پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰
بر خط: 1642
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

72 بازدید
نقش استعمار پیر در قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای

تاریخ روابط خارجی ایران با دیگر کشورها شاهد فراز و نشیبهای فراوانی بوده و این روابط تاثیرات فراوانی را بر اوضاع واحوال ایران گذارده است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم نقش و جایگاه انگلستان درتاریخ روابط خارجی ایران قابل قیاس با دیگر دولتها نیست و تاثیر دخالت های این دولت در اوضاع داخلی و روابط خارجی کشورمان به ویژه در دو سده اخیر به میزانی گسترده است که بتوان از آن به عنوان پارامتری تاثیرگذار و بی رقیب دراین حوزه نام برد. پارامتری که از دوران پس از جنگ اول جهانی رقیب و درعین حال رفیقی 2 به نام ایالات متحده آمریکا را گاهی درکنارخود و گاهی در برابر خود احساس کرد. سرآغاز روابط تاریخی ایران و انگلستان را می توان از نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی، مطابق با اواخر قرن هفتم هجری دانست. درزمان حکومت کریم خان زند در سال 1763میلادی انگلیسی ها به تأسیس تجارتخانه دربوشهر دست زدند. 3 توسعه فعالیت انگلیسی ها دربوشهر با مداخلات آن ها درامور داخلی ایران همراه شد تا آن جا که کریم خان زند نسبت به مقاصد آنان بدگمان شد و درسال 1769 دستور تعطیلی نمایندگی تجاری انگلیس دربوشهر و اخراج اتباع انگلیسی را صادر کرد، با مرگ کریم خان زند درسال 1779 انگلیسی ها مجدداً دست به فعالیت هایی برای تجدید نفوذ خود درایران زدند و سرانجام درسال 1788 با دریافت فرمانی از جعفرخان زند یکی ازجانشینان کریم خان قسمت اعظم امتیازاتی را که ازدست داده بودند مجدداً به دست آوردند.
روابط ایران با انگلستان به ویژه درحوزه اقتصادی از سده های گذشته همواره برقرار بوده است و همانگونه که شرح آن رفت این دولت در روابط اقتصادی و تجاری نیز مانند روابط سیاسی به دنبال استثمار دیگر کشورها از جمله ایران بوده است. درحوزه سیاسی سرآغاز روابط دولت ایران با دولت انگلستان را باید مصادف با روی کارآمدن سلسله قاجار به ویژه در دوران پس از حکومت آقا محمدخان قاجار و روی کار آمدن شاهان بی کفایتی نظیر فتحعلی شاه دانست.
با مرگ آقا محمدخان و آغاز حکومت 36 ساله فتحعلی شاه نفوذ انگلیسی ها درایران رشد فزاینده ای به خود گرفت. انگلیسی ها دراین دوره به علت افزایش منافع خود درهند و توسعه قلمرو نفوذشان در افغانستان، بیش از پیش متوجه ایران شدند. 4 درسال 1800 میلادی روابط رسمی سیاسی بین ایران و انگلستان با انتخاب سفیر از سوی انگلستان شکل گرفت. این رابطه هیچ گاه مورد اطمینان و قبول ایرانیان قرار نگرفت و همواره نوعی بدبینی از سوی ایرانیان نسبت به سوء رفتارهای انگلیسی ها وجود داشته است. این رفتار ایرانیان به یک بیماری مزمن به نام «بیماری ترس از انگلیس» تبدیل شد.
واژه «انگلوفوبیا» (Anglophobia) که معنی ترس از انگلیس است را می توان دربسیاری از فرهنگ ها یافت.
ایران واژه در ایران، معنی و مفهوم گسترده ای دارد و ده ها کتاب تاریخی و تحقیقی و حتی طنز و داستان که درباره مداخلات انگلیس درایران نوشته شده، خود مبین این واقعیت است که مردم ایران تا چه اندازه نسبت به سیاست انگلیس دراین کشور بدبین وهراسان هستند و چرا در هر کاری دست انگلیسی ها را می بینند. 5 یکی از دخالت های صورت گرفته از جانب انگلیس درمسائل ایران به جنگ ایران و روس و نتایج ننگین بار و خفت بار این دو جنگ که در قالب دو معاهده 6گلستان و ترکمن چای متجلی گشته است باز می گردد. بریتانیا با سوء استفاده از بی کفایتی پادشاهان قاجار دربرخورد با مخالفان داخلی و جنگ با روس ها برنفوذ خود درایران افزود: دراین دوره عهدنامه ننگینی بسته شد که درتمام این عهدنامه ها حقوق ملت ایران به طورکامل پایمال شده است. دولت بریتانیا علاوه بر تحمیل قراردادهای کاملا یکطرفه برضد منافع ملت ایران7 درانعقاد دیگر معاهدات ننگین نظیر گلستان و ترکمنچای که از جانب دولتهای دیگر به ایران تحمیل می شد نیز نقش اساسی داشت.
جنگ های ایران و روسیه، یا جنگ ایران و روس، نامی است که به دو جنگ بزرگ بین ایران و روسیه تزاری در زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار داده شده است. این جنگ ها با شکست ایران از روسیه پایان یافت و بخش های بزرگی از ایران طی انعقاد دو معاهده ننگین گلستان و ترکمنچای به قلمرو امپراتوری روسیه پیوست. انگلستان پس از انعقاد قرارداد استعماری مجمل طی یک قرارداد دیگر با عنوان مفصل تعهداتی را به دولت ایران داده بود. دریکی از بندهای عهدنامه مفصل8، انگلستان ضمانت کرده بود در صورت حمله یکی از کشورهای مهم فرنگ به کمک ایران بشتابد و یا در صورتی که آمادگی حضور نظامی درایران را ندارد کمک مالی به نیروهای نظامی ایران بنماید.
سه ماه پس از امضای قرارداد ننگین مفصل انگلستان و روسیه جبهه واحدی علیه ناپلئون تشکیل دادند و قرارداد اتحادی که بین دو دولت منعقد شد، امکان هرگونه کمکی را از طرف انگلیسی ها به ایران در جنگ با روسیه از میان برد. روس ها با سوء استفاده از این موقعیت، دست به حمله گسترده ای علیه ایران زدند و تمام سواحل دریای خزر را به اشغال خود درآوردند. دولت ایران با تهدید وزیر مختار انگلیس مکلف به امضای قرارداد ننگین گلستان شد که به موجب آن؛ دربند، باکو، شیروان، قره باغ و قسمتی از طالش از خاک ایران جدا و به خاک روسیه محلق شد و دولت ایران از کلیه دعاوی خود بر گرجستان و داغستان صرف نظر کرد. نقش وزیر مختار انگلیس درامضای این عهدنامه ننگین به آن حد بود که تزار الکساندر اول در ازای خدمات «سرگوراوزلی» وزیر مختار انگلیس به دولت روسیه، او را به دریافت عالی ترین نشان امپراتوری روسیه مفتخر ساخت!9 پس از عهدنامه ننگین گلستان و نقش فتنه گرانه انگلستان درانعقاد آن دولت انگلیس دریک فتنه گری آشکار و تازه، درصدد تجدیدنظر در قرارداد قبلی خود با ایران برآمد. قرارداد جدید که به معاهده تهران معروف گشت، در 25نوامبر 1814 به امضاء رسید و دارای یازده فصل بود. دراین معاهده، ضمن تکرار تمام آنچه درمعاهدات قبلی به زیان ایران بود، کمک دولت انگلیس را به ایران مشروط به این شرط می نماید که دولت ایران «سبقت درتجاوز نکرده باشد» زیرا بر اثر نارضایتی که از عقد عهدنامه گلستان درایران به وجود آمده بود احتمال می رفت که ایرانی ها در اولین فرصت درصدد جبران این شکست و باز پس گرفتن سرزمین های از دست رفته بر خواهند آمد. 10 به این ترتیب حکام ایران به خاطر عهدنامه گلستان مجبور به قبول عهدنامه «تهران» شدند. تحت تاثیر همین معاهده ننگین و درجریان جنگ دوم ایران و روس شاهد آثار شوم عهدنامه تهران و جدایی بخش گسترده ای از سرزمین ایران هستیم.
انگلیسی ها درجریان جنگ دوم ایران و روس هم به زیان ایران مداخله کردند و به بهانه اینکه ایران جنگ را آغاز کرده، از هرگونه کمکی به ایران دراین جنگ خودداری نمودند. فتحعلی شاه که از پیشروی نیروهای روسیه تا نزدیکی قافلانکوه متوحش شده بود، پیشنهاد میانجیگری انگلستان را پذیرفت. درجریان مذاکره برای عقد قرارداد ترکمنچای، نماینده ای از طرف دولت انگلیس شرکت نمود و این دولت با استفاده از حقی که به موجب معاهده تهران برای خود قائل بود در تعیین حدود مرزی بین ایران و روسیه دخالت کرد. طی این قرارداد قلمرو باقی مانده ایران از معاهده گلستان در قفقاز شامل خانات ایروان، مناطق تالش و اردوباد و بخشی از مغان و شروان به روسیه واگذار شد و ایران حق کشتیرانی در دریای مازندران را از دست داد و ملزم به پرداخت 10کرور طلا به روسیه شد. همچنین دولت انگلستان درتحمیل رژیم کاپیتولاسیون و حق قضاوت کنسولی به ایران هم نقش موثری داشت، زیرا می خواست بعداً و براساس اصل دولت کامله الوداد 11 که در معاهدات بین المللی به عنوان یک عرف پذیرفته شده بود از همین حقوق درایران برخوردار گردد. پس از امضای قرارداد ترکمنچای، انگلیسی ها از مضیقه مالی ایران درپرداخت غرامات جنگی به روسیه سوءاستفاده کرده، در ازای پرداخت دویست هزار تومان که از قسط دوم غرامت تعیین شده باقی مانده بود، موافقت دولت ایران را با حذف مواد مربوط به تعهدات مالی و نظامی انگلیس به ایران جلب کردند. به این ترتیب از عهدنامه تهران جز تعهدات ایران به انگلستان چیزی باقی نماند. 12
با بررسی شرایط موجود در آن دوره و با توجه به آنکه انگلستان و روسیه درآن دوران در این منطقه با یکدیگر رقابت داشتند می توان دلایل اصرار انگلستان برای انعقاد این قراردادها را اینگونه عنوان نمود:
- جلوگیری از عدم پیشروی نیروهای روس در ایران: عدم توقف جنگ می توانست سبب پیشروی نیروهای روس در خاک ایران و رسیدن به مناطق حساس و مهم ایران شود. عدم توقف جنگ می توانست سبب حضور روس ها در ایران و سنگین شدن وزنه روس ها در مقابل انگلیس شد.
- ضعیف نگه داشتن ایران برای دست یابی به اهداف مرتبط با هند: یکی از دلایل بسیار مهم انگلیس برای حضور در ایران، حفظ موقعیت خود در هند بوده است. بی تردید پیروزی هر دو طرف ایران یا روسیه در این جنگ می توانست سبب تضعیف شدن موقعیت انگلیس در ایران و به این ترتیب به خطر افتادن منافع انگلیس در هند گردد.
ذکر همین دو دلیل به قدر کافی نیات و منافع انگلیس از انعقاد این دو عهدنامه ننگین علیه ملت ایران و خاتمه یافتن جنگهای ایران و روس را توجیه می نماید. همانگونه که پیداست عقد این معاهدات موجب آن شد که ایران همچنان ضعیف و تحت حمایت انگلیس قرار گیرد و از سوی دیگر از نفوذ روس ها در ایران هم ممانعت به عمل آید.

پی نوشتها:
1- در این مقاله مفاهیم قرارداد، معاهده و عهدنامه هر سه به یک معنای مشترک که در حقوق معاهدات بین المللی رایج است به کار رفته است.
2- به اعتقاد نگارنده و بر پایه تئوری رئالیسم (به عنوان تئوری غالب و بی رقیب در عرصه روابط بین الملل) به کار بردن این اصطلاح گویای این مطلب است که دولتهای انگلستان و آمریکا به رغم داشتن منافع مشترک فراوان در عرصه نظام بین الملل در مواقعی با تکیه بر «اصل منافع ملی» به دلیل تعارض منافع در تقابل با یکدیگر قرار گرفته اند. به عنوان شاهد این ادعا می توان به مواضع کاملا متفاوت و به بیان بهتر مواضع کاملا متعارض آمریکا و انگلیس در قبال بحران کانال سوئز اشاره کرد. در این بحران آمریکا به اقتضای شرایط حاکم بر فضای دوقطبی در دوران جنگ سرد به همراهی با بلوک شرق پرداخت و از عبدالناصر پشتیبانی نمود حال آنکه انگلستان در همراهی با اسرائیل به کانال سوئز تجاوز کرد.
3- محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن 19، تهران: انتشارات اقبال، 1344، جلد اول، ص 5-1.
4- سردنیس رایت، دو قرن نیرنگ: داستان تلخ سیاست استعماری انگلیس در ایران، تالیف و ترجمه: محمود طلوعی، تهران: نشر علم، 1380، صص 29-. 28
5- همان، ص. 19
6- Treaty
7- از جمله این معاهدات می توان به عهدنامه مجمل و مفصل اشاره کرد.
8- عهدنامه استعماری منعقد شده مابین دولت ایران و انگلستان که در واقع مکمل عهدنامه قبلی بین دو کشور با نام مجمل بود. طی این دو عهدنامه انگلستان به ویژه برای محافظت از منافع خود در هند شرایط کاملا ناعادلانه ای را در قالب طرح های استعماری خود به ملت ایران تحمیل کرد.
9- رایت، پیشین، ص. 41
10- محمود، پیشین، صص 201-. 200
11- وجود این شرط در معاهده باعث می شود تا هر معاهده ای که یکی از آن دولت ها با دولت ثالثی منعقد کرده و در آن حقوق و امتیازاتی را به کشور دیگری ارزانی دارد، موجب بهره مندی کشور طرف قرارداد اول از همان امتیازات نیز بشود. این امتیازات به طور خودکار منتقل شده و نیاز به تصویب موافقتنامه جدید یا تشریفات دیگری ندارد. هرچند اصل دول کامله الوداد در دوران مذکور تنها به عنوان یک عرف در معاهدات بین الملل شناخته شده بود، اما از هنگام تاسیس گات در 1947 با تبدیل شدن به قانون به شکل رسمی وارد حقوق بین الملل به ویژه حقوق تجارت بین الملل شده است.
12- رایت، پیشین، صص 34-24.




تاریخ انتشار در سایت: ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / کیهان ۱۳۹۰/۱/۱۴
نقش ها
نویسنده : جواد حق گو
عناوین
رسته: 0