جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
بر خط: 1066
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1264 بازدید
نو واقع گرایی یا واقع گرایی ساختاری

نوواقع گرایی از عناصر واقع گرایی کلاسیک و نوکلاسیک به عنوان نقطه شروع استفاده می کند.
این نظریه‎ ‎به طور محوری روی ساختار نظام بین الملل، واحدهای متعامل آن و تغییر و تداوم های نظام متمرکز می شود؛ در واقع گرایی کلاسیک، رهبران کشور و ارزیابی ذهنی آنها از روابط بین الملل در محور توجه قرار دارند این در حالی است که در واقع گرایی نو یا ساختاری ساختار نظام و به طور خاص توزیع نسبی قدرت کانون محوری تحلیل هستند. بازیگران از اهمیت کمتری برخوردار هستند زیرا ساختارها آنها را وادار می کنند به گونه خاصی رفتار کنند.
ساختارها به طور کم و بیش افعال یا اقدامات و رفتارها را شکل می دهند. ساختار یک سیستم با تغییر توزیع توانایی ها میان واحد های نظام بین الملل تغییر می کند. ‏
در حقیقت کنت والتز به عنوان واضع این نظریه مدت های مدیدی منتقد این ایده بود که می توان با رام کردن ماهیت بشر یا ایجاد نظام های سیاسی مشروع داخلی جنگ را ریشه کن کرد.
والتز اذعان می کند که اقتصاد، سیاست و فرهنگ درهم بافته هستند، اما می افزاید که یک نظریه روابط بین الملل را می توان با انتزاع سیستم یا نظام بین الملل از دیگر قلمروها بسط داد. به نظر وی واقع گرایان با ناکامی در مواجهه یا توجه به سیستم بین الملل، به بسط تعمیم های خام در مورد سیاست خارجی محدود شدند. نوواقع گرایی با این فرض شروع می شود که نظریه روابط بین الملل و نظریه سیاست خارجی، یک چیز نیستند بلکه دو چیز هستند.
به نظر وی منتزع کردن سیستم بین الملل از قلمرو وسیعتر سیاسی- اجتماعی ممکن است واقعیت را قلب کند، اما تضمین می کند که نیروهای محرک در سیاست بین الملل به درستی شناخته شوند و احتمالات آینده پیش بینی شوند.
نئورئالیسم برای دستیابی به هدف تشریح رفتار یونیفورم دولت- ملت های مختلف و مداومت حیات سیاسی بین المللی بسیاری از فاکتورهایی که در واقع گرایی مهم هستند را حذف می کند. نئورئالیسم فرض می کند که قاعده مندی ها و تکرار ها در سیاست بین الملل نشانه های فعالیت موانع ساختاری عمیق هستند.
استدلال می شود که بزرگترین پیشروی آن نسبت به واقع گرایی تصمیم برای مفهومی کردن سیاست بین الملل به عنوان سیستمی با یک ساختار دقیقاً تعریف شده است.
از نظر والتز ساختار سیستم بین الملل متمایز از ساختار سیستم های سیاسی داخلی است به سه دلیل یا بر اساس سه معیار:
* اصل نظام بخش سیستم
* کاراکتر واحدها
* توزیع قابلیت های آنها
در نظام های سیاسی داخلی اصل سازمان دهنده عبارت از سلسله مراتب است و در سیستم بین الملل اصل موثر(عامل یا عمل کننده) آنارشی است. در نظام های سیاسی داخلی روابط فرماندهی و اطاعت حاکم است و افراد آزادند که در یک تقسیم کار اجتماعی پیچیده، متخصص شوند.
در سیستم های آنارشیک که روابط فرماندهی و فرمانبری وجود ندارد، واحدهای اصلی تمایل به سوی شباهت کارکردی دارند. افراد در داخل نظم های سلسله مراتبی به لحاظ کارکردی مشابه هستند در حالی که دولت ها در قلمرو آنارشیک قابلیت های نابرابری به‌ازای انجام دقیقاً همان وظیفه یا وظیفه یکسان دارند.
اصل نظم دهنده روابط بین الملل طی قرن ها ثابت مانده است و دولت ها در هنگام مواجهه با معمای امنیتی که در آنارشی نهفته است به خود یاری تکیه کرده اند. اصل سازمان دهنده روابط بین الملل دولت ها را وادار ساخته است که واحدهای مشابهی شوند.
نو واقع گرایی بر تداوم ها تأکید می کند اما انکار نمی کند که تحول نیز وجود دارد.
تغییر در داخل نظام بین الملل رخ داده به علت آنکه تناوب هایی در شاکله قدرت نظامی رخ داده اما اصل سازمان دهنده آن هنوز تغییر نکرده است و بعید هم به نظر می رسد. ‏



تاریخ انتشار در سایت: ۲ اسفند ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۹/۱۱/۱۲
نقش ها
نویسنده : یاشار هشترودی
عناوین
رسته: 0