جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳
بر خط: 1119
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

139 بازدید
اشغال عراق و گسترش روسپی‌گری

روسپی‌گری نظامی از دیرباز در اطراف پایگاه‌های ارتش ایالات متحده در کشورهایی نظیر فیلیپین، کره جنوبی و تایلند و سایر کشورهایی که نیروهای آمریکایی در آن حضور داشته‌اند، وجود داشته است. اما در سایه جنگ اخیر آمریکا در خاک کشورهای مسلمان افغانستان و عراق و حضور طولانی مدت سربازان این کشور، بازار روسپی‌گری و قاچاق زنان در منطقه خاورمیانه، جانی دوباره گرفته است. نویسنده این مقاله با اشاره به نقش حائز اهمیت پیمانکاران خصوصی طرف قرارداد پنتاگون در خاک عراق، یادآور می‌شود که به دلیل ماهیت این شرکت‌ها، آنان از انواع پوشش‌های مختلف جهت گسترش روسپی‌گری بهره می‌برند. همچنین همکاری با گروه‌های مخفی و تروریستی جهت بردگی جنسی زنان و دختران بی‌پناه عراقی و یا قاچاق زنان چینی و فیلیپینی و یا اتباع اروپای شرقی به خاک عراق و یا سایر کشورهای حوزه خلیج فارس، از دیگر ناگفته‌های این تجارت شیطانی است.


روسپی‌گری نظامی از دیرباز در اطراف پایگاه‌های ارتش ایالات متحده در فیلیپین، کره جنوبی، تایلند و سایر کشورها، وجود داشته است. از زمانی که دولت این کشور تصمیم گرفت تا نیروهای خود را به بسیاری از کشورهای مسلمان گسیل دارد، امکان اعلام عمومی نیاز به زنان روسپی برای پرسنل ارتش آمریکا وجود نداشت. اما با حضور اخیر نیروهای ارتش ایالات متحده در جنگ خلیج [فارس]، جنگ افغانستان و جنگ عراق، بازار روسپی‌گری و قاچاق زنان در منطقه خاورمیانه جانی دوباره گرفته است.
یکی از تغییرات کلیدی به وجود آمده در نیروهای نظامی ایالات متحده در سال‌های اخیر، به حضور گسترده پیمانکاران بخش خصوصی بازمی‌گردد. باید بدانید که تعداد افراد تحت پوشش این پیمانکاران، هم اینک از تعداد سربازان آمریکایی حاضر در خاک عراق فراتر رفته است. لذا توجه عمومی به نقش این پیمانکاران، در مناطق جنگی ایالات متحده معطوف گردیده است. اما نکته‌ای که در این میان به آن توجهی نشده این حقیقت است که این شرکت‌های پیمان‌کاری، چگونه ماهیت روسپی‌گری نظامی را تغییر داده‌اند.
به عنوان مثال، باید بدانید که کارکنان شرکت «دین کورپ» به قاچاق زنان در جنگ بوسنی مشغول بودند و گفته می‌شود که این شرکت در عراق نیز فعالیت‌های مشابهی دارد. در ماه‌های اخیر، من در این زمینه پژوهش می‌نمایم که آیا پیمانکاران محلی نیز به سوء استفاده‌ها و استثمارهای جنسی نظامیان در افغانستان و عراق و امارات متحده عربی و سایر کشورهای مسلمان کمک می‌نمایند و یا خیر؟ به علاوه، در این تحقیق، من به دنبال کشف روش‌های جدید استثمار جنسی زنان توسط ایالات متحده جهت اهداف نظامی هستم. همچنین فهم اینکه چگونه این روسپی‌گری سازمان یافته در سایه حضور نیروهای آمریکایی در کشورهای مسلمان تغییر نموده، از دیگر اهداف پژوهش من به شمار می‌رود. از سوی دیگر، نقش پیمانکاران محلی در گسترش روسپی‌گری زنان بومی و یا وارد نمودن زنان خارجی به مناطق پیرامونی پایگاه‌های نظامی ارتش ایالات متحده، تحت عناوینی نظیر آشپز، خدمتکار و یا منشی، موضوع مورد علاقه من می‌باشد.
من این پژوهش را به عنوان یک پژوهشگر که از دیرباز در مورد مسایل زنان و نظامی‌گری فعالیت می‌نمایم، انجام می‌دهم. چرا که درگذشته نیز اعتراض خود را نسبت به سوء استفاده‌های جنسی از زنان فیلیپینی ساکن در مناطق اطراف پایگاه‌های نظامی ارتش ایالات متحده اعلام نموده بودم. اخیراً هم، من در مورد آزارگری جنسی و سوء استفاده‌های غیراخلاقی صورت گرفته علیه پرسنل زن ارتش آمریکا، تحقیقاتی انجام دادم.
باید بدانید که پیش از آغاز رسمی جنگ خلیج فارس در سال 1991 میلادی، ارتش ایالات متحده که در خاک عربستان سعودی مستقر گردیده بود، از ترس عکس‌العمل میزبان، از اقدامات روسپی‌گرایانه احتراز می‌نمود. اما در هنگام بازگشت این نیروها به، کشتی‌هایشان در بنادر تایلند لنگر می‌انداخت. پس ازجنگ خلیج فارس نیز، تحریم‌های اقتصادی بی‌رحمانه، بسیاری از زنان بی‌پناه عراقی را مجبور نمود تا به تن فروشی دست بزنند. بدین ترتیب، تجارت سکس در سال 1999 میلادی تا چنان حدی گسترش یافت که صدام حسین به نیروهای شبه نظامی خویش دستور داد که این فعالیت‌ها را در بغداد قلع و قمع نمایند، اقدامی که به دستگیری بسیاری از این زنان منجر شد.
اما به دنبال اشغال نظامی عراق در مارس سال 2003 میلادی و تنها پس از گذشت چند هفته، روسپی‌گری در عراق آغاز گردید. اینک جنگ عراق، مدت زمانی 8 برابر جنگ خلیج فارس به درازا کشیده و در این کشور، به پیمانکاران امنیتی خصوصی اتکای زیادی گردیده است. بدین ترتیب، حوزه اجرای قانون آمریکایی ممنوعیت قاچاق زنان که در ژانویه سال 2006 میلادی از سوی پرزیدنت بوش امضا گردید، این شرکت‌های پیمانکار خصوصی را شامل نمی‌شود.
امروزه و در سایه ظهور مجدد روسپی‌گری، این هراس در میان مردم و مسئولان این کشور به وجود آمده که دامنه آن، در سراسر جامعه عراق گسترش یابد. خانواده‌ها، دختران خود را در خانه نگاه می‌دارند تا نه تنها مورد شکنجه و یا قتل عام قرار نگیرند، بلکه بدین ترتیب دختران خویش را از ربوده شدن توسط عوامل تجارت روسپی‌گری هم محافظت می‌نمایند. البته تعدادی از گروه‌های مسلح نیز تعدادی از خانواده‌ها را مجبور می‌کنند که فرزندان خود را برای بردگی جنسی به فروش برسانند. از سوی دیگر، این جنگ تعداد زیادی از دختران و پسران بی‌پناه و فاقد سرپرست را به وجود آورده که طعمه خوبی برای تجارت سکس به شمار می‌روند. همچنین ما شاهد به وجود آمدن هزاران تن از زنان مهاجر هستیم که خواهان گریز از خطرات جنگ هستند، ولی در نهایت به دلیل مشکلات اقتصادی،‌در کشورهایی نظیر اردن، سوریه، یمن و یا امارات متحده عربی به تن فروشی روی آورده‌اند. لذا اشغال نظامی عراق توسط نیروهای ما، همه‌چیز را به سوی نابودی سوق داده است.
اگر زنان خارجی برای روسپی‌گری به عراق آورده شده‌اند، آنان نیز تقریباً از طریق کانال‌های غیرقانونی به این تجارت شیطانی روی آورده‌اند. به عنوان مثال، روزنامه‌نگار مستقل دیوید فینری توضیح می‌دهد که چگونه یک شرکت پیمانکار کویتی که مسئول فراهم نمودن کارگران مورد نیاز جهت ساخت سفارت ایالات متحده در شهر بغداد بوده است، از زنان قاچاق شده به عراق در این مجموعه ساختمانی، سوء استفاده می‌کند.
در منطقه‌ای که سفارت ایالات متحده نیز در آن واقع گردیده و به منطقه سبز شهرت یافته، چندین فاحشه‌خانه افتتاح شده است. (هرچند این اماکن نام‌هایی نظیر آسایشگاه زنان، آرایشگاه و یا رستوران چینی دارند). البته پس از افشای فعالیت هر یک از این مراکز فحشا در رسانه‌های عراق، مقامات دولتی به سرعت آن را تعطیل می‌کنند. ارتش ایالات متحده ادعا می‌کند که به صورت رسمی اعلام نموده که ورود نیروهای این کشور به حوزه فعالیت‌های روسپی‌گری ممنوع است؛ اما شرکت‌های پیمانکاری خصوصی در وب‌سایت‌های سکسی، امکان دسترسی همگان به زنان عراقی و خارجی را در شهر بغداد و یا مناطق پیرامونی پایگاه‌های نظامیان آمریکایی فراهم می‌نمایند.
یکی از پیمانکاران استخدام نیروی انسانی که در منطقه سبز فعالیت می‌کند، در فوریه سال 2007 میلادی اعلام نمود که وی 4 ماه را صرف برقراری ارتباطات لازم کرده است. وی می‌افزاید، ما عوامل میانجی عراقی زیادی داشتیم که دختران ملوس و دلربای عراقی را برای ما فراهم می‌کردند. از سوی دیگر، در نامه الکترونیکی یکی ازمدیران شرکت‌های پیمانکاری خصوصی اذعان گردیده که تعدادی از زنان چینی، فیلیپینی و اروپای شرقی، جهت فاحشه‌گری برای نیروهای آمریکایی و غربی به این کشور آورده شده‌اند. (سایر گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که از زنان چینی جهت روسپی‌گری در افغانستان، قطر و سایر کشورهای اسلامی بهره برده می‌شود. چرا که گروه‌های تبهکار داخلی از جذب زنان محلی به اندازه کافی جهت این اقدامات ناتوان هستند.)
با گسترش دامنه جنگ در بغداد و سایر مناطق عربی این کشور، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه سبز با مشکلات و مخاطرات فراوانی روبه‌روست. لذا پیمانکاران خصوصی معتقدند که باید فعالیت‌های سکسی خویش را به مناطق شمالی کردنشین عراق و یا هتل‌ها و بارهای شهر دبی امارات متحده عربی منتقل نمایند، چرا که این مکان‌ها مناسب‌ترین و آزادترین مناطق روسپی‌گری در خلیج‌فارس به شمار می‌روند. در این میان، هر یک از گروه‌های روسپی‌گری بغداد نیز باید برای مخفی شدن در برابر اقدامات گروه‌های شبه مسلح عراقی، هرچه بیشتر زیرزمینی گردند.
همان‌طور که خانم سارا مندلسون در گزارش جنگ بالکان با عنوان «سربازخانه‌ها و فاحشه‌خانه‌ها» چنین اعلام می‌کند که پروتکل‌ها و برنامه‌های دولتی بسیاری در جهت کند نمودن قاچاق انسان از سوی دولت ایالات متحده تدارک دیده شده است، اما بدون پی گیری و الزام قانونی، این قوانین راه به جایی نخواهند برد. مقامات نظامی عموماً چشمان خود را بر روی سوء استفاده‌های جنسی نظامیان از زنان می‌بندند، چرا که آنان خواهان ارتقای روحیه پرسنل خویش هستند. مؤثرترین راه جهت مخفی نگاه داشتن این سوء استفاده‌ها، نادیده گرفتن آن است، کاری که به خوبی از سوی مقامات نظامی انجام می‌گردد.
پاسخ به این سؤال که چه کسانی در فراسوی قاچاق انسان هستند، همانند درک ماهیت قاچاقچیان موادمخدر، به سختی ممکن است. لذا یافتن عاملان اصلی پدیده روسپی‌گری زنان عراقی و خارجی نیز به مراتب مشکل‌تر خواهد بود. گروه‌های فعال در این عرصه، فعالیت‌های خویش را کاملاً مخفی می‌کنند و نظامیان و شرکت‌های پیمانکاری نیز ترجیح می‌دهند که هیچ گونه اطلاعاتی را در این زمینه افشا نکنند.
با وجود همه این مشکلات، نمی‌توان از این نکته صرف‌نظر نمود که روسپی‌گری نظامی یک موضوع مهم در حوزه جنبش‌های زنان و جنبش‌های ضدجنگ می‌باشد. دلارهای پرداخت شده ما جهت مالیات، آتش جنگ عراق را شعله‌ورتر می‌کند و اگر حتی یک زن، به دلیل این اشغال نظامی مورد سوء استفاده قرار گیرد، ما در برابر این جرم مسئولیم.
البته من در صدد گسترش دامنه مطالعات خویش هستم و از اطلاعات و معلومات پژوهشگران و روزنامه‌نگاران، کهنه سربازان،‌ کارکنان شرکت‌های پیمانکاری، مهاجران و تبعیدی‌ها و یا زنانی که در گذشته به حرفه روسپی‌گری مشغول بوده‌اند، بهره خواهم برد. چرا که شاید از این طریق بتوان سایر جنبه‌های ناگفته روسپی‌گری نظامی در خاورمیانه و همچنین نقش ارتش و پیمانکاران خصوصی ما را در این پدیده روشن نمود.
هدف نهایی من این است که نه تنها انجام این جرایم علیه زنان را کندتر نمایم، بلکه در نهایت، زمینه توقف این پدیده زشت را در سایه یک جنبش فراگیر فراهم کنم. مخفی نگاه داشتن این حقیقت، به بهای پایمال شدن حقوق زنان عراقی و نابودی ارزش‌های درونی و اعتماد به نفس آنان تمام خواهد شد. و این مسئولیت ماست که به عنوان شهروندانی آمریکایی، سوءاستفاده‌های نیروهای نظامی خود علیه زنان عراقی را با پایان دادن به این اشغالگری متوقف کنیم.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
به نقل از: www.Commondreams.org
نقش ها
نویسنده : دبرا مک نات
عناوین
رسته: 3