سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 2006
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

287 بازدید
موج چهارم فقه هنر (2)

موسیقی فاخر با عرفان و عقل منافاتی ندارد


این مطلب، بخش دوم از مطلب «موج چهارم فقه هنر» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از طریق لینکهای پیوست قابل مشاهده است.

موج دوم: فقهای معاصر تا پیش از انقلاب اسلامی
دوره دوم فتاوای در باب موسیقی برمی‌گردد، به فقهای معاصر پیش از انقلاب اسلامی، فقیهان بزرگی که در اوایل دوران گذار در باب کارکردهای لهوی به کارکردهای غیر لهوی موسیقی واقع می‌شوند. بنابراین، بر همین اساس فتاوای ایشان نیز دارای یک نحوه از پراکندگی و تشتت است،‌ یعنی در بعضی موارد موسیقی را حلال می‌دانند و در بعضی موارد حرام و در جایی مطلق موسیقی را حرام اعلام کرده‌اند. در جایی دیگر نیز می‌گویند، اگر لهوی نباشد، حرام نیست. یکی از این فقیهان نامدار مرحوم آیت‌الله خویی در پاسخ به سوالی پیرامون حکم غنا و موسیقی چنین گفتند: استماع غنا و موسیقی به اتفاق علما حرام است و دلیل آن نیز از قرآن کریم و احادیث نبی اکرم اهل بیت ایشان است. علاوه بر این ادله صریح، روایاتی نیز بر حرمت موسیقی وارد شده است، از باب مثال پیامبر می‌فرمایند: صاحب تنبور در روز قیامت محشور می‌شود، در حالی که صورتی سیاه دارد و در دستش تنبوری از آتش است.27
جالب این است که ایشان در جایی دیگر در پاسخ به پرسشی دیگر که از استعمال موسیقی در مناسبات دینی می‌پرسد می‌گویند: اگر آلات موسیقی آن، از آلات مشترکه باشد اشکالی ندارد، ولی اگر آلات موسیقی جزء آلات مخصوصه لهو باشد حرام است و خدا عالم به امور است. 28 ایشان درموضعی دیگر می‌گویند: استماع موسیقی اشکالی ندارد، مگر اینکه از نوع لهوی باشد.29 در جایی دیگر نیز می‌گویند: استعمال آلات موسیقی همیشه حرام است از جمله در شب عروسی و یا حتی اگر برای یاد دادن مسائل دینی و با ابزاری مثل پیانو باشد.30
اگر منصفانه و با عدالت به پاسخ‌های مرحوم آیت‌الله خویی بنگریم و دقت کنیم، متوجه این نکته خواهیم شد که در پاسخ‌های ایشان نوعی از پراکندگی در نظر و رأی وجود دارد و در نهایت مخاطب این پاسخ‌ها متوجه نمی‌شود که ملاک و مناط حرمت چه چیز است. آیا مطلق موسیقی حرام است یا نوع لهوی آن و اینکه برای صرف تعلیم جایز است یا خیر؟ در مجموع به دلیل وقوع این فقها در دوران گذار فتاوا در باب موسیقی، نسبت به کارکردهای مثبت و منفی آن، شاید این رویه بی‌وجه نیز نباشد و یا شاید بعضعاً قابل توجیه هم باشد، چرا که فقیهان بزرگی مانند علامه حلی و یا فیض کاشانی نیز به دلیل شرایط خاص اجتماعی خود بعضاً دچار تغییر فتواهای آنی و با تفاوت در نظر در کتب مختلف خویش شده‌اند.

موج سوم:
موج سوم ادوار فتوایی در باب موسیقی مربوط به فرمایشات و نظرات بنیان‌گذار انقلاب اسلامی امام خمینی است. دوره‌ای که امام با توجه به واقعیت‌های جامعه و جمهوری اسلامی فتوا به تفکیک نوع حلال از نوع حرام صادر می‌فرمایند. واقعیت این است که ایشان نیز در بدو امر قائل به ممنوعیت مطلق موسیقی بوده‌اند، اما پس از استقرار نظام اسلامی و مواجهه با واقعیت‌های جامعه و رؤیت کارکردهای غیر لهوی موسیقی فتوای‌شان بر تفکیک نوع حلال از حرام تبدیل می‌شود. ایشان در ابتدای انقلاب در چند سخنرانی به متولیان امر رسانه و موسیقی متذکر می‌شوند که مطلق موسیقی را حذف کنید: اینکه می‌گویند که اگر چنان چه موسیقی در رادیو نباشد، آن‌ها می‌روند از جای دیگر می‌گیرند، بگذار بگیرند از جای دیگر و شما عجالتاً آلوده نباشید، آن‌ها هم کم‌کم برمی‌گردند. این خیانت است به یک ممالکتی، خیانت است به جوان‌های ما. این موسیقی را حذفش کنید به کلی. عوض این یک چیزی را بگذارید که آموزنده باشد.31 اما در فرمایش دیگری یعنی چهار سال بعد درجمع شورای سرپرستی صدا و سیما می‌فرمایند: موسیقی حرام را حذف کنید و آن چیزهایی که راجع به جنگ است، چیزی نیست (اشکال ندارد.)32 در مجموع، وقتی فتوای ایشان در باب موسیقی مورد تغییر قرار می‌گیرد، این تغییر تا زمان رحلت ایشان مورد بازبینی و تبدیل واقع نمی‌شود. (برخلاف تهافت ذکر شده در فتاوای دوره سوم) امام به این یقین رسیده بودند که در زمان ما کارکردهای دیگر از جنس غیر لهوی نیز برای موسیقی پدید آمده است و اینکه دیگر نمی‌توان فتوا بر حرمت و ممنوعیت مطلق موسیقی صادر کرد و کارکردهایی مانند مارش خبری، آهنگ‌های نظامی و حماسی، آهنگ‌ها در مناسبت‌های ملی یا مذهبی که حال لهو در آن‌ها دیده نمی‌شود، آهنگ‌های انقلابی و تداعی‌کننده مضامین دینی و انقلابی، آهنگ‌های بیدار کننده مانند آهنگ مناسبت‌ شهادت استاد مطهری و امثلا این‌ها، در نتیجه دور سوم را می‌توان با توضیحات ذکر شده، دوره تفکیک صریح موسیقی‌های حرام از موسیقی‌های حلال نامید؛ دوره‌ای که هنوز موسیقی در وضعیت سلبی به سر می‌برد و فقط تاکید بر حذف و سلب نوع حرام آن از جامعه می‌شود.

موج چهارم: نظریه رهبر انقلاب اسلامی
موج چهارم فتوا در مورد موسیقی، در واقع نشأت گیرنده از کلمات بدیع و ایجابی رهبر انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای در باب موسیقی و غنا است. ایشان هم در سخنرانی‌های مختلف‌شان در طول سال‌های رهبری و هم در درس خار‌ج‌شان در سال‌های 1378 و 1388 تعابیر خاصی در مورد موسیقی بیان فرموده‌اند. تعابیری که به نظر می‌آید شروعی دوباره برای باز تعریفی ماهوی در باب موسیقی است. ایشان علاوه بر تاکید بر وجه سلبی موسیقی (حذف اقسام لهوی و حرام) تاکید بسیار زیادی بر وجوه ایجابی موسیقی داشته‌اند، وجوهی که حکایت از این امر دارد که موسیقی فقط امری ممنوع نیست، بلکه موسیقی فی حد ذاته هنری الهی و مطابق با فطرت است که اگر در مسیر خودش استفاده شود، برکات زیادی برای فرد و اجتماع خواهد داشت. هر چند ایشان حال فعلی موسیقی را در وضعیت نامناسبی تفسیر می‌کنند و حتی ترویج موسیقی را در زمان حاضر به همین دلیل حرام می‌دانند، اما نظر ایشان میل به این معنا دارد که اگر روزی شرایط اجتماعی ما مهیا باشد و موسیقی‌های لهوی ضعیف و قلیل شده باشد، موسیقی می‌تواند به عنوان یک هنر والا در تمام شئون فردی و اجتماعی ما عهده‌دار ایفای نقش‌های مثبت و تاثیر‌گذاری باشد. در مجموع این دیدگاه ایده‌آلی و ایجابی رهبر انقلاب موجی جدید در مباحث موسیقی به حساب می‌آید که اگر منصف باشیم، باید از آن به انقلابی در باز تعریف فقهی و اجتماعی موسیقی تعبیر کنیم.

مبانی اجمالی فتاوای ادوار اربعه
قائلین به حرمت مطلق موسیقی به دو دلیل عمده استناد کرده‌اند: یکی آیات مذمت کننده لهو و اثبات لهو بودن موسیقی و دوم روایاتی که ابزار موسیقی را لهو می‌شمارد و آن را مورد مذمت قرار می‌دهد که هر چند در زمان حاضر لهوی خواندن مطلق موسیقی امری غیر واقعی و غیر علمی نیست، اما این فتوا در زمان خود که عصر سیطره لهو بر پیکره موسیقی بوده است، فتوایی به جا و درست تلقی و محاسبه می‌شود. دوره دوم، به دلیل واقع شدن در شرایط متزلزل و غیر ثابت اجتماعی از طرفی قائل به حرمت موسیقی می‌شود و از طرفی دیگر نیز قائل به حلیت برخی از این موسیقی‌ها است. در و اقع هر چند می‌پذیریم که شرایط ناپیدای این زمان دلیل این تشتت در فتوای این عصر می‌شود،‌ اما در مجموع این اشکال وارد است که چرا در نهایت بعضی از بزرگان فقه در این دوره به نظری واحد دست پیدا نکرده‌اند!
در دوره سوم امام خمینی دیگر از فقهای عظام به این نتیجه رسیدند که به چند دلیل، دیگر مطلق موسیقی حرام نیست: یکی از این دلایل به‌وجود آمدن کارکردهای غیر لهوی موسیقی در زمان ماست. دوم، قرائن موجود در روایات موسیقی است که به ما می‌فهماند در روایات نیز با قرائنی، مطلق موسیقی مورد مذمت اهل بیت نبوده است و بلکه مذمت مطلق موسیقی در آن زمان به حیث لهو بودن آن صادر شده است، یعنی اگر در زمان موسیقی دارای حیث لهوی نباشد، دلیلی بر حرمت آن وجود نخواهد داشت. سوم، اصل برائت است؛ اگر قدر متیقن در بحث موسیقی این باشد که نوع لهوی آن حرام است، پس در صورت شک در مابقی صورت‌ها، یعنی انواع غیر لهوی آن، برائت(حلیت) جاری می‌شود.
مبانی کلمات رهبر انقلاب در باب موسیقی در دو بخش قابل تبیین است: اولاً در وجه سلبی آن و دیگر در باب وجوه ایجابی آن. در جنبه سلبی که نتیجه‌اش همان تفکیک نوع حرام از نوع حلال موسیقی است، مبانی بحث، عیناً همان نکاتی است که در مبانی دوره سوم بیان شد، با این فرق که در بعضی از برداشت‌ها و جزئیات دیدگاه رهبر انقلاب با برداشت‌های دیگر فقها، تفاوت‌هایی دارد که در جای خود به آن اشاره خواهد شد، اما در تبیین وجه ایجابی موسیقی، پنج نکته مبنای ایشان را از دیدگاه فقهای عظام دیگر و پیش از ایشان متمایز خواهد کرد:
الف) شرایط زمان صلح و جنگ: باید بپذیریم که کلمات امام در شرایط خاص انقلاب و جنگ، صادر شده است وکلمات رهبر انقلاب در شرایط صلح و ثبات و استقرار نظام. در شرایط ثبات، جامعه به سمت معاض عادی و استفاده از حلال‌های متعارف بر‌می‌گردد. طبیعتاً فتاوی و نظرات یک فقه یا حفظ اصول کلی، برای اداره جامعه در هر کدام از این شرایط متفاوت خواهد بود.
ب) دیدگاه هنری خاص رهبری انقلاب: ما این واقعیت را می‌پذیریم که کلمات صادر شده از ایشان آن‌قدر متفاوت است که می‌توان ادعا کرد کلماتی منفرد و انحصاری است و می‌توان این‌گونه فرض کرد که این کلمات حاصل دید خاص هنری ایشان است، دیدگاهی که شاید بتوان گفت فی‌الواقع فقط در ایشان یافت می‌شود.
ج) ظرفیت‌های ذاتی موسیقی: به نظر می‌آید زمان صدور کلمات ایشان در این دوره، به عصری برمی‌گردد که موسیقی در کنار وجوه لهوی خود، دارای وجوه غیر لهوی زیادی نیز شده است. بنابراین، می‌طلبد امروز به ظرفیت‌های ذاتی این علم عنایت خاص دیگری بشود که این عنایت با توجه به موانع موجود، درزمان‌های دیگر امکان پذیر نبوده است.
د) ابعاد اجتماعی و سیاسی موسیقی: آنچه که از واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی زمان برمی‌آید این است که نظام سلطه در شرایط فعلی از هر ابرازی از جمله ابراز هنر برای القای غایات شیطانی خویش و یا برای نفوذ فرهنگ خود استفاده می‌نماید. ما در زمانی زندگی می‌کنیم که دشمن ما از موسیقی برای تخریب عقاید و اخلاق استفاده می‌کند. چه دلیلی دارد که ما نیز از ابزار هنر و به نیت مقابله فرهنگی، البته با رعایت ضوابط آن استفاده نکنیم؟ پس پر واضح است که بسیاری از تاکیدات ایشان بر رشد و تعالی هنر موسیقی، دارای زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.
ذ) موسیقی حرکتی از حرمت مطلق تا سر حد وجوب و استحباب: یکی از جالب‌ترین مسائل تطبیقی‌ای که در این ادوار چهارگانه قابل ملاحظه است، این است که موسیقی از حرمت مطلق در موج اول به جواز در موج دوم و سوم و وجوب و استحباب در کنار مناط حلیت و حرمت در موج چهارم ختم می‌شود. رهبر انقلاب در کنار پذیرش ملاک‌های حلیت و حرمت موسیقی، تعابیری را در باب موسیقی به کار برده‌اند که واقعاً در بعضی از این کلمات بوی وجوب کفایی و استحباب استثمام می‌شود. وجوب کفایی نسبت به تولید موسیقی‌های حلال یا تعالی بخش توسط متولیان و هنرمندان و استحباب آن نسبت به استماعش توسط مردم در شرایطی که موسیقی لهوی در جامعه فراگیر نباشد. رهبر انقلاب موسیقی را فی نفسه امری مثبت و تعالی بخش عنوان می‌کنند، آن را موجب رشد و هدایت بشر به سمت تقرب به خدا و معنویات می‌دانند، از موسیقی به عنوان غذا دهنده به فکرها و مجموعه‌های فکری یادی می‌کنند، موسیقی را به عنوان عامل تحول و انقلاب یک جامعه معرفی می‌کنند و تعابیر دیگری که به حق باید گفت اگر از این آن‌ها به عنوان موج کاملاً جدیدی از دیدگاه‌های فقهی در باب موسیقی نام نبریم، به این کلمات و گوینده آن ظلم بزرگی کرده‌ایم.
ادامه دارد...


بخش سوم این مقاله را می‌توانید با عنوان «موج چهارم فقه هنر (3)» از لینکهای پیوست مشاهده کنید

تاریخ انتشار در سایت: ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : مجتبی فلاحتی
مطالب
عناوین
رسته: 2