جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳
بر خط: 1898
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1834 بازدید
بررسی استراتژی ها نظامی(4)

مکتب انقلابی
جنگهای انقلابی نسبت به نسبت به مناقشات متعارف بین دو یا چند کشور متفائتند، بدین معنا که جنگهای انقلابی جنگهایی درون کشوری هستند.
هدف اصلی جنگهای انقلابی بدست آوردن قدرت سیاسی با استفاده از نیروهای مسلح، انهدام جامعه ی کنونی و نهادهای آن و جایگزین ساختن یک ساختار کشوری جدید است.
مارکس(marx) لنین(Lenin) مائو تسه تانگ(maotse-tung) هوشی مینه(ho chi minh) و چهگوارا(che Guevara) ررهبران و و طرفداران برجسته ی این نوع جنگ بودند و به آن عمل میکردند.
اولین سبب جنگ انقلابی نارضایتی عمومی گسترده میباشد. مائو تسه تانگ گفته است: جنگ انقلابی جنگ توده هاست، اجرای آن تنها به وسیله ی بسیج توده ها و تکیه بر آنها میسر است. به علاوهجنگ انقلابی هیچ گاه به عملیات نظامی محدود نمی شود.
جنگ انقلابی میتواند شکلهای گوناگونی به خود بگیرد: جنگ های آزادیخواهانه ی ملی، اغتششاش، واقدامات خشونت آمیز به منظور سرنگونساختن یک سیستم سیاسی اجتماعی نظام یافته، جنگ داخلی، حرکتهای تجزیه طلبانه، جنگ چریکی، شورش، جنگهای کوچک.
بر اساس نظریات جان شای(john shy) و توماس کالیر(Thomas collier) جنگ انقلابی، به عنوان یک مفهوم کاملا توسعه یافته، پدیده ای نسبتا جدید میباشد و دلیل آن تا حد زیادی به سبب پیوند بسیار نزدیکش با دو جنبه از مدرنیته – صنعت گرایی و استعمار طلبی(امپریالیسم) - میباشد.
طرفداران این مکتب اصول استراتژیک جنگ انقلابی را به سان تزو نسبت میدهند. در حقیقت محبوبیت سان تزو در دوران معاصر تا حدود زیادی وام دار حرکتهای موفق انقلابی در قرن بیستم، به ویژه مبارزات مائو تسه تانگ در چین و هو شی مینه در میتنام میباشد.
«از صف آرایی پرهزینه نیرو و تجهیزات پرهیز نمایید، به نقطه ی ضعف دشمن حمله کنید، با اختفا در تپه ها، جنگلها یا در میان توده ی مردم از تعقیب دشمن بگریزید، غذا و نیاز های خود را از دشمن به یغما ببرید»، اینها آموزه هایی هستند که طرفداران جنگ چریکی از سان تزو فرا گرفته و به کار می برند.
بدین ترتیب میتوان گفت به یک معنا سان تزو اساس و پایه ی جنگ انقلابی را بنیان نهاده است.
همه ی دلایل ارائه شده از سون تزو مبنی بر اینکه یک کشور را باید سالم و دست نخورده به دست آورد برای مائو تسه تانگ به عنوان یک انقلای حجت بود.
دقیقا به مانند نظریات سون تزو، عقاید نظامی مائو نیز در هاله ای از سادگی قرار داشت: "وقتی دشمن پیش روی مینماید، عقب نشینی کن، زمانی که دشمن متوقف میشود، پیشروی کن. هنگامی که دشمن در پی خودداری از نبرد است، حمله کن؛ وقتی که دشمن عقب نشینی میکند، او را تعقیب نما.
جنگ انقلابی عموما ابزار طرف ضعیف(از نظر نظامی) علیه طرف قوی میباشد. این که انقلابیون به جنگ چریکی پناه میبرند بیانگر درک ایشان از این حقیقت است که رقیب آنها به لحاظ نظامی قوی تر است.
در واقع در استراتژی این گونه جنگها با دامنه گسترده، استفاده از هر نوع نیرو و سلاح مجاز است و به هیچ وجه علاقه ای همانند جنگهای منظم به رودرویی به دشمن در آن دیده نمی شود بلکه فعالیت او بیشتر غافلگیری، جنگ و گریز و وارد کردن ضربات نابود کننده از پشت جبهه است. ویژه گیهای استراتژی جنگهای دامنه دار چریکی عبارتند از: تغییر مداوم میدان نبرد، سیستم سلاحهاو تاکتیکهای عملی به منظور سر در گم کردن دشمن، بر هم زدن تعادل حریف و در هم شکستن مقاومت او.
استراتژی نبرد چریکی گسترده از اصوای تبعیت میکند که قادر به از بین بردن دشمن در طول مدت معینی از زمان به وسیله ی عملیات محدود و مانور های ظاهر فریب با تدابیر روانی است.
کتاب مائو تسه تانک با عنوان "نبرد دامنه دار"در بر دارنده ی تمام این اصول جنگ چریکی دامنه دار است و باید او را استراتژی پرداز بزرگ این نوع از جنگ در این دوران دانست.
گفته میشود که شکوفایی جنگ انقلابی در عصر هسته ای دقیقا بدین علت است که سلاح های جدید، جنگ بین قدرت های نظامی بزرگ را غیر ممکن یا بیش از حد خطر ناک ساخته است.
در سالهای آغازین قرن جدید، این نوع از جنگ خود را در دو نوع درگیری کم شدتمتبلور میسازد:
مناقشه ی قومی و جنگ شهری.

بررسی کارایی "سیاست، استراتژی، عملیات و تاکتیک" آفندی و پدافندی
تعیین تهاجمی و یا تدافعی بودن سیاست یک کشور، مسئله ایست که عمدتا به چشم اندازهای سیاسی آن کشور مربوط میشود.
اهداف استراتژی سیاسی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: الف) موازنه قوا 2) سلطه جویی
نوع اول، به دنبال دستیابی به امنیت نظامند بین المللی از طریق ووضعیتی منفی است که در آن هیچ کشور یا ائتلافی نمی توانند «قدرتی بیش از حد»بدست آورد و نوع دوم، بیانگر دستیابی یک جانبه به امنیت ملی پایدار، از طریق رسیدن به یک ارتباط نامتوازن قدرت میباشد.
استراتژی تهاجمی، حالتی از عملیات است که در آن درگیری به سمت و یا اطراف دشمن کشانده میشود و ممکن است با هدف خلع سلاح قطعی و قهر آمیز، یا ضربه زدن به توانایی و یا دلسرد کردنش از ادامه ی جنگ باشداستراتژی تهاجمی، همچنین بیانگر آن است که کشوری عزم خود را جزم کرده است تا از طریق در اختیار گیری ابتکار عمل، شرایط جنگ را تعیین نماید.
اما استراتژی تدافعی، حالتی از عملیات است که در آن دشمن وادار به برداشتن گام نخست میشود و از طریق اقداماتش، نیات خود را آشکار سازد. اگر استراتژی تدافعی درست به اجرا درآید، دشمن مجبور خواهد شد تا به توان هماورد خویش حمله ور شود، یا اینکه امید دستیابی به تصمیمی سریع از طریق جنگ را از سر بیرون کند.
بحث در زمینه ی موضوعات دفاعی به دلیل فقدان «زبان مشترکی»که به وسیله ی آن بتوان اهداف گوناگون سیاسی و یا نظامی را تشریح کرد، همچنان پیچیده و ناقص باقیمانده است.
مفهوم"کارایی استراتژیگ"، زبان مشترک مورد نظر را در اختیار ما قرار میدهد. این مفهوم، توجه خود را بیشتر به هدف و دشمن معطوف میدارد و متضمن منافعی است که میتوان از طریق جنگهای دریایی، زمینی، هوایی و فضایی به دست آورد؛ خواه نوع این جنگها تهاجمی باشد، خواه تدافعی.
کارایی استراتژیک را میتوان اثر نهایی بر روند و نتیجه ی جنگ دانست.
مضمون اصلی کارایی استراتژیک این است که علت اصلی توجه استراتژی و سیاست به تاکتیک (تهدید به استفاده و یا استفاده ی واقعی از هر گونه نیروی نظامی)، فقط به دلیل پیامدهای آن است.
برای مثال غرق کردن کشتی ها از بین بردن ماهواره ها و موشکهای بالستیک قاره پیمایی که در سیلوها ی زیرزمینی نگهداریی میشوند، به خودی خود نفع خاصی در بر ندارد. اما اگر این اقدامها، اثرات حایز اهمیتی بر توانایی یا تمایل دشمن برای ادامه ی جنگ داشته باشد، آن وقت است که قدم به دنیای کارایی استراتژیک و یا در حقیقت، پیامدهای استراتژیک نهاده ایم.
توان رزمی یک یگان نظامی، حال به هر اندازه و ویژگی که باشد، الزاما به معنی کارایی استراتژیک آن نیست. توان رزمی مفهومی است تاکتیکی نه استراتژیک. باید توان رزمی را مفهومی کمی و همچنین کیفی قلمداد کرد. به علاوه توان رزمی در شرایط اقلیمی خاص معنی می یابد و صرفنظر از اینکه تا چه حد از نقطه نظر کمی و کیفی بالا است، معمولا به لحاظ گستره از نظر ژئو استراتژیکی، محدود است.
مفهوم کارایی استراتژیک تحلیل گران را وادار می سازد تا اقدامات ممکن و نیات احتمالی دشمن را بررسی کنند. استراتژی، ایده ای دوجانبه است. وژگی دو پهلو ی آن، در بر دارنده ی برقراری توازن، میان امکانات و اهداف ملی و تعاملات رقابتی، میان عملکرد نیروهای خودی و دشمن است.
مسائل استراتژیک مسائلی هستند که به امکانات و اهداف مربوط میشوند. تنها از منظر استراتژیکی است که توصیف عملیاتها به عنوان تهاجمی یا تدافعی معنی پیدا میکند.
اگر یک تشکیلات دفاعی، مسئله ی سودمندی استراتژیک پیش بینی شده و کارایی استراتژیک مفروض در عملکرد تاکتیکی را ناچیز انگارد، به احتمال زیاد در صورت بروز جنگ یا پیدایش بحران، اسیب سختی خواهد دید. سیاستمدارن حرفه ای، به دلیل ماهیت تخصصشان، امور دفاعی را از دیدگاه غیر استراتژیکی مورد تعمق و بررسی قرار میدهند. سیاستمداران، مسائل دفاعی را از معضلاتی قلمداد میکنند که عمدتا به اموری چون اختصاص منابع محدود مالی به طرحههای نظامیمربوط میگردد. اما کار شناسان امور دفاعی، محافظان احتمالی آن نوع تشکیلات نظامی هستند که از لحاظ استراتژیکی بخردانه بوده و وظایف محوله به آن بر مبنای طرح هایی است که هم سو و سازگار با اهداف سیاسی است.
برای درک روابط موجود میان تهاجم و تدافع در جنگ و یا آمادگی نظامی برای بازدارندگی، باید استراتژی، عملیات و تاکتیک را جداگانه بررسی کرد.
(برای مثال ممکن است یک سبک تاکتیکی تهاجمی در دستیابی به پیروزی تهاجمی در صحنه ی نبرد کمک کند و در عین حال در خدمت یک استراتژی تدافعی باشد).
بد نیست گفته ی «کلازویتس»را به خاطر آوریم که گرچه آمادگی دفاعی و جنگ، هر یک از نظر سیاسی دارای منطقند، از نظر نظامی نیز دارای «قاعده» و ساختاری مختص به خویش هستند.
به هر حال، جزئیات نبرد و حتی انتخاب ترکیب های تاکتیکی مناسب، باید از نظر ساختار جنگ، دارای انسجام نظامی باشند و نه از لحاظ منطق سیاست.
جنگ محدود، به معنای تلاش محدود در جنگ نیست. سیاست و استراتژی تدافعی نیز نمی تواند تحمیل گر سبکی تدافعی در عملیات ها و تاکتیکها باشد.
از منظر سیاسی ممکن است اقداماتی که از نظر تاکتیکی، تهاجمی محسوب میشوند و بخاطر دلایل امنیتی احتیاطی اجرا شده باشند به عنوان شواهدی دال بر اهداف و مقاصد سیاست تهاجمی قلمدادد گردند. علاوه بر این، پی بردن به تفاوتهای میان پایندی به قابلیت«ضد تهاجمی»در سطح عملیاتی با اقدامات کاملا تهاجمی، جز از طریق شناسایی رد پاهای زود گذر جزئیات استقرار نیرو ممکن نیست.
اگر کشوری در میان اهداف جنگی خود، هدف مثبتی نیز در سر داشته باشد-یعنی اگر تنها به دفع یک متجاوز اکتفا نکند-باید در زمان مقتضی، دست به اقدامات تهاجمی زند.
مساله ای که همواره دولتمردان و رهبران نظامی را آزار میدهد این است که چگونه میتوان اقدامات تدافعی و تهاجمی را ترکیب نمود. گرچه داشتن حالتی تدافعی به معنای از دست دادن ابتکار عمل به نفع دشمن است، اما چنین حالتی حتی در سطح تاکتیکی جنگ به معنای داشتن حالتی انفعالی نیست. به آسانی میتوان «دفاع عامل» را از «دفاع غیر عامل» تشخیص داد؛ با این وجود، دفاع عامل ممکن است با توجه به میزان و نحوه ی عملکردش، به تدریج در زمره ی عملیاتهای تهاجمی قرار گیرد.

آفند و پدافند در جنگهای زمینی، دریایی و هوایی
ویژگیها و گستره ی جغرافیای فیزیکی یک کشور بر شیوه و اهداف جنگی آن تاثیر بسزایی میگذارد.
همانگونه که تطبیق فناوریهای جنگ، در هر دوره ی خاص اهمیت دارد؛ توان نظامی ویژه ی یک کشور نیز همواره در مقایسه با توان سایر کشورها از اهمیت بسیاری برخوردار است. با این وجود، جنگ ویژگیهای پایداری نیز دارد که در شرایط خاص به هر یک از محیطهای چهارگانه ی جغرافیایی بستگی دارد.
در جنگهای زمینی، دفاع عمدتا شکل برتر جنگ است. مدافع، صحنه ی نبرد را به خوبی میشناسد و قادر است آن را برای آغاز حمله آماده سازد و دشمن را وادار سازد تا با تحرکاتش، خود را در معرض دید قرار دهد و با مسیر تحرکاتش، نیات خود را آشکار سازد. همچنین اگر عرصه بر مدافع تنگ گردد و مورد حملات گسترده ی دشمن قرار گیرد، میتواند از خطوط مواصلاتی خویش کمک بگیرد؛ در صورتی که مهاجم مجبور است در صورت پیشرفت، بر طول مسیر پشتیبانی خویش بیفزاید(از این رو ممکن است دسترسی به کمک های پشتیبانی با تاخیر بیشتری صورت گیرد).
بر خلاف جنگهای زمینی در جنگهای دریایی، تهاجم معمولا شکل برتر جنگ است. صرفنظر از سنگر های مستحکم ساحلی یا دماغه های دریایی(گلوگاهها)، نیروی دریایی که از نظر تاکتیکی کم توان است، قادر نخواهد بود از پهنه ی دریا به عنوان موانع و عوارض دفاعی در مقابل دشمن استفاده کند. به استثنای نبرهای دریایی در دریا های بسته که میتوان با استفاده از نیروی نظامی مستقر در خشکی بر محیط دریایی مسلط شد؛ یک نیروی دریایی قدرتمند میتواند به راحتی صحنه نبرد دریایی را تحت سیطره ی خویش در آورد. پیوستگی و همگونی اقیانوسهاو توان تحرک بالا ی ناوها، بر کارایی تاکتیکهای تهاجمی در نبردهای دریایی به طور شایان توجهی می افزاید.
جنگهای هوایی شباهت بیشتری به جنگ دریایی دارد تا جنگ زمینی. محیط هوایی نییز مانند محیط دریایی نمی تواند برای دفاع مستحکم گردد. همچنین هواپیماهای جنگی که ماهیتا از قدرت تحرک زیادی در پهنه ی "اقیانوس هوایی"(air ocean) برخوردارند، در پایگاهای خود، حکم اهداف ثابت و متمرکز پیدا میکنند. در نهایت به این نتیجه میرسیم که تهاجم شکل برتر جنگ هوایی است؛ الته شرایط تاکتیکی و فناورانه میتوانند از عملی بودن این اصل بکاهد.

جاذبه ی استراتژی آفندی
استراتژی تهاجمی از موفقیت خویش جان میگیرد و باید بتواند به نحو احسن و با انعطاف پذیری خاص، ابتکار عمل را در دست گرفته و از آن حد اکثر استفاده را ببرد.
خواه کشوری فقط برای برخورد اولیه نبرد برنامه ریزی کرده باشد و پس از آن بصورت فرصت طلبانه عما نماید، و خواه خود را برای نبردی عظیم مهیا ساخته باشد؛ سبک تهاجمی باید همواره شرایط حاکم بر جنگ را در کنترل داشته باشد. در عملیات تهاجمی، حتی اگر سیاستها و استراتژی های کلی در مقام هدف، تدافعی باشد، مستلزم فعال سازی ذهن و هوشیاری در رفتار است وبه همین دلیل بسیار منطقی، در حرفه ی نظامی گری بسیار پر طرفدار است.

ادامه دارد...

تاریخ انتشار در سایت: ۱ خرداد ۱۳۸۷
نقش ها
نویسنده : حسین اژدر
مطالب
عناوین
رسته: 3