جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳
بر خط: 1793
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

386 بازدید
کانت پژوهی در نقطه صفر

کانت از شصت سالگی نوشتن درباره فلسفه سیاست را آغاز کرد و در هفتاد و چهار سالگی(شش سال پیش از مرگ) به این کار پایان داد. پس، تمامی نگاشته های کانت در باب فلسفه تاریخ و فلسفه سیاسی، در مدت چهارده سال به انجام رسید. اینکه چرا کانت چنین دیرهنگام در باب جامعه و سیاست، قلم به دست گرفت، ممکن است دلیل های گوناگونی داشته باشد که از میان آنها، سه دلیل دارای اهمیت است: نخست اینکه کارنامه کانت آشکارا نشان می دهد که برای او پرداختن به فلسفه نظری در اولویت قرار داشته است. دوم اینکه، کانت از فلسفه اخلاق یا عقل عملی به سوی فلسفه سیاست یا عقل سیاسی راه گشود. سوم اینکه، نوشته های سیاسی کانت در یکی از برش های تاریخی پرحادثه و دوران ساز زندگانی او فراهم آمد که از یک سو چند سالی از انقلاب آمریکا (۱۷۷۶) سپری شده بود و از سوی دیگر، انقلاب بزرگ فرانسه (۱۷۸۹) فراروی کانت قرار داشت.با این تفاسیر، میراث فلسفه سیاسی کانت- علی الخصوص در کشور ما- بسیار بی رونق است. آنچه در پی می آید تأملی است بر کتاب «فلسفه سیاسی کانت» اثر دکتر سید علی محمودی که در سال ۱۳۸۴ از سوی انتشارات نگاه معاصر منتشر شد.

۱- کانت را هنوز هم آن گونه که باید، فیلسوف سیاسی نمی شناسند اما آیا این داوری، جفا در حق کانت و فلسفه سیاسی نیست؟ فلسفه سیاسی کانت بر شالوده فلسفه نظری و فلسفه اخلاق وی استوار است و بخشی پرمایه، ارزشمند و جدایی ناپذیر از میراث فلسفی به شمار می آید. از دهه ۱۹۷۰ با ترجمه نوشته های سیاسی کانت به زبان انگلیسی، این فیلسوف اندک اندک در کشورهای انگلیسی زبان و به دنبال آن سایر کشورهای جهان، به عنوان اندیشه ور سیاسی مطرح شد. اما سؤال اینجاست که چرا نسبت به فلسفه سیاسی کانت غفلت شده و آن را نادیده گرفته اند؟ در این مورد می توان به عللی اشاره کرد؛ نخست اینکه استیلا و نفوذ گسترده فلسفه سوداگرایی، مانعی بر سر راه فلسفه سیاسی کانت بود که در تقابل جدی با فلسفه سوداگرایی قرار دارد.
دوم اینکه رشد و نفوذ اندیشه سیاسی هگل، بسیاری از اندیشه وران را با جاذبه ها، پیچیدگی و دلالت های ویژه آن درگیر ساخت. اینان از رهگذر فهم فلسفه هگل به مطالعه و پژوهش در فلسفه کانت پرداختند. بنابراین، رهیافت این اندیشه وران به آرای کانت، برای درک روشن اندیشه های هگل بود، نه کاوش مستقل در ژرفای فلسفه کانت.
سوم اینکه، کانت از میراث فکری پیشینیان و معاصران خویش همانند افلاطون (۳۴۷- ۴۲۷ ق. م)، تاماس هابز(۱۶۷۹-۱۵۸۸)، جان لاک(۱۷۰۴-۱۶۳۲)، ژان ژاک روسو (۱۷۷۸-۱۷۱۲) ومونتسکیو (۱۶۸۹-۱۷۵۵) بهره گرفته بود. از این رو، برخی می پنداشتند که او در فلسفه سیاسی خود، آرا و آموزه های آنان را تکرار کرده و اندیشه های بدیع و تازه ای فراهم نیاورده است، در حالی که کانت از یک سو خود، اندیشه های نوینی در فلسفه سیاسی مطرح ساخت و از سوی دیگر از آرا و آموزه های این اندیشه وران بهره گرفت، اما آنها را در شکل ها و طرح هایی دیگر، در نظام فلسفی خویش بازسازی و بازآفرینی کرد.
و دست آخر اینکه پیچیدگی ها، دشواری ها، ایهام ها و ابهام های فلسفه سیاسی کانت و همچنین دشواری برقراری ارتباط میان فلسفه سیاسی و فلسفه های دیگر او، همواره و از دیرباز، از دلایل عدم اقبال نسبت به فلسفه سیاسی کانت بوده است.
دلبستگی به سیاست و اندیشه در مفهوم ها و دگرگونی های سیاسی، از آغاز دوره زندگی دانشگاهی کانت نمایان است. نخستین نوشته مستقل کانت در باب فلسفه سیاسی، «معنای تاریخ عمومی در غایت جهان وطنی» است که در یازدهم نوامبر ۱۷۸۴ انتشار یافت، اما پیش از این، یعنی در سال،۱۷۸۱ کانت در «نقد عقل محض» پرتوی از فلسفه سیاسی خویش را در بخش «دیالکتیک استعلایی» عرضه کرده بود. بنابراین اندیشه های سیاسی کانت در متن آرای او قرار دارد، نه در حاشیه دستاوردهای مکتب فلسفی وی.

۲- از دهه ۱۹۷۰ تا واپسین سال های قرن بیستم و پس از آن، جهان شاهد آفرینش ادبیات جدید در حوزه اخلاق و سیاست است که بر گستره میراث گرانسنگ اندیشه کانتی پدید آمده است. از این رو، تصادفی نیست که «نظریه عدالت» جان رالز (۲۰۰۲-۱۹۲۱) بر زمینه فلسفه کانت به ویژه فلسفه اخلاق وی بنیاد نهاد شده است. نظریه عدالت که سرآغاز تجدید عهد فیلسوفان روزگار ما با فلسفه کانت در حوزه اخلاق و سیاست به شمار می آید، با کشیدن قلم بطلان بر فلسفه سودگرایی، در اندیشه آن است که میان اخلاق و سیاست، آزادی و عدالت، هم آوایی پدید آورد و «عدالت به مثابه انصاف» (Justice as fairness) را جایگزین آموزه های راست گرایانه و چپ گرایانه سازد. فلسفه سیاسی کانت دربرگیرنده معانی، اندیشه ها و آموزه های نو، عالمانه، خردمندانه و راهگشا در حوزه جامعه و سیاست است. ژرفای بسیاری از اندیشه های سیاسی کانت همراه برخورداری از کلیت و عینیت، نه تنها از نیمه دوم قرن بیستم به این سو (به ویژه از دهه ۱۹۷۰) با اقبال فیلسوفان و اندیشه وران و حتی شماری از دولتمردان معاصر روبه رو گردیده، بلکه بن مایه ای نیرومند، غنی و الهام بخش برای فلسفه سیاسی معاصر فراهم آورده است. از این رو به باور پیترپی.نیکلسون «درک کامل فلسفه سیاسی کانت فقط از رهگذر برقراری ارتباط و پیوند آن با دیگر بخش های فلسفه انتقادی به هم پیوسته وی، امکان پذیر است» . اما سؤال اینجاست که ایرانیان در مواجهه با فلسفه کانت چه کرده اند؟
در ایران، مواجهه با فلسفه کانت، از آغاز تا امروز به طور عمده به فلسفه نظری و فلسفه اخلاق وی محدود شده است. آثاری که از کانت به فارسی ترجمه شده، هنوز بسیار اندک است. در حوزه فلسفه سیاسی، تاکنون فقط چند متن معدود به فارسی ترجمه شده است (متون فلسفه سیاسی کانت که تا این زمان به فارسی ترجمه شده، عبارت است از دو ترجمه از مقاله روشنگری؛ نخست «روشنگری چیست؟ در پاسخ یک پرسش» ، ترجمه همایون فولادپور، کلک، شماره،۲۲ دی ماه ۱۳۷۰ و دوم «در پاسخ به پرسش روشن نگری چیست؟» ترجمه سیروس آرین پور، آگاه، ۱۳۷۶. همچنین مقاله «معنای تاریخ عمومی در غایت جهان وطنی» ترجمه منوچهر صانعی دره بیدی، نامه فلسفه، سال دوم، شماره سوم، تابستان ۱۳۷۸-که اخیراً این مقاله با شرح و تفصیل و در قالب کتابی تحت عنوان «رشد عقل» از سوی انتشارات نقش ونگار، ۱۳۸۴ منتشر شده است- و صلح پایدار، ترجمه محمد صبوری، به باوران، ۱۳۸۰) و پژوهشگران فارسی زبان، به ترجمه دیگر نوشته های کانت - که افزون بر چهار صد صفحه است- دسترسی ندارند. با اینکه در سال های اخیر تلاش هایی امیدبخش در زمینه کانت شناسی در ایران آغاز شده، با این حال، پژوهش در باب فلسفه سیاسی کانت متأسفانه هنوز در نقطه صفر است. در حالی که کوشش های فزاینده ای در مورد ترجمه آثار برخی از نویسندگان یا شارحان فلسفه به زبان فارسی به کار می رود، آشکار نیست که چرا نوشته های فیلسوفان بزرگی مانند کانت، تا این اندازه نادیده گرفته می شود. ترجمه دقیق و منقح آثار کانت همراه با پژوهش روشمند و سنجش گرایانه در ابعاد گوناگون فلسفه وی (به ویژه در حوزه فلسفه سیاسی)، کاری بنیادین، ارزشمند و مفید برای جامعه ایرانی است.

۳- موضوع اصلی کتاب «فلسفه سیاسی کانت؛ اندیشه سیاسی در گستره فلسفه نظری و فلسفه اخلاق» تبیین جایگاه اندیشه سیاسی کانت بر زمینه فلسفه نظری و فلسفه اخلاق وی و تعیین نسبت آن با «نظریه حکومت» است. تحقیق در این موضوع از زوایای گوناگون اهمیت دارد؛ نخست اینکه فلسفه سیاسی کانت و جایگاه آن در نظام فلسفه نقادی وی، با در نظر گرفتن میراث گرانسنگ، جامع الاطراف و نوگرایانه ای که برای انسان و جهان فراهم آورده، در خور غور و ژرف نگری فراوان است. دوم اینکه از دهه ۱۹۷۰ به بعد که متون اندیشه سیاسی کانت از زبان آلمانی به انگلیسی برگردانده شده فلسفه سیاسی وی به طور پیوسته و مستمر، در کانون پژوهش ها، گفت وگوها و برخورد اندیشه ها در حوزه فلسفه سیاسی غرب قرار گرفته است. سوم اینکه فلسفه سیاسی کانت در پیدایش نظریه های حکومت و در نوزایش فلسفه سیاسی در جهان و در پویایی، ژرفایی و گسترش ادبیات فلسفه سیاسی در حوزه فکری انگلیسی- آمریکایی به طور اخص و در سراسر جهان به طور اعم، تاثیرات بنیادین داشته است.
چهارم اینکه اندیشه های کانت در پی افکندن شالوده ها و آموزه های لیبرالیسم و تاثیرگذاری وی بر فیلسوفان و اندیشه وران متأخر در حوزه فلسفه سیاسی در این زمینه، واجد اهمیت فراوان است؛ تا آنجا که کانت به عنوان «پدر لیبرالیسم» شناخته شده است و سرانجام اینکه با وجود اقبال فزاینده نسبت به فلسفه کانت و دستاوردهای رهروان متاخر مکتب کانتی در ایران، فلسفه سیاسی کانت در این سرزمین، هنوز مهجور و ناشناخته باقی مانده است.
از این رو، نویسنده دانشور کتاب، شالوده پژوهش حاضر را بر آزمون و اثبات چهار فرضیه نهاده است. فرضیه های چهارگانه این رساله از این قرار است:
الف) اندیشه های سیاسی کانت بر شالوده فلسفه نظری و فلسفه عملی او استوار است.
ب) اندیشه های سیاسی کانت در مواردی دارای ناسازگاری است.
ج) اندیشه های سیاسی کانت در مواردی فاقد عینیت و کلیت است و تحت تاثیر مستقیم رخدادها و دگرگونی های اروپا در قرن هجدهم قرار دارد.
د) اندیشه های سیاسی کانت به علت پراکندگی و عدم پیوستگی و انسجام، روی هم دارای ویژگی های لازم به عنوان «نظریه حکومت» نیست.
باری، متون فلسفه سیاسی مشحون از مفاهیم گوناگون است. تا این مفاهیم را از رهگذر تحلیل و روشنگری نشناسیم، فهم این متون برای ما ناممکن خواهد بود. تحلیل مفهومی تا آن پایه بنیادین است که دی.دی رافائل برای نمونه از مفهوم «حاکمیت» یاد می کند و می نویسد: «وقتی مفهوم حاکمیت را ندانیم، تبدیل به گاو مقدس می شود که نباید به آن دست زد و نمی دانیم چرا نباید به آن دست زد. به همین دلیل است که روشنگری مفاهیم بااهمیت و ارجمند و دارای ارزش فی نفسه است، حتی اگر برای ارزیابی عقاید به کار نروند.
در پژوهش حاضر، نویسنده کوشیده متون فلسفه سیاسی کانت را در زمینه های گوناگون مرتبط با هم مورد مطالعه قرار دهد تا فهم این متون امکان پذیر شود. زمینه های موردنظر عبارت است از: «زمینه زبان» ، «زمینه فلسفی» ، «زمینه فلسفی- فکری اندیشه وران» ، «زمینه تاریخی» و «زمینه شخصی» . همچنین سعی کرده فلسفه سیاسی کانت را که دارای مفاهیم گوناگون و پرشمار در متون مختلف است به سه بخش «مفاهیم فلسفه نظری» ، «مفاهیم فلسفه عملی» و «مفاهیم فلسفه سیاسی» تقسیم کند.
پژوهش حاضر در نقادی و ارزیابی فلسفه سیاسی کانت، از مراحل سه گانه روش ارزیابی انتقادی یعنی سنجش بنیادهای فلسفی و اخلاقی، مقایسه آموزه ها با این بنیادها و مقایسه خودآموزه ها با یکدیگر به منظور کشف سازگاری ها و ناسازگاری ها و سرانجام سنجش میزان عینیت و کلیت آموزه ها، بهره جسته است.
در مرحله نخست، پشتوانه های نظری و اخلاقی فلسفه سیاسی کانت یعنی آنچه این فیلسوف، «عقل محض» و «عقل عملی» نامیده، تبیین و ارزیابی شده است.
در مرحله دوم، اندیشه سیاسی کانت به محک مبانی فلسفی و اخلاقی وی زده شده و میزان سازگاری یا ناسازگاری آن با مبانی نظری یاد شده، مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است.
در مرحله سوم، میزان عینیت و کلیت رهنمودها و آموزه های اندیشه سیاسی کانت در پرتو رخدادها سنجیده شده و آموزه های واجد عینیت و کلیت، از آموزه های عصری و تاریخی تفکیک شده اند.

۴- این رساله که از بیانی فصیح و روشن و مدون و بدیع فراهم آمده، از سه بخش تشکیل شده است؛ بخش یکم با نام «زمینه ها» شامل دو زمینه است. زمینه نخست، به «فلسفه نظری» کانت اختصاص دارد و زمینه دوم با نام «فلسفه اخلاق» ، دربرگیرنده فلسفه عملی به مثابه دیگر شالوده اصلی فلسفه سیاسی کانت است.
بخش دوم با نام «فلسفه سیاسی» طی دوازده فصل جنبه ها و زوایای گوناگون فلسفه سیاسی کانت را تشریح می کند.
فصل نخست به فلسفه تاریخ کانت اختصاص دارد. در فصل دوم، نسبت میان خرد، اخلاق و سیاست به عنوان بن مایه آرای سیاسی کانت نگریسته شده است. فصل سوم، به دوران روشنگری در قرن هجدهم و دیدگاه های فلسفی کانت اختصاص یافته است. فصل چهارم، درباره ایده های پیشینی عقل عملی یعنی آزادی، برابری و استقلال است. فصل پنجم، به بنیادهای فلسفی جامعه مدنی می پردازد. فصل ششم، شکل، ماهیت و تفاوت حکومت های سه گانه فردی، اشرافی و دموکراتیک را از دیدگاه کانت بررسی کرده است. فصل هفتم به تبیین رابطه شهروندان و حکومت مدنی می پردازد. فصل هشتم به نظریه کانت در باب دارایی و مالکیت و تاثیرگذاری ژرف آن به گوهر فلسفه سیاسی وی اختصاص یافته است. فصل نهم، جایگاه و حقوق نیمی از شهروندان حکومت مدنی- یعنی زنان- را ترسیم کرده است. فصل دهم، آموزه های فلسفی- سیاسی کانت درباره صلح جهانی را مورد کنکاش قرار می دهد. فصل یازدهم به کاوش در پاره ای از مفهوم های فلسفه دینی کانت می پردازد. فصل دوازدهم، موضوع نقد قدرت و رسالت فیلسوفان را دربر گرفته است و سرانجام بخش سوم با نام «فرآیند» شامل دو قسمت است. قسمت (۱) دربرگیرنده ساختار، جنبه های گوناگون و آموزه های فلسفه سیاسی کانت است. قسمت (۲) با عنوان «تنگناها و شایستگی های فلسفه کانت» به طرح و اثبات فرضیه های چهارگانه این پژوهش می پردازد.
به هر تقدیر باید به نویسنده دانشور این کتاب تبریک گفت که کتابی جامع، دقیق، پرمحتوا و بدیع را به زبان فارسی نگاشته است.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵
منبع: / روزنامه / همشهری ۱۳۸۵/۰۲/۲۱
نقش ها
نویسنده : مسعود خیرخواه
عناوین
رسته: 3