یک‌شنبه ۲ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 2134
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

251 بازدید
لینکلن آفریقا

عفو و بخشش مخالفان پس از پیروزی، ماندلا را از سایر انقلابیون متمایز می‌کند.




نلسون ماندلا رهبر افسانه‌ای مبارزات ضد تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی پس از سال‌ها مبارزه با بیماری در بستر مرگ خفت و چشم از جهان و زندگی فرو بست؛ همان زندگی که سخت دوست‌اش داشت و از شدت این دوست‌داشتن به سختی‌ها تن داد تا زندگی را برای خود و همه مردمانی که دوست‌شان داشت دوست‌دا‌شتنی کند. قطعا باید نلسون ماندلا را در زمره شخصیت‌های بزرگی چون آبراهام لینکلن، گاندی و پاتریس لومومبا و امثال اینها دانست، که دیدگاه‌ها و عملکردش در دوران مبارزه و بعد از پیروزی مبارزات ضدنژادپرستانه مردم آفریقای جنوبی میراثی بزرگ برای رهبران و مردم کشورش و نیز سایر ملت‌های جهان به شمار می‌آید. او که معتقد بود «حق داریم همانند دیگر انسان مورد احترام باشیم، و باید در این جامعه، روی این زمین در این دوره، از حقوق انسانی که خواهان احیای آن هستیم، برخوردار باشیم» اما هرگز شبیه دیگر انسان‌های زمین زندگی نکرد و گویی این تنها یک جمله قصار بود. زیرا وی با وجود اینکه حدود سی سال از عمر خود را در زندان گذرانده بود پس از آزادی به عنوان نماد صلح و آشتی سر بلند کرد و تا دریافت جایزه صلح نوبل پیش رفت. او که پس از رهایی از زندان دشمنی‌ها را کنار گذاشت، عمر خود را صرف دستیابی به یک هدف‌ غایی کرد، هدفی به نام آزادی، کرامت انسانی، صلح و دوستی.

او هرگز سخن‌ور بزرگی نبود، اما به خوبی می‌دانست که مردم نمادها را چگونه درک می‌کنند. بر این اساس وی زمانی که برای سخنرانی حضور پیدا می‌کرد، حرکات آیینی «تویی تویی» را انجام می‌داد که نماد مبارزه بود. مهم‌تر از آن، لبخند خیره‌کننده و پرشکوه او بود که نثار تک‌تک حاضران می‌شد. برای سفیدپوستان، این لبخند نماد آن بود که ماندلا تلخی ندارد و این را تلقین می‌کرد که با آن‌ها هم‌درد است. قطعا ماندلا با توجه به محبوبیتی که میان مردم کشورش و همچنین وجهه بین‌المللی که داشت، می‌توانست به راحتی تا آخر عمر ریاست جمهوری را به عهده داشته باشد. اما گویی کار او این بود که مسیر را مشخص سازد. نه این که هدایت را شخصاً به عهده بگیرد. او می‌دانست که رهبران، با انجام ندادن کارها به اندازه انجام دادن کارها رهبری می‌کنند. در نهایت، کلید اصلی شناخت ماندلا 27 زندانی است که او سپری کرد.

به هر حال او که پس از 30 سال زندان و مدارا با سختی‌ها و همچنین مدیریت کنگره از درون زندان تبدیل به یک مبارز مقاوم شده بود، پس از رهایی از بند با تمام توان برای رسیدن به رهایی سیاسی کشورش کوشید و خود را وقف آزادی تمام مردمش از بند مداوم فقر، محرومیت، زجر، جنسیت و سایر تبعیض‌ها کرد. او توانست آخرین قدم‌ها به سوی آزادی را در شرایطی نسبتا مسالمت‌آمیز بردارد. او خود را وقف ساختن صلحی تمام، عادلانه و پایدار کرد و عهد کرد جامعه‌ای بسازد که در آن تمام مردم آفریقای جنوبی، چه سیاه و چه سفید، بتوانند، بی‌هیچ هراسی در قلب‌هایشان و با اطمینان از حق مسلم‌شان برای کرامت انسانی، در صلح با خود و در صلح با جهان، بلند قدم بردارند. او در طول زندگی‌اش خود را وقف مردم آفریقا کرد. با استیلای سفیدپوستان و سیاهان مبارزه کرد. به دنبال آرمان جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک که همه بتوانند در آن در توازن و با فرصت‌هایی برابر زندگی کنند، بود و اینها آرمان‌های او بود.

با این تفاسیر، ماندلا نه به واسطه 27 سال زندانی شدنش، که بسیاری از انقلابیون دیگر هم سال‌ها در زندان بودند؛ نه به واسطه اهداف والا و بشر دوستانه‌اش، که بسیاری از انقلابیون دیگر هم اهداف آرمان‌گرایانه والایی دارند؛ نه به دلیل عزم راسخش در جهت مبارزه علیه ظلم و بی‌عدالتی، که انقلابیون دیگر هم در مبارزه ثابت‌قدم هستند؛ حتی نه به واسطه پایبندی‌اش به اهدافی که برای آن‌ها انقلاب کرده بود، که بسیاری دیگر از انقلابیون هم بعد از پیروزی به اهداف و آرمان‌هایی که برای آنها انقلاب کرده بودند وفادار ماندند، بلکه؛ ارزش و جایگاه «نلسون ماندلا» به واسطه یک خصوصیت دیگر بود، خصوصیتی که در هیچ انقلاب دیگری هم دیده نشد؛ «عفو و بخشش مخالفین بعد از پیروزی». ماندلا هرگز چیزی را برای خودش نخواست و برای سال‌ها مبارزه‌اش طلبکار نبود. هنگامی که احساس کرد به علت ضعف و پیری نمی‌تواند آن گونه که باید به مردم خدمت کند، داوطلبانه آن را به دیگران سپرد تا آنان این کشتی را به ساحل امن برسانند.

ماندلا، قهرمانی بود که برای مردم به پا خاست، به خاطر آنان پیروز شد و با عشق آنان تسلیم مرگ شد. او بهترین سال‌های عمر خود را در زندان گذراند و در راه مبارزه سختی‌های بسیاری کشید، حتی فرزند خود را نیز در این راه پر نشییب و فراز از دست داد. ماندلا در برابر سختی‌های بسیار، شکنجه‌ها و آزارهای بی‌حد و حصر رژیم آپارتاید، هیچ گاه سر خم نکرد. او دارای اخلاقی نیکو و منشی بزرگ بود که حتی روی زندانبانان خود تأثیر می‌گذاشت. پس از سال‌ها مبارزه و تحمل دردهای فراوان، پایه‌های رژیم آپارتاید فرو ریخت و نلسون ماندلا و یارانش از بند رهایی یافتن.د روحیه صلح‌جویانه ماندلا، توانست کشتی توفان‌زده‌ی آفریقای جنوبی را بدون آنکه به چرخه مهار نشدنی خشونت و انتقام دچار شود، به ساحل دموکراسی و برابری نژادی برساند.

در پایان باید گفت آفریقای جنوبی با مرگ نلسون ماندلا پدری را از دست داد که سال‌ها رنج کشید تا فرزندانش را از موهبت آزادی و عدالت برخوردار کند. جهان با مرگ نلسون ماندلا آموزگاری الهام بخش را از دست داد که به انسان‌ها درس ایستادگی و ازادی آموخت و به رهبران سیاسی یاد داد که بزرگی و جاودانگی یک رهبر، در نشستن دائمی بر مسند قدرت نیست. او وقتی فروتنانه از پله‌های اریکه قدرت پایین آمده بر سریر نرم قلب‌های مردم نشست و جاودانه در آنجا جای گرفت.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۸ شهریور ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
مطالب
عناوین
رسته: 1