| نقش و تاثير حکومت و سياستگذاري هاي آن در فرآيند توليد علم و تمدن سازي از موضوعات مطرح دوره ماست. نوع و ماهيت حکومت ، ساختار و رفتار آن ، شخصيت و ديدگاه ها و نگرش هاي سياستمداران و شيوه هاي سياستگذاري آنان ، تاثيري اساسي بر توليد علم ، فکر، نهضت فرهنگي و تمدن ايجاد مي کنند.با عنايت به ظرفيت ها و پتانسيل هاي حکومت ديني در فرآيند توليد علم ، اين نکته قابل تامل و اثبات است که در جامعه ديني و با حمايت و زمينه سازي حکومت ديني ، امکانات و قابليت هاي شايان توجهي براي گسترش مرزهاي دانش و فراهم سازي مقدمات رشد علمي و فرهنگي و انجام يک رنسانس اسلامي وجود دارد و اگر بخوبي مورد استفاده و بهره برداري قرار داده شوند، بازسازي تمدن با عظمت اسلامي قرون اوليه اسلام دور از دسترس نخواهد بود.راهکارها و پيشنهادهاي متعددي با محوريت دولت و سياستگذاران مطرح است که در صورت توجه به آنها، مي تواند گام هايي اساسي در ايجاد انقلاب عظيم علمي و تمدني در جهان اسلام برداشته شود.بسياري از انديشمندان و فلاسفه از ديرباز تاکنون ، در بحث از سعادت و بخصوص در مقوله چگونگي تحقق آن ، بر اهميت و نقش حکومت مطلوب تاکيد به عمل آورده اند.آنان همواره اعتقاد داشته اند که سعادت را به هر شيوه اي و با هر مبنايي تعريف کنيم و تحقق آن جز در سايه و پرتو وجود يک حکومت خوب صورت نخواهد گرفت.بدين ترتيب از اين ديدگاه ، هر اندازه هم که افراد و جامعه به خودسازي و بهسازي محيط و اجتماع پرداخته و براي دستيابي به کمال و سعادت گام بردارند، تا زماني که تحت يک حکومت مطلوب قرار نداشته باشند، کمال و سعادت حقيقي را درک نخواهند کرد و آن را فراچنگ نخواهند آورد. از همين روست که بيشتر متفکران و فلاسفه بشري در سير تکوين و بيان انديشه هاي خود و در تعريف سعادت و چگونگي حصول آن نهايتا به تفکر و بحث در خصوص سياست و حکومت نيز کشيده شده و در واقع ، فلسفه سياسي خود را شکل و ارائه و حکومت مطلوب را از ديدگاه خويش توصيف کرده اند، بنابراين هر يک از فلاسفه سياسي بر مبناي تفسير خاص خود از خير و کمال و سعادت ، نوع خاصي از حکومت را بهترين شکل حکومت تشخيص داده و آن را براي دستيابي به سعادت موردنظر، مفيدتر، کارآمدتر و مطلوب تر معرفي کرده است.بر همين مبنا، مي توان گفت نوع نظام هاي سياسي و سياستگذاري و رفتارهاي حکومت ها نيز تاثيري اساسي در فرآيند توليد علم ايجاد مي کنند.بدين ترتيب در انواع خاصي از حکومت ها و تحت سياست هاي بخصوصي ، اين فرآيند کند يا حتي متوقف خواهد شد و در مقابل ، در اشکال بخصوصي از حکومت ها و سياستگذاري هاي ويژه اي ، در فرآيند توليد علم تسريع ايجاد شده و شکوفايي علمي ، فکري و تمدني به وقوع خواهد پيوست.همان گونه که بسياري از انديشمندان و فلاسفه سياسي ، سعادت را بر محور حکومت مورد بررسي قرار داده و تحقق آن را منوط به وجود اشکال خاصي از حکومت و حکومتگران و سياست ها و ساختارهاي بخصوصي مي دانند، فرآيند توليد علم و فکر نيز تا اندازه قابل توجهي حکومت محور است و نوع و شکل و ماهيت حکومت از يک سو و روحيات و رفتارهاي حکومتگران و نگرش ها و سياستگذاري هاي آنان نيز از سوي ديگر، از تاثيري اساسي در اين زمينه برخوردارند.بنابراين در تعامل بين قدرت و دانش و از ميان فرضياتي که به بيان چگونگي و ماهيت اين رابطه تعاملي پرداخته اند، مي توان مدعي شد قدرت سازمان يافته يا حکومت ، فراهم آورنده و زمينه ساز مقدمات فرآيند توليد فکر و دانش است ، ولي در عين حال ، اين تمهيد و زمينه سازي ضرورتا به شکل دادن دانش و جهت دادن فکر از سوي دولت منجر نخواهد شد و بخصوص در عصر حاضر به علت گستردگي مرزهاي دانش و فروپاشي بخشهاي وسيعي از حاکميت دولت ها و افزايش توقعات و انتظارات ملت ها و بالارفتن امکانات نظارتي آنان بر حکومت ها، توان حکومتگران در جهت دهي به علم و فکر به طرز قابل ملاحظه اي کاهش پيدا کرده است.در بحث از ماهيت حکومت ها و تاثير آنها بر فرآيند توليد و فکر و علم بايد از حکومت هاي استبدادي در همه اشکال آن و حکومت هاي دمکراتيک و نقش آنها در اين فرآيند سخن به ميان آورد.واقعيتي که بخصوص امروز مشاهده آن بسهولت امکان پذير و وجود آن غيرقابل انکار است ، اين است که در حکومت هاي استبدادي به علت بسته بودن فضاي سياسي و اجتماعي و حاکميت قدرت مبتني بر ابزارهاي سرکوب و مجال ندادن به مخالفان عقيدتي و سياسي و انسداد مجاري بيان آزاد افکار و انديشه ها، طبيعتا زمينه براي توليد علم و فکر فراهم نيست.امام سجاد ع: اگر مردم بدانند چه فوايدي در طلب علم وجود دارد، آن را جستجو مي کردند اگر چه با ريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد. امام صادق ع: چون مومن دانشمندي بميرد، رخنه اي در اسلام ايجاد مي شود که هيچ چيز آن را جبران نمي کند.بنابراين همان گونه که ملاحظه مي شود، هم ضرورت هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي جوامع اسلامي و هم تاکيدات و تعاليم ديني آنان بر مساله علم آموزي و توليد فکر و دانش دلالت دارند و مي توان گفت زمينه هاي فکري و فرهنگي مناسب و پيش شرطهاي معرفت شناسانه لازم براي ايجاد يک نهضت آزادانديشي و توليد علم در دنياي اسلام و در جوامع اسلامي به خوبي فراهم است.بخصوص حکومت ديني بايد بتواند باتوجه به پتانسيل هاي ديني موجود و نيز با عنايت به قابليت هاي ملي (مانند جمعيت جوان کشور، تعداد زياد دانشجويان ، دانشگاهيان ، مراکز علمي و پژوهشي و حوزه علميه، وسعت سرزميني کشور، منابع و امکانات مادي آن ، وجود راهبران و کارگزاران حکومتي دوستدار دانش و مروج علم و... در فعليت بخشيدن به ظرفيت هاي حاضر و امکانات موجود، حداکثر بهره برداري را در اين مقوله به عمل آورد.شمايي از راهکارها توجه به مطالبي که درخصوص جايگاه و نقش حکومت ها و سياستگذاري هاي آنها در فرآيند توليد علم ارائه شد و نيز با عنايت به ظرفيت ها و پتانسيل هاي حکومت ديني در گسترش مرزهاي دانش و توليد فکر، راهکارها و پيشنهادهايي درباره به کارگيري امکانات ، تمهيدات ، تنظيم سياست ها و برنامه ريزي هايي به منظور زمينه سازي توليد علم و ايجاد تسريع و شتاب بخشيدن به آن ، به اين شرح ارائه مي شوند:
1-از آنجايي که حکومت هاي خودکامه و سياست هاي استبدادي و فضاي بسته سياسي ، مانعي اساسي در فرآيند توليد علم محسوب مي شوند، به نظر مي رسد گسترش رواداري و تساهل نسبت به فعاليت هاي علمي و فکري انديشه ورزان و متفکران و فراخ کردن مجال براي ابراز عقيده و بيان نظرات علمي آنان از سوي حکومت ، مي تواند چشم اندازهاي مطلوبي را در گسترش و توسعه نظريه پردازي علمي و توليد فکر ارائه و ايجاد کند.
2-به کار گرفتن دانشمندان و صاحبان فکر در مصادر مديريتي جامعه يا استفاده از نظرات کارشناسي آنان و قائل شدن جايگاهي والا و ارزشمند در سلسله مراتب اجتماعي براي ايشان از جانب حکومتگران و سياستمداران ، به جذب و پذيرش آنان و بالندگي تلاشهاي علمي و فکري شان خواهد انجاميد.
3-تقويت مراکز علمي و پژوهشي ، فراهم کردن امکانات تحقيق و پژوهش ، زمينه سازي براي جلوگيري از فرار مغزها و مهاجرت نخبگان نيز از جمله تلاشهايي است که حکومتگران در سياستگزاري هاي خود مي توانند براي توليد علم به کار گيرند.
4-توجه به دانشمندان و متفکران منزوي شده و در حاشيه قرار گرفته و جذب و به کارگيري آنها و ارج نهادن به قابليت هاي علمي و فکري آنان نيز مي تواند به عنوان اقدامي موثر در استفاده از پتانسيل هاي علمي بالفعل نشده ، تلقي شود.5-گسترش ثبات سياسي و ايجاد فضايي آرام و محيطي فارغ از تنش ، در ايجاد زمينه هاي مساعد براي توليد علم بسيار موثر است.تغيير و تحولات سريع در رفتارها، سياستگذاري ها و تصميم گيرندگان ، بروز جريانات و امواج پرتلاطم سياسي ، دگرگوني پرشتاب در معيارها، ساختارها، نهادها و سياست ها، امکان توليد علم را براي متفکران به حداقل ممکن کاهش مي دهد.
6-وجود اجماع گسترده اي ميان احزاب ، جريانات ، نهادها و تصميم گيرندگان مبني بر لزوم تقويت مجامع علمي و مراکز پژوهشي و حمايت از انديشه ورزان و دانشوران در اين راه از ضرورتي اساسي برخوردار است.بايد همگان بر اين نکته اتفاق نظر حاصل کنند که تغييرات مديريتي و تحولات در صف بندي هاي سياسي نبايد وقفه يا خدشه اي در روند توليد علم ايجاد کنند و اساسا مي بايست تمهيداتي انديشيده شود تا به دنبال تغييرات در رده هاي بالاي مديريتي جامعه ، مديريت ها و سياست ها و ترکيب مراکز علمي و پژوهشي و دانشگاه ها دچار تغييرات چنداني نشوند.
7-لزوم حمايت حقوقي ، قضايي ، سياسي ، اجتماعي و اقتصادي از انديشمندان و متفکران و آثار علمي ، فرهنگي و فکري آنان ، به وسيله حکومت و ايجاد يک حاشيه امن شغلي و حرفه اي براي آنان نيز از جمله اقداماتي است که سياستگذاران در زمينه سازي براي توليد فکر مي توانند به عمل آورند.
8-حمايت از دانشوران و انديشمندان مولد علم بايد به صورت سياستي اصولي و نهادينه درآيد که با تغيير مديريت ها و تصميم گيرندگان نيز دچار تغيير و تحول نشود.
9-در ذهنيت منفي سياستگذاران نسبت به علم و عالم و دانشجو و دانشگاهيان ، بايد تغييري اساسي ايجاد شود. تا زماني که حکومتگران ، علم و عالم و ديدگاه هاي علمي و تفکرات و انديشه هاي دانشوران را موهبتي الهي و نعمتي اساسي تلقي نکنند و تضارب آرائ و آزادي بيان دانشمندان را فرصتي استثنايي براي شکوفايي دانش و گسترش مرزهاي علم ندانند، نمي توان انتظار داشت قدمي در راه تسهيل و تمهيد فرآيند توليد علم بردارند.
10-تنها حکومت هاي سامان مند، هدفدار و آينده نگر که به برنامه ريزي هاي دقيق و درازمدت براي دستيابي به علم و پيشرفت ايمان دارند و از صبر و تحمل و سعه صدر لازم براي سرمايه گذاري در امور پژوهشي و توليد دانش برخوردارند مي توانند به گسترش مرزهاي دانش خود اميدوار باشند.بي ثباتي ، نابساماني ، تنگ نظري ، هدفدار نبودن و بي برنامگي حکومت با توليد دانش سازگاري ندارد.
11-توليد علم مستلزم اعتقاد به سلطه تکنوکراسي بر بروکراسي است. حکومتگران مي بايستي با ايمان به برتري علم و دانش بر ديوان سالاري دستگاه بروکراسي را نه به عنوان مانعي در راه توليد علم ، بلکه به عنوان يک سيستمي منسجم در خدمت علم و عالم و توليد فکر و علم قرار دهند.استقلال نهادهاي علمي و مراکز پژوهشي و دانشگاه ها در برخي امور مربوط به خود از قبيل تنظيم و تخصيص بودجه و سياستگذاري علمي و تعيين مديريت هاي مربوط به خود و امثال آن مي تواند اين مراکز توليدکننده علم را از سيطره بروکراسي پيچيده دولتي نجات بخشد.
12-تنها سياستمداران داراي اعتماد به نفس و معتقد به امکان هماوردي با قطبهاي قدرت جهاني مي توانند در فرآيند توليد علم سهيم شده و آن را تقويت کنند. از حکومتگران و سياستگذاران فاقد اعتماد به نفس و خود باخته در مقابل قدرت هاي خارجي نمي توان انتظار داشت توليد علم را به پيش ببرند.
13-حکومت مي بايست شجاعانه به تفکرات و انديشه هاي نو ميدان دهد و دانشوران را به ابراز عقيده و جسارت هاي علمي تشويق و حس اعتماد به نفس و شجاعت علمي آنان را تقويت کند.
14-تسهيل ارتباط علمي دانشوران و متفکران با جهان خارج و کمک به افزايش ميزان آگاهي ها و اطلاعات آنان از پيشرفت هاي علمي و فکري کشورهاي ديگر از جمله اقداماتي است که حکومتگران مي توانند براي فراهم کردن زمينه هاي توليد علم در داخل به عمل آورند.
15-توليد علم مستلزم فراغت از تعصبات غيرعقلاني و غيرمنطقي نژادي ، زباني ، ملي ، و... است. حکومتگران با کنار گذاشتن اين تعصبات بيجا مي توانند فضا را براي استفاده بهينه از تمامي انديشمندان داخلي و دانشوران غيربومي مساعد کنند و روند توليد علم را تسريع بخشند.
16-جامعه و حکومت ديني بايد بتوانند از پتانسيل هاي استفاده نشده فراواني که مي توانند در فرآيند توليد فکر نقشي اساسي ايفا کنند، حداکثر بهره برداري هاي لازم را به عمل آورند و انگيزه هاي ديني و اعتقادي دينداران را در جستجوي علم و گسترش دانش ، بسيج کرده و مورد استفاده قرار دهند.
17-در تعاليم ديني و متون اسلامي و در سيره قولي و فعلي پيشوايان دين و نيز در تاريخ پر عظمت تمدن اسلامي ، زمينه هاي فراواني براي تجديد حيات علمي و فکري جامعه اسلامي وجود دارند که در صورت بهره برداري بهينه مي توانند به عنوان يک موتور محرکه ، انگيزه هاي قدرتمندي را براي بارور شدن تفکرات علمي و تلاشهاي فکري انديشمندان و دانشوران ديندار و شکل گيري يک رنسانس اسلامي به وجود آورند.
18-حکومت ديني علاوه بر تمهيد زمينه هاي توليد علم ، بايد بر مساله ترويج علم و کاربردي کردن دانش و استفاده از آن براي رفاه و سعادت دنيوي و کمال معنوي دينداران نيز توجه کند و بخصوص مباني معرفت شناسانه اي را که منجر به عطف توجه دينداران از آباد کردن دنيا به دنيا گريزي و آخرت طلبي صرف شده اند با روشهاي دقيق و هوشمندانه اي اصلاح کنند.
19-فراهم سازي زمينه هاي لازم براي شکوفايي استعدادها و خلاقيت ها و حمايت همه جانبه از توليدکنندگان علم و فناوري و صاحبان ابتکارات و اختراعات و ابداعات نيز از جمله وظايف و رسالت هاي حکومت محسوب مي شوند.
20-تجليل از دانشوران و متفکران و ارج نهادن به آثار و تلاش هاي علمي و فکري آنان به اشکال مختلف از سوي حکومت ، تاثيراتي عميق و اساسي در گرايش به طرف فعاليت هاي علمي و فکري و توليد دانش در جامعه ايجاد خواهد کرد. گسترش مراسم و محافلي مانند «همايش چهره هاي ماندگار» و نهادينه کردن اين گونه اقدامات ، در اين راه از جمله تلاش هاي موثر و بنياني محسوب مي شوند. |