یک‌شنبه ۲ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 3257
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

241 بازدید
مسئولیت حاکم حکیم

نگاه دولت اسلامی بیشتر به طبقه پایین معطوف است و این در صورتی میسر است که طبقه بالای مدیریتی ـ سیاسی، از اخلاق و تقوای الهی بالاتر هم برخوردار باشد.




مفهوم اسلامی رابطه حسنه
موضوع ارتباط بین حکومت (به عنوان منشاء اعمال قدرت و محل سیاست‌گذاری) و طبقات اجتماعی و اقتصادی،‌ به ‌خصوص طبقه متوسط از اهمیت خاصی برخوردار است. برقرار کردن رابطه حسنه بین حکومت و طبقات اجتماعی مختلف یکی از چالش‌های بارز فلسفه سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی است. به عنوان مثال، یکی از دلایل انحطاط انقلاب کبیر فرانسه، به عنوان انقلاب بوژوازی علیه قشر اشراف‌زادگان و روحانیت و نیز انقلاب بلشویک،1 به‌عنوان حکومت قشر کارگری علیه دیگر اقشار، در مساله طبقه‌بندی اقتصاد ـ اجتماعی مشکل ایجاد کرده است. این بحث، در چارچوب حرکت انقلابی دینی مثل حرکت انقلاب اسلامی در سال 1357 پیچیده‌تر می‌شود.

ارائه تعریفی دقیق از طبقه متوسط دشوار است. طبقه متوسط بین طبقه بالا و طبقه پایین قرار دارد. طبقات اجتماعی دائم در حال حرکت و تحولند و توسعه اقتصادی و ذات حرک اقتصادی باعث پویایی و حرکت بین عناصر متشکل این طبقه می‌شود. حرکت اصلی اجتماعی یا به شکل حرکت به سمت بالا (ارتقای طبقاتی) یا حرکت به سمت پایین (تنزل طبقاتی) صورت می‌پذیرد. در جوامع مدرن، طبقه متوسط بین 50 تا 60 درصد جمعیت کل را تشکیل می‌دهد که از درآمد روزانه بین 10 تا 100 دلار برخوردار است. می‌توان گفت که طبقه متوسط در ایران در دهه 1380 به اکثریت رسیده است. اینجا باید بین طبقه متوسط جدید و قدیم تفکیک قائل شویم: طبقه متوسط جدید متشکل از بوروکرات‌ها، مدیران میانه، دانشگاهی‌ها، اهالی رسانه، تکنیسین‌ها و ... است که در مجموع، افرادی تحصیلکرده با قدرت خرید متوسط و بدون مالکیت وسایل تولید هستند. طبقه متوسط قدیم عبارتند از افراد بازاری، صاحبان حرفه مستقل، صاحبان زمین و ... که غالباً صاحب وسایل تولید و از یک استقلال اقتصادی نسبی برخوردار بودند.

سوال مهم این است که آیا الزاماً رابطه بین حکومت انقلابی اسلامی با طبقه متوسط جدید تنش‌زا است؟ آیا سطح رضایت‌مندی اقتصادی ـ سیاسی آن در این حد است که حمایت خود را از حکومت دینی ادامه دهد؟ این موضوع در یک پژوهش دانشگاهی ارزشمند در سال 1378 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این مساله توسط اتاق‌های فکر مثل (Brookings, Rand Corporation) و رسانه‌های مختلف در داخل خارج از ایران، مورد توجه بوده است. شاید بشود گفت تفاوت بین یک سیستم حکومتی فراگیر دارای ثبات سیاسی گسترده با یک نظام سیاسی با فونداسیون سیاسی متزلزل و برخوردار از حمایت مردمی محدود در این است که آیا توانسته از حمایت طبقه متوسط برخوردار باشد یا خیر؟

جامعه‌شناسی اسلام: قشر یا طبقه؟
طبیعتاً، از آنجا که دین اسلام و سایر ادیان توحیدی، نسبت به مفهوم طبقه‌بندی اجتماعی، دید توحیدی همراه با مظان محتاط (و گاه منفی) داشته و برای طبقات اجتماعی اولویت ثانوی قائل است، تحلیل ما از این پدیده احتیاط بیشتری می‌طلبد. البته پدیده اقشار اجتماعی (اقتصادی، نژادی، ایدئولوژیکی، سیاسی، فرهنگی، دینی و مذهبی) به صراحت در قرآن کریمی با مفاهیمی مثل ملاء، مستضعف و در احادیث مانند نامه امام علی (ع) به مالک اشتر به رسمیت شناخته شده است. به عنوان مثال زمانی که امام علی (ع) می‌فرماید یا معشرالتجار2، به اقشار اجتماعی نظر دارند. این تعالیم دینی نشان می‌دهند که امت اسلام، حکومت و جامعه دینی به این پدیده با چشم کور یا ساده لوحی نگاه نمی‌کند. در واقع، می‌توان گفت که سیستم سیاسی ـ اجتماعی اسلام و حکومت اسلامی با یک دیدگاه تحصصی به این موضوع می‌نگرد. یکی از دغدغه‌های اساسی حکومت‌های دنیایی حفظ قدرت است و سیاست جلب رضایت و تکیه این حکومت‌ها براقشار مختلف جامعه به وسایل گوناگون، اهمیت ویژه‌ای دارد. طبقه متوسط برای قدرت یک حکومت نقش زیربنایی دارد، اما برای حکومت اسلامی، بیش از حفظ قدرت که یکی از مقوله‌های سیاست‌ورزی است، تحقق آرمان‌ها از اهمیت بیشتری برخوردار است. به بیان دیگر اغلب مشروعیت حکومت دینی از همان درجه تحقق اهداف آرمانی بهره‌ می‌گیرد. البته باید اذعان کرد در تمدن اسلام و ایدئولوژی اسلامی،‌ قاعدتاً حس تعلق به طبقه خاصی مانند حزب کمونیست، یا حتی تعصب حزبی یا طبقه‌ای مذموم است و تعصب جایگاه نظری ندارد، ولی جایگاه عرفی آن باقی است. در عین حال، از آنجا که حکومت اسلامی باید واقع بین بوده و صرفاً نمی‌تواند با ایده‌آل‌ها سروکار داشته باشد، لازم است موضع‌گیری‌اش نسبت به طبقات اجتماعی در یک استراتژی آگاهانه و یک مهندسی اجتماعی جای بگیرد. ادعایی پوشالی مبنی بر عدم نیاز با استغنای حکومت اسلامی از طراحی جامعه‌شناسانه دقیق و درست، به بهانه آرمانی بودن اهداف مورد نظر، خیالی و خطرناک است. حاکم حکیم باید تمام قشرها و توانمندی‌های جامعه خود را بشناسد و اندازه‌گیری کند، تا سیاست متناسبی همراه با ارزیابی و امکان سنجی تدارک ببیند، قابلیت استبداد اقتصادی ـ سیاسی هر حکومتی در واهمه افراط و تفریط یا به عبارت دیگر، در عدم تناسب بین ایده‌آل‌ها، اهداف و واقعیت‌ها، توانمندی‌ها، امکان‌سنجی‌ها، روش تصمیم‌گیری سیاسی و روند اجرای سیاست نهفته است. عدم کارایی اقتصادی ـ سیاسی هر حکومتی می‌تواند. نارضایتی طبقات مختلف را برانگیزد.

قصد ما اینجا تحلیل قانع کننده از نارضایتی سیاسی طبقه متوسط نیست. این کار تخصصی باید در جای خود و با روش مناسب صورت بپذیرد. قصد ما تبیین و درک رابطه‌ای طبقاتی در یک جامعه اسلامی و پیامدهای آن بر سیاست‌گذاری اقتصادی کلان است. به عنوان یک واقعیت اجتماعی، وجود طبقه متوسط انکار پذیر نیست. در عین حال، برخلاف جامعه سرمایه‌داری، جایگاه این طبقه و به طور کل جایگاه مفهوم طبقه‌بندی اجتماعی در اسلام فاقد ارزش ذاتی است. از اینجا که جامعه اسلامی توجه بیشتری به ارزش‌های اخلاقی مثل عدالت، قناعت، حوصله، تواضع، حیاء و ... دارد، مشخصاً ‌طبقه‌های بالا و بخشی از طبقه متوسطی که در حال ارتقاء به طبقه بالا هستند، به نوعی مقاومت نشان می‌دهند. به عبارت دیگر، اهمیت طبقه متوسط در لزوم نقش واسطه‌گری بین طبقه بالا و طبقه پایین قرار دارد، زیرا ارتقای اجتماعی یا تنازل اجتماعی هیچ‌وقت مستقیم از طبقه پایین به طبقه بالا اتفاق نمی‌افتد.

رشد طبقه متوسط جدید
یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در ایران، تشکیل یک طبقه متوسط قدرتمند است. این تحول در واقع ادامه تحول حرکت امیرکبیر و سپس انقلاب مشروطه در دوران حکومت پهلوی در دهه 1350ـ1340 بود. از لحاظ اقتصادی و قدرت، نظریه انقلاب اسلامی قشرهای نظام سابق مدیران دولتی، سرمایه‌داران شبه دولتی به اصطلاح سرمایه‌داری رفقا3 و طبقه متوسط جدی نظام پهلوی را دگرگون کرد. تحول دیگر انقلاب اسلامی قرار گرفتن قشر متدینین در رأس امور اداری مملکت است. در واقع، به جز در زمان کرومول انگلیسی،4 ساوونارولا فیروزی5 و مثال‌های دیگری در تاریخ تمدن اسلامی، ‌ایجاد یک رابطه مثبت بین مناصب دولتی و تدین امری کم نظیر به حساب می‌آید. جدا از نتیجه‌گیری کیفی آن، این اتفاق از لحاظ آماری و ظاهری به ‌وسیله گزینش در طبقه متوسط دولتی ایرانی نیز صورت پذیرفت. در نتیجه، قشر متدینین بخش عمده‌ای از طبقه متوسط قدیم (بازاری‌ها) و جدی (کارمندان دولتی، نیروی انتظامی...) در دوره انقلاب اسلامی را تشکیل دادند. از این حیث، به عنوان نسل موفق انقلاب، باید حکومت اسلامی توجه ویژه‌ای به آن داشته باشد.

به دلیل خصوصیت واسطه‌گری طبقه متوسط، افراد آن به تقلید از طبقه بالا و اجتناب از طبقه پایین تمایل دارند. تقلیدگرایی، اولویت درجه یک را در بین آرمان‌های زندگی طبقه متوسط به موفقیت اقتصادی و اجتماعی می‌دهد که باعث تمایل بیشتر این طبقه به تحرک و پیشرفت می‌شود. در طبقه متوسط جدید عدم مالکیت وسایل تولید و تازگی کوچ ایشان به محیط شهری، عدم استقرار اقتصادی، فرهنگی و عاطفی را تشدید کرده است. از این حیث می‌توان گفت که توقع این قشر از پویایی حکومت در تحقق اهداف توسعه و ارتقای رفاه عمومی بیشتر است که به نوعی می‌تواند به تضعیف قناعت، صبر و حوصله نیز منجر شود. نگاه منفی به طبقه متوسط اشتباه است، زیرا این قشر نیز باعث استقرار و پیشرفت می‌شود. حتی از لحاظ فرهنگی و دینی، ارتقای سطح آگاهی و رفاهی به تدین معقول نیز قوت می‌بخشد.

بعد از انقلاب اسلامی، طبقه متوسط دولتی بیش از همه از لحاظ فرهنگی متحول شده بود. در ابتدا انقلاب، طبقه متوسط قدیم از بازگشت به آرمان‌های سنتی راضی بود، ولی بعداً مشخص شد که این حالت محافظه‌کارانه نیز در تحولات اجتماعی بعد از انقلاب زیر سوال می‌رود. طبقه متوسط جدید نسبت به فرهنگ اسلامی دیدگاه دو پهلویی دارد. در این راستا، نقش فرهنگی شهری شدن این افراد و نیز کوچ آن‌ها از شهرستان به کلان شهرها حائز اهمیت است. از جهتی، همان فرهنگی است که هنگام انقلاب و جنگ خواهان آن بودند و به ‌واسطه آن (توسعه آموزش، رشد بخش دولتی، حمایت تشکل‌های دینی ـ فرهنگی) تعداد زیادی از این افراد از طبقه پایین به طبقه متوسط و حتی بالا دسترسی یافتند. از جهت دیگر، صرفاً با در نظر گرفتن معیارهای دنیوی و مادی، همان فرهنگ دینی (انفاق، تعاون، توجه به مستضعفین، ترجیح و اولویت به معنویت به مادیات) می‌توانست مانع پیشرفت دنیوی، مادی و طبقاتی تلقی شود.

طبقه‌بندی اجتماعی در اسلام و سرمایه‌داری
دیدگاه نظریه حکومت اسلامی به طبقه‌بندی اجتماعی نسبت به دیدگاه نظریه حکومت سرمایه‌داری، علیرغم وجود مشترکاتی، تفاوت دارد. هر دو به ویژگی‌ اقتصادی مثبت (ثبات و تثبیت در روندهای اقتصادی، تمایل به پس‌انداز، تابعیت از قانون و و سیاست‌ها، انگیزه‌ برای پیشرفت همگانی) یا منفی (عدم خالقیت، خوی تابعیت) طبقه متوسط پی ‌می‌برند. مثلاً طبقه متوسط می‌تواند در حرفه‌ای شدن جامعه و اقتصاد ایفای نقش کند، از اینجا که بر خلاف طبقه سرمایه‌دار (پول) یا تصمیم‌گیر سیاسی (رابطه)، روابط اجتماعی آن بیشتر براساس کار و خدمات بنا شده‌اند. از طرف دیگر، عدم توانمندی اقتصادی مستقل (عدم مالکیت ابزار کار) و آسیب‌پذیری اقتصادی ناشی از آن، طبقه متوسط جدید را به رشد اقتصادی و پاسخگویی دولت نسبت به امنیت اقتصادی حساس‌تر ساخته است.

در حالی که سرمایه‌داری سعی دارد طبقه متوسط را به مشغول کردن آن به لذت‌های دنیوی متنوع (ورزش نمادین، تفریح سالم و غیر سالم) راضی نگه دارد، اما نظریه حکومت اسلامی به تعالی انسانی می‌اندیشد که همین امر موجب ارتقای توقع اقتصادی و سیاسی عمومی می‌شود. به تعبیر شهید مطهری اسلام می‌خواهد مردم شیران را تربیت کند، در صورتی که سرمایه‌داری و دیگر ایدئولوژی‌ها بیشتر مایلند بر گله گوسفند حکومت کنند. بنابراین ماموریت اقتصادی ـ سیاسی حکومت اسلامی نسبت به طبقه متوسط پیچیده‌تر است. یکی از راه‌حل‌های این تناقض یا تنش اجتناب‌ناپذیر، جدا کردن مقوله سیاست – فرهنگ از مقوله اقتصاد است. سرمایه، بازار و رشد فعالیت اقتصادی بیشتر به بخش خصوصی واقعی واگذار شود و جابه‌جایی افراد بین بخش دولتی و بخش خصوصی در یک صنف یا صنعت مشترک تسهیل نشود.

نگاه دولت اسلامی همچنان بیشتر به طبقه پایین معطوف است و این امر در صورتی میسر است که طبقه بالای مدیریتی ـ سیاسی، علاوه بر توانمندی، استعداد و تجربه، از اخلاق، دینداری و تقوای الهی بالاتر هم برخوردار باشد. این قشر مدیریت حد واسط بین طبقه بالا (سرمایه‌ای یا سیاسی) و بقه طبقات اجتماعی را بر عهده دارد. به این شکل مساله طبقه‌بندی اقتصادی ـ اجتماعی بیشتر قابل نظارت و کنترل خواهد بود. در غیر این صورت، طبقه متوسط به واسطه خصوصیت تقلیدگرایی و عدم استقلال اقتصادی، کماکان به طبقه بالای سرمایه‌دار مایل خواهد بود و بدین‌وسیله، با سیاست‌های کلی دولت اسلامی ـ چه در اقتصاد و چه در فرهنگ ـ فاصله خواهد گرفت.

یادداشت‌ها :

1 .bolchevique
2 .Development, Aid and Governance Indicators(DAGI), Daniel Kaufmann, Homi Kharas, and Veronika penciakova Wednesday, July 18, 2012.
3 . بررسی نارضایتی سیاسی در طبقه متوسط شهری ایران، مطالعات انتخابات هفتم، 1378، دانشگاه تهران
4 . میزان الحکمه، ج1، ص 520.
5 . Crony Capitalism.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : ژولین پلیسه
مطالب
عناوین
رسته: 1