جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳
بر خط: 765
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

441 بازدید
مراتب تقوا و صفات متقین

از واژگان کلیدی قرآن تقواست. به گونه ای که برخی ایمان را جز به تقوا معنا نمی کنند و براین باورند که انسانی که اهل تقوا نباشد اصولاً نمی تواند مدعی آن باشد که مؤمن است و به خدا و رسالت و قیامت ایمان دارد. از این رو عنوان تقوا در شبکه محوری و اساسی اصطلاحات و واژگان کلیدی قرآن و اسلام جامی گیرد. این، باور درستی است؛ زیرا تقوا چه در مفهوم لغوی آن و چه در مفهوم اصطلاحی، نماد و جلوه ای از باورها و بینش ها و نگرش های انسانی است. هرچند که در تعریف تقوا به گونه ای عمل می شود که آن را در همه حوزه ها وارد می سازند و مسئله را به تقوای بینشی و اعتقادی نیز می کشانند ولی بی گمان تقوا امری در حوزه کنش ها و منش ها و واکنش هاست. به سخن دیگر تقوا امری نظری محض و صرف نیست که در حوزه امور انتزاعی و عقلی قرار گیرد بلکه امری است که به طور مستقیم به حوزه عمل انسانی ارتباط دارد. بنابراین بیراهه نرفته است اگر کسی مدعی شود که تقوا جز عمل انسانی نیست که بیانگر نوع تفکر و بینش و نگرش و باورهای هرکسی است. اگر کسی را بخواهید بشناسید پیش از آن که به سخنان وی توجه کنید بهتر است به منش و رفتار او بنگرید؛ چون عمل، بازتابی از درون است. بی گمان از کوزه همان تراود که در اوست. اگر کسی به ایمان واقعی دست یافته باشد بی گمان آن را به شکل تقوا در حوزه عمل خویش بروز می دهد.
بر این اساس در آموزه های قرآنی ارتباط تنگاتنگی میان ایمان و تقوا وجود دارد و هرکجا از ایمان واقعی سخن گفته شده از تقوا نیز سخن به میان آمده است. آن چه مهم است این است که در آموزه های قرآنی متقی کیست و چه صفاتی را دارا می باشد؟ این نوشتار تلاشی برای دست یابی به پاسخ این پرسش است که با هم ازنظر می گذرانیم.


معنا و مفهوم تقوا و درجات آن
تقوا از نظر مفهومی بسیار ساده و قابل فهم است. هرکسی با واژه وقایه آشنا باشد می فهمد که وقایه به معنای خود نگهداری است و واژه تقوا از مشتقات آن می باشد. ابزاری که انسانی در پناه آن خود را از شر چیزی محافظت می کند وقایه نامیده می شود. اگر د رتندبادها و توفان شن، پارچه ای در جلوی صورت گرفته شود این وقایه از توفان است و اگر سپر جنگی و یا زره برتن شود آن نیز وقایه است. انسان برای رهایی از هر شری حتی گرما و سرما به وقایه پناه می برد و خود را در پناه آن از گزند اموری که شری را متوجه او می سازد حفظ می کند. این گونه است که وقایه به معنای خود نگهداشتن از هر شر و بدی است که متوجه شخص می شود. انسان گاه گام از این فراتر می نهد و پیش از آن که مورد تهدید قرار گیرد و یا شری وی را در برگیرد از آن پرهیز می کند چنین شخصی را متقی می گویند. بنابراین مفهوم دیگری که به ذهن خطور می کند تقوای به معنای پرهیزگاری است. این معنای احتیاطی تقواست. به سخنی دیگر دوگونه تقوا در این جا مطرح است. تقوایی که انسان هنگام حضور جدی شری در پناه آن قرار می گیرد و خود را از شر آن محفوظ نگه می دارد که در این صورت تقوای در هنگام حضور بلا و شر است و تقوایی که پیش از حضور شر به عنوان پیشگیری انجام می شود. از این روتقوا گاه به معنای خود نگهداشتن از شر می آید و گاه دیگر به معنای پیشگیری از شر معنا می شود. در این معنای اخیر، واژه فارسی «پرهیزگار» معادل تام و تمام آن است ولی در معنای دیگر آن چنین نیست. پرهیزگار انسانی محتاط است و می کوشد تا از موضع شر و جایی که احتمال حضور بلا و شرور داده می شود پرهیز کند و بدان نزدیک نشود.

تقوا در عرب جاهلی
در عرب جاهلی متقی کسی بود که در حوزه عمل و زندگی خویش شخصیت و فطرتی سالمی داشت. بی گدار به آب نمی زد و بی محابا هرجا سرک نمی کشید. اهل تدبیر بود و از سلامت شخصیت برخوردار. (شعرا- آیه 89 و 90) عاقبت اندیش بود و حلم داشت و از عقل و خرد به خوبی بهره می گرفت و ازنظر مردم و عقلا مردی سفیه و جاهل نبود. چنین شخصی در سوره بقره به عنوان مخاطب کتاب الهی مطرح می شود و خداوند در نخستین آیات آن از چنین اشخاصی به عنوان کسانی یاد می کند که کتاب الله برای هدایت ایشان نازل شده است.
آنان به جهت همین ظرفیت و توانمندی شخصیتی و سلامت روح و روان از این قابلیت برخوردارند که از کتاب الهی و آموزه های آن بهره ببرند و به ایمان دست یابند. خرد ایشان به همراه سلامت در رفتار و منش و خود نگهداشتن از افتادن در بلا و گرفتاری و یا پرهیز از هرچیزی که موجب می شود تا بلا و شر دامان ایشان را فراگیرد عاملی می گردد تا به عنوان مخاطب آموزه های وحیانی قرآن مطرح شوند و خداوند آنان را موردتوجه و خطاب خویش قرار دهد و امید آن داشته باشد که ایشان به رستگار ی و فلاح رسند و حقیقت ایمان را دریافته و بدان عمل کنند.

قرآن کتاب هدایت برای همه صاحبان فطرت سالم
هنگامی که قرآن می فرماید: ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین؛ آن کتاب قرآن هیچ شکی در آن نیست و هدایتی برای متقین است، مراد از این متقین معنا و مفهوم لغوی رایج در زمان جاهلیت است نه معنای اصطلاحی که در خطبه نهج البلاغه به عنوان صفات متقین از آنان یاد شده است. به سخن دیگر متقی در این آیه کسانی هستند که از سلامت فطرت برخوردارند و در زندگی خویش عقل وحلم را اصالت بخشیده وبی توجه به آن حرکت نمی کنند و رفتار خویش را براساس اصول عقلایی سامان می دهند و اهل تدبیر هستند و عاقبت اندیشند.
در این جا متقی کسی نیست که مشرک نیست و یا اعتقادات و باورهای مشرکان را نداشته است، بلکه مراد کسانی با خصوصیات و صفات پیش گفته اند. از این رو خداوند می فرماید اینان همان کسانی هستند که می توان درباره ایشان امید داشت ایمان آورده و رفتارهای نیکو و اعمال صالح انجام دهند. آیات بعد توضیح می دهد که متقیانی که خداوند، قرآن را کتاب هدایت ایشان می داند، آدمی بالفعل مومن نیستند بلکه آدم های کافر و مشرکی هستند که به جهت دارا بودن تقوا به معنا و مفهوم پیش گفته قابلیت و شانیت هدایت از راه آموزه های کتاب وحیانی را یافته اند.
قرآن بیان می کند که چنین افرادی را امید آن است که به هدایت کتاب الهی و آموزه های وحیانی به ایمان روی آورند و نماز گزارند و انفاق کنند و زکات بدهند. از این روست که در وصف همان متقین می فرماید: الذین یومنون بالغیب؛ کسانی که به غیب ایمان می آورند. به کاربردن فعل مضارع به این معنا است که آنان در حال حاضر بالفعل ایمان ندارند، بلکه در نتیجه تقوایی که دارند می توانند با بهره گیری از هدایت کتاب الهی ایمان به امور غیبی بیاورند و در مسیر تکاملی هدایت قرآن قرار گیرند و در نهایت رستگار شوند. (ر. ک: المیزان ذیل آیه اول و دوم سوره بقره)

متقیان اهل نیکوکاری اند
اگر به ویژگی ها و صفاتی که درباره اهل تقوا گفته شد دقت شود دانسته می شود که اهل تقوا در اصل کسانی اند که اهل عقل وخرد هستند و در رفتارهای اجتماعی خویش مردمانی صالح و نیکوکارند. از این رو قرآن به حوزه رفتاری متقین اشاره می کند و می گوید: متقین کسانی هستند که اهل نیکوکاری هستند و از روی محبت و عشق به خویشان و یتیمان و بی کسان و ناتوانان از حرکت و در راه ماندگان و بندگان کمک و یاری می کنند. (بقره آیه 177)
احسان و نیکوکاری و انفاق (بقره آیه 189 آل عمران آیه 133 و 134 و 198 و یوسف آیه 90 و ذاریات آیه 15 و 16) از مهم ترین ویژگی های رفتاری و هنجاری متقین است. بنابراین تقوا در این جا ارتباطی به ایمان پیدا نمی کند و متقی کسی نیست که به خدا ایمان داشته باشد؛ بلکه کسی است که رفتاری هنجاری دارد و نیکی و احسان در وی نمودار است.
البته قرآن گزارش می کند که در جاهلیت، مفهوم احسان و نیکی مفهومی دگرگونه یافته بود و رفتار و کرداری را معیار احسان فرض می کردند که در حقیقت خلاف حق و واقع است. قرآن این گونه تفسیر و تحلیل از احسان را نقد می کند و می فرماید: کسانی که گمان می کنند بر و نیکی و احسان آن است که در هنگام ورود به خانه ها در هنگام حج می بایست از پشت خانه وارد شوند این بر و احسان نیست؛ بلکه احسان و بر آن است که تقوا پیشه کنند و از درهای خانه هایشان وارد خانه شوند.
در این جا بر و احسان واقعی رفتار هنجاری معنا شده است؛ زیرا ورود به خانه از پشت آن و از راه های غیرعادی رفتار نابهنجار حتی در عصر جاهلیت بوده است. بنابراین قرآن تقوا را به معنای رفتار و کرداری هنجاری می شمارد و رفتارهای نابهنجار را رفتاری غیرتقوایی معرفی می کند (بقره آیه 189)

تقوای هنجاری و تقوای ایمانی
البته آیه، یک گام از این مرتبه فراتر می رود و می کوشد مفهومی جدید از تقوا را القا کند و در یک فرآیند به آهستگی مفهوم را به مراتب عالی تر سوق دهد. از این رو، ضمن تأکید بر تقوا به معنای جاهلی آن که رفتارهای هنجاری است (هرچند که برخی از رفتارهای نابهنجار را که عرب های جاهلی به عنوان بر و احسان یاد می کردند تخطئه می کند مفهوم جدید تقوای ایمانی را نیز مطرح می سازد. از این رو تقوای الهی را به عنوان مکمل تقوای هنجاری بیان می کند و می فرماید: واتقواالله لعلکم تفلحون؛ حال که تقوای هنجاری را رعایت می کنید (هرچند که در برخی از موارد مصادیق آن را نادرست می شمارد) تقوای ایمان را نیز رعایت کنید تا به رستگاری دست یابید. (بقره آیه 189)

ویژگی متقیان در قرآن
اهل تقوا کسانی هستند که در اموال خویش حقی را برای سائل و نیازمند و نیز برای کسانی که از امکانات و اموال محروم هستند قایل می باشند. در حقیقت بر این باورند که اگر اموالی در نزد ایشان است امکاناتی است که می بایست بخشی از آن ها در اختیار این دو قشر از جامعه قرار گیرد. (ذاریات آیه 15 و 19)
ویژگی دیگر متقین که در آیات قرآن بدان پرداخته است، مسأله شایسته گرایی و ناشایست گریزی است. همین مسأله است که تقوای هنجاری آنان را معنا و مفهوم واقعی می بخشد. در جامعه جاهلی، توده مردمی زندگی می کردند که از نابهنجاری ها پرهیز و به هنجارها و اعمال صالح و نیک گرایش داشتند. توده مردم همواره در مسیر تقوای هنجاری زندگی می کنند مگر آن که از طرف گروه های دیگر به بیراهه کشیده شوند. آنان در زندگی روزمره خویش به عرف و سنت های اجتماعی پای بند هستند و همین پای بندی آنان است که جامعه را استوار و باثبات می سازد. آنان مردمان هنجارگرا و نابهنجار گریز هستند. معروف و منکر در نزد آنان یکسان نیست. هرچیزی که از نظر قانونی و عقلی و عقلایی ناپسند است از آن پرهیز می کنند و به هر چیزی که معروف و پسندیده است روی می آورند.
همین توده پای بند به هنجارها و پرهیزکننده از ناشایسته هاست که امر به معروف می کنند و از منکر پرهیز می دهند. از این رو قرآن متقین را کسانی برمی شمارد که امر به معروف می کنند و از منکر نهی کرده و باز می دارند. (آل عمران آیه 114 و 115)
متقین کسانی هستند که به سوی کارهای خیر می شتابند و نیکوکاری را دوست می دارند. (همان) راستگویی و صداقت در گفتار از چیزهایی است که قرآن درباره متقین بیان می کند. (بقره آیه 177 و نیز آل عمران آیه 15 و 17) همین مسأله صداقت و رستگاری به عنوان هنجاری ارزشمند موجب می شود که قابلیت پذیرش ایمان در ایشان افزایش یابد و احتمال پذیرش حق و حقانیت و رستگاری به هدایت کتاب الهی در آنان تشدید شود.
آنان انسان های از خود گذشته ای هستند و در برابر لغزش ها و اشتباهات و خطاهای دیگران عفو و گذشت را در پیش می گیرند و اهل کینه و عداوت نیستند. (آل عمران آیه 133 و 134) همین از خودگذشتن نشان گر آن است که تا چه اندازه به اصول اخلاقی انسانی پای بند هستند و تا چه اندازه بر فطرت پاک و سلامت شخصیت خود باقی و برقرار مانده اند.
آنان مردمانی هستند که در برابر اشتباهات و خطاهای دیگران با حلم و عقل رفتار می کنند و با فروبردن خشم و غضب خود را مهار و کنترل می کنند. (آل عمران آیه 133 و 134)
آنان اهل عهد و پیمان هستند و به هر چیزی که عهد و پیمان بسته اند وفادارند. (بقره آیه 177 و آل عمران آیه 76 و توبه آیه 4)
این هنجارها و رفتارهای پسندیده که برخاسته از فطرت پاک است موجب می شود که آمادگی رشد و تعالی داشته باشند. از این روست که برخی از اهل دل و عرفان می گویند عرفان و عمل به هم آمیخته است و انسان به هر آن چه که می داند اگر به درستی عمل کند درهای حکمت به روی او باز می شود و هر دانشی با عملی موجب می شود که روز به روز بر علم او افزوده شود.
این تقوای مصطلح دوره جاهلیت که قرآن از آن در آیات چندی یاد می کند این آمادگی را در افراد ایجاد می کند که به مقامات بالاتر نیز دست یابند و زمینه های ایمان آوری به غیب و کتاب های آسمانی و وحیانی در آنها فراهم آید و در نهایت روز به روز علم و عمل و ایمان ایشان افزایش یابد. این گونه است که تقوا مرتبه به مرتبه و مقام به مقام افزایش می یابد و تقوای هنجاری به تقوای ایمانی و تقوای تقوا افزایش رتبه می یابد. در آیات دیگری که برای بیان مراتب عالی تر وارد شده از مؤمنان خواسته شده است که تقوا پیشه گیرند و از اهل تقوا نیز خواسته شده که تقوای تقوا، پیشه خود سازند.
تقوا در مراتب عالی تر به تسلیم در برابر خدا (زخرف آیه 67 و 69) و تهجد و شب زنده داری (آل عمران آیه113 و 115 و ذاریات آیه 15 و 17) خوف از قیامت (انبیا آیه 48 و 49) ذکر خدا (آل عمران آیه 133 و 135) سجده طولانی (آل عمران آیه 113 و 115) تلاوت قرآن (همان) پرداخت زکات به عنوان حکم دینی (بقره آیه 177) اطاعت خدا (آل عمران آیه 15 و 17) و اقامه نماز(بقره آیه 177) معنا شده و از صفات متقین برشمرده می شود.
این گونه است که تقوا در یک فرآیند از ساده به پیچیده و از مرتبه دانی به عالی تغییر مفهوم می دهد. با این همه هر یک از مراتب تقوایی مصداق تقواست و نمی توان گفت که تنها مرتبه ای از آن، بازتاب مصداقی مفهوم تقواست بلکه همه این مراتب به طور تشکیکی مصداقی از مفهوم تقوا به شمار می آید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱ تیر ۱۳۸۷
منبع: / روزنامه / کیهان ۱۳۸۷/۰۳/۱۹
نقش ها
نویسنده : علی حسینی
عناوین
رسته: 3