یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1306
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

655 بازدید
آسیب شناسی آشفته بازار موسیقی در ایران (1)

ترافیک سنگین عصر پنجشنبه در تهران است که ناگهان صدای زلزله ای مهیب توجه رانندگان را به خود جلب می کند:
دیبس... دیبس.. دیبس...
اتومبیلی آخرین مدل که سرنشینان آن چند جوان با موهای سیخ شده و آرایش های آنچنانی هستند در دل ترافیک آخر هفته پایتخت آلودگی صوتی خاصی را به آلودگی هوا افزوده اند.
تکان های دست و سر آنها نشان می دهد که سرنشینان جوانش آنچنان روح و روان خود را به استرس کاذب موسیقی بی هویت و غیرقابل دفاع غرب سپرده اند که گویی جهان فانی و باقی برایشان سرابی بیش نیست، هر چه هست و نیست همین لحظه است و بس!
اما فاجعه بارتر این است که شما متوجه شوید همین موسیقی گوشخراش مجوز رسمی انتشار از مراجع ذیصلاح را دارد! از آن طرف هم شرکت های سودجو که فقط به پول هنگفت خود می اندیشند با زدن مهر جوان پسند بر چنین آلبومهای موسیقی آن را به راحتی در جامعه عرضه می کنند و برای جوانان پاک و بی آلایش این سرزمین چنان لقمه های هنری می گیرند که آنان را از هرچه اصالت و فرهنگ و تمدن چندین و چند هزارساله ایرانی- اسلامی است فرسنگ ها دور می کند.
با این حال باید پرسید این کشتی بی لنگر موسیقی در ایران که در دریای مواج و طوفانی کاسب کاران سودجو رها شده به سمت کدام ساحل نجات در حرکت است. چرا اساتید برجسته موسیقی سنتی که عمری را در خدمت به این هنر طی کرده اند اینک یا در کنج عزلتی غریبانه نشسته و نظاره گر آشفته بازار کنونی هستند و یا به دست فراموشی سپرده شده اند.
در این سلسله گزارش ها به بررسی و واکاوی اوضاع موسیقی در ایران و ارایه دیدگاه های مردم، صاحب نظران و اساتید برجسته موسیقی خواهیم پرداخت.

میدان فروش در دست موسیقی پاپ
«دیگه قیدمو بزن، اگه تو نبودی، نفس های بی هدف، نیستی تو، قول و قرار، عطر نفسها ت، دلم نیومد، بی خوابی، کی فکرشو می کرد، بی تو با تو، تو منو دعوت کن، نترس و...»
اینها اسامی آلبوم های موسیقی به اصطلاح پاپ است که مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دارا می باشند.
به اتفاق عکاس روزنامه- محمد شیخ زاده- به یکی از مراکز پخش کاست و سی دی در میدان امام خمینی(ره) می رویم.
مدیر این مرکز می گوید: «امروز بازار فروش آثار موسیقی در دست پاپ است و کمترین فروش ما متعلق به آثار سنتی مثل کارهای شجریان و ناظری است.» وی در پاسخ به این سؤال که اغلب خریداران چه افرادی هستند، می گوید: «اغلب تیپ جوان مخاطب پاپ هستند و معمولا افراد مسن تر آثار موسیقی سنتی می خرند.» وی می گوید: «چند هفته پیش دو کاست از همایون شجریان منتشر شد که فروش خوبی داشت اما کاست چاووشی و یگانه که به بازار آمد فروش آثار سنتی را به حاشیه برد.»
در این لحظه به چند اثر سنتی از اساتید موسیقی ایرانی اشاره می کند و می گوید: «الان خیلی وقت است که این کارها را آورده ایم و فروش نرفته اند راستش را بخواهید آثار موسیقی سنتی را فقط برای جوری جنس می آوریم! چون فروش ندارد!»
یکی از خریداران آثار پاپ نیز در همین مغازه مخاطب سؤالم قرار می گیرد و می گوید: «موسیقی پاپ پیچیدگی های سنتی را ندارد و جوان پسند است، ضمناً صدا و سیما نیز شبانه روز دارد این نوع موسیقی ]پاپ[ را تبلیغ می کند.»

فضای نگران کننده موسیقی
بسیاری از اساتید برجسته موسیقی ایران از سیاستگذاری های غلط در حوزه موسیقی و ترویج موسیقی های سطح پایین در جامعه اظهار ناخرسندی می کنند.
محمد جلیل عندلیبی که از چهره های ارزشمند موسیقی و از اولین هنرمندانی است که با آغاز انقلاب اسلامی به تولید و ارائه موسیقی اصیل ایرانی پرداخت و آثار ماندگاری همچون شعر و عرفان، کیش مهر، بی قرار، میهن ای میهن و... عرضه کرد در گفتگو با سرویس گزارش روز کیهان می گوید: «فضای کلی موسیقی ایران نگران کننده است، بنده از هر زمان دیگری بیشتر احساس ناامنی و نگرانی می کنم، چون جوانان و نوجوانانی که در سرما و گرما عاشقانه دل به کار و فعالیت هنری داده اند آینده ای ندارند، نه مورد حمایت قرار می گیرند و نه فضای سالمی بر جامعه موسیقی حاکم است.»
عندلیبی می گوید: «بنده به عنوان فردی که نزدیک به نیم قرن در وادی موسیقی به صورت حرفه ای فعالیت کرده ام به خانواده های ایرانی توصیه می کنم که فرزندانشان را به کلاس های موسیقی جهت یادگرفتن ساز و آواز نفرستند! چون اوضاع هرج و مرج و آشفته بازاری حاکم شده و عملا هیچگونه دلخوشی و آینده ای روشن در انتظار هنرجویان موسیقی نیست.»

فاصله گرفتن از انقلاب
با آغاز انقلاب اسلامی باب جدیدی در عرصه موسیقی ایرانی باز شد و عملا جلوی انتشار و رشد
موسیقی های موسوم به لاله زاری و مبتذل گرفته شد و آثار ارزشمند سنتی توسط هنرمندانی همچون شجریان، ناظری، علیزاده، عندلیبی، ذوالفنون و... عرضه شد اما رفته رفته برخی از این هنرمندان متأسفانه مسحور دنیای غرب و کنسرت ها و مصاحبه های رنگارنگ خارجی شدند و از همراهی با انقلاب بازماندند و گویا فراموش کردند که انقلاب اسلامی بستر رشد و تعالی آنان را فراهم کرده است چرا که اگر همان فضای موسیقایی حاکم بر رژیم پهلوی ادامه می یافت قطعاً مردم امروز ما نه شجریان را می شناختند و نه شهرام ناظری را.
محمد جلیل عندلیبی می گوید: «عملا خیلی از همراهان انقلاب قهر کردند و از همراهی باز ماندند، مثلا شجریان که سرودهای فاخر داشت یا شهرام ناظری که با صدای پرشور و انقلابی می خواند کجا هستند.»
این استاد و پیشکسوت موسیقی می گوید: «امروزه کار به جایی رسیده هنرمندانی که از انقلاب اسلامی بریده شده و حتی نسبت به ارزش ها دهن کجی می کنند فورا از جانب دشمنان ما موفق به دریافت جایزه می شوند و این جوایز را در بوق و کرنا می دمند و در رسانه های تمام جهان این موضوع را جار می زنند، درحالی که گرفتن چنین جوایزی از دست اجنبی نه تنها افتخار نیست بلکه مایه ننگ یک هنرمند واقعی ایرانی است.»
عندلیبی می گوید: «امروز فضای موسیقی را همین آقایان به شکلی درآورده اند که همه را مشتاق می کند تا به خارج بروند و مصاحبه کنند تا شاید جایزه بگیرند، و چون در داخل متولی دلسوزی که حامی هنرمندان باشد وجود ندارد گرایش به خارج رفتن و گرفتن لوح تقدیر و نشان افتخار از خارجی ها به یک ارزش نهادینه شده مبدل گردیده است!»
استاد عندلیبی با لبخندی ملیح می گوید: «حتی به سرم زده تا من هم به آن طرف آب بروم و مانکن شوم، شاید مهم شدم و جایزه ای گرفتم! چون بعد از گرفتن جایزه مصاحبه با تمام رسانه های جهان را برایم فراهم می کنند!»
وی می گوید: «شهرام ناظری به خاطر فعالیت های موسیقی عرفانی نشان شوالیه از دولت فرانسه دریافت کرد، حال اگر توجه کنید می بینید که تمامی آثار عرفانی ایشان توسط بنده و آقای ذوالفنون ساخته و اجرا شده و با حال و هوای اول انقلاب همراه است اما ایشان هیچ اسمی از ما نبرد، این در حالی است که اولین شرط عرفان معرفت است. ضمناً اگر فضای انقلاب نبود قطعاً چنین آثاری خلق نمی شد.»

دو کلمه حرف حساب!
شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره، برادر نوجوونه، برادر غرق خونه، برادر کاکلش آتشفشونه
این تصنیف زیبا یادگار دوران دفاع مقدس است که با صدای استاد شجریان اجرا و از صدا و سیما بارها پخش شده است.
یک کارشناس امور فرهنگی در گفتگو با سرویس گزارش روز کیهان می گوید: «انقلاب اسلامی بستر مناسبی را برای رشد موسیقی اصیل ایرانی فراهم کرد و فتوای راهگشای حضرت امام(ره) درهمان زمان بسیاری از جهت ها را مشخص کرد و افرادی مثل شجریان، ناظری و خیلی های دیگر بالا آمدند اما بعدها و خصوصاً در سالیان اخیر این هنرمندان به شیوه ای کاملاً محسوس خط خود را از انقلاب جدا کردند و مجذوب فستیوال ها و جشنواره های آمریکایی و اروپایی شدند و حتی در مقام مصاحبه شونده در رسانه های ضد انقلاب حاضر شدند.»
این کارشناس امور فرهنگی می گوید: «جناب استاد شجریان و شهرام ناظری به عنوان یاران انقلاب اسلامی در عرصه تولید و خلق موسیقی فاخر باید به افکار عمومی پاسخ دهند که چرا و آنچنان شیفته حضور در فستیوال های خارجی هستند که حاضرند ساعت ها با شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب و بلندگوهای شیطان همچون صدای آمریکا، رادیو فردا، بی بی سی و... به گفتگو بپردازند.»
وی به حکایتی اشاره می کند و می گوید: «از یکی از یاران امام علی (ع) که به اردوگاه معاویه پیوسته بود پرسیدند زندگی در سایه عدالت علی(ع) بهتر بود یا نشستن پای سفره معاویه و او چنین پاسخ داد: در عدالت علی(ع) شکی نیست اما چکار کنیم که سفره معاویه رنگین تر و چرب تر است!»

هنرمند باید مردمی باشد
علیرضا افتخاری، خواننده توانای موسیقی سنتی در گفتگو با سرویس گزارش روز کیهان درباره وضعیت موسیقی ایرانی می گوید: «به عقیده من برای حل مشکلات موجود در عرصه موسیقی اول باید هنرمندان خودشان را اصلاح کنند یعنی مشکل اصلی از خودماست، وقتی مسئولین هم می بینند هنرمندان ما اینچنین هستند خب همسایه هر چه دیوانه تر بهتر! ما امروز با حریفانمان سرسازگاری داریم و با خودمان در ستیزیم، شاعر می گوید روز و شب با خودستیزی، نیز از مردم گریزی.»
استاد افتخاری یکی از دردهای جامعه امروز موسیقی را فاصله گرفتن هنرمندان از مردم می داند و می گوید: «متأسفانه خیلی از اساتید برجسته را نمی توانید به راحتی پیدا کنید بلکه باید با منشی آنها هماهنگ کنید، حال علت این جدا بودن از مردم را باید خود همین آقایان پاسخ دهند، چون اینها نه صادق هدایت هستند که بخواهند به دنبال عزلت نشینی باشند و نه دارای موقعیت سیاسی و حکومتی اند، بلکه باید در میان مردم باشند.»
وی می گوید: «مرحوم «ام کلثوم» که هنرمند برجسته ای بود می گویند در خانه اش به روی همه باز بود، حال ما نیز زمانی می توانیم به آشفته بازار موسیقی خاتمه دهیم و این فضای بساز و بفروش را در عرصه موسیقی از میان برداریم که هنرمندان ما در میان مردم باشند و کمتر دل به آن طرف آبها خوش کنند.

سیاستگذاری ها مکمل تهاجم فرهنگی
سیدجلال الدین محمدیان، یکی دیگر از چهره های موسیقی فاخر انقلاب با انتقاد به سیاستگذاران موسیقی در صدا و سیما و ارشاد می گوید: دوستان کارگزار در ارشاد و صدا و سیما دم از مبارزه با تهاجم فرهنگی می زنند، این در حالی است که سیاست های حوزه موسیقی کشورمان در حال حاضر به رشد تهاجم فرهنگی کمک می کند، امروز معیار تفکیک موسیقی سالم از ناسالم از میان رفته و همه چیز تجاری شده، همین روند سبب گردیده تا امروز به این وضعیت تأسف بار و تأمل انگیز برسیم.»
محمدیان می گوید: «اگر می خواهیم موسیقی سنتی خوب و متناسب با معیارهای ایرانی اسلامی اشاعه دهیم و از هرز رفتن جلوگیری نماییم چاره ای نداریم جز اینکه مسئولان موسیقی خود اینکاره باشند و با دلسوزی تمام به ارایه راهکار بپردازند، به عنوان مثال در یک شورای سیاستگذاری می بینیم از هشت نفر اعضا، هفت نفر آنها خود از اهالی موسیقی پاپ و جاز هستند، که با ادامه این روند دیگر نباید امیدوار بود که موسیقی رشد کند.»
وی می گوید: «تا این خواننده های به اصطلاح پاپ و موسیقی های خشن و پر سر و صدای آنها مانده کسی صدای ما را گوش نمی کند!»
سیدعبدالحسین مختاباد، خواننده جوان موسیقی سنتی نیز مخاطب دیگر سؤال ما قرار می گیرد و می گوید: «در حال حاضر موسیقی فاخر ایرانی در هیچ کجای دنیا تریبون ندارد، یعنی حتی در رسانه ملی خودمان نیز کاملاً مظلوم واقع شده، چرا که تلویزیون پس از گذشت 30 سال از انقلاب هنوز ساز ایرانی را نشان نمی دهد.»
مختاباد می گوید: «به عقیده من هیچگونه سیاستگذاری خاصی در حوزه موسیقی وجود ندارد، این در حالی است که پس از گذشت 30 سال از انقلاب باید بهترین الگو از موسیقی را به جامعه ارایه می دادیم.»

ادامه دارد ...

تاریخ انتشار در سایت: ۵ آذر ۱۳۸۷
منبع: / روزنامه / کیهان ۱۳۸۷/۰۸/۲۵
نقش ها
نویسنده : ایرج نظافتی
عناوین
رسته: 3