به نحوي غيرقابل كنترل در معرض تهديد قرار ميگيرد.
انتقال گرده توسط حشرات و باد به مسافتهاي دوردست، اين امكان را فراهم ميآورد تا ديگر گونهها نيز در معرض آلودگي قرار گيرند كه از اولين پيامدهاي آن، تخريب تنوع زيستي است. نمونه بارز اين پديده را در ايالت اكساكاي مكزيك شاهد بودهايم.
در زمستان سال 2001، اگناسيو چاپلا و ديويد كوئيست، دو محقق از دانشگاه بركلي دريافتند كه آلودگيهاي وسيعي در يكي از ايالتهاي مكزيك گسترش يافته است. اگرچه نتايج تحقيق آنها هنوز هم مورد اختلاف است، اما مشخص شده است كه عامل اين آلودگي، ذرات آلودهي وارداتي از ايالات متحده بوده است. بذرهاي وارداتياي كه به ميزان اندكي در مزارع اكساك مورد استفاده قرار گرفته بودند، مزارع گستردهاي را در اين ناحيه آلوده كردند.
جداي از گياهان، حيوانات دستكاري شده نيز با پيامدهايي بر محيط زيست همراهند. امروزه ورود موجودات جديد به قدري افزايش يافته كه ديگر اكوسيستم توان مطابقت دادن خود را با اين گونهها، به راحتي ندارد. گروهي از دانشمندان دانشگاه پوردمو كشف كردهاند كه نوعي ماهي دستكاري شده ژنتيكي، جمعيت گستردهاي از ماهيهاي وحشي را به آستانه انقراض كشيده است؛ اين گونهي دستكاري شده جديد، به لطف اندازه بزرگتر خود، توانسته بر ديگر رقباي خود پيروز شود و آنها را به انقراض بكشاند.
اين تحقيق در ادامه به اين نكته اشاره ميكند كه تنها رها شدن شصت ماهي دستكاري شده از اين نوع در يك محيط طبيعي، با نابودي شصت هزار ماهي وحشي همراه است. حال با وجود امكان گريختن اين گونه ماهيها از پرورشگاههاي مصنوعي به آبهاي طبيعي، اين نگراني به نحو بارزي تشديد ميشود.
مسأله آخر هم به موضوع استفاده از آفتكشها مربوط ميشود. برخلاف نظر حاميان اين تكنولوژي، مصرف آفتكشها در نتيجهي استفاده از اين گونه محصولات، نه تنها كاهش نداشته بلكه با افزايش قابل توجهي همراه بوده است. طبق تحقيق چارلز بردك از مركز سياستگذاري علم و محيط زيست آمريكا كه بر پايه اطلاعات ارائه شده توسط وزارت كشاورزي اين كشور صورت پذيرفته است، مشخص شده است كه تنها در سالهاي آغازين استفاده از اين محصولات، شاهد كاهش مصرف بودهايم و اين در حالي است كه در سالهاي بعد، با افزايش چشمگير مصرف اين آفتكشها و بسيار بيشتر از حد متعارف سابق مواجه بودهايم.
منبع: www. Alternet. com
* Christian Zarro: نويسنده و محقق بريتانيايي
* Igorcima: استاد آسيبشناسي از دانشگاه برن سوئيس. |