چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۳
بر خط: 1812
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

352 بازدید
نظریه پردازی در علوم انسانی

نشست هم‌اندیشی استادان دانشگاه پیام نور با موضوع «شیوه‌های نظریه‌پردازی در علوم انسانی» با حضور دکتر دانایی فرد و جمعی از استادان و دانشجویان دکتری این دانشگاه برگزار شد.
در ابتدا دکتر دانایی فرد با تفکیک سخنان خود به سه بخش تئوری، تئوری پردازی و نقد متدلوژی های موجود به بحث پرداخت و با اشاره به اینکه آغاز تئوری پردازی همزمان با هبوط انسان بر کره ی خاکی بوده گفت: «انسان برای پاسخ به سؤالاتش از طبیعت، هم با خود طبیعت کلنجار رفت، هم با ذهن خودش و مدام سؤال کرد و پاسخ گرفت. پاسخ هایی که می‌گرفت مدام تکرار می کرد و در موارد دیگر نیز به کار می گرفت. آنهایی که جوابی برایش پیدا می‌شد و بعضاً آنهایی که جوابی نمی یافتند در انبان حافظه ی بشر می ماند و تحت عنوان دانش بشری به نسل بعد منتقل می شد.»
وی در ادامه به ذکر برخی تناقضات در دانش بشری پرداخته و گفت: «عده ای به نام دانشمند و دانش پژوه تلاش کردند دانش معتبر را از نامعتبر تشخیص بدهند و معیارهایی برای قضاوت در نظر گرفتند مثل اینکه دانش باید سیستماتیک باشد، نظم و ترتیب داشته باشد، رابطه علی معلولی را بیان کند، متد آن معتبر باشد، عاری از ارزش باشد یعنی عینیت و بی طرفی در آن رعایت شود.» دکتر دانایی فرد استاد دانشگاه پیام نور تهران در بیان تفاوت دانش و علم گفت: «دانشی که معیارهای علمی را رعایت کند و تجربه حسی در آن دخالت داشته باشد را علم می نامیم و علومی که این ویژگی را ندارد دانش نامیده می‌شوند. دانشی که تجربه حسی در آن دخالت دارد علم است تجربه حسی یعنی آن امر تکرارپذیر است.»
وی در مورد دسته بندی دانشمندان گفت: «عده ای شروع به تئوری سازی کردند که اثباتیون نام داشتند. در گذر زمان عده ای از همین اثباتیون شروع به نقد تئوری‌های موجود کردندکه همان تفسیریون شدند. بعد از تفسیریون انتقادیون آمدند؛ سپس فمینیست ها، تئوریسین های آشوب، پست مدرنسیت ها و.... »
این مدرس برجسته‌ی دانشگاه در ادامه سخنانش پیرامون تعریفی از تئوری افزود: «تئوری عبارت است از مجموعه ای از روابط بین متغیرها که رفتار یک پدیده را توصیف، تبیین، پیش بینی یا کنترل می کند. اما به نظر بنده کار اصلی تئوری، معنا‌بخشی است. مواد تئوری مفهوم است خود تئوری هم مفهوم است. این مفاهیم، سازۀ ذهن ماست و ما با آن‌ها رفتارها را بازنمایی می کنیم و در واقع آنها را تبیین می‌کنیم؛ با استفاده از تئوری توصیف می‌کنیم، روابط علی معلولی را تبیین می‌کنیم، پیش بینی می‌کنیم و کارهایی از این قبیل. در واقع انسان با تئوری متولد می‌شود با آن زندگی می‌کند با آن می‌میرد. برای مثال در روابط خانوادگی شما مدام تئوری پردازی می کنید، جواب می گیرید، شکست می خورید، اصلاح می کنید و آنچه مسلّم است این که بعضی از این تئوری ها غلط و برخی دیگر صحیح هستند.» وی ادامه داد: « تئوری بقدری ظریف در رفتار ما نفوذ پیدا کرده که از آن مطلع نمی‌شویم. تئوری ها خواه ناخواه در ذات رفتار ما هستند و لزوماً نیازی به اطلاع ما نیست.تبعیت ما از یک تئوری لزوماً به معنای اطلاع ما از آن تئوری نیست. کودکان هم تئوری پردازی می‌کنند. منتها تئوری اندیشمندان تئوری آکادمیک است که دقیق‌تر است و در معرض داوری قرار داده می شود.»
دکتر دانایی فرد پس از اتمام مقدمه درباره‌ی تعریف تئوری، به تعریف دانش علمی پرداخت و گفت: «برای تولید دانش علمی دو رکن مورد نیاز است. عنصر اول: اُبژه ی (موضوع) مورد مطالعه. این اُبژه می‌تواند یک فرآیند، گروه، انسان، جامعه، فرآیند سیاسی، یا حتی ممکن است یک متن باشد. باید آن را بررسی کرد تا به رفتاری رسید و به آن معنا بخشید تا بتوان آن را کنترل، پیش بینی و یا تبیین کرد.»
این عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور در بیان مثال‌هایی برای تفکیک نوع دانشها گفت: « پژوهش کمّی از جمله پیمایش، همبستگی است. نمونه‌ی پژوهش کیفی هم تئوری داده ی بنیاد، یا سازمان نگاری و مردم نگاری یا پژوهش تاریخی است که البته سبقه کمی-کیفی دارد؛ و میکس متد (روش کمی-کیفی) هم از نوع پژوهش ترکیبی است که 140 نوع است.»
وی در تبیین هدف از پژوهش اشاره کرد: «هدف ممکن است تبیین یا توصیف باشد. اُبژه را دستکاری می کنیم، آن را وادار می کنیم تا رفتاری از خود بروز دهد و بسته بندی ابژه و معنای مورد نظر آن‌را با زبان جامعه علمی عرضه می کنیم.» دانایی فرد ادامه داد: «تفاوتی بین نظریه و فرضیه است؛ اگر تئوری درگذر زمان مدام جواب داد، نهایتاً قانون می‌شود. اگر اندیشمندان حقیقت را کشف می‌کردند دانش بشری پویایی نداشت. اگر «تیلور» به حقیقت رسیده بود دیگر «گیدنز» نظریه‌ای برای ارائه نداشت. حکمت الهی تلاش را برای انسان مقرر کرده است و انسان برای رسیدن به حقیقت تلاش می‌کند اما معیاری برای حقیقت در دانش بشری وجود ندارد.»
این صاحب نظر در حوزه‌ی علوم انسانی در پاسخ به این سوال که آیا خلاقیت هم بخشی از مفاهیم تئوری و مواد آن است گفت: «تئوری پردازی یعنی یک تخیل نظام مند. بنابراین خلاقیت ، یا همان تخیل خاستگاه تئوری پردازی است.»وی در ادامه با اشاره به کتاب«اندیشه های بزرگ در مدیریت» اثر «میتسبرگ» تاکید کرد: «تئوری‌پردازی عینی نیست یعنی مانند 2، 2 تا 4 تا عمل نمی‌کند، تئوری‌پردازی رفتار ذهنی شماست. این اندیشمند می‌گوید که اصلاً تفکر در مورد تئوری‌پردازی خطرناک است خودِ میتسبرگ قائل است که تئوری پردازی را نمی‌شود یاد داد.» وی افزود: «استوارتس در کتاب «آن سوی متافیزیک» می گوید: من از منظر فلسفی صحبت می‌کنم و می‌خواهم فرضیه با تئوری سر جای خود بماند. او می‌خواهد ذات و جوهره تئوری را بگوید و این مرزها را بشکند منتها خودش گفته تئوری و فرضیه یعنی این دو را از هم جدا کرده؛ من نیز می خواهم بگویم تئوری هم حالت فرضیه داشته است. بر اساس تئوری ابطال پذیری همه تئوری ها فرضیه هستند.» عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور با تبیین این موضوع که دانش‌ها با یکدیگر رابطه علی معلولی دارند گفت: «هر دانشی از دانش دیگر تولید می شود، هر تئوری بر اساس تئوری دیگر تولید می‌شود؛ مثلاً تئوری سکوت سازمانی یکی از تئوری‌های مدیریت است که من از این دانش یک دانش دیگر تولید کردم و آنرا سکوت ملی نامیدم.»

وی در باب میزان دستیابی بشر به حقیقت دانش روشن کرد: «شما معیاری برای قضاوت در زمینه‌ی حقیقت دانش بشری ندارید. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: صله رحم طول عمر را بالا می‌برد. از نظر من این حقیقت است، اما قابل تست نیست. شما اگر تست بزنید توهین کرده اید. چون این تئوری نیست. قرآن تئوری نیست، نهج البلاغه تئوری نیست. تنها، تئوری است که درمضان ابطال است. شما نمی‌توانید درباره‌ی حقیقت قضاوت کنید. انسان تا چه حد می تواند به حقیقت دست پیدا کند؟ البته مسلم است که انسان براساس خیالات و توهمات زندگی نمی‌کند. میتسبرگ می پرسد: کدام تئوری‌ها خوب است؟ تئوری‌هایی که به کار ما بیاید، و این دلیل آن نیست که فلان تئوری کاربردی عین حقیقت است.» دکتر دانایی فرد ضمن بیان اینکه پست مدرنیست‌ها حقیقت را انکار می‌کنند گفت: «صحبت ما اصلا به معنای سخن پست مدرنیست‌ها نیست. اما در دانش بشری چیزی به اسم حقیقت وجود ندارد بلکه همه ساخته‌ی ذهن بشر است. ما برای یافتن حقیقت تلاش می‌کنیم. ولی آن حقیقتی که علمای خاصی در یک مرحله از زندگی به آن می‌رسند، حسابش جداست. آن چیزی که در قرآن نوشته شده، تئوری نیست، حقیقت است.»
دانایی فرد در پاسخ به سوال یکی از حاضرین در جلسه راجع به تعریف نظریه ضمن اشاره به حاکمیت پوزیتویست‌ها در جامعه شناسی ایران گفت: « در ایران به واسطه حاکمیت پوزیتیویست ها در جامعه شناسی باعث شده این تصور ایجاد شود که تئوری از متغیر ساخته شده. اما مثلاً در نظریه تغییر جوهری ملاصدرا متغیر کجاست؟ بحث ما این است که کجای این تئوری کمی است؟ حاکمیت تفکر پوزیتیویست باعث این شده که شما اجازه ندهید دانشجوها نرتیو علمی ببافند. دو رویکرد فلسفی نسبت به نظریه وجود دارد: فلسفه تحلیلی که قائل به کمی گرایی است و conceptual که قائل به تئوری وضع ویژه است. اولی مربوط به پوزیتیویسم و استراتژی خاص آن است و دومی مربوط به هرمونوتیک و روش‌های تفسیری. محبوس کردن دانش بشر در کمیات، عقب ماندگی می‌آورد. چون نمی‌گذارد شما فکر کنید، چون نمی‌گذارد دانش دیگری که به قالب عدد و ارقام نمی آید عرضه کنید. همه تئوری ها که کاربرد مستقیم ندارند، تئوریهای بسیاری هستند که سبقه روشنگری دارند؛ یعنی بعضی از تئوری ها برای گفتمان کاربرد دارند و ابزار تحلیل هستند نه کاربرد.» وی سپس اضافه کرد: «اصلی ترین نظریه‌های علم الاجتماع در جامعه شناسی یا علم سیاست (که مأخذ دانش بشری در غرب و کتاب‌های افلاطون، ارسطو و کانت و دیگران است) اصلاً سبقه کمّی ندارند. عده ای می گویند تئوری دانش، قانونی است حاصل از قیاس. سبک پوزیتیویست‌های اولیه قیاسی نبوده بلکه استقرائی بوده است، اما بعدها با نقد افرادی مانند کوپر تغییراتی ایجاد شد و نهایتاً اکنون تئوری، قانونی است حاصل قیاس.»
دانایی فرد گفت: «برخی می‌گویند تئوری در علم الاجتماع نمی‌تواند سبقه قانونی داشته باشد شبه قانون است. عده دیگر می گویند نه اصلاً شبه قانون هم نمی‌شود! اصلاً دانش علم الاجتماع به واسطه خاصیت هرمونوتیک دوگانه ای که هم در سوژه هم در اُبژه وجود دارد امکان پذیر نیست. یک عده دیگر هم می‌گویند که تئوری علمی وجود ندارد؛ دانش روزانه بشر مطرح است چون هیچ دانشی نمی‌توان تولید کرد که یونیورسالیتی باشد. برای همین تفسیریون می گویند درست است که ما نمی‌توانیم دانش جهان شمول تولید کنیم ولی دانشی که تولید می کنیم اصیل است نه این که یک پرسشنامه تولید کرده ایم در سراسر کشور توزیع کرده ایم و از آن نتیجه گیری کنیم.»
وی در تبیین این موضوع ادامه داد: «میتسبرگ در مقاله خود می پرسد: تئوری چه نیست؟ جواب می گوید: تئوری حقیقت نیست چون قابل ابطال است. می گوید که زمین مسطح بود یک دفعه گفتند زمین کروی است حالا مگر آنهایی که کشتی می ساختند از آن پس کشتی های خود را طور دیگری ساختند؟ تئوری ها حقیقت نیستند و ما بسته به کاربردشان از آنها استفاده می کنیم.» دانایی فرد با تشریح نوع تجربه کاربردی در تئوری پردازی اشاره کرد: « موقعی که شما قیاس می کنید از تجربه مرده استفاده می کنید، آن تجربه در این لحظه رخ نمی دهد، بلکه شما قبلا فلان تجربه را بدست آورده اید، بنابراین تئوری پردازی در ذهن رخ می دهد نه در عالم بیرون. شما با ذهن خود بسته بندی را انجام می دهی بنابراین سبقه عینی ندارد.» دکتر دانایی فرد در بیان این‌که در اندیشه میتسبرگ تئوری به چه چیزی شبیه است گفت: «تئوری یک طیف است، بستگی به قدرت تبیین دارد، یک سری تئوری‌ها قدرت تبیین بیشتری دارند، یک سری سبقه توصیفی دارند تئوری یک طیف است پس می شود یک تایپولوژی ساخت، می شود یک گراند تئوری ساخت. کارل وایک می گوید تئوری برداری سه بخش است: مسئله، خطا و آزمایش و انتخاب، انتخاب مصنوعی. یعنی کارل وایک می گوید این ها بازنمایی است. چیزی که در صفحه رادار می‌آید، بازنمایی واقعیت است نه خود واقعیت. بنابراین همه این سازه هایی که ما در تئوری پردازی خود استفاده می کنیم ، سازه های ذهنی ما و بازنمایی است.»
دانایی فرد ضمن تاکید بر اینکه تئوری سازی چند مرحله‌ای است افزود: «گام اول شناخت موضوع است. برای تشخیص آن به دو تخصص ویژه نیاز داریم: تجربه و دانش نسبت به آن پدیده. کسی می‌تواند موضوع را تشخیص بدهد که خبرگی داشته باشد.» استاد دانایی فرد در ادامه با تفکیک بین سیاست کشورهای جهان سوم با کشورهای صنعتی و تاثیر مستقیم این سیاست‌ها بر ظرفیت فکری جامعه گفت: «متاسفانه روش تحقیق برای همکاران ما در دانشگاه مهم نیست، در حالی که هر استاد دانشگاه باید روش تحقیق را بداند. رمز پیشرفت استادان فوق لیسانس و دکتری در متدولوژی است. شما باید تجربه و دانش را قوی کنید لزوماً نباید مدیر یا رئیس باشید. می‌توانید از تجربه دیگران استفاده کنید.» وی در ادامه با تشریح مبحث تخیل نظام‌مند گفت: «در تخیل نظام مند چه اتفاقی می افتد؟ قیاس و استقرا با هم مخلوط می شود. استقرا یعنی دیدن آیتم های مختلف و قیاس هم یعنی دانش موجود.» دانایی فرد ضمن اشاره به اینکه در کشورهای جهان سوم از استعاره استفاده می شود گفت: « مرحله بعدی در تئوری سازی، مرحله آزمون تئوری است. تئوری باید آزمون بشود؛ یعنی افراد مختلفی آن تئوری را نقد کنند. هر تئوری که بیشتر در باب آن نوشته شود بار فلسفی بیشتری دارد و اثر ارزشمندتری است.» وی افزود: «اگر اجازه تئوری سازی ندهیم یا تئوری‌های جدید داخلی خودمان را نقد نکنیم و یا به تئوری اجازه ندهیم تا آزموده شود طبیعتاً گفتمان انتقادی کاهش پیدا می کند، بازخوردها کم می شود، ناامیدی اجتماعی رخ می دهد و احساس بی‌ازرشی ملی اتفاق می افتد.» این صاحبنظر در حوزه‌ی علوم انسانی با بیان این‌که نقد تئوری‌های گوناگون در رشته های مختلف علوم انسانی به آن علوم عمق و ارزش می‌دهد گفت: «کاهش ظرفیت سیاست ملی، یعنی نظام سیاست هایی را وضع می‌کند که عمق و ارتفاع ندارد و مدام به بن بست می رسد؛ زیرا این نوع سیاست‌ها پخته نیستند. مسلماً سیاستی که حاصل فکرهای مختلف است عمق بیشتری دارد.»
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «برای تولید دانش یک سری موانع ذاتی و تعدادی هم عرضی است. در علم الاجتماع خاصیت هرمونوتیک دوگانه ابژه جزء موانع ذاتی برای تولید دانش است. در زمینه ابژه مورد مطالعه ما در علم الاجتماع دانش تولیدی ما دوباره به همین ابژه برمی‌گردد، پس رفتار خود را تغییر می‌دهد؛ مدام تغییر می کند و دانش پژوه نمی‌تواند از رفتار او سر در بیاورد. بنابراین تولید دانش در حوزه علم‌الاجتماع ذاتا کُند و سخت است. ویژگی دوم ابژه مورد مطالعه ما فرا آزمایشگاهی بودن آن است؛ یعنی شما نمی توانید یک مدیر را بیاورید در آزمایشگاه و چندین ساعت وقت او را بگیرید تا رفتارش را مشاهده و آزمایش کنید. این دو علت در علم الاجتماع، تولید دانشی شما را کند می‌کند. آزمایشگاه این نوع علوم، خود سازمان یا جامعه است.» وی با اشاره به این‌که مشغله و تا حدی بی‌توجهی استادان یکی دیگر از موانع تولید نامطلوب دانش در ایران است گفت: «یکی دیگر از موانع مورد نظر بنده، فقدان محافل علمی پژوهشی است. محافل علمی تخصصی وجود ندارد. یک عامل دیگر، فقر روش شناسی است که باعث ایجاد اختناق در روش شناسی شده. این اختناق روش شناسی منجر شده ما کوچک فکر کنیم و کوچک بنویسیم.» دانایی فرد با تاکید بر اینکه خود اساتید متاسفانه باعث فقدان زایندگی در دانشجویان می‌شوند بیان کرد: «متاسفانه مقالات جدید بیشتر تزئینی و طنازی با کلمات است و ارزش علمی ندارد. استاد از دانشجو نمی‌خواهد تا مقاله خود را علمی ارائه دهد. دانشجو را وادار به پژوهش نمی‌کند.» وی در ادامه با تبیین این‌که تعامل علوم خارج از اسلام با انواع غربی آن، منجر به تولید دانش می‌شود گفت: «پیوند علوم اسلامی با تحقیقات دانشمندان غربی باعث می‌شود تا دانش‌های جدید و عمیقی تولید شود.» در ادامه دکتر دانایی فرد با توصیف وضعیت پژوهش در کشورهایی مثل چین و سایر کشورهای پیشرفته خواستار آن شد که مسئله پژوهش به صورت جدی و عمیق در دانشگاه‌ها و مراکز علمی-پژوهشی نهادینه شود و افزود: «نکته آخر، پاسداری از روش به جای ارتقا محتواست. نحله فکری حاکم در جامعه ما روش‌شناسی را نقد می‌کند؛ به محتوا کار ندارد و می‌گوید متد را بده‌. متد خوب است ولی این کار مانند قربانی کردن است، و متاسفانه این قربانی کردن باعث شده که دانشجوهای ما کوچک حرف بزنند.» این عضو هیأت علمی دانشگاه در تبیین موانع فراحوزه‌ای گفت: «یکی از موانع فرا حوزه‌ای که از مشکلات مهم است همین گسست تاریخی موجود است، درس ما از خاستگاه خود قطع است، نگاهی به دانسته‌های خود نداریم. متاسفانه سبقه تاریخی- اسلامی در دانشگاه ما نیست و به نظر بنده این به ضرر دانشجوها است.» عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور در بیان فایده فلسفه گفت: «فلسفه به شما قدرت حرف زدن می دهد. باید به‌طور عمده فلسفه را در دانشگاه تزریق کنیم و البته تاکید بنده بر فلسفه اسلامی است. این تجربه در واقع تنوع بخشی به روش‌شناسی‌های پژوهش است؛ ضمناً اجازه دهیم این دست تنوع بخشی‌ها در مجلات مختلف چاپ بشود.» دکتر دانایی فرد گفت: «پیوند بین دانش بومی و غیر بومی نیاز جامعه اما افراط گری مخرب است. ما می‌توانیم حریم مقدس علم را حفظ کنیم و تحصیلات تکمیلی را نوعی آرایش و مد ندانیم. ما باید حرمت دانشگاه را نگه داریم.»
وی در اشاره به نقش دولت گفت: «دولت در سیاستگذاری خود اجازه دهد تا پژوهشگران به سازمان‌ها بیایند. داده‌های دولت باید در اختیار پژوهشگران قرار بگیرد.» این مدرس دانشگاه در پایان با تاکید مجدد بر ایجاد مجلاتی برای چاپ و ترویج مقالات و تئوریهایی در زمینه علم الاجتماع گفت: «آخرین نکته این است که باید مجلاتی راه اندازی شود که ضمن داشتن اعتبار علمی بشود ایده های مهم را مثلاً در دو صفحه در این نوع مجلات انتشار داد و باید توجه داشت که نقش آن علمی-پژوهشی باشد.» وی در انتها ضمن آرزوی موفقیت روزافزون برای استادان و دانشجویان خواستار حضور جدی‌تر آنان در عرصه‌ی پژوهش‌های علوم اجتماعی شد.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
به نقل از: hamandishi.net
صفحه اینترنتی مرتبط
عناوین
رسته: 3