سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 1850
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

473 بازدید
دو تیغه قیچی علیه احمدی‌نژاد

جبهه پایداری با کاربست «حمله بد» علیه خاندان هاشمی رفسنجانی و فرزندانش، آنها را از تیررس انتقاد خارج کرد.




اگر «استراتژی» را مجموعه رویکردهایی در تعیین اقدامات لازم برای دستیابی به اهداف یا آرمان موردنظر یک جمع انسانی بدانیم، در این یادداشت بنا دارم نشان دهم که گروه موسوم به جبهه پایداری از زمان تأسیس تا انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 در مسیر یک اتحاد استراتژیک با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی حرکت کرده است. برای این منظور با ارائه مختصات استراتژی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی طی سال‌های 84 تا 92 در مسیر تقابل با دکتر محمود احمدی‌نژاد، تطابق مختصات استراتژی جبهه پایداری با مختصات استراتژی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آشکار خواهد شد.

1. نه احمدی‌نژاد
«سوم تیر 84» دو چهره غالب و مغلوب داشت. در وجه غالب 18 میلیون ایرانی در کنار محمود احمدی‌نژاد ایستادند و در وجه مغلوب 10 میلیون ایرانی دیگر هاشمی ‌رفسنجانی را گزینه مطلوب خود یافتند. این رقابت اما در سوم تیر 84 متوقف نماند و جغرافیای سیاسی ایران را در سال‌های پس از 84، بر محور دوقطبی «دولت نهم در برابر دولت‌های گذشته» بازآرایی نمود و در این میان طبیعی بود که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ـ به‌عنوان چهره صاحب نفوذی که همواره دولت‌ها از زمان صدارت میرحسین موسوی تا ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بر مدار سلیقه و ذائقه او مدیریت شده بودند ـ رهبری جبهه «نه احمدی‌نژاد» را به‌عنوان یک سوی این دوقطبی تازه تولد یافته بر عهده گیرد. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی طی 8 سال تلاش نمود تا با مدیریت فضای گفتمانی کشور بر اساس «منحرف‌نمایی دولت نهم و دهم» و «بنی صدرسازی از احمدی‌نژاد» مسیر حرکت کشور در دوره مدیریت محمود احمدی‌نژادی را به سمت انحراف و قهقرا نشان دهد. جبهه پایداری نیز از ابتدای سال 1390 همین استراتژی را برگزید با این تفاوت که اگر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با ادبیاتی بروکراتیک و تکنوکراتیک دولت محمود احمدی‌نژاد را دولتی فراماسونر، بهایی مسلک، شدیدترین خطر از صدر اسلام و... می‌نامیدند. در واقع اگر در مسیر استراتژی مشترک «نه احمدی‌نژاد»، تاکتیک «ناکارآمدنمایی» و «کارآمدی‌زدایی» در دستور کار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی قرار داشت، جبهه پایداری با به‌کارگیری تاکتیک «مشروعیت‌زدایی» از دولت دهم، حلقه‌های مفقوده استراتژی «نه احمدی‌نژاد» را تکمیل کرد و با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به نقطه‌ای مشترک رسید که البته کاملاً قابل پیش‌بینی بود: جبهه پایداری از سال 1390 مبدع شعار «سوم تیر منهای احمدی‌نژاد» بود لذا با این شعار به‌سرعت در ردیف متحدان استراتژیک آیت‌الله هاشمی رفسنجانی قرار گرفت چون نفی احمدی‌نژاد به‌عنوان علت موجوده و مبقیه چهره غالب سوم تیر (سوم تیر منهای هاشمی رفسنجانی)، به‌سرعت جبهه پایداری را در مسیر استراتژی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به‌عنوان چهره مغلوب سوم تیر (سوم تیر منهای احمدی‌نژاد) قرار داد.

2. بازسازی وجهه یک خاندان
طی دو دهه اخیر، مسئله خاندان و فرزندان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همواره یکی از محورهایی بوده که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را در منظر افکار عمومی آسیب‌پذیر می‌ساخت. انتشار انبوهی از اخبار و شایعات پیرامون ارتباطات و فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی فرزندان و اطرافیان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، موجب شد تا چهره‌ای الیگارشیک و مقتدر از این خاندان افکار عمومی ایرانیان نقش بندد. شواهد حاکی از آن است که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با آگاهی از این آسیب، از سال 1384 به بعد، استراتژی بازسازی وجهه خاندان هاشمی رفسنجانی را بر اساس قرارگیری در موضع «مظلومیت» دنبال کرده است که انتشار گسترده خاطرات (از طریق کتاب و سایت شخصی)، ارتباط نزدیک با محافل دانشگاهی و نخبگان، فاصله‌گیری از گفتمان حاکم و ... را می‌توان بخشی از تاکتیک‌های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مسیر این استراتژی دانست. اوج‌گیری این استراتژی را می‌توان در رفتار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در قضیه زندان رفتن فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی، رد صلاحیت در انتخابات ریاست جمهوری و عدم واکنش وی ردیابی کرد. اما قرارگیری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در موضع «مظلومیت» برای بازسازی وجهه یک خاندان، تنها بر اساس نوع کنش یا واکنش رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به نتیجه مطلوب نمی‌رسید. این استراتژی علاوه بر آنکه به تاکتیک «دفاع خوب» تکیه داشت به تاکتیک «حمله بد» نیز نیازمند بود. درواقع اگر افکار عمومی به این باور می‌رسید که هجمه کنندگان علیه آیت‌الله و خاندانش کسانی هستند که چارچوب‌ها و داربست‌های عرف و شرع و اخلاق را برای تخریب آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شکسته‌اند، طبیعتاً می‌توان زیر سایه چنین باوری حتی از انتقادات مستند و منطق محور هم مصون ماند! در این دوره جبهه پایداری با توسل به تاکتیک «حمله بد» علیه آیت‌الله و خاندان هاشمی رفسنجانی، خواسته یا ناخواسته در مسیر استراتژی بازسازی وجهه خاندان هاشمی رفسنجانی با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به اتحادی استراتژیک رسید. هتاکی و فحاشی غیراخلاقی علیه فائزه هاشمی رفسنجانی در حرم حضرت عبدالعظیم توسط یکی از چهره‌های مورد حمایت جبهه پایداری فضاسازی سنگین امنیتی علیه مهدی هاشمی‌رفسنجانی در رسانه و سایت‌های محوری وابسته به جبهه پایداری، فحاشی یکی از نمایندگان وابسته به جبهه پدیداری علیه مهدی هاشمی ‌رفسنجانی و «دله دزد» خواندن وی در جلسه رأی اعتماد به کابینه حسن روحانی و ... ازجمله تاکتیک‌های «حمله بد» به خاندان هاشمی رفسنجانی هستند که قرار گرفتن این خاندان در موضع «مظلومیت» را تسهیل کردند. درواقع جبهه پایداری با کاربست «حمله بد» علیه خاندان هاشمی رفسنجانی و فرزندانش،آنها را از تیررس انتقاد خارج کرد و با «مظلوم‌سازی» آنان، بخش سلبی استراتژی بازسازی وجهه خاندان هاشمی رفسنجانی را به پیش برد.

3. دوقطبی سازش – مقاومت در انتخابات 92
بررسی موضع و کنش سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از شهریور 1391 نشان می‌دهد که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با شبیه‌سازی اوضاع کشور در سال 1392 با شرایط کشور در سال 1367(سال پایانی جنگ) که پس از تحول در عرصه سیاست خارجی و پذیرش قطعنامه 598، گشایشی در امور حاصل شد، گشایش شرایط کشور در سال 1392 نیز با تحول در سیاست خارجی میسر خواهد بود. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با پیوند زدن میان مسائل سال پایانی جنگ به ربع قرن بعد، از میانه سال 1391 با محور قرار دادن موضوع سیاست خارجی به‌عنوان علت‌العلل مشکلات داخلی، تلاش نمود تا اجماعی میان نخبگان کشور ایجاد نماید تا با ایجاد یک باور عمومی در عرصه جامعه ایران، موضع اصلی در انتخابات سال 1392، بر مدار سیاست خارجی تنظیم شود.
استراتژی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات 1392، ایجاد سرمایه سیاسی برای جبهه‌ای بود که گزاره‌های زیر را محور برنامه‌های خود می‌دانستند:

الف ـ مشکلات اقتصادی محصول تحریم‌هاست.
ب ـ تحریم‌ها ناشی از برنامه هسته‌ای است.
ج ـ معضل برنامه هسته‌ای به‌جز با تحول در سیاست خارجی از طریق به رسمیت شناختن نگرانی‌های طرف غربی و مذاکره مستقیم با آمریکا حل نمی‌شود.
حسن روحانی برای پیاده‌سازی این استراتژی بهترین چهره بود. مردی که مذاکره با تروئیکای اروپایی و توافق با غرب را در سال‌های نخست دهه 1380 و پیش دولت محمود احمدی‌نژاد در کارنامه خود ثبت کرده بود و می‌توانست با پیوند زدن مشکلات کشور با سیاست خارجی، تصویری تحول‌گرا در عرصه دیپلماسی از خود ارائه دهد. جبهه پایداری نیز در این مسیر استراتژی انتخاباتی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را تکمیل کرد. اگر هاشمی رفسنجانی با کاندیداتوری حسن روحانی، نماد انتقاد از وضع موجود در سیاست خارجی را به صحنه رقابت روانه ساخت، جبهه پایداری نیز با کاندیداتوری سعید جلیلی، نماد دفاع از وضع موجود در سیاست خارجی را به میدان گسیل نمود تا اتحاد استراتژیک جبهه پایداری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای شکل‌گیری دوقطبی مقاومت ـ سازش در انتخاب 92 تکمیل شود. بر این اساس نگارنده معتقد است که کاندیداتوری حسن روحانی و سعید جلیلی برای انتخابات ریاست جمهوری 92 در «یک اتاق فکر» طراحی شد و همان دستی که حسن روحانی را به صحنه رقابت‌ها آورده سعید جلیلی را برای کاندیداتوری ترغیب نمود تا صحنه انتخابات بر اساس تقابل گفتمانی در محور سیاست خارجی آراسته شود ضمن آنکه از نقش کلید علی‌اکبر ولایتی در طراحی و پیشبرد این استراتژی نیز نباید چشم‌پوشی نمود.

نتیجه‌گیری
در سطور بالا اتحاد استراتژیک جبهه پایداری با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی طی دوره فعالیت این جریان سیاسی موردبررسی قرار گرفت و نشان داده شد که جبهه پایداری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از سال 90، در اتحادی استراتژیک به‌مثابه دو تیغه یک قیچی، ریشه حیات دولت محمود احمدی‌نژاد را قطع کردند. به‌واقع جبهه پایداری به‌رغم آنکه تلاش دارد خود را به‌عنوان محور جریان «نه هاشمی رفسنجانی» بازنمایی کند اما به دلیل برخی پیوندها و تحلیل غیرواقعی آنان از تحولات، عملاً خانه‌های خالی جدول استراتژی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در دو سال اخیر از سوی جبهه پایداری پر شده است. همین مسئله موجب شده تا بحران هویت، دامن‌گیر جبهه پایداری شده و از تأثیرگذاری آن بر معادلات سیاسی کشور پس از انتخابات 92 به‌شدت کاسته شود تا نتوان افق مشخص و روشنی را برای آینده سیاسی جبهه پایداری متصور بود.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۴ آبان ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : عبدالرضا داوری
مطالب
عناوین
رسته: 1