سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1736
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1157 بازدید
چگونه روش‌های علمی بیکن شیوة مطالعه بر روی طبیعت را تغییر داد؟

«ارغنون نو» اثر فرانسیس بیکن، که در واقع دریچه‌ای نو برای ورود به علم مدرن محسوب می‌شود، خطاهای رایج در فلسفة طبیعی اوایل قرن 17 میلادی را آشکار کرد. فرانسیس بیکن در سال 1561 در خانواده‌ای برجسته در انگلستان متولد شد. وی به سرعت در ساختار دیوان‌سالاری انگلستان آن زمان ترقی کرد تا اینکه به دلیل قروض خود خلع مقام و از انجام کلیة امور اداری منع شد. در سال 1620 بیکن کتاب «ارغنون نو» (ارغنون از ریشة‌ لاتین به معنای ابزار) را به رشته تألیف درآورد. ارغنون یک رسالة چندبخشی است که به بررسی خطاهای رایج روش‌شناسی علمی تا زمان بیکن می‌پردازد و شیوه‌های جدیدی برای پژوهش در باب طبیعت ارائه می‌دهد. این شیوة نوین توانایی تغییر آنچه که علوم تا آن زمان به آن دست یافته بودند را دارا است و شاید تنها و بزرگ‌ترین سنجه برای شناخت آنچه به انفجار فناورانة عصر مدرن مشهور است، باشد.

فرانسیس بیکن و بت‌واره‌ها
در نخستین بخش ارغنون نو، بیکن به نقاط ضعف الگوهای ارسطویی می‌پردازد. در این نقد بیکن، چهار نقطه ضعف عقل بشری را که در ارغنون قدیمی به چشم می‌خورد و مانع فهم صحیح از پدیدة طبیعی می‌شود، شناسایی می‌کند. او این نقاط ضعف را «بت» می‌نامد که شرح آنها در ذیل آمده است:

1. بت‌های طایفه
انسان‌ها به طور طبیعی تمایل دارند که تمامی چیزها را با سنجة مفاهیم بشری یا اصطلاحات احساسی درک کنند. اما بیکن چندین مشکل در این بت پیدا می‌کند. نخست، این موجب اشتباه در فهم اشیایی که قابل احساس نیستند می‌شود. برای نمونه بدیهی است که هوا قابل مشاهده نیست. هم‌چنین مفاهیم احساسی متعدد بشری ابزار غیرقابل اعتمادی است که خالقان آن (یعنی بشر) را فریب می‌دهند. احساسات به بیان دیگر، مانع از تفسیر صحیح داده‌های حسی می‌شوند. برای مثال احساساتی را که موجب بروز نارضایتی می‌شوند یا احساسانی را که در هنگام شکست در یافتن راه‌حل مسائل دشوار در انسان ایجاد می‌شوند، پس می‌زند.

2. بت‌های غار
در حالی‌که هر دوی طبیعت [صرف] و طبیعت بشری واجد پیش‌فرض‌های قطعی در باب اینکه اشیا باید چگونه باشند هستند، این بت از فهم ماهیت واقعی اشیا جلوگیری می‌کند. بنابراین هنگامی که نشانگان برخلاف این بت ارائه شود انسان‌ها از طریق پیروی از این بت، به سمت شناخت نادرست اشیا و انکار نشانگان رهنمون می‌شوند و در درجات پایین‌تر، تلاش می‌کنند این مفاهیم را به زور با الگوی بت‌وارة خود منطبق کنند.

3. بت‌های بازار
انسان‌ها برای بیان تغییر در عقایدشان از ابزار زبان استفاده می‌کنند که این در پی معاملات و روابط تجاری که با یکدیگر دارند، پدید می‌آید. واژگان و عبارات، بر اساس فهم و ذهن عامة انسان‌ها ساخته شدند و نقص در ساختار این واژگان و مبهم بودن آنها از موانع اصلی ایجاد تصور صحیح از آنها در ذهن بود. برای نمونه هنگامی که واژگانی چون «خیس» و یا «سنگین» را به کار می‌بریم دلیلی برای باور به اینکه فهم موضوعی یک فرد از آن مفهوم، با فهم فرد دیگر یکسان است، وجود ندارد.

4. بت‌های نمایشخانه
بت‌هایی که از عقاید و اندیشه‌های فلاسفه و قوانین استدلال نادرست پدید آمده‌اند و در ذهن بشر جا خوش کرده‌اند که این سؤبرداشت، نتیجة پیوستن بنیان اصول جزمی فلسفی یا خرافات با شناخت است. این اصول گاه به دلیل مسلم پنداشتن آنها، تکرار شده که البته در واقعیت هیچ‌کدام آنها مورد سنجش تجربی قرار نگرفتند و اگر هم قرار گرفته‌اند با شواهد طبیعی بنیانشان مورد تردید قرار گرفته است. بیکن هم‌چنین به برخی از سفسطه‌های منطقی رایج که انسان‌ها در هنگام بررسی طبیعت جذب آنها می‌شود اشاره می‌: ند که از آن جمله ارتباط گمراه‌کننده با علت، توجه به بخت و اقبال و انکار ناتوانی در محاسبة اتفاقات در هنگام تحلیل نتایج است.

روش‌ علمی بیکن
بیکن توصیه‌هایی را برای سرنگونی این بت‌ها پیشنهاد داد که نکات اصلی این توصیه‌ها در ذیل آمده است:
ـ پژوهش را بدون هیچ پیش‌نگری به نتایج آن انجام دهید؛
ـ همه جا امکان اندازه‌گیری و نتیجه‌گیری کمـّـی وجود دارد؛
ـ داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل مشاهدات و تشریک آنها با دیگر پژوهشگران، نگاشته و ثبت کنید؛
ـ از نتایج تجربی و دقیق آهسته و پیوسته به سمت نظریه‌های کلی در باب طبیعت پیش روید؛
ـ تلاش نکنید تا اهداف معین را به اعمالی غیرانسانی نسبت دهید؛
ـ اگر شواهد مناسبی برای اعتبار دادن به نظریه مورد پژوهش نیافتید آن را رها کنید و بر روی نظریة دیگری تمرکز کنید.
بیکن معتقد بود که روش وی فقط در مورد «علم» کاربرد ندارد و برای دیگر دانش‌های بشری (مانند هنر) نیز قابل استفاده است. بیکن اطمینان داشت که روش پژوهش وی به صورت یک الگوی استاندارد درخواهد آمد و دانش بشری به واسطة آن رشد شتاب‌گونه‌ای خواهد داشت. اگرچه هیچ‌گاه موفق نشد تا صحت و سقم پیش‌بینی‌های خود را با چشم خویشتن ببیند، زیرا در سال 1626 درگذشت. روش‌شناسی وی، آنچه را که به عنوان فلسفه طبیعی شناخته می‌شد را به آنچه که امروزه از آن با «دانش مدرن» یاد می‌شود، مبدل کرد.

منابع:
- Bacon, Francis. The New Organon. Lisa Jardine and Michael Silverthorne Eds. NY: Cambridge University Press. 2000.
- Muntersbjorn, Madeline M. “Francis Bacon''s Philosophy of Science: Machina intellectus and Forma indita. ” Philosophy of Science. Dec 2003, 1137 (12).

تاریخ انتشار در سایت: ۲۸ شهریور ۱۳۸۹
نقش ها
مترجم : هانیه رجبی
عناوین
رسته: 3