پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
بر خط: 1889
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1004 بازدید
«اتابک»زخم کهنه ای در دل پایتخت

در آخرین ماه های سال گذشته بود که چندین تماس تلفنی از اهالی بافت های فرسوده «اتابک - مینایی»درقلب پایتخت، ما را برای چندمین بار متوجه خود کرد. همگی تماس گیرندگان بلااستثنا به شدت از وضعیت اسفبار زندگی در بافت های فرسوده این منطقه و عدم رسیدگی مسئولان به وعده های 7 سال گذشته خود گلایه می کردند وبه شدت به وضع موجود اعتراض وحتی خطاب به ما تاکید داشتند، شما که به عنوان یک روزنامه مدعی اصولگرایی هستید چرا سری به مانمی زنید و از نزدیک درجریان وضعیت زندگی اهالی قرارنمی گیرید تا خودتان قضاوت کنید که آیا می توانید فقط یک شب، فقط یک شب دراین شرایط شب را تا صبح سر کنید؟!
روزنامه کیهان دو سال پیش نیز گزارشی را در باره علت این کوتاهی ها و بی توجهی ها از نگاه کارشناسان، مسئولان و حقوقدانان آشنا به منطقه تهیه کرد و به چاپ رساند. اگرچه پیش ازاین نیزدرچندین مطلب و نامه وارده به این مسئله مهم پرداخته شده بود، اما این تلفن ها، مارا برآن داشت تا گزارشی میدانی ازمحله های این منطقه تهیه کنیم و این باربه پای سخنان دردمندانه اهالی در خانه های بسیار کوچک باورنکردنی که بیشتر به آلونک می ماند تا محل سکونت و محل آرامش! بنشینیم.
لنز دوربین عکاسی همکارمان آقای خطیبی هم لحظه به لحظه این حضور را در حافظه دستگاه خود به ثبت رساند تا سندی باشد برادعاهای بی پیرایه اهالی رنجدیده این منطقه و صداقت قلم نگارنده این سطور که حاضراست قسم بخورد که این گزارش به هیچ عنوان نه جنبه سیاسی دارد، نه نیت تخریب و سیاه نمایی درسردارد و نه خدای ناکرده به قصد کم ارزش جلوه دادن خدمات و زحمات مدیران و مسئولان شهری، بلکه واقعیتی است بسیار تلخ برای متوجه کردن برخی از مسئولان به بحرانی که سال هاست مردم این منطقه را در شرایطی استیصال قرار داده است. لذا انتظار می رود که با چاپ این گزارش، مسئولان و مدیران خدوم شهرداری، شورای شهرتهران، رئیس سازمان نوسازی، وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان بازرسی کل کشور، اعضای شورایاری محل که به نحوی از انحا خود را آگاه و مسئول در مسائل به وجود آمده دراین منطقه می بینند تمام عزم و جزم خود را برای حل معضلات این منطقه و مناطقی ازاین قبیل مانند « بافت های فرسوده سیروس » که این منطقه فاصله چندانی با خانه ملت ( مجلس شورای اسلامی ) در میدان بهارستان ندارد، به کارگیرند و یک بار برای همیشه این گونه نشانه های ضعف توسعه عدالت اجتماعی را در جامعه ریشه کن کنند. خدا را خوش نمی آید در حالی که یک عده ای در خانه های آنچنانی درآسایش کامل به سر می برند عده ای دیگر در این آلونک ها با هرصدای مهیبی وهر غرش آسمان و رعدوبرق تنشان بلرزد و با هر باران وتگرگی چشمشان به سقفی باشد که هرلحظه امکان دارد برروی خانواده آوارشود! ماجرا از این قرار است که در سال 82 آقای احمدی نژاد که درآخرین سال های ریاست برمدیریت شهری تهران به سرمی بردند، کلید اصلاح بافت های فرسوده را زد. با ورود محمد باقر قالیباف به عنوان شهردار جدید، این طرح نیز وارد فاز جدید شد ودرکانون توجهات شهردار و طبعا شورای محترم شهرتهران نیز قرار گرفت، به طوری که آقای قالیباف پس از یک سال پذیرش این مسئولیت طرح بافت فرسوده از «محله اتابک» به طور مجزا از حوزه شهرداری منطقه خارج و زیرنظر ستادی با عنوان ستاد « طرح امام علی(ع) » و زیرنظر سازمان نوسازی شهر تهران آغاز به کار کرد.
شهردار محترم تهران دریکی از روزهای ماه مبارک رمضان در مراسم کلنگ زنی محله «شهید خوب بخت »با وسعت یک میلیون مترمربع به اهالی محله اتابک قول داد که این محله را در3 سال آینده تبدیل به یک منطقه نوساز استاندارد خواهد کرد. وی به مردم وعده پرداخت ودیعه پول برای سکونت موقت در مسکن استیجاری تا پایان ساخت و ساز خانه های خود توسط سازمان نوسازی را داد وتاکید کرد، این کار امنیت جانی و فرهنگی اهالی را تا آماده شدن خانه ها تضمین خواهد کرد.او برای رفع نگرانی اهالی در خصوص این وام ها هم وعده داد، بزودی با راه اندازی «تعاونی اعتبارشهر» این نگرانی نیزبرطرف خواهد شد. قالیباف دراین رابطه وعده طرحی را داد که امروزه ازآن به نقل از وی به عنوان طرح «کلید به کلید » یاد می شود، چرا که او براساس این طرح معتقد بود که اگر شهرداری یا سازمان نوسازی در قبال پرداخت مبلغی خانه های فرسوده را از مالکین خریداری کند، اولا پای دلالان و زمینخواران به این منطقه باز خواهد شد و از سوی دیگراهالی با مبلغ به دست آمده هیچوقت موفق به خریداری مسکن حتی با متراژ حداقلی نخواهند شد.
امسال ششمین یا هفتمین سال است که ازآغازاین طرح می گذرد، اما متاسفانه نه تنها این وعده ها حتی به صورت نسبی عملی نشده است بلکه واقعیت های پنهانی را در خود دارد که اگرچه دلسوزی ها و تلاش های صادقانه شهردارمحترم برای تشکیل ستاد«امام علی(ع) » بسیار درخور توجه است اما بدون تعارف باید اذعان کرد که مدیران ستاد و شرکت های کننده کاربدون توجه به مأموریت خطیر محوله که می بایستی در راستای وعده های شهردار محترم قالب بندی و اجرایی می شد، نه تنها گام مثبتی برای حل این قبیل مشکلات برداشته نشده است بلکه متاسفانه انبوهی از سؤالات را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرده اند که امیدواریم مسئولان محترم شهری و کشوری اعم از شهردارمحترم، سازمان نوسازی، اعضای محترم شورای شهرتهران، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، استاندار تهران و اعضای محترم شورایاری محل درصدد واکاوی این موضوع و گره گشایی از ابهامات به وجود آمده برآیند و لازم به ذکر می دانیم که بخش دوم این گزارش را به نظریات مسئولان خدوم یاد شده اختصاص خواهیم داد.
آنچه در زیر می خوانید گزارش تلخیص شده ای از 4 ساعت بازدید خبرنگاران ما به همراه بیش از 300 عکس از کوچه ها و محله های بافت های فرسوده منطقه شهید پرور« اتابک » و گفت و شنود با اعضای خانوارهایی است که مدعی هستند به هیچ کدام از وعده های داده شده از سال 84 تاکنون جامه عمل پوشانده نشده وسال به سال، وضعیت مردم در این منطقه درتمامی ابعاد اعم از امنیت جانی، مالی و فرهنگی، بدتر شده است ! عین اظهارات (اما ویرایش شده ) اهالی را در زیر بخوانیم:
محمد اسکندری نفری: سال 87 براساس وعده هایی که شهرداری در باره بافت های فرسوده داده بود قراردادی با مسئولان نوسازی که آن موقع آقایان خاکباز و امیرعلی امیری بودند، بستم. براساس این قرارداد قرار بود، به عوض ملکی که فضای تجاری هم داشت، طبق نقشه ای که ضمیمه آن بود دو باب مغازه در متراژهای تعیین شده در مجتمع ساختمانی امام رضا(ع) به من تحویل دهند. قرارداد بسته شده به عنوان «امانت» درسازمان نوسازی منطقه باقی ماند تا پس از پرداخت هزینه های باقی مانده و تسویه حساب به بنده تحویل داده شود. اما پس ازطی مراحل یاد شده متوجه شدم که برخی عوامل نوسازی با سوءاستفاده از اعتماد بنده و دستکاری درمتن قرارداد حق بنده را ضایع کرده اند. حدود یک سال دوندگی کردم تا قرارداد با الحاقیه ای اصلاح شد اما از آنجا که ازشکایت بنده ناراحت شده بودند، کاری کردند که به جای پرداخت 5/17 میلیون ودیعه مسکن وعده داده شده فقط 10 میلیون به بنده پرداخت شود. زمان تحویل ملک هم، طبق قرارداد قراربود مازاد مساحت ملک نیز پرداخت شود اما متاسفانه از پرداخت آن نیزامتناع کردند. نامه نگاری زیادی کردم حتی به بازرسی شهرداری پیش آقای [...] هم رفتم اما ایشان به رغم وظیفه ای که در این رابطه داشتند کاری برای بنده نکردند. نوسازی با دادن وعده لفظی مبنی بررسیدگی به موضوع تهدید کرد که اگر ملک را تحویل نگیرم باید روزی 10 هزارتومان هم جریمه پرداخت کنم. چون چاره دیگری نداشتم، بازاطمینان کردم و مشروط به ادای قولی که داده بودند تحویل گرفتم اکنون بیش از 5/1 سال است که در حال پی گیری موضوع هستم و بعد از پافشاری های فراوان بالاخره توانستم وقت ملاقاتی با آقای [...] بگیرم ولی متاسفانه ایشان نیز بدون آنکه موضوع را بررسی کند در همان لحظات اولیه ملاقات موضع گرفتند و با صراحت تمام به من گفتند: به من چه مربوط است که مدیران گذشته (آقایان درویش زاده وامیرعلی امیری) به سرشما کلاه گذاشته اند؟!
¤¤¤
خانم آکشته: آقای قالیباف گفته بود که خانه های بافت فرسوده را می سازیم یا به جای آن خانه خواهیم داد.ولی به رغم اینکه چندین سال است از این وعده ها گذشته است امروز می گویند بودجه ای برای عملی کردن این وعده ها نداریم، حتی برخی مواقع برای اینکه مارا از سرشان بکنند با صراحت تمام می گویند به ما هیچ ربطی ندارد. تازه اگر هم بخواهند اینجا را متری یک میلیون تومان از ما بخرند که نمی خرند، نمی توانیم با این پول حتی یک آپارتمان 40 متری بخریم و این را هم شهرداروهم عوامل سازمان نوسازی خوب می دانند. آقای قالیباف گفته بود که ما به شما پول نخواهیم داد بلکه با شما معامله « کلید به کلید» خواهیم کرد. ما از خدایمان است که چنین طرحی را پیاده بکنند؛ یعنی اینجا را از ما بگیرند و یک آپارتمان 50 متری بدهند، اما متاسفانه به این وعده هم عمل نکردند.اخیرا هم اعلام کرده اند که چون ملک ما براساس طرح تفصیلی به عنوان « منطقه آموزشی » در نظرگرفته شده است باید منتظرباشیم تا هرموقع آموزش و پرورش اراده کرد و توانست تامین بودجه کند، اینجا را از شما خواهند خرید!! و این درست برخلاف وعده ای است که آقای قالیباف داده بود. بیش از4 سال است که پدر و مادرم این موضوع را پی گیری می کنند و این در حالی است که خانه های اطراف مخروبه شده اند و دغدغه احتمال هرلحظه ریزش و آوارشدن سقف این خانه ها روی سرخانواده ها، تن ساکنین را به لرزه در می آورد.
¤¤¤
صفرعلی جعفرقلی زنجانی: درسال 86 براساس وعده معروف به طرح « کلید به کلید» ی که شهرداری داده بود ملکی را به مساحت 86 متربا 4 طبقه بنا به همراه مغازه 29 متری در نبش کوچه شهید علی خوش اخلاق تحویل شهرداری دادم. براساس قراردادی که با سازمان نوسازی منعقد شد و نقشه هم ضمیمه آن شد، قرار بود به جای مغازه یادشده 2 مغازه به عنوان مابه عوض در بلوک 2 مجتمع امام (علی)، یکی در نبش ودیگری در انتهای همین بلوک به بنده تحویل داده شود اما من هم مانند برخی کسان دیگر متوجه شدم که با دستکاری نقشه مکان مغازه های بنده را جابه جا کرده و در جای دیگری که تفاوت قیمت آن امروز مترمربعی بیش از2 میلیون تومان است قرار داده اند.تا به حال سه کارشناس آمده و نظربه خلف وعده از قرارداد اولیه داده اند.برخلاف قرارداد هیچ کدام از مغازه ها لوله کشی گاز، آب و حتی هواکش و کف شور ندارد و حتی در این مجتمع یک آنتن مرکزی که بتوان تلویزیون روشن کرد تعبیه نشده است و برخی مغازه ها هنوز کنتوربرق ندارند. در سال 88 با دفتر آقای قالیباف تماس گرفتم تا باایشان که قول رسیدگی داده بود درد دل کنم اما ارتباط برقرارنشد و آقای مهندس علیرضا جعفری رئیس نوسازی هم در همان دیداراولیه توصیه کرد که بروم شکایت بکنم.هرچه به ایشان گفتم که زمانی به شکایتم رسیدگی می کنند که سندملک داشته باشم که فعلا سندی به بنده نداده اید اما متاسفانه به گوشش نرفت که نرفت، وانگهی 8 میلیون هزینه وکیل را از کجا می توانستم تهیه کنم ؟!نوسازی تلاش می کند تا مشکلی که خودشان ایجاد کرده اند کدخدامنشی حل کند اما من معتقدم که این مشکل باید طبق قانون و ماشین حساب حل شود تا متخلفین هم شناسایی شوند.
¤¤¤
بلال رباط میلی: به صراحت قانون، متولیان شهری قبل از پیاده کردن هرگونه طرحی دربافت های فرسوده بایستی ملک را براساس آنچه که از قبل پیش بینی شده یا وعده داده شده تملیک کنند، اما متاسفانه درخصوص بافت های فرسوده اتابک برخلاف قانون عمل می شود. اخیرا طرح تفصیلی به نام ماده 5 مطرح شده است، که براساس آن این محله به فضاهای مختلف آموزشی، مسکونی، تجاری، اداری وفضای سبزتقسیم بندی شده است، به طوری که مدتی است مراجعین را به سازمان ها و وزارتخانه های مربوطه حواله می دهند، مثلا ملک بنده درنقشه این طرح درفضای آموزشی قراردارد و وقتی پرونده ام را پی گیری می کنم حواله ام می دهند به آموزش و پرورش وبعد خیلی راحت می گویند آموزش و پرورش فعلا بودجه ای برای این کار ندارد.شما تصور بکنید، خانه در حال خراب شدن روی سرمن و خانواده ام است ولی اینها...آیا این شیوه برخورد به این معنا نیست که عرصه براهالی آن قدر تنگ شود که ملک خود را رها کنند و بروند یا به اندک قیمتی به دلال ها بفروشند تا ازشرش راحت شوند ؟! همان طورکه عده ای این کار را کردند و رفتند.به همین خاطر اطراف ملک بنده که در محاصره چندین خانه تخریب شده قرار دارد، محل رفت و آمد قاچاقچیان مواد مخدر و محل مصرف مواد و شب نشینی اراذل و اوباش وتبدیل به مکان خواب معتادین و محل دپوی آشغال های منازل اطراف شده است وبوی تعفن تمام زندگی ام را فراگرفته است.
پیشنهاد و استدلال بنده این بود که سازمان نوسازی و شهرداری طبق قانون بایستی کار نوسازی خود را بخش بندی بکند یعنی با درنظرگرفتن املاک دوکوچه ابتدا کل خانه های این دو کوچه را طبق وعده های داده شده تملیک کند وسپس با رعایت استاندارد ها یک بلدوزر بیندازد و سرتاسرکوچه را صاف و در پایان حتما آسفالت کند، والا یکی از این وسط و یکی از آن سر را بخرند و بقیه خانه ها را به صورت جزیره ای به امان خدا رها کنند، نه تنها عقلانی نیست بلکه ظلم آشکار به کسانی است که مجبورند در این محله زندگی کنند.
بوی گاز همه جای خانه و حیاط کوچک این خانه را که آشپزخانه هم به حساب می آید پرکرده است. تا نیمه دیوارهای اتاق را رطوبت فراگرفته است.وقتی دختراین خانواده 5 نفره فرش را به کناری می زند خیسی فرش کاملا مشهود است. دختر خانواده می گوید؛ نزدیک عید کف و دیوار را تعمیر کرده و رنگ زده ایم اگرچه این کارهر ساله پدرم است. راستی تابه حال آشپزخانه یک مترو 10 سانتی دیده بودید که یخچال آن هم در حیاط باشد؟ ! این یکی ازکوچه هایی است که اهالی آن می گویند جنازه اموات ابتدا در پشت بام ها تشییع می شود، سپس با طناب به پایین کشیده می شود وبعد مراسم تشییع درخیابان ادامه می یابد.
این کوچه قبل از اینکه نام «خالدی» را به خود بگیرد به کوچه « آشتی کنان » معروف بود.این کوچه ها به قدری تنگ هستند که عبورهمزمان دو نفرازآن ها غیرممکن است، به گفته یکی از اهالی؛ باید بندبازباشی تا بتوانی طوری ازاین کوچه ها عبورکنی که لباس ات به دیوارکاهگلی کوچه مالیده نشود!! درضمن بیشتر اسباب کشی ها در این کوچه ها از طریق پشت بام صورت می گیرد. تعجب نکنید. درست متوجه شده اید. این عکسی که می بینید پیش از تخریب 3 قواره خانه مسکونی بوده و حداقل سه خانوار در آن زندگی می کردند وجالب اینکه اندازه هرقواره آن به اندازه کمتر از طول یک اتوبوس است. صاحبان آن ها دیگرنمی توانستند منتظر عملی شدن وعده های مسئولان باشند. بنابراین به هر قیمتی که پیشنهاد کردند، فروختند و رفتند. این خانم تا لحظاتی پیش کنار خانه اش نشسته بود. تا مارا دید بلند شد و در پاسخ به سوالی گفت: تا وقتی که سرم گرم کارهای خانه است فراموش می کنم که باید بترسم اما وقتی کارم تمام می شود و فضای سکوت در خانه حاکم می شود، باشنیدن کوچک ترین صدا یا جیرجیری، از ترس اینکه نکند سقف خانه روی سرم خراب شود، فوری چادرسرمی کنم و می آیم بیرون. اینجا تالارمطالعه یک دانشجوی رشته برق است! قرار است از این تالارتا 2 سال آینده یک مهندس بیرون بیاید. زیرزمینی نمور به مساحت 5 مترمربع که از دورتادور آن به عنوان انباری استفاده می شود.این دانشجو فقط به اندازه یک درازکش، فضا برای مطالعه دارد و هوا به حدی مرطوب و خفه کننده است که هر یکی دو ساعت یک باراز زیرزمین بیرون می آید و نفسی تازه می کند و باز...
« فرهادعیاردولابی » به همراه خانواده چهارنفره اش دریک اتاق کمتر از 9 متر بالای همین زیرزمین زندگی می کند وبیش ازدو سال است که با کمک شورایاری محل به شهرداری و نوسازی مراجعه می کند. اومی گوید من با این سن ناچیزم از پا افتاده ام چه برسد به پدرومادرم. با هرکدام از وعده هایی که داده شده و می شود موافقت کرده ایم اما به هیچ کدام عمل نمی کنند. این 2 خانه تخریب شده متعلق به خانواده شهید از نتایج کم توجهی مسئولان شهری است که باید «پاسخگو» داشته باشد!خانم بابایی همسایه روبه رویی در این باره می گوید: یک شب، این دو ساختمان، در یک چشم به هم زدنی همزمان باخاک یکسان شدند، نیم ساعت قبلش بیش از 100 نفرزن در این دو مکان جلسه قرآن داشتند. تشخیص آتش نشانی وجود قنات در زیرخانه های این محله بود و باید خانه های اطراف هم تخلیه می شد، اما پس ازیک هفته متواری شدن، چاره ای جزبازگشت نداشتیم.هیچ مرجعی به مسائل بعد از ریزش این دوساختمان رسیدگی نکرده است. چند وقت پیش نیمه شبی به صدای مشکوک زن و مردی بیرون آمدم و دو مرد و یک زن را با سرو وضع بسیارناجوری دریکی از اتاق های این خانه مخروبه مشاهده کردم تماس با پلیس 110 فایده ای نداشت، خودم سروصدا کردم، تف کردم توی صورت زنی که آنجا بود، او هم فرار کرد.استشهاد جمع کردیم و از شهرداری خواهش کردیم که اگر به فکر ما نیستید، لااقل تیغه ای بکشید تا حرمت خانواده شهید حفظ شود اما...!
خیابان های اطراف این مجتمع به ظاهر شیک 400 واحدی باجمعیتی بالغ بر1500 نفر آن بدون کوچک ترین تعریضی به همان شکل و اندازه قبلی باقی است و باتوجه به اینکه یک مجتمع 200 واحدی دیگرهم در پشت این مجتمع احداث شده است برای این دومجموعه هیچ گونه مکانی برای سوارو پیاده شدن مسافر در نظرگرفته نشده است، از فضای بازی و آموزشی هم خبری نیست. طبق قانون شهرسازی برای هر10 واحد در هرمجتمع باید یک شیرقطع کننده گاز کارگذاشته شود که این مسئله نیزرعایت نشده است. مجتمع پله فرارندارد، آسانسور هم اکثر مواقع معیوب ودرحال سرویس است و...





تاریخ انتشار در سایت: ۵ اردیبهشت ۱۳۹۱
منبع: / روزنامه / کیهان ۱۳۹۱/۲/۵
نقش ها
عناوین
رسته: 0