● به نام خدا - امروز ، جمعه 12 شهريور 1389 - كاربران برخط: 412   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
توسعه علمي به دور از هياهوهاي سياسي
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: مسعود - اخوان كاظمي

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت خبری - جام جم آن لاین - تاريخ شمسی نشر 07/09/1383

 
 

نقش و تاثير حکومت و سياستگذاري هاي آن در فرآيند توليد علم و تمدن سازي از موضوعات مطرح دوره ماست. نوع و ماهيت حکومت ، ساختار و رفتار آن ، شخصيت و ديدگاه ها و نگرش هاي سياستمداران و شيوه هاي سياستگذاري آنان ، تاثيري اساسي بر توليد علم ، فکر، نهضت فرهنگي و تمدن ايجاد مي کنند.با عنايت به ظرفيت ها و پتانسيل هاي حکومت ديني در فرآيند توليد علم ، اين نکته قابل تامل و اثبات است که در جامعه ديني و با حمايت و زمينه سازي حکومت ديني ، امکانات و قابليت هاي شايان توجهي براي گسترش مرزهاي دانش و فراهم سازي مقدمات رشد علمي و فرهنگي و انجام يک رنسانس اسلامي وجود دارد و اگر بخوبي مورد استفاده و بهره برداري قرار داده شوند، بازسازي تمدن با عظمت اسلامي قرون اوليه اسلام دور از دسترس نخواهد بود.راهکارها و پيشنهادهاي متعددي با محوريت دولت و سياستگذاران مطرح است که در صورت توجه به آنها، مي تواند گام هايي اساسي در ايجاد انقلاب عظيم علمي و تمدني در جهان اسلام برداشته شود.بسياري از انديشمندان و فلاسفه از ديرباز تاکنون ، در بحث از سعادت و بخصوص در مقوله چگونگي تحقق آن ، بر اهميت و نقش حکومت مطلوب تاکيد به عمل آورده اند.آنان همواره اعتقاد داشته اند که سعادت را به هر شيوه اي و با هر مبنايي تعريف کنيم و تحقق آن جز در سايه و پرتو وجود يک حکومت خوب صورت نخواهد گرفت.بدين ترتيب از اين ديدگاه ، هر اندازه هم که افراد و جامعه به خودسازي و بهسازي محيط و اجتماع پرداخته و براي دستيابي به کمال و سعادت گام بردارند، تا زماني که تحت يک حکومت مطلوب قرار نداشته باشند، کمال و سعادت حقيقي را درک نخواهند کرد و آن را فراچنگ نخواهند آورد. از همين روست که بيشتر متفکران و فلاسفه بشري در سير تکوين و بيان انديشه هاي خود و در تعريف سعادت و چگونگي حصول آن نهايتا به تفکر و بحث در خصوص سياست و حکومت نيز کشيده شده و در واقع ، فلسفه سياسي خود را شکل و ارائه و حکومت مطلوب را از ديدگاه خويش توصيف کرده اند، بنابراين هر يک از فلاسفه سياسي بر مبناي تفسير خاص خود از خير و کمال و سعادت ، نوع خاصي از حکومت را بهترين شکل حکومت تشخيص داده و آن را براي دستيابي به سعادت موردنظر، مفيدتر، کارآمدتر و مطلوب تر معرفي کرده است.بر همين مبنا، مي توان گفت نوع نظام هاي سياسي و سياستگذاري و رفتارهاي حکومت ها نيز تاثيري اساسي در فرآيند توليد علم ايجاد مي کنند.بدين ترتيب در انواع خاصي از حکومت ها و تحت سياست هاي بخصوصي ، اين فرآيند کند يا حتي متوقف خواهد شد و در مقابل ، در اشکال بخصوصي از حکومت ها و سياستگذاري هاي ويژه اي ، در فرآيند توليد علم تسريع ايجاد شده و شکوفايي علمي ، فکري و تمدني به وقوع خواهد پيوست.همان گونه که بسياري از انديشمندان و فلاسفه سياسي ، سعادت را بر محور حکومت مورد بررسي قرار داده و تحقق آن را منوط به وجود اشکال خاصي از حکومت و حکومتگران و سياست ها و ساختارهاي بخصوصي مي دانند، فرآيند توليد علم و فکر نيز تا اندازه قابل توجهي حکومت محور است و نوع و شکل و ماهيت حکومت از يک سو و روحيات و رفتارهاي حکومتگران و نگرش ها و سياستگذاري هاي آنان نيز از سوي ديگر، از تاثيري اساسي در اين زمينه برخوردارند.بنابراين در تعامل بين قدرت و دانش و از ميان فرضياتي که به بيان چگونگي و ماهيت اين رابطه تعاملي پرداخته اند، مي توان مدعي شد قدرت سازمان يافته يا حکومت ، فراهم آورنده و زمينه ساز مقدمات فرآيند توليد فکر و دانش است ، ولي در عين حال ، اين تمهيد و زمينه سازي ضرورتا به شکل دادن دانش و جهت دادن فکر از سوي دولت منجر نخواهد شد و بخصوص در عصر حاضر به علت گستردگي مرزهاي دانش و فروپاشي بخشهاي وسيعي از حاکميت دولت ها و افزايش توقعات و انتظارات ملت ها و بالارفتن امکانات نظارتي آنان بر حکومت ها، توان حکومتگران در جهت دهي به علم و فکر به طرز قابل ملاحظه اي کاهش پيدا کرده است.در بحث از ماهيت حکومت ها و تاثير آنها بر فرآيند توليد و فکر و علم بايد از حکومت هاي استبدادي در همه اشکال آن و حکومت هاي دمکراتيک و نقش آنها در اين فرآيند سخن به ميان آورد.واقعيتي که بخصوص امروز مشاهده آن بسهولت امکان پذير و وجود آن غيرقابل انکار است ، اين است که در حکومت هاي استبدادي به علت بسته بودن فضاي سياسي و اجتماعي و حاکميت قدرت مبتني بر ابزارهاي سرکوب و مجال ندادن به مخالفان عقيدتي و سياسي و انسداد مجاري بيان آزاد افکار و انديشه ها، طبيعتا زمينه براي توليد علم و فکر فراهم نيست.امام سجاد ع: اگر مردم بدانند چه فوايدي در طلب علم وجود دارد، آن را جستجو مي کردند اگر چه با ريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد. امام صادق ع: چون مومن دانشمندي بميرد، رخنه اي در اسلام ايجاد مي شود که هيچ چيز آن را جبران نمي کند.بنابراين همان گونه که ملاحظه مي شود، هم ضرورت هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي جوامع اسلامي و هم تاکيدات و تعاليم ديني آنان بر مساله علم آموزي و توليد فکر و دانش دلالت دارند و مي توان گفت زمينه هاي فکري و فرهنگي مناسب و پيش شرطهاي معرفت شناسانه لازم براي ايجاد يک نهضت آزادانديشي و توليد علم در دنياي اسلام و در جوامع اسلامي به خوبي فراهم است.بخصوص حکومت ديني بايد بتواند باتوجه به پتانسيل هاي ديني موجود و نيز با عنايت به قابليت هاي ملي (مانند جمعيت جوان کشور، تعداد زياد دانشجويان ، دانشگاهيان ، مراکز علمي و پژوهشي و حوزه علميه، وسعت سرزميني کشور، منابع و امکانات مادي آن ، وجود راهبران و کارگزاران حکومتي دوستدار دانش و مروج علم و... در فعليت بخشيدن به ظرفيت هاي حاضر و امکانات موجود، حداکثر بهره برداري را در اين مقوله به عمل آورد.شمايي از راهکارها توجه به مطالبي که درخصوص جايگاه و نقش حکومت ها و سياستگذاري هاي آنها در فرآيند توليد علم ارائه شد و نيز با عنايت به ظرفيت ها و پتانسيل هاي حکومت ديني در گسترش مرزهاي دانش و توليد فکر، راهکارها و پيشنهادهايي درباره به کارگيري امکانات ، تمهيدات ، تنظيم سياست ها و برنامه ريزي هايي به منظور زمينه سازي توليد علم و ايجاد تسريع و شتاب بخشيدن به آن ، به اين شرح ارائه مي شوند:


1-از آنجايي که حکومت هاي خودکامه و سياست هاي استبدادي و فضاي بسته سياسي ، مانعي اساسي در فرآيند توليد علم محسوب مي شوند، به نظر مي رسد گسترش رواداري و تساهل نسبت به فعاليت هاي علمي و فکري انديشه ورزان و متفکران و فراخ کردن مجال براي ابراز عقيده و بيان نظرات علمي آنان از سوي حکومت ، مي تواند چشم اندازهاي مطلوبي را در گسترش و توسعه نظريه پردازي علمي و توليد فکر ارائه و ايجاد کند.


2-به کار گرفتن دانشمندان و صاحبان فکر در مصادر مديريتي جامعه يا استفاده از نظرات کارشناسي آنان و قائل شدن جايگاهي والا و ارزشمند در سلسله مراتب اجتماعي براي ايشان از جانب حکومتگران و سياستمداران ، به جذب و پذيرش آنان و بالندگي تلاشهاي علمي و فکري شان خواهد انجاميد.


3-تقويت مراکز علمي و پژوهشي ، فراهم کردن امکانات تحقيق و پژوهش ، زمينه سازي براي جلوگيري از فرار مغزها و مهاجرت نخبگان نيز از جمله تلاشهايي است که حکومتگران در سياستگزاري هاي خود مي توانند براي توليد علم به کار گيرند.


4-توجه به دانشمندان و متفکران منزوي شده و در حاشيه قرار گرفته و جذب و به کارگيري آنها و ارج نهادن به قابليت هاي علمي و فکري آنان نيز مي تواند به عنوان اقدامي موثر در استفاده از پتانسيل هاي علمي بالفعل نشده ، تلقي شود.5-گسترش ثبات سياسي و ايجاد فضايي آرام و محيطي فارغ از تنش ، در ايجاد زمينه هاي مساعد براي توليد علم بسيار موثر است.تغيير و تحولات سريع در رفتارها، سياستگذاري ها و تصميم گيرندگان ، بروز جريانات و امواج پرتلاطم سياسي ، دگرگوني پرشتاب در معيارها، ساختارها، نهادها و سياست ها، امکان توليد علم را براي متفکران به حداقل ممکن کاهش مي دهد.


6-وجود اجماع گسترده اي ميان احزاب ، جريانات ، نهادها و تصميم گيرندگان مبني بر لزوم تقويت مجامع علمي و مراکز پژوهشي و حمايت از انديشه ورزان و دانشوران در اين راه از ضرورتي اساسي برخوردار است.بايد همگان بر اين نکته اتفاق نظر حاصل کنند که تغييرات مديريتي و تحولات در صف بندي هاي سياسي نبايد وقفه يا خدشه اي در روند توليد علم ايجاد کنند و اساسا مي بايست تمهيداتي انديشيده شود تا به دنبال تغييرات در رده هاي بالاي مديريتي جامعه ، مديريت ها و سياست ها و ترکيب مراکز علمي و پژوهشي و دانشگاه ها دچار تغييرات چنداني نشوند.


7-لزوم حمايت حقوقي ، قضايي ، سياسي ، اجتماعي و اقتصادي از انديشمندان و متفکران و آثار علمي ، فرهنگي و فکري آنان ، به وسيله حکومت و ايجاد يک حاشيه امن شغلي و حرفه اي براي آنان نيز از جمله اقداماتي است که سياستگذاران در زمينه سازي براي توليد فکر مي توانند به عمل آورند.


8-حمايت از دانشوران و انديشمندان مولد علم بايد به صورت سياستي اصولي و نهادينه درآيد که با تغيير مديريت ها و تصميم گيرندگان نيز دچار تغيير و تحول نشود.


9-در ذهنيت منفي سياستگذاران نسبت به علم و عالم و دانشجو و دانشگاهيان ، بايد تغييري اساسي ايجاد شود. تا زماني که حکومتگران ، علم و عالم و ديدگاه هاي علمي و تفکرات و انديشه هاي دانشوران را موهبتي الهي و نعمتي اساسي تلقي نکنند و تضارب آرائ و آزادي بيان دانشمندان را فرصتي استثنايي براي شکوفايي دانش و گسترش مرزهاي علم ندانند، نمي توان انتظار داشت قدمي در راه تسهيل و تمهيد فرآيند توليد علم بردارند.


10-تنها حکومت هاي سامان مند، هدفدار و آينده نگر که به برنامه ريزي هاي دقيق و درازمدت براي دستيابي به علم و پيشرفت ايمان دارند و از صبر و تحمل و سعه صدر لازم براي سرمايه گذاري در امور پژوهشي و توليد دانش برخوردارند مي توانند به گسترش مرزهاي دانش خود اميدوار باشند.بي ثباتي ، نابساماني ، تنگ نظري ، هدفدار نبودن و بي برنامگي حکومت با توليد دانش سازگاري ندارد.


11-توليد علم مستلزم اعتقاد به سلطه تکنوکراسي بر بروکراسي است. حکومتگران مي بايستي با ايمان به برتري علم و دانش بر ديوان سالاري دستگاه بروکراسي را نه به عنوان مانعي در راه توليد علم ، بلکه به عنوان يک سيستمي منسجم در خدمت علم و عالم و توليد فکر و علم قرار دهند.استقلال نهادهاي علمي و مراکز پژوهشي و دانشگاه ها در برخي امور مربوط به خود از قبيل تنظيم و تخصيص بودجه و سياستگذاري علمي و تعيين مديريت هاي مربوط به خود و امثال آن مي تواند اين مراکز توليدکننده علم را از سيطره بروکراسي پيچيده دولتي نجات بخشد.


12-تنها سياستمداران داراي اعتماد به نفس و معتقد به امکان هماوردي با قطبهاي قدرت جهاني مي توانند در فرآيند توليد علم سهيم شده و آن را تقويت کنند. از حکومتگران و سياستگذاران فاقد اعتماد به نفس و خود باخته در مقابل قدرت هاي خارجي نمي توان انتظار داشت توليد علم را به پيش ببرند.


13-حکومت مي بايست شجاعانه به تفکرات و انديشه هاي نو ميدان دهد و دانشوران را به ابراز عقيده و جسارت هاي علمي تشويق و حس اعتماد به نفس و شجاعت علمي آنان را تقويت کند.


14-تسهيل ارتباط علمي دانشوران و متفکران با جهان خارج و کمک به افزايش ميزان آگاهي ها و اطلاعات آنان از پيشرفت هاي علمي و فکري کشورهاي ديگر از جمله اقداماتي است که حکومتگران مي توانند براي فراهم کردن زمينه هاي توليد علم در داخل به عمل آورند.


15-توليد علم مستلزم فراغت از تعصبات غيرعقلاني و غيرمنطقي نژادي ، زباني ، ملي ، و... است. حکومتگران با کنار گذاشتن اين تعصبات بيجا مي توانند فضا را براي استفاده بهينه از تمامي انديشمندان داخلي و دانشوران غيربومي مساعد کنند و روند توليد علم را تسريع بخشند.


16-جامعه و حکومت ديني بايد بتوانند از پتانسيل هاي استفاده نشده فراواني که مي توانند در فرآيند توليد فکر نقشي اساسي ايفا کنند، حداکثر بهره برداري هاي لازم را به عمل آورند و انگيزه هاي ديني و اعتقادي دينداران را در جستجوي علم و گسترش دانش ، بسيج کرده و مورد استفاده قرار دهند.


17-در تعاليم ديني و متون اسلامي و در سيره قولي و فعلي پيشوايان دين و نيز در تاريخ پر عظمت تمدن اسلامي ، زمينه هاي فراواني براي تجديد حيات علمي و فکري جامعه اسلامي وجود دارند که در صورت بهره برداري بهينه مي توانند به عنوان يک موتور محرکه ، انگيزه هاي قدرتمندي را براي بارور شدن تفکرات علمي و تلاشهاي فکري انديشمندان و دانشوران ديندار و شکل گيري يک رنسانس اسلامي به وجود آورند.


18-حکومت ديني علاوه بر تمهيد زمينه هاي توليد علم ، بايد بر مساله ترويج علم و کاربردي کردن دانش و استفاده از آن براي رفاه و سعادت دنيوي و کمال معنوي دينداران نيز توجه کند و بخصوص مباني معرفت شناسانه اي را که منجر به عطف توجه دينداران از آباد کردن دنيا به دنيا گريزي و آخرت طلبي صرف شده اند با روشهاي دقيق و هوشمندانه اي اصلاح کنند.


19-فراهم سازي زمينه هاي لازم براي شکوفايي استعدادها و خلاقيت ها و حمايت همه جانبه از توليدکنندگان علم و فناوري و صاحبان ابتکارات و اختراعات و ابداعات نيز از جمله وظايف و رسالت هاي حکومت محسوب مي شوند.


20-تجليل از دانشوران و متفکران و ارج نهادن به آثار و تلاش هاي علمي و فکري آنان به اشکال مختلف از سوي حکومت ، تاثيراتي عميق و اساسي در گرايش به طرف فعاليت هاي علمي و فکري و توليد دانش در جامعه ايجاد خواهد کرد. گسترش مراسم و محافلي مانند «همايش چهره هاي ماندگار» و نهادينه کردن اين گونه اقدامات ، در اين راه از جمله تلاش هاي موثر و بنياني محسوب مي شوند.

 

    574 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   توسعه علمي 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:07/09/1383
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت