یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
یک روح در سه کالبد

برخی رفتارها و منش او در درجه اول در تعارض با شخصیت انقلابی‌اش به نظر می‌رسد و اینها الزامات دولتمرد و سیاست‌ورز در سطح ملی است.




ماندلا شخصی ذوابعاد است که ویژگی‌های متفاوت و حتی برخی مواقع متضاد دارد. همین مساله باعث شده تا بتوان از زوایای مختلفی شخصیت رهبر فقید مبارزه با نژادپرستی جهان را مورد مطالعه قرار داد. این مساله و مطالعه متفاوت در ایران شدت بیشتری هم دارد. بر این اساس در ایران تلقی و تعریف‌های متفاوتی از شخصیت ماندلا دیده می‌شود و گاهی این تفسیرها و قضاوت‌های گوناگون از شخصیت وی ناشی از مواضع و رفتارهای او در طول سال‌های زندگی نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی پس از فروپاشی رژیم آپارتاید است. بر این اساس در یک نگاه نلسون ماندلا می‌تواند شخصیتی انقلابی تبیین شود و از جهتی دیگر فردی محافظه کار. از یک بعد، شخصیتی ملی تعریف می‌شود و از زاویه‌ای دیگر، انسانی فراملی. از جهتی شخصیتی استعمار ستیز است و در عین حال به نوعی با شخصیت‌های مسلط و قدرتمند در پی ‌سازش و مصالحه. در یک نگاه ضد نژادپرستی است و در بعد دیگری با برخی دولت‌هایی که خود نژادپرست هستند هم تعامل دارد.

این گونا‌گونی باعث شده تا هر یک از ملی‌گرایان، انقلابیون و فراملی‌گرایان، ماندلا را بر اساس ویژگی‌های مختلفی که دارد مورد ارزیابی قرار دهند. بر این اساس برخی با تمجید از ویژگی‌های انقلابی وی، روی این وجه او تمرکز می‌کنند. بعضی دیگر از افرادی که در خود آفریقای جنوبی حضور دارند به واسطه نقشی که در آن کشور و کل قاره آفریقا داشته از آن نظر او را مورد توجه و مطالعه قرار می‌دهند. فراملی‌گرایان به نوع دیگری شخصیت فراملی او را مورد تاکید قرار می‌دهند و با عنایت به این مشخصه نلسون ماندلا، وی را مورد تحسین و تمجید قرار می‌دهند. در نتیجه و بر اساس همین تلقی‌های متفاوت، انقلابیون مواضع محافظه‌کارانه وی را نقد می‌کنند و فراملی‌گرایان تعلقات ملی این شخصیت را مورد انتقاد قرار می‌دهند و طبیعتا جریان‌های محافظه کار، او را به سبب برخی خشونت‌ها و شیوه‌های مبارزه خشونت‌طلبانه در زمان زندان بر نمی‌تابند و آن را با نقدهایی روبه‌رو می‌سازند. بر این اساس این برداشتی کلی است که به ویژه در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است، هر چند چنین سبک مطالعه و توجهی در جهان مورد نظر نبوده و نیست. اما در ایران از ماندلا شخصیت‌ها، تفسیرها و تلقی‌های متفاوتی در این راستا وجود دارد. بنابراین می‌توان چنین اشعار داشت که برند چایزه صلح نوبل، سه جلوه در طول حیات خود داشته و از سه بعد شخصیتی‌اش قابل بررسی و مطالعه است.

ماندلای انقلابی
اگر بخواهیم نگاه و مطالعه‌ای منطقی در مسیر زندگی نلسون ماندلا داشته باشیم، در یک برهه از زمان او شخصیتی انقلابی و انقلاب‌گرا دارد و از این مسیر عبور می‌کند. ناگفته پیداست که ورود در این عرصه الزامات و استلزامات خاصی را طلب می‌کند که مختص فضا و شرایط انقلابی است و وقتی فردی در این حوزه قرار گرفته باید ضمایم آن را نیز بپذیرد. به عنوان مثال، مبارزه با تبعیض نژادی، مبارزه با استعمار و مقابله با نظم سیاسی آپارتاید مستقر حتی تا مرز استفاده از خشونت در زمره این استلزامات تبیین می‌شود. به عبارت دیگر حضور در این فضای انقلابی سبب می‌شود که ماندلای انقلابی به شدت علیه تبعیض نژادی مبارزه کند و این مبارزه حتی او را تا مرز خشونت هم همراهی می‌کند. عدالت‌طلبی، استعمار ستیزی، تبعیض ستیزی و آزادی‌خواهی از جمله ویژگی‌های ماندلای انقلابی است. هر چند روح حاکم بر شخصیت ماندلا پرهیز از خشونت و استفاده بی‌حد و مرز از زور و خشونت است ولی باید توجه داشت این جلوه از شخصیت ماندلا ناشی از منطق انقلاب و عنصر انقلابی‌گری است.

ماندلای ملی یا ماندلای دولتمرد
بعد دوم شخصیت نلسون ماندلا با انتخاب به عنوان رئیس جمهور این کشور بروز و ظهور می‌یابد. در این شرایط با توجه به اینکه او در مقام رئیس دولت آفریقای جنوبی قرار دارد طبیعی است که از منطق دولت ملی به بیان مواضع و دیدگاه‌های خود بپردازد. در این راستا رفتارها و منش او در درجه اول در تعارض با شخصیت انقلابی‌اش به نظر می‌رسد و اینها الزامات دولتمرد و سیاست‌ورز در سطح ملی است. از این موارد می‌توان به تلاش برای تشکیل و تثبیت نظم سیاسی در قالب دولت وحدت ملی اشاره کرد. بیهی است که یکی از مهم‌ترین رسالت‌هایی که ماندلا پس از تکیه زدن بر مسند ریاست جمهوری دولت آفریقای جنوبی عهده‌دار است، بدین شرح است که بتواند دولت-ملتی را تثبیت و تدوین نماید، طبیعتا این امر مستلزم وحدت و وفاق ملی است و بدون ملحوظ‌داشتن این مولفه‌ها حصول به چنین امری ناممکن می‌نماید. از سوی دیگر تلاش در جهت بیشینه‌نمودن منافع ملی کشور دیگر مسئله‌ای است که ماندلا باید در مقام رئیس دولت آن را در دستور کار خود قرار دهد.

بر این اساس ماندلای رئیس جمهور باید سعی کند اقداماتی را در دستور کار قرار هد که وحدت ملی را در این کشور فزونی بخشد. پس از فروپاشی نظم سیاسی سابق و پی‌ریزی سیستم جدید دموکراسی، ایشان وظیفه دارند که این روند را مدیریت کنند و طبیعتا و در این پروسه خیلی‌ها از این روند راضی نخواهند بود، در نتیجه نوعی مصالحه ملی، سازش ملی و حتی همزیستی با کسانی که تا دیروز با آنها مبارزه می‌کردند ضروری است. بر این اساس در این پروسه باید فرآیند ملت‌ساز با اکثریت سیاه‌پوست و اقلیت سفید انجام پذیرد، باید توجه داشت این تغییر نظام سیاسی که باعث شده اکثریتی که سلطه بوده و امروز می‌خواهند در حاکمیت قرار گیرد، حالا طبیعتا باید با کسانی مراوده داشته باشند که تا دیروز بر آنها مسلط بوده و با آنها مبارزه می‌کردند اینها لزوم تسامح و تساهل با نژادپرستان است، این روند ایجاب می‌کند حتی با دشمنان پیشین هم همکاری صورت پذیرد و ماندلای قبلی بر اساس منطق دولت ملی باید با تساهل با کسانی برخورد کند که زندان‌بان او بودند و او با آنها می‌جنگیده است. بدیهی است که این روند خشم انقلابیون سابق را برانگیزد و اکثریت سیاه‌پوستی که تا دیروز در حال مبارزه بودند از این مشی خشنود نباشند... . فراملی‌گرایان انقلابی که ماندلای انقلابی الگویشان بوده شاید این منطق ماندلای ملی را نپذیرند و اینها مصائبی است که وجه انقلابی نلسون با آن مواجه می‌گردد.

ماندلای فراملی
ماندلا پس از واگذاری ریاست جمهوری به عنوان شخصیت فراملی و بین‌المللی مورد طرح و بحث واقع شد. در این جایگاه طبیعی است که او باید از منطق جهان‌وطنی پیروی کند و جهان‌وطن‌گرایی یا همان فراملی‌گرایی را در دستور کار خود قرار دهد طبیعتاً این روند مستلزم پیگیری رفتار و منطق خاصی است، از جمله پیگیری آرمان‌ها و خواسته‌های بشری به صورت مسالمت‌آمیز، تعقیب مصالح بشری بر پایه نوع بشر، تلاش برای جلب رضایت و حمایت ملت‌ها و نژادها و فرهنگ‌ها، صلح طلبی و نفی خشونت و به هر قیمت و همچنین تقدم صلح بر سایر ارزشها. بر این اساس در این برهه است که شخصیت مسالمت‌جو و محافظه کار در نلسون ماندلا نمود عینی می‌یابد. البته باید توجه داشت که منطق فراملی‌گرایی هم الزاماتی دارد که این ماندلا باید بر آن ملتزم باشد. بر این اساس به چند مورد از این مولفه‌ها می‌توان اشاره کرد. فراروی از اهداف انقلابی، ملی و حتی منطقه‌ای آفریقا؛ ماندلای جهانی بر اساس منطق فراملی‌گرایی باید فراتر از اهداف انقلابی، ملی و منطقه‌ای عمل نماید فراموشی و کنار گذاشتن اقدامات دولت‌های استعمارگری که حامی رژیم آپارتاید بودند و همزیستی با عاملان نژادپرستی در آپارتاید دیگر مسئله‌ای است که در این راستا باید مورد توجه قرار گیرد. تاکید بر تکثر و تنوع مذهبی هم دیگر عاملی است که در زمره الزامات منطق فراملی‌گرایی است که در برهه‌ای شخصیت‌ ماندلا در آن جلوه می‌کند. تمامی این مواردی که ذکر شد طبیعتاً پیامدهایی را با خود به همراه خواهد داشت. مثلاً می‌توان گفت شخصیت فراملی ماندلا می‌تواند نقد و حتی اعتراض جمعی از انقلابیون ملی‌گرا را برانگیزد. از طرف دیگر طبیعی است که قدرت‌های مسلط که از قبل حامی رژیم آپارتاید بودند در شرایطی که شخصیت فراملی ماندلا نمایان شده او را تحسین کنند. همچنین تشویق و تحسین صلح‌گرایان هم در این وادی نمودار خواهد شد چرا که ایشان در صحنه بین‌الملل ارزش صلح را بر تمامی ارزش‌های دیگر برتری دادند.

بنابراین در پایان باید باز هم اشاره داشت که ماندلا در این سه وجه قابل مطالعه است و در هر یک از این وجوه می‌تواند برای دسته و جریان الگو باشد. الگوی یک رهبر انقلابی، رهبر ملی یا یک سمبل صلح بین‌المللی و فراملی.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/98444 (Sun Nov 19 06:45:41 2017)