یک‌شنبه ۳ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1234
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

547 بازدید
جامعه‌گرایی گزینه‌ای متفاوت است (2)

مارکس مبانی محکمی را مطرح می‌کند و نمی‌توانیم به راحتی بگوییم چون تجربه مارکسیسم و کمونیسم از نظر سیاسی شکست خورده پس به طور کلی او را کنار بگذاریم.


این مطلب، بخش دوم از مطلب «جامعه‌گرایی گزینه‌ای متفاوت است» است که پیش از این در سایت منتشر شده و از طریق لینکهای پیوست قابل مشاهده است.

جامعه‌گرایی و نسبت آن با لیبرالیسم و سوسیالیسم
در گفت‌گو با سیدعلیرضا بهشتی

مهرنامه: بر خلاف عنوانی که به این نحله فکری زده شده به نظر می‌رسد که جامعه‌گرایی به دلیل تبیین دیدگاه‌های اخلاقی به فرد نیز توجه ویژه‌ای دارند. می‌توان در باب جامعه‌گرایی این نکته را مطرح کرد که به عنوان یک تئوری نو در دنیای تازه ما را از دوگانه‌انگاری‌ها یا چند‌گانه‌انگاری‌هایی که پیرامون مکاتب گوناگون وجود داشت نجات دهد؟

سیدعلیرضا بهشتی: جامعه‌گرایی فارغ از اینکه ما چقدر آن را حمایت کنیم با حمایت نکنیم و چقدر آن را قابل قبول بدانیم یا ندانیم، یک فاید خیلی بزرگ داشته و آن این است که دیگر مجبور نیستیم بین دو حدافراط و تفریط یا دو سر طیف در زمینه‌هایی مثل زمینه‌گرایی، جهان شمول‌گرایی، جامعه‌گرایی و فردگرایی ضرور تا به یکی از دو اردوگاه فکری تعلق خاطر داشته باشیم. گزینه‌های دیگری را هم می‌توان مابین این‌ها در نظر گرفت و از این لحاظ راهگشا بوده است و این کمترین فایده‌ای است که داشته است. همان طور که شما اظاره کردید. جامعه‌گرایان با جمع گراها خیلی متفاوت هستند و احترام به فرد را در جای خود دارند آنان بر رابطه تاثیر و تاثری که جامعه به فرد دارد تاکید می‌کنند و این که اصالت آمیخته فرد و جمع است که در اجتماعات واقعیت دارد نه اصالت جمع صرف و نه اصالت فرد صرف و این نکته‌ای با اهمیت است.

 این مباحث آیا به بحث‌های ساختار و کارگزار نیز وارد می‌شود؟

سیدعلیرضا بهشتی: جامعه‌گرایان هم برای فرد و هم برای جامعه عاملیت قائل هستند. طبیعت است که بین فرد و جامعه تعاملی بر قرار می‌کنند که دیگر نه فرد کاملا مقهور و محکوم ساختار است و نه کارگزار کاملا آزاد است که بتواند فارغ از آنچه پیرامون او وجود دارد، هر کاری بخواهد انجام دهد جامعه‌گرلیی به عنوان یک دیدگاه سوم در حال مطرح شن است.

 جامعه‌گرایی در ایران و ر مباحث آکادمیک تا چه اندازه تبیین شده است؟ جایگاه جماعت‌گرایی در وجه‌های آکادمیک کشور چگونه است؟

سیدعلیرضا بهشتی: واقعیت این است که زمانی که من پایان‌نامه‌ام در سال 1376 گذارنده و به کشور بازگشتم، این بحث‌ها چندان مطرح نبود. به تدریج این نحله معرفی شد و کارهای خوبی نیز در راه شناخت و معرفی هر چه بیشتر آن صورت گرفت. منتها معضل یا آفت بزرگی که ما در دنیای اندیشه داریم این است که متاسفسانه مانند بسیاری دیگر از حوزه‌های زندگی اجتماعی‌مان، بیش از حد سیاست‌زده است و همه چیز سیاسی می‌شود. بنابراین به عنوان مثال اگر من به نقد لیبرالیسم بپردازم به این معنا گرفته می‌شود که من به یک ارد.گاه یا جناج سیاسی خاصی تعلق خاطر دارم. در حالی که ضرورتا این گونه نیست. نکته بعدی اینکه برخی از مطبوعات، رسانه‌ها و افراد صاحب نظر، صاحب قلم و دانشگاهی هم در به وجود آمدن این اغتشاش فکری موثر بودند. خیلی راحت می‌شود به یک انگ چپ‌زدگی علیه یک نحله فکری یک جو سیاسی به‌وجود آورد. یا از آن طرف به طور کلی تصور کرد که جامعه‌گرایی گویی ابزار خوبی است برای اینکه بتواند برای اثبات منویات کسانی که با هر گونه دستاوردی برای لیبرالیسم یا مدرنیته مخالف هستند، استفاده شود. یعنی از هر دو طرف اگر نگوییم مورد سوء استفاده قرار گرفته، دست کم برای حمله به طرف مقابل استفاده شده است. در صورتی که جامعه‌گرایی یک نحله فکری است و باید به آن از این منظر توجه کرد و مانند هر پدیده فکری دیگر نقاط ضعف و قدرت آن را سنجید و از نقاط قوت استفاده و از نقاط ضعف دوری کرد. مشکل عمده ما این است که در جامعه و حتی در دنیای آکادمیک فاقد یک فضای نقادی – نقادی به معنی دقیق آن یعنی ارزیابی و گفتن خوبی و بدی‌ها، قوت‌ها و ضعف‌ها، مزیت‌ها و کاستی‌ها – منصفانه سالم هستیم. برای همین هم اصلاً گفتگویی صورت نمی‌گیرد و معمولا حکم‌هایی یک طرفه‌ا‌ی نسبت به هم صادر می‌کنیم. در عرصه سیاست، خیلی از سیاست‌مدارها نباید انتظار داشت، هر چند اگر ما به لحاظ سیاسی توسعه یافته‎تر از وضعیت کنونی بودیم باید از آنها نیز چنین انتظاری می‌داشتیم، ولی در عرصه آکادمیک وقتی این اتفاق می‌افتد باعث تاسف است.

 پس از انقلاب اسلامی، مباحث و مفاهیم جدیدی مطرح شد که ما را به سمت رویکرد تازه‌ای در دنیای سیاست برد. به عنوان مثال ترجمه کتاب‌هایی چون«در پی‌فضیلت» السدیرمک‌اینتایر به نسبت‌سازی این مفاهیم با علوم اسلامی در روند سیاست منتهی شد. فکر نمی‌کنید ورود جامعه‌گرایی به فضای آکادمیک فرصت مناسبی برای تبیین رویکردهای انقلاب اسلامی در ایران شکل داد؟

سیدعلیرضا بهشتی: بله، چون هم فلسفه و اندیشه سیاسی اسلام و هم جامعه‌گرایی فضیلت محور است. این حرف شما درست است و از جامعه‌گرایی در کشور ما به عنوان ابزار نقد مدرنیته بسیار استفاده می‌شود. اما جماعت‌گرایی و نقدهای آن به مدرنیته بهتر می‌توانست مورد استفاده قرار گیرد. اجازه بدهید یک مثال خیلی روشن درباره حقوق بشر مطرح بزنم. به نظر من به لحاظ علمی این درست است که خاستگاه فکری و فرهنگی اعلامیه حقوق بشر یک خاستگاه خاص بوده و عناصری از انسان‌شناسی را در خود جای داده که نمی‌توان اثبات کرد عام و جهان شمول هستند. این بحث را به لحاظ علمی می‌توان مطرح کرد. اما اگر این مساله را دستاویز قرار دهیم تا حقوق بشر را تماما زیر سوال ببریم و نقض حقوق بشر را به این ترتیب توجیه کنیم، از نقدهای جامعه‌گرایی به حقوق بشر چنین چیزی در نمی‌آید، معلوم است کسانی که در این مباحث از جامعه‌گرایی استفاده می‌کنند، خیلی خوب آن را نفهمیده‌اند. به خصوص بر سر برخی از موارد حقوق بشر که جنبه عام و جهان شمول آن بسیار محرز است؛ مانند حق حیات که امری پیشااخلاقی به شمار می‌رود هر موجودی در ابتدا باید دارای حق حیات باشد و پس از آن راجع به این بحث کنیم که این حیات به شکل اخلاقی باشد. حق حیات طبیعتاً حقی است که می‌توان به عنوان یک اصل عام و جهان شمول از آن دفاع کرد. نکته مهم دیگر حقوق وابسته به حق حیات است که می‌توان از آن نیز دفاع کرد. فرض کنید فردی درخصوص و حبس و زندان است. این فرد باید برای ادامه حیات خود دسترسی مناسب به امکانات پزشکی داشته باشد و نمی‌توانیم این حقوق را به عنوان اینکه این‌ها ارزش‌های غربی است و ما به ارزش‌های غربی کاری نداریم، نقض کنیم.

شما می‌دانید که ترجمه یک یا دو کتاب از آثار مک اینتایر در ایران زیر نظر فردی صورت گرفت که بسیار در این مباحث صاحب نظر است و من به ایشان بسیار علاقمندم و برایشان احترام قائلم ولی به خاطر همین سیاست‌زدگی‌هایی که در این باره پیش آمد ایشان پرهیز کرد و از آن پروژه جدا شد که البته آن آثار منتشر هم شد. نکته‌ای را هم درباره ترجمه عنوان مک اینتایر بگوییم و آن این که «در پی‌فضیلت» برای این اثر غلط است و باید «پس از فضیلت» ترجمه شود. موضوع این اثر به مسئله‌ای است که در نهضت روشنگری پیش آمد و این سوال اصلی که چرا وقتی غایت مداری ارسطویی در فیزیک و طبیعیات کنار گذاشته و به علم جدید رو آورده شد، در ماورالطبیعه و اخلاق هم این انقطاع حاصل شد.

 اگر بخواهیم جامعه‌گرایی را با سیاست در ایران تطبیق دهیم، این موضوع چگونه می‌تواند شکل مناسبی به خود گیرد؟

سیدعلیرضا بهشتی: جامعه‌گرایی از این نظر که به ما نشان می‌دهد می‌توان راه سومی را انتخاب کرد، خیلی مفید است و راه‌های زیادی را باز می‌کند. برخی از بن‌مایه‌های فکری آن هم قابل تامل و قابل استفاده است اما با جریان سیاسی موجود و کسانی که بازیگران عرصه سیاست هستند، نسبت فکری ندارد. برخی از دوستان همفکر ما تلاش کردند بر این اساس کاری را در فاصله سال‌های 1384 تا 1387 انجام دهند. که به عنوان«الگوی زیست مسلمانی» منتشر شد و در آن جا از بن‌مایه‌های جامعه‌گرایی استفاده شده بود.

 اساسا این جزوه می‌توانست هویت‌سازی هم انجام دهد...

سیدعلیرضا بهشتی: بله اما متاسفانه نتوانست ادامه پیدا کند. البته برخی از محافل فکری داریم که بر روی این مساله کار می‌کنند یا حداقل نمود ضعیفی داشته است.

 به نظر می‌رسد که این مباحث برای ایران امروز می‌تواند مباحثی مفید باشد و به دلیل بن‌مایه‌های ویژه‌ای که دارد ما را با مباحث علم ساست و مسائل سیاست در دنیا همسو و همراه کند. از آن جایی که ظربفیت همسان‌سازی اسلام با اندیشه‌های سوسیالیستی و اندیشه‌های لیبرالیستی و مدرنیته هرگز به وجود نیامد به نظر می‌رسد این مباحث با نظریات جامعه‌گرایانه نسبت نزدیک‌تر و تطبیق بیشتری بر قرار می‌کند. این مباحث با نظریات جامعه‌گرایی با این مفاهیم چه باید کرد؟

سیدعلیرضا بهشتی: طی سالیان اخیر پایان‌نامه و مقالات بیشتری در باب این موضوع انجام شده و علاقمندی‌های بیشتری را شاهد بوده‌ایم. اساسا ما آفتی در دنیای آکادمیک و روشنفکری‌مان داریم و آن این است که هر از چندی یک اندیشمند یا اندیشه‌ای مد می‌شود و شما به یک باره مشاهده می‌کنید که همه به سمت آثار یک اندیشمند قرن 19، 20، یا 21 رفته‌اند و گویی دیگر هیچ‌اندیشمندی وجود ندارد. به نظر من بایستی تنوع و تعدد اندیشه‌ها در دنیا را در اییران به شکل بهتر و گسترده‌تری بازتاب داد و در این زمینه اساتید نباید خیلی محافظه‌کاری کنند. همچنین، دلیلی ندارد که اساتید در همه حوزه‌ها حتی در اندیشه سیاسی متحصص باشند. بلاخره متحصصی داریم که پست مدرن‌های نئونیچه‌ای را خوب فهمیده، متحصص داریم که لیبرال‌ها را خوب فهمیده، صاحب‌نظری داریم که جامعه‌گرایان را خوب فهمیده، و متحصص داریم که مارکسیست‌ها را خوب فهمیده است. ببینید همین مارکس یکی از شخصیت‌هایی است که اندیشه‌هایش برای خود من همواره مهم بوده است عناصر فکری بسیاری ارزنده‌ای در آثار مارکس پیدا می‌شود و به راحتی نمی‌توان آن‌ها را کنار گذاشت. این یک بحثی غیر علمی است که بگوییم بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرقی صحبت از مارکس نکنیم. هنوز آثار مارکس در بزرگ‌ترین دانشگاه‌های اروپا و امریکا خوانده می‌شود و هنوز هم بحث‌های جالب و مهمی در آثار او و همفکرانش مورد توجه قرار می‌گیرد. مارکس مبانی محکمی را مطرح می‌کند و نمی‌توانیم به راحتی بگوییم چون تجربه مارکسیسم و کمونیسم از نظر سیاسی شکست خورده پس به طور کلی او را کنار بگذاریم. نکته جالب این است که امروزه به نوعی بازگشت این اندیشه‌ها را در اروپا، ایالات متحده و انگلستان شاهد هستیم. برنی سندرز در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده به عنوان کاندیدای حزب دموکرات حرکات انتخاباتی بسیار جالبی انجام داد و تلاش کرد بسیاری از موضوعات را در مانیفست حزب دموکرات بگنجاند. این کار صرف نظر از ارزش‌گذاری ما، به لحاظ سیاسی حرکات مهمی بود از سوی دیگر جرمی کوربین رهبر حزب کارگر در انگلستانن نیز بازگشت به اندیشه‌های چپ را مطرح می‌کند و این بازگشت به خصوص در بین قشرهای جوان در اروپا و امریکا و تحصیل کرده‌ها مطرح شده است. باید نتوع و تعدد آرا و اندیشه‌های اندیشمندان غربی را در ایران رایج کرد و چون به هر حال مشکل فهم زبان‌های خارجی برای اکثر خوانندگان ایرانی – به خصوص وقتی پای زبان تحصص به میان می‌آید – وجود دارد، طبیعتاً مترجمین در انتقال این مفاهیم نقش مهمی دارند باید اجازه دهیم که خود دانشجو و محقق علاقه خویش را انتخاب کند و ما برای او انتخاب نکنیم.




با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : سید علیرضا بهشتی
مطالب
عناوین
رسته: 2