دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 2789
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

212 بازدید
طراحی اسلامی بازار

آلوین راث -برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2012- می‌گوید اگر بازارها به خوبی کارشان را انجام دهند، حل بسیاری از مشکلات را آسان‌تر می‌کنند.



عصر اندیشه: اقتصاددانان همواره مرز پررنگی میان اقتصاد اثباتی (برای توصیف پدیده‌ها) و اقتصاد هنجاری (برای سیاست‌گذاری اقتصادی) می‌کشیدند؛ چنان که تا سال‌های اخیر «اقتصاد خرد» درگیر مباحث نظری اقتصاد اثباتی بود. چگونه علم اقتصاد در اواخر قرن بیستم وارد فاز «مهندسی اقتصادی» یعنی طراحی مکانیسم و بازار شد؟
راث: نظریه بازی‌ها از میان قرن بیستم به صورت آرام و بعد به سرعت وارد علم اقتصاد شد. در اواخر قرن بیستم ابزارهای تحلیلی نظریه بازی‌ها به اندازه کافی توسعه یافته بودند که اقتصاددانان بتوانند با استفاده از آن‌ها حرف‌های مفیدی درباره «قواعد بازی‌ها» بزنند؛ قواعدی که بازارها براساس آن‌ها فعالیت کنند...

طراحی بازار به صورت وسیعی مورد توجه مکاتب دگراندیش اقتصادی قرار گرفته است؛ این مکاتب معتقدند با استفاده از مکانیسم طراحی می‌توانند بازارهایی مطابق با مکتب خودشان طراحی کنند. امروزه پایان‌نامه‌های زیادی در مقطع دکترا در ایران برای استفاده از نظریه بازی‌ها و طراحی مکانیسم در «اقتصاد اسلامی» نوشته می‌شود و در آینده این موج به سراغ طراحی بازار نیز خواهد آمد. آیا طراحی بازار ظرفیت کاربرد در اقتصاد اسلامی و در پارادایم‌هایی غیر از پارادایم اقتصاد نئوکلاسیک را دارد؟
راث: بازارها ابداع باستانی بشر هستند. در تمام طول تاریخ مکتوب و احتمالاً بسیار قبل از آن، مردم همواره در حال طراحی بازارها بودند. بنابراین، به طور قطع می‌توان گفت که طراحی بازار به هیچ کدام از مکاتب موجود در علم اقتصاد تعلق ندارد. بازارها ابداعات بشری هستند و ما برای اینکه خودمان را سازمان بدهیم آن‌ها را ساخته‌ایم. بنابراین، با ساختن بازارها می‌توانیم با هم همکاری و هماهنگی داشه باشیم و با یکدیگر رقابت کنیم. طراحی از این جهت مفید است که کمک می‌کند بازار آن طور که مطلوب ماست، فعالیت کند.


پژوهش‌های اخیر علم اقتصاد مانند آثار «جان تیرول» در مقررات‌گذاری انحصارات و کارهای شما در طراحی بازار که به مسائل مقررات‌گذاری می‌پردازد، ارتباط اندکی با مدل‌های ساده و رقابت کامل دارند. شما اخیراً در دانشگاه استنفورد گفتید که «در بسیاری از بازارها، قیمت‌ها همه کار را انجام نمی‌دهند.» این شگفت‌انگیز بود که یک اقتصاددان جریان غالب می‌گوید نظام قیمت‌ها اهمیت زیادی ندارد! چطور چنین تغییر در علم اقتصاد رخ داد؟
راث: برای یک دوره طولانی اقتصاددانان روی «بازارهای کالا» متمرکز شده بودند. کار اصلی که بازارهای کالا انجام می‌دهند، کشف قیمت کالاهاست؛ یعنی پیدا کردن قیمتی که عرضه و تقاضا در آن با هم برابر می‌شوند. فهم اینکه این قیمت‌ها چگونه خواهند بود و چطور همراه با تغییرات در شرایط بازار تعدیل می‌شوند، چیزی است که اقتصاددانان برای مدت‌های طولانی به آن پی‌برده بودند. در یک بازار کالا، قیمت‌ها برای فهم بیشتر آنچه که در بازار است، کافی هستند. قیمت‌ها به شما می‌گویند چیزی را که می‌خواهید و می‌توانید قیمت آن را بپردازید، داشته باشید. با این حال بسیاری از بازارها، بازار کالا نیستند و قیمت‌ها همه کارها را انجام نمی‌دهند. در بازار کار، شما نمی‌توانید فقط تظاهر به کار کردن کنید، بلکه باید از جانب یک نفر دیگر استخدام شوید. بنابراین، در بازار کار مسائلی بسیار فراتر از کشف دستمزد صحیح در جریان است و افراد به اینکه با چه کسی کار می‌کنند، اهمیت می‌دهند.
کارگردان نه فقط به مقدار دستمزد، بلکه به نوع کاری که انجام می‌دهند، اهمیت می‌دهند. کارفرمایان نیز علاوه بر مقدار پولی که باید بپردازند به افرادی که قرار است استخدام کنند، اهمیت می‌دهند. بنابراین، بازار کار یک نمونه از بازارهای تطبیقی است، بازارهایی در که آن‌ها نمی‌توانید صرفاً به دلیل اینکه توانایی پرداخت قیمت چیزی را دارید، آن را انتخاب کنید، بلکه علاوه بر آن باید انتخاب هم بشوید. بازارهای تطبیقی به قواعدی غیر از بازارهای کالا نیاز دارند. این قواعد همواره وجود داشته‌اند، اما اکنون اقتصاددانان در حال توسعه ابزارهای تحلیلی هستند که به ما برای فهم و طراحی این قواعد کمک کند.

سال 1999 در مقاله‌ای، اشاره کردید که مهندسی شیمی در کنار شیمی، پزشکی در کنار بیولوژی وجود دارد، اما هنوز مهندسی اقتصادی در کنار علم اقتصاد به‌ وجود نیامده است. اکنون 17 سال از آن زمان گذشته، آیا اقتصاددانان در گسترش «مهندسی اقتصادی» کار قابل توجهی انجام داده‌اند؟
راث: به نظر من طراحی بازار هنوز راه زیادی در پیش دارد تا به آن نوع مهندسی اقتصادی که مد نظر من بود، تبدیل شود. اکنون بازارهایی را می‌بینیم که با کمک اقتصاددانان طراحی می‌شوند و در دنیای واقعی پیاده‌سازی شده‌اند. طراحی و پیاده‌سازی بازارها در بازارهای حراج و بازارهای تطبیقی انجام می‌شود. همچنین استفاده از طراحی بازار کاربردهای متنوعی در هماهنگ کردن مبادلات مالی با دادوستدهای با سرعت بالا دارند.

طراحی بازار چطور به مقررات‌گذاری مطلوب کمک می‌کند؟ به عبارت دیگر، «طراحی بازار» چه امکانی به مقررات‌گذاران می‌دهد که نظریه‌ بازی‌ها و نظریه انگیزه فاقد آن هستند؟
راث: همه بازارها برای عملکرد مناسب نیازمند قواعد مناسبی هستند. این قواعد ممکن است از جانب دولت، مسئولان بازارها یا خود افرادی که در بازار به مبادله می‌پردازند وضع شود. مقررات قواعدی هستند که توسط دولت تعیین می‌شوند و برخی اوقات طبیعی است که دولت‌ها قواعدی وضع کنند که در بازارهای بسیاری به کار رود. قواعد دیگر به صورت خاص برای بازارهای خاص و بدون دخالت دولت طراحی می‌شوند. با این حال، گاهی اوقات دولت در بازارهایی که مساله عدم تقارن اطلاعات وجود دارد یا انحصارات قدرت، بازار زیادی به برخی از بازیگران داده است، قواعدی برای محافظت از بازیگران آسیب‌پذیر طراحی می‌کند. طراحی بازار برای هر کسی که تعیین‌کننده قواعد بازارها باشد (دولت یا غیر آن) کمک می‌کند تا قواعد و مقررات بهتری طراحی کرده و آن‌ها را به نحو شایسته‌تری به بازارها معرفی کند. همچنن طراحی بازار به مقرارت‌گذاران کمک می‌کند تا در صورت تغییر بازارها، قواعد قبلی را اصلاح و یا حذف کنند.

یکی از کارهای تاثیر‌گذار شما «بازار کلیه» در ایالات متحده است. برخلاف اینکه خرید و فروش کلیه در آمریکا غیر قانونی است، اما شما اهدای کلیه را به صورت بازار مدل کرده‌اید...
راث: نمی‌توانم جواب کوتاهی به این سوال بدهم، اما مبادله کلیه راهی برای افزایش پیوند کلیه است. در این روش بیمارانی که اهدا کنندگان کلیه‌های سالم اما ناسازگار (از نظر گروه خونی) دارند با بیماران دیگری که آن‌ها نیز با اهداء کنندگانی با گروه خونی ناسازگار ملاقات کرده‌اند هماهنگ می‌شوند، به طوری که هر بیمار یک اهداء کننده با گروه خونی سازگار با گروه خونی خود پیدا می‌کند.

در کتاب اخیرتان گفته‌اید «ایران تنها کشوری است که خرید و فروش کلیه در آن قانونی است.» چطور از این مورد در طراحی بازار استفاده می‌کنید؟ به نظر شما چرا فروش کلیه در ایران و برخی کشورهای دیگر «تنفرانگیز» نیست؟
راث: من اطلاعات دقیق درباره ایران ندارم تا براساس آن بتوان حدس بزنم چرا فروش کلیه در ایران کمتر از سایر نقاط دیگر دنیا تنفرانگیز است؛ اگر چه متوجه هستم که فتاوای شیعی که اجازه می‌دهد کلیه در ایران خرید و فروش شود، مختلف‌اند و در طول زمان دچار تحول شده‌اند.

یکی از موضوعات مهم اقتصاد ایران، انحصارات بخشی از طبقه متوسط جدید و طبقات تن‌آسای مرفه است. اقتصاد سیاسی، از ابزارهای تحلیلی و جامعه‌شناسانه در شناخت و مدیریت استفاده می‌کند. به نظر شما طراحی بازارهای بهینه می‌تواند به حل مسائل طبقاتی کمک کند؟
راث: بسیاری از مشکلات طبقات و یا مسائل گروه‌های نژادی و قومی، حتی زمانی که منابع اقتصادی کمیاب نباشند، به آسانی حل نمی‌شوند. یکی از ماموریت‌های بازارها این است که مشکلات ناشی از محدودیت منابع را کمتر کنند و همین منابع را هر چه بیشتر در دسترس قرار دهند. بنابراین، هرگاه که بازارها به خوبی کار خودشان را انجام دهند، حل بسیاری از مشکلات را آسان‌تر و قابل تحمل‌تر می‌کنند.

یکی از مسائل اصلی در اقتصادهای مسلمان، مساله تنفرانگیز بودن نرخ بهره است، متاسفانه این نفرت روندی رو به کاهش دارد و طبقه متوسط هم از این بهره‌های نجومی بهره‌مند می‌شود. آیا در دنیای امروز دین موفق خواهد شد تا روند نفرت‌انگیز اقتصادی را متوقف کند؟ نقش مذهب در شکل‌گیری تنفر را چطور ارزیابی می‌کند؟
راث: در قرن‌های متمادی دین یکی از نیروهای قدرتمند در جوامع انسانی بوده است، اما نمی‌توان پیش‌بینی کرد که این روند در آینده چگونه تعییر خواهد کرد. بسیاری از جوامع به این نتیجه رسیده‌اند که وجود بهره برای وام‌ها یک ابزار مالی قابل پذیرش است؛ به عنوان مثال وام‌های دارای بهره برای خرید خانه (همان وام‌های رهنی) به بسیاری از خانواده کمک کرده است تا در زمان جوانی خانه بخرند و هزینه آن را در یک دوره و طولانی مدت به صورت کامل بپردازند؛ در حالی که در تمام طول دوره بازپرداخت وام در آن خانه زندگی کرده‌اند. با این حال وجود نرخ بهره بر روی وام در فقه اسلامی یک مساله تنفرآمیز باقی مانده است. در این مورد نیز ما نوعی طراحی بازار را شاهد هستیم، یعنی در مورد اینکه چه محصولات مالی می‌توانند به گونه‌ای طراحی شوند که قسمتی از همان کارایی نرخ بهره را داشته باشند. به عنوان مثال، می‌دانم که بانک‌های اسلامی محصولاتی ارائه می‌کنند که به خریداران خانه کمک می‌کند تا خانه را قبل از فراهم کردن مقدار پول مورد نیاز با مشارکت بانک بخرند و بعد به جای پرداخت نرخ بهره، اجاره بپردازند.
باید به یاد داشته باشیم که بازارها نهادهایی جمعی هستند. بنابراین، به «حمایت اجتماعی» نیاز دارند. در برخی از موارد، شکل طراحی یک بازار به میزان حمایت جامعه از آن بستگی دارد. گاهی طراحی بازارها تعیین می‌کنند که بتواند حمایت کافی برای عملکرد مناسب را از جامعه دریافت کند.

از حضور شما در این گفت‌وگو سپاسگزاریم. به عنوان سوال آخر، آیا می‌توانید به یک نمونه جدید از بازارهایی که در طراحی شکست خورده‌اند، اشاره کنید؟
راث: بسیاری از بازارها در طی زمان به صورت خرد خرد و بدون برنامه مشخص سر هم شده‌اند، به همین دلیل اجزای آن‌ها با یکدیگر سازگاری و هماهنگی لازم را ندارند. به عنوان مثال، بازار نظام سلامت و پزشکی در ایالات متحده این ویژگی‌ را دارد.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۵ مرداد ۱۳۹۶
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : آلوین راث
مطالب
عناوین
رسته: 1