| تصميم حماس در مورد توقف مذاکرات با ابومازن تصميمي ناگهاني نبود. معتقدم که اين اقدام حماس تنها تصميم طبيعي طي ده روز گذشته مسأله فلسطين بود. در اين روزها قضيه فلسطين مملو از اتفاقات عجيب و پياپي بود. تصميم حماس تنها موضع واقع بينانه در شرايط نامناسب اخير فراروي آينده مسأله فلسطين مي باشد.
در مقابله با هر گونه اشغالگري، مبارزه نيروهاي مقاومت امري بديهي و معقولانه است و مبارزان بايد به وظيفه و مسؤوليت تاريخي خود در مواجهه با اشغالگران عمل کنند، چرا که ما از تاريخ درس هاي عبرت گرفته ايم که بايد يک نيروي فشار در مقابل اشغالگران قرار بگيرد و آنها را از سرزمين اشغال شده براند. اگر اين اشغالگري وحشيانه و مانند اشغالگري اسرائيل باشد و اگر طرفي که نماينده اشغالگران است کارنامه اي جنايتکارانه و مفتضح داشته باشد (شارون) در اين صورت تلاش براي سرکوب مقاومت و محکوم کردن اقدامات و عمليات ها و خلع سلاح آن، اقدامي است که در صورت دادن نتيجه مطلوب، جنايت بزرگ و غيرقابل بخششي در حق ملت هاي خواهد بود و در حافظه تاريخ به ثبت خواهد رسيد و به هيچ وجه نمي توان آن را قبول کرد. در نشست عقبه به صراحت و رسماً خبر از چنين جنايت دهشتاکي داده شد. در اين نشست ابو مازن نخست وزير فلسطين مقاومت عليه اشغالگران و آنچه را نظامي گري انتفاضه ناميد، محکوم کرد. اين اظهارنظر نوعي جنجال برانگيزي است که ابومازن با محکوم کردن انتفاضه و تروريسم ناميدن مقاومت آن را در پيش گرفته است.
هر شهروند عربي که دو نشست شرم الشيخ و عقبه را پيگيري کرده باشد، در مقابل آنچه با گوش خود شنيد و با چشمانش ديد، دهشت زده مي شود. زيرا بيانيه هاي پاياني و نتايج اين دو نشست به طور کلي به مثابه تبليغ خواسته هاي آمريکا و اسرائيل بود. درست است که طرف هاي عربي به برخي از مطالبات آمريکا مانند عادي سازي روابط با رژيم صهيونيستي و بازگرداندن سفراي مصر و اردن به پاسخ مثبت ندادند، اما اظهارات مقامات ذي ربط پس از اين نشست ها، نشانگر وقوع جنايت بزرگي است و سخنان ابو مازن همچنان که گفته شد، به مثابه اعلان جنگ عليه ملت فلسطين است. در اين صورت طبيعي و معقولانه است که جنبش حماس مذاکرات خود با ابو مازن را قطع کند، زيرا خود ابومازن با اين اظهارات در نشست عقبه درب گفتگوها را بست.
در يک اقدام عملي مقاومت اسلامي و ملي آمادگي خود را براي برقراري آتش موقت جهت ارزيابي مجدد اهداف و مقاصد طرف صهيونيستي اعلام کرد. اين گروه ها اعلام کردند که در صورت پذيرش چنين طرحي از سوي طرف مقابل ما نيز حاضر به پذيرش آن هستيم. شايد مي توانستند در تعامل با دشمن از اين هم جلوتر بروند. بي شک ميان ترک مخاصمه و توقف موقت آن و جمع آوري سلاح و نابودي زيربناي مقاومت و دورسازي کامل از صحمه با اين بهانه که سرزمين فلسطين بايد يک حکومت داشته باشد، تفاوت هايي وجود دارد که فکر نمي کنم نيازي به شرح و تفصيل داشته باشد.
در اين جا دوگانگي مواضع تشکيلات خودگردان را بهتر درک مي کنيم. زيرا اين تشکيلات که مي خواهد نفوذ خود را گسترش دهد و بر فلسطينيان حکمراني کند و تا اين حد با آنها دشمني مي کند، تا کنون نتوانسته است از آنها در برابر اقدامات وحشيانه شهرک نشينيان و حملات ارتش اشغالگر "اسرائيل" حمايت کند. اين تشکيلات همچنين در مقابله با تخريب منازل و زمين هاي کشاورزي فلسطينيان به دست نيروهاي اشغالگر ناتوان عمل کرده است. اين گوشه اي از اين صحنه دلخراش اين جنايت بزرگ است. اکنون هدف صهيونيست ها و آمريکايي ها و تشکيلات خودگردان سرکوب مبارزان و گرفتن تنها برگ برنده فلسطينيان (مقاومت) و حتي عرب ها در مقابله با اسرائيل است. جزئيات اين صحنه بيهوده و جلوه هاي دردآور آن در شرم و الشيخ زياد و در يک و دو صفحه نمي گنجد. حتي برخي از اين ها غيرقابل باور است. با توجه به شرايط کنوني و به هم خوردن توازن قوا و اشغال عراق و انعطاف پذيري کشورهاي عربي معقولانه نيست که عرب ها به طور اعم و فلسطينيان به طور اخص با مذاکرات بتوانند حق خود را از اسرائيل بستانند و يا از آمريکا چشم داشت و يا انتظار خوبي داشته باشند. معتقدم کساني که اين زمان مأيوس کننده را براي پايان درگيري عربي اسرائيلي و فيصله دادن به مسأله فلسطين انتخاب کرده اند، به خوبي مي دانند که جهان عرب هم اکنون در نهايت ضعف به سر مي برد و بهترين زمان براي طرف صهيونيستي جهت تحميل خواسته هاي خود بر عرب ها و فلسطينيان است. نمي دانم که چگونه برخي عرب ها و فلسطينيان را قانع کنم که اعلام آمادگي اسرائيل براي همزيستي با يک دولت فلسطيني تنها وهم و خيالي بيش نيست. نمي دانم که چرا بعضي اين ادعاي بي اساس را باور مي کنند. به آنها خاطر نشان مي کنم که از تاريخ خود و رفتار رهبران اسرائيل درس عبرت بگيريم. رهبراني که سياست گرگ و ميش را در پيش گرفته اند و از طرف مقابل امتياز مي گيرند، بدون اين که به او امتيازي بدهند و يا اين که وعده هايي به او مي دهند که هرگز نخواهد آمد. اين افراد چگونه نمي دانند که اسرائيل مي خواهد از هر تندبادي نقشه راهي بيرون بکشد. نقشه راهي که بند اول آن سرکوب مقاومت و به تسليم واداشتن فلسطينيان و گروه هاي مبارز است. صهيونيست ها پس از اجرا شدن اين مرحله هزاران بهانه براي خودداري از اجراي بندهايي که اسرائيل را به عمل به تعهدات خود ملزم مي کند، خواهند آورد.
حتي اگر چنين چيزي هم محقق شود، ديگران خواهند گفت که فلسطينيان اين همه مبارزه و جانفشاني کردند و گران بهاترين جوهر وجود خود را تقديم کردند تا در نهايت يک دولت تشکيل دهند و آن هم بيش تر از يک شهرداري صلاحيت ندارد و در مقابل از حق بازگشت، قدس و نابودي شهرک هاي صهيونيست نشين که چون سرطاني در کرانه باختري و نوار غزه ريشه دوانيده اند، صرف نظر کردند. پاک کردن حافظه و استفاده از درس هاي عبرت در برخورد با اسرائيل و انتظار اقدام منصفانه از آمريکا که حتي يک روز هم از فلسطينيان حمايت نکرد، در نظر گرفتن اين نکته که رهبري اسرائيل و شارون و همکارانش در گفته هاي خود اخلاص دارند، اين ها نشانه هاي نوعي سردرگمي و خود را به خواب غفلت زدن است. دست هاي شارون و باندش به خون فلسطينيان و تحقيير عرب ها و مسلمانان آلوده است. گفتني است که هر مبتدي در عالم سياست بدون هيچ تلاشي مي تواند مسائل سه گانه ذيل را درک کند:
1ـ وضعيت کنوني کشورهاي عربي براي مذاکره درباره مسأله فلسطين مناسب نيست.
2ـ حکومت کنوني آمريکا و نامزدهاي انتخاباتي (که يکي از آنها رئيس جمهور آينده آمريکاست) در اين شرايط براي برنده شدن در انتخابات بيش از پيش از اسرائيل جانبداري خواهند کرد تا از اين طريق حمايت گسترده يهوديان را کسب کنند. با توجه به اين، اکنون زمان راضي ساختن اسرائيل از سوي حکومت آمريکا است نه اين که اين حکومت از اسرائيلي ها بخواهد که امتيازاتي به طرف فلسطيني بدهند.
3ـ اسرائيل همه اين مسائل را به خوبي درک مي کند و براي تقديم هر گونه امتيازي به عرب ها و فلسطينيان تحت فشار هم نيست. اکنون با توجه به وضعيت آمريکا و جانبداري کامل اين کشور از رژيم صهيونيستي، تمام سخنان مقامات اين رژيم حول محور توقف انتفاضه است و اين که از طرف فلسطيني و عرب ها امتيازات بيش تري بگيرد و ضمن برآورده کردن خواسته هاي اسرائيلي ها و به تسليم واداشتن فلسطينيان پرونده فلسطين را ببندد.
اکنون هدف بيگانگان اين است که گروه هاي مبارز را با دستان فلسطيني به تسليم وادارند. متأسفانه مبارزي چون ابومازن اکنون به مذاکره با صهيونيست ها روي آورده است و به شدت از طرف آمريکايي ها و اسرائيلي ها و برخي مقامات عربي حمايت مي شود. در گذشته هم گفته ام در صورتي که سياست ها و تعهدات ابو مازن اجرا شود، به جنگ داخلي فلسطيني منجر خواهد شد. جنگي که اسرائيل حريصانه به دنبال وقوع آن است. اي کاش ابومازن درک مي کرد که اين کارها که اجراي آنها از وي خواسته شده است، و برنامه هاي محوله به او چه عواقبي دارد. وي بايد از شعله ور ساختن آتش فتنه داخلي که هيچ کس حتي خود وي از آن در امان نخواهد ماند، پرهيز کند. پس از نشست عقبه به نظر مي رسد که لحظه سرنوشت ساز نزديک شده باشد. آمريکايي ها از نخست وزير تشکيلات خودگردان مي خواهند که به وعده هاي خود عمل کند، همين امر در واقع شليک اولين گلوله جنگ داخلي فلسطين است. نمي دانم که در اين حال واکنش گروه هاي مقاومت فلسطين چيست. حماس اکنون توقف مذاکرات را اعلام کرده است. اما آنچه اينجانب به آن معتقدم ام اين است که جنگ خانمان سوزي که ابومازن آن را تدارک مي بيند، تنها عليه مقاومت و ملت فلسطين نيست بلکه جنگ عليه تاريخ بشريت است. |