باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 69 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
جمع امامت و غيبت
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
پاسخي به اشکال جديد دکتر سروش


 
   ● نويسنده: حسين - سوزنچي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 13/07/1384

 
 

چندي پيش در مقاله‌اي با عنوان جمع خاتميت با امامت و نبوت پاسخي به اشکال مطرح شده توسط دکتر سروش دادم که در برخي از سايتها منتشر شد(1) که در سايت خود ايشان نيز ارجاعي (لينک) به آن داده شد اما به نظر مي‌رسد خود ايشان موفق به مطالعه آن نشده يا تجاهل العارف نموده‌اند و دوباره در پاسخ دومي که به آقاي بهمن‌پور داده‌اند، نه تنها آن اشکال را دوباره مطرح کرده، بلکه اشکال جديدي نيز بر آن افزوده‌اند که به نظر مي‌رسد با استفاده از مجموعه مطالبي که قبلا گفتم مي‌توان به اين اشکال که در خصوص ناسازگاري امامت با غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مطرح شده(2) نيز  پاسخ گفت. خلاصه اين اشکال آن است که: با پذيرش غيبت عملا امامت بي‌خاصيت مي‌شود زيرا اگر امامت براي جلوگيري از خطاي انسانها در فهم دين پس از پيامبر است، همه مشکلاتي را که اهل سنت پس از رحلت پيامبر مواجه مي‌شوند، شيعه پس از غيبت آخرين امام مواجه مي‌شود؛ پس اگر امامت براي فهم معصومانه دين پس از پيامبر ضرورت دارد، نمي‌تواند غيبتي پيش آيد و و اگر غيبت پيش آمده معلوم است که اصلا امامت لازم نبوده است.(3)


 با توجه به مباحثي که گذشت چنين پاسخ مي‌گوييم که وظيفه اصلي امام از حيث فهم دين، معلمي کردن و آموزش روشهاي فهم دين است، نه ضرورتا آموزش تمامي محتواي دين تا ابد(4)، و اگر چنين باشد، آنگاه دوره حضور ملموس و دست‌يافتني امام در جامعه براي حل مشكلات فهم دين، مي‌تواند يك دوره محدود باشد،(5) يعني در حدي كه روشهاي صحيح فهم دين آموزش داده شود و اجمالا روشهاي نادرست مورد نقد ائمه(ع) واقع گردد. و ديگر غيبت به معناي رها کردن آدميان نيست، چرا که اولا غيبت از زماني مي‌تواند رخ دهد که کليات روشهاي صحيح فهم،‌ در جريان اصيل اسلام‌شناسي (که امامان را پذيرفته و بر اساس آموزشهاي آنها به فهم دين پرداخته) تثبيت شده باشد، ثانيا يکي ديگر از شئون امام که در اين مجال فرصت پرداختن تفصيلي بدان نيست شان ولايت معنوي است که مهمترين فلسفه وجودي امام در تمامي اعصار (حتي درعصر غيبت) است و موجب مي‌شود مردم در عصر غيبت همچون خورشيد پشت ابر از فوايد وجود امام بهره‌مند شوند و البته اين ولايت معنوي تنها ناظر به بهره‌رساني فردي نمي‌شود، بلکه از ابعاد اجتماعي نيز امام مراقبت کلي از جريان اصيل دين و دينداري در جامعه را براي تحقق آيه شريفه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» برعهده دارد(6) و از اين حيث نيز معلوم مي‌شود که شيعيان به خود وانهاده شده نيستند و اين همان مطلبي است که امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در توقيعي صريحا بر آن تاکيد کرده‌اند که: انا غير مهملين لامرکم و لا ناسين لذکرکم(7) .


در پايان دوباره يادآوري مي‌کنم که بحث ما فقط ناظر به ضرورتِ حضورِ ملموسِ امام براي تبيين دين پس از پيامبر خاتم – صلي الله عليه و آله و سلم – بود، نه تبيين تمامي اموري که ضرورت امامت را اثبات مي‌کند، چرا که وجود امام لااقل از دو جنبه ديگر نيز ضرورت دارد: يکي از جنبه ولايت معنوي،که اشره بسيار مختصري به برخي از فوايد آن کرديم؛ و، دوم از جنبه حکومت و هدايتِ ظاهريِ جمعيِ انسانها، که البته مشروط به آماده شدن زمينه‌هاي مقبوليت مردمي است وظاهرا مهمترين فلسفه ظهورِ پس از غيبتِ آن امام شريف است و تفصيل اين دو شان مجال ديگري مي‌طلبد.


والسلام علي من اتبع الهدي


12 مهر 1384


پي نوشت:


1. براي مطالعه آن مي‌توانيد به آدرس ذيل مراجعه کنيد:


http://www.bashgah.net/modules.php?name=News&file=article&sid=13190


2. عين عبارات ايشان در اين زمينه چنين است: «و اينک بر آن مي‌‌افزايم که شيعيان با طرح نظريه غيبت، خاتميت را دو قرن و نيم به تأخير انداختند وگرنه همان آثاري که بر غيبت مترتّب است بر خاتميت هم متفرع است، با اين تفاوت که براي خاتمّيت ذاتي رسول، تبيين خردپسندتري مي‌توان عرضه کرد تا براي غيبت عرضي و ناگهاني و نا منتظر امام منتظر.  "رهاسازي عقل انساني" و "به خود وانهادگي" آدميان را که از برکات خاتميت برشمرده بودم ... معنايش اين است که پس از درگذشت خاتم رسولان، آدميان در همه چيز حتي (و بالاخص) در فهم دين به خود وانهاد‌ه‌اند و ديگر هيچ دست آسماني آنان را پابه‌پا نمي‌برد تا شيوه راه رفتن بياموزند. و هيچ نداي آسماني تفسير "درست" و نهايي دين را در گوش آنان نمي‌خواند تا از بدفهمي مصون بمانند. راه دينداري از آن پس، چون راه زندگي، از ميان زد و خوردها مي‌گذرد و تکامل خود را نه از دخالت‌هاي گاه و بيگاه ماورائي، بل از تنازع و تعاون خردهاي وارسته زميني مي‌گيرد که در نقد و فهم و تحليل، بي‌پروا و از تقليد رسته‌اند. اين رهايي از دخالت مستقيم آسمان را شيعيان از دوران غيبت مهدي آغاز مي‌کنند و ديگر مسلمانان، به گفته اقبال، از هنگام رحلت محمّد(ص).» (پاسخ دوم به آقاي بهمن‌پور، چهارم مهر 1384)


3. از نظر ايشان اين اشکال بقدري مهم است که تاکنون شيعه از عهده حل آن برنيامده است و با متهم کردن تفکر شيعه،گفته‌اند: «ختم نبوت، مفهوم فاخر و فربهي است که کلام شيعي به دليل موانع دروني، تاکنون به درستي و انصاف با آن روبرو نشده است و حق آن را چنانکه بايد نگزارده است و بر حسنات و برکات آن آگاهي نيافته و گواهي نداده است و آن قدر در تحليل و توجيه (ناکام) غيبت، تکلّف و تفلسف ورزيده است که از تبيين کامياب و کمياب  خاتميت فرومانده است، و "سنگ خاتميت به سينه زدن" را گويي سيّئه‌يي مي‌داند که بايد از آن استغفار کرد.»


4. مهمترين شاهد ما بر اين مدعا رفتار خود ائمه عليهم‌السلام در شاگرد پروراندن و ارجاع مردم به اين شاگردان است، که توضيحش در همان مقاله گذشت.


5. البته توجه شود که بحث بر سر ضرورت و عدم ضرورت است نه بر سر فايده‌رساني‌هاي متعددي که بر حضور ملموس امام در جامعه مترتب است. ترديدي نيست که با غيبت امام دستمان از بسياري از معارف اسلامي کوتاه شده و راهي را که با حضور امام مي‌توانستيم در مدت کوتاهي طي کنيم اکنون بايد افتان و خيزان و در طي مدتي بس طولاني‌تر طي کنيم، اما سخن ما بر سر ضرورت حضور بود که وظيفه‌اي را بر دوش امام مي‌گذارد، و اگر آن وظيفه در حداقل خود انجام شود ضرورت منتفي مي‌شود و از آن پس حضور امام از باب لطفي است که به جامعه مي‌شود و ديگر، غيبتش به معناي بر زمين ماندن وظيفه‌اي که ضرورتا بر عهده امام بوده، نيست.


6. در اين آيه تعبير جمع به کار برده شده است و اگر در نظاير اين گونه تعبيرات دقت شود مواقعي فعل خدا با تعبير جمع به کار برده مي‌شود که فعل او از طريق واسطه‌هايي نظير فرشتگان يا اوليا‌ءالله انجام شود؛ پس اين محافظت از ذکر (= قرآن) قطعا فعل مستقيم خدا نيست بلکه با توجه به جايکاه هدايتي ائمه عليهم السلام، کاري است که خداوند تعالي از طريق ائمه انجام مي‌دهد.


7. چنين نيست که ما به امور شما بي‌اعتنا باشيم و شما را از ياد برده باشيم که اگر چنين شود اثري از شما و دين حق باقي نمي‌ماند.


 


تماس با نويسنده:


hsouzanchi@yahoo.com

 

    406 بازديد     10 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   امامت 
●   خاتميت 
●   عدل 
●   مهدويت 
●   وحی 

افراد و مشاهير
●  سروش   عبدالكريم

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:13/07/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب