به تازگی مقام معظم رهبری به دفعات در بیانات خویش فرموده اند که بر اساس فتوایشان، داشتن سلاح هسته ای شرعاً حرام است. حال سؤال این است که اگر شرایط بین المللی و منطقه ای طوری شود که حکومت برای بقای خود لازم ببیند که سلاح های نامتعارف بسازد و توانایی ساخت آن ها را هم داشته باشد، آیا بر خلاف حکم «اوجب واجبات» عمل می کند و به تعهدها و قراردادهایش پایبند می ماند؟ و یا در چنین شرایطی برای حفظ حکومت ساخت سلاح هسته ای مجاز می باشد؟ در همین راستا با حجت الاسلام دکتر «حسن علی سلمانیان»، عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه ی سیاسی اسلام، دانش آموخته فقه و دکترای مبانی نظری اسلام به گفت و گو نشسته ایم:
- حفظ نظام از اوجب واجبات است به چه معناست؟ نظر امام-ره- در این باره چیست؟
برای رسیدن به کمال، انسان ابتدا باید به معرفت الله برسد. به طور حتم اگر حکومت دینی نباشد، غیردینی خواهد بود و حکومت غیردینی هیچ تعهدی برای اجرای اسلام نخواهد داشت و بلکه ممکن است کاملاً بر خلاف اسلام عمل کند. بنابراین فقط حکومت دینی می تواند در مسیر اجرای احکام الهی گام بردارد. با توجه به این مسأله که ما حکومت را برای اجرای دین می خواهیم، مسأله ی نظام مطرح می شود. مسأله ی نظام، هم قبل از تشکیل حکومت مطرح است و هم بعد از آن. نکته ای که بسیاری به آن توجه ندارند این است که فکر می کنند مسأله حفظ نظام فقط مربوط به بعد از تشکیل حکومت است، در حالی که این گونه نیست.
قبل از تشکیل حکومت، علما سعی می کردند جامعه اسلامی را نگه دارند. برای مثال، بعضی از آقایانی که قبل از حضرت امام-ره- قیام نمی کردند به این دلیل بود که معتقد بودند با توجه به حکومت «رضاخان»، اگر ما دست به اقدامی بزنیم، به طور حتم همین مقدار تنفس اسلامی موجود در بین مردم و جامعه ی اسلامی هم از بین می رود. به همین علت می گفتند که حفظ نظام واجب است؛ یعنی، جامعه ی اسلامی باید حفظ شود. آن ها تشخیص شان این بود که هرگونه اقدام انقلابی سبب از بین رفتن نظام جامعه ی مسلمین خواهد شد.
اما حضرت امام-ره-، بر اساس آنچه از بیاناتشان برداشت می شود، احساس می کردند که در زمان «محمدرضا پهلوی»، حکومت بسیار بدتر از زمان «رضاشاه» شده است و هر گونه همکاری و حتی سکوت باعث از بین رفتن نظام اسلامی خواهد شد. امام-ره- معتقد بودند در این مقطع ما باید انقلاب کنیم و حتی تصریح کردند که اگر کسی نماز شب بخواند و پیشانی پینه بسته داشته باشد، ولی این نهضت و انقلاب را قبول نداشته باشد در قعر جهنم جای دارد؛ یعنی، ایشان معتقد بودند که باید انقلاب کرد و حکومت اسلامی را برقرار نمود.
از این رو امام-ره- در این زمان حرکت انقلابی شان را آغاز کردند. در این زمان هم حضرت امام-ره- به مبانی خودشان پای بند بودند. بر اساس این مبانی، خداوند انسان را آفریده است تا به کمال برسد. بنابراین اگر قرار است انقلابی اتفاق بیفتد، باید در یک کلاس جهانی باشد؛ یعنی، این موضوع فقط به ایران محدود نمی شود. این موضوع را امام-ره- بارها در جملات خودشان فرموده اند که ما هدفمان این است که اصل اراده ی الهی را در دنیا اجرا کنیم؛ یعنی، کاری کنیم که تمام دنیا به سمت اسلامی شدن حرکت کند. این عبارت را امام-ره- قبل از انقلاب فرموده اند: «این نهضت ها برای این است که احکام خدا جاری بشود، برای این است که حکم خدا در دنیا جاری بشود، حکم شیطان از این دنیا بیرون برود. »
امام-ره- بارها می فرمایند که غرب، به خصوص آمریکا، با اسلامیت نظام مشکل دارد، نه با جمهوریت نظام. اساساً آمریکا با انقلاب ها مشکل خاصی ندارد، هر چند مسایلی مانند نفت، خاورمیانه و... مطرح هستند، اما مهم ترین مسأله، اسلامیت این نظام است. امام-ره- در جلد 17 صحیفه، صفحه 48 می فرمایند: »شما اگر صحبت های بعضی از سران این ها را ملاحظه کنید، معلوم است که کاری به ایران ندارند. ایران آن قدر مهم نیست، ثقیل نیست، با اسلامش مخالف اند و همین بعضی از این روشن فکرهای ما هم همین جور هستند که فقط اسلامش را نمی خواهند. اگر گفته شود جمهوری، همه قبول دارند؛ البته به غیر سلطنت طلب ها. جمهوری دموکراتیک هم مورد قبول همه است. اما جمهوری اسلامی یعنی چه؟ جمهوری اسلامی یک چیز تازه ای است، بدعت است، این یک چیز تازه ای است، تازه آورده ای است که همه آن را قبول ندارند. »
اشتباهی که معمولاً اتفاق می افتد این است که می گویند حضرت امام-ره- فرمود: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه بیش. » در صورتی که چنین نیست. امام-ره- در این جمله روی کلمه ی «اسلامی» تأکید کردند و در واقع می فرمودند که به این جمله کلمه ای اضافه نکنید و «اسلامی» بودن را از آن کم نکنید؛ یعنی، آن را تبدیل به دموکراتیک اسلامی یا جمهوری خالی نکنید. وگرنه جز سلطنت طلب ها، کسی با جمهوری بودن نظام، در ظاهر و در قانون اساسی، مخالفتی نداشت. پس مسأله ی اصلی، اسلامی بودن است. اگر نگاه کنید، می بینید که تمام حمله هایی که به ایران می شود هم راجع به اسلامی بودن نظام است.
حضرت امام-ره- در جلد 7 صحیفه، صفحه ی 456، می فرمایند: «اصولاً دشمنان ما از جمهوری نمی ترسند، از اسلام می ترسند. از جمهوری صدمه ندیده اند، از اسلام صدمه دیده اند. آن که تودهنی به آن ها زد جمهوری نبود، جمهوری دموکراتیک هم نبود، جمهوری دموکراتیک اسلامی هم نبود، جمهوری اسلامی بود. » امام-ره- بارها تصریح کرده اند که آنچه غرب با آن مخالف است، اسلامی بودن این حکومت است.
نکته ی دیگر این که وقتی ما جمهوری اسلامی را محقق کردیم، امام-ره- بارها فرمودند که جمهوری اسلامی مساوی اسلام است. به عنوان مثال در جلد 14 صحیفه، صفحه ی 329، می فرمایند: «شکست جمهوری اسلامی شکست اسلام است؛ یعنی، اگر جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام شکست می خورد. » هم چنین در جلد 19، صفحه ی 173، می فرمایند: «جمهوری اسلامی یعنی اسلام. » بنابراین جمهوری اسلامی مساوی با اسلام است. وقتی می گوییم حفظ نظام، مقصود از نظام، اسلام و محتوای اسلامی است که در شکل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی محقق شده است. ما می گوییم جمهوری اسلامی ایران محتوایی دارد که آن اسلام است. البته منظور این نیست که صد درصد اسلام محقق شده است. در واقع ما در صدد هستیم که اسلام را اجرا کنیم. »
امام-ره- جمله ی ماندگاری در جلد 15 صحیفه، صفحه ی 365، می فرمایند: «این [یعنی حفظ جمهوری اسلامی] یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیف هایی است که خدا دارد؛ یعنی، حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر، ولو امام عصر-عجل الله تعالی- باشد، اهمیتش بیشتر است. » بعضی ها می پرسند یعنی جمهوری اسلامی ازامام زمان-عجل الله تعالی- بالاتر است؟
در توضیح این موضوع باید به این نکته توجه کنیم کهامام حسین-علیه السلام- برای چه به کربلا رفت و در آن جا شهید شد؟ در حالی که بعد از آن حکومت هم تشکیل نشد. امام حسین-علیه السلام- جز برای باقی ماندن اسلام در کربلا به شهادت نرسید؛ یعنی، شهادت امام حسین-علیه السلام- برای بقای اسلام بود. در واقع امام حسین-علیه السلام- خودش را فدا کرد تا اسلام باقی بماند. در صحبت های حضرت امام-ره- خواندیم که جمهوری اسلامی یعنی اسلام و می دانیم که ایشان همواره دغدغه اسلامی شدن دانشگاه ها، اداره ها، بازار و سایر امور را داشتند. از سویی دیگر دشمنان این نظام به خاطر اسلامی بودن با آن مخالف اند. حضرت امام-ره- در بند «ع» وصیت نامه شان توضیح می دهند که اگر این اسلام در جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام از بین می رود.
امام-ره- خطاب به برخی از روحانیون که متأسفانه با انقلاب سازگار نیستند و فکر می کنند این انقلاب نباید صورت می گرفت، می فرمایند: «اینجانب نصیحت متواضعانه ی برادرانه می کنم که آقایان محترم [ یعنی روحانیت بعضاً مخالف با نظام] تحت تأثیر این گونه شایعه سازی ها قرار نگیرند. » چون شایعه سازی می کردند که انقلاب اسلامی می زند و می کشد و در زندان های جمهوری اسلامی فلان اتفاق ها می افتد. از این حرف هایی که آقای «منتظری» و دیگران مطرح می کردند.
امام-ره- ایشان و تمام کسانی را که ذائقه ای مثل ایشان دارند، نصیحت می کنند که «تحت تأثیر این گونه شایعه سازی ها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت کنند، تنها سکوت نکنند، نه تنها اعتراض نکنند، بلکه تقویت کنند و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد، به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیه الله، روحی له الفداء، یا مطیع امر شما آقایان تحقق پیدا نخواهد کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از دو قطب قدرت به حکومت می رسد و محرومان جهان که به اسلام و حکومت اسلامی روی آورده و دل باخته اند، مأیوس می شوند و اسلام برای همیشه منزوی می شود. »
بنابراین حفظ جمهوری اسلامی در اصل حفظ اسلام است. امام در ادامه می فرمایند: «اگر این جمهوری اسلامی، این فرم و محتوا، هر دو از بین برود، اسلام از بین می رود. » بنابراین هم دلایل عقلی و هم دلایل شرعی داریم که حفظ نظام واجب است. از این رو تکلیف بالاترین موجود خلقت، یعنی خود امام زمان-عجل الله تعالی-، هم این است که این نظام را حفظ کند. تعبیر امام-ره- این است که اگر لازم بیفتد، آن حضرت این کار را هم خواهند کرد؛ ما که دیگر جای خود داریم. همه ی ما باید جمهوری اسلامی را حفظ کنیم. البته با توجه به این مطلب که جمهوری اسلامی باید اسلام را اجرا کند، وگرنه ارزشی نخواهد داشت.
آیا برای حفظ نظام می توان از راه های غیرشرعی مرسوم استفاده نمود؟
این سؤال مانند این است که بپرسیم آیا می توان برای اجرای اسلام، به ناحق و بی گناه، عمداً کسی را بکشیم؟ به طور حتم این طور نیست، چون همان اسلام به شما اجازه ی چنین کاری را نمی دهد.
اگر قرار است اسلام اجرا شود، باید از مسیر الهی اجرا شود و حفظ جان انسان ها، نه فقط مسلمان، بلکه همه ی انسان های مظلوم در سراسر دنیا، ضروری و واجب است. از این رو برای حفظ نظام ما هیچ وقت نمی توانیم عمل غیرشرعی انجام دهیم. البته استثنائاتی هست که اسلام اجازه داده و از شرح آنها می گذریم.
یعنی حتی برای حفظ جمهوری اسلامی، در صورت اضطرار، باز هم داشتن سلاح هسته ای حرمت دارد؟
اگر سلاح هسته ای مانند سلاح های متعارف دیگر باشد، اشکالی ندارد و دیگر حرمت به آن تعلق نمی گیرد، بلکه به آیه ی «وأع دّوا لهم ما استطعتم م ن قوّه»1 برمی گردد، اما اگر مقصود سلاحی است که خود ما را هم در خطر قرار می دهد و امکان دارد هر لحظه موجب از بین رفتن انسان ها چه در جمهوری اسلامی و چه در نقاط دیگر جهان شود، اصلاً به حفظ نظام ما کمکی نمی کند. در واقع داشتن این سلاح اصلاً به حفظ نظام کمک نمی کند، چون بازدارنده نیست.
این یک مسأله ی تجربی است. آیا کشورهایی که سلاح هسته ای دارند می توانند تضمین کنند که کشوری به آن ها حمله نخواهد کرد یا دچار فروپاشی نمی شوند؟ اتحاد جماهیر شوروی سابق سلاح هسته ای داشت، آیا این موضوع عاملی شد که از بین نرود؟ آمریکا یا اسرائیل هم همین طور هستند. درست است که سلاح هسته ای دارند، ولی این امر عامل بازدارنده ای نیست که آن ها از بین نروند. علاوه بر این که هر لحظه ممکن است این تسلیحات باعث شوند مردم خودشان و کشورهای دیگر آسیب های جدّی ببینند.
بر اساس آنچه کارشناسان اعلام می کنند، اصلاً سلاح هسته ای سلاح متعارفی نیست که بتوان از آن استفاده کرد. از این رو این سلاح اصلاً برای ما کارایی ندارد و باعث از بین رفتن مردم خودمان یا سایر انسان ها خواهد شد و اسلام هر دو را حرام می داند؛ علاوه بر این هیچ کمکی هم به حفظ نظام نخواهد کرد. آنچه نظام را حفظ می کند عوامل دیگری است، نه این عامل. عواملی مثل خودسازی درونی، خودکفایی، ایمان مردمی، اتحاد مردمی، اعتقاد به خداوند متعال، تلاش و کوشش، اجرای احکام اسلامی و موضوعاتی از این قبیل هستند که باعث پیروزی انقلاب ما شده اند. همان طور که حضرت امام-ره- فرمودند، اتحاد کلمه و ایمان به خداوند رمز پیروزی ماست؛ یعنی، به دستورات خداوند عمل کنیم و با هم متحد باشیم. این ها عامل پیروزی ما بوده اند و همین ها عامل بقای ما خواهند بود.
اگر حمله ای به ما شود که راهی جز استفاده از سلاح هسته ای برای ما باقی نماند، تکلیف چیست؟ هم چنین دریافت شما از این فرمایش مقام معظم رهبری چیست که فرمودند در هر سطحی که دنیای استکبار به ما حمله کند به او جواب خواهیم داد؟
منظور در همان سطح متعارف است. مطمئن باشید آمریکا نمی تواند از سلاح اتمی استفاده کند. آیا ژاپن به خاطر آن بمب های هسته ای تسلیم شد یا این که مردم آن توان مقاومت شان را را از دست داده بودند؟ در ضمن باید توجه کنیم که سلاح هسته ای چه چیزی را از بین می برد؟ این سلاح در نهایت قسمتی از خاک و ملت را از بین می برد، اصل اسلام را که نمی تواند از بین ببرد. بنابراین اصلاً چنین چیزی اتفاق نمی افتد. اسراییل به هیچ یک از تعهدهای بین المللی پای بند نیست. بنابراین اگر می توانست، به طور قطع در جنگ با«حزب الله» از سلاح هسته ای استفاده می کرد. از این رو این مورد اتفاق نمی افتد.
اگر برای جمع بندی نکته ی خاصی هست بفرمایید:
در پایان باید متوجه باشیم که این ها همه بهانه هستند. نباید در زمین دشمن بازی کنیم. هم غرب می داند و هم خودمان می دانیم که به لحاظ فقهی و مبانی دینی موضع ما مشخص است؛ ما نه تنها استفاده از وسایل کشتار جمعی را قبول نداریم، بلکه هر چیزی شبیه به آن را هم رد می کنیم. به همین دلیل امام-ره- فرمودند: «ما سیاست به معنای نیرنگ را قبول نداریم. » این فرمایش دقیقاً همین مسأله ای است که مطرح شد؛ یعنی، اگر حفظ نظام وابسته باشد به این که در سیاست دروغ بگوییم، حقه بازی کنیم و سر مردم خودمان و جهان کلاه بگذاریم، جایز نیست. اصلاً این هدف وسیله را توجیه نمی کند. هر امری که این گونه باشد به لحاظ فقهی جوابش واضح است، فقه و مبانی ما چنین اجازه ای به ما نمی دهد.
پی نوشت:
1. سوره ی انفال، آیه ی 60