پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
جان هیک، تعصبات دینی و خشونتهای تاریخی

جان هیک پس از بررسی کلیه اندیشه های هستی شناختی ارائه شده تا حال حاضر‌، به این نتیجه می رسد که هیچ معرفت یقینی وجود ندارد. در اینجا، به بررسی دیدگاه او، درباره بازتاب خطرناک تعصبات ناشی از آیینها در طول تاریخ می پردازیم.
وی معتقد است؛ تجربه دینی و عرفانی ضرورتا" نوعی پاسخ به ذات متعال نیست بلکه می تواند توهم بشری و گاهی فریب و توهم بشری بسیار خطرناکی باشد. برخی جنبشهای جدید و معاصر کوچک مذهبی یا کیش و آیینها برای مثال، بر پایه توهماتی استوار بوده اند که اغلب برای هواداران خود آنها، گاهی برای دیگران و گاهی هم برای هر دو بسیار خطرناک بوده اند. وی سپس به ارائه موارد مستندی در این باره می پردازد.
در سال 1978 حدود نهصد زن، مرد و بچه در آمیزه ای از قتل و خودکشی جمعی، تحت رهبری پر جذبه پدر روحانی جیم جونز در جونز تاون واقع در جمهوری گویان جان خود را از دست دادند. در سال 1987 اجساد سی و سه نفر که عضو گروهی مذهبی، در کره جنوبی بودند، در اتاق زیر شیروانی کارخانه ای ظاهرا" پس از پیمان خودکشی-قتل در یونگین، نزدیک سئول یافت شد. در سال 1993 دیوید کورش و حدود هشتاد عضو فرقه داویدیان طی حمله ناشیانه پلیس به مزرعه آنها واقع در واکو، واقع در ایالت تگزاس در آتش سوختند. در سال 1994 پنجاه و سه عضو فرقه معبد خورشیدی در مراسم قتل-خودکشی همزمان در فرانسه و کانادا جان باختند. در سال 1995 فرقه اوم شین ریکیو در قطار زیرزمینی توکیو، گاز سارین انداختند که نتیجه آن، مرگ دوازده تن و هزاران مورد بیماری بود. در همین سال، شانزده جسد سوخته اعضای فرقه معبد خورشیدی، در جنگلی در جنوب غربی فرانسه و پنج جسد دیگر در سال 1997 ظاهرا" در پیمان خودکشی در شهری کوچک، در کبک در کانادا پیدا شد. در سال 1997 خودکشی فجیع اعضای گروه آسمان در خانه اعیانی مجللی، نزدیک سان دیه گو در ایالت کالیفرنیا اتفاق افتاد. دراوائل 1998 پلیس از ارتکاب خودکشی جمعی گروهی از همین فرقه یا فرقه ای مشابه در جزیره قناری در تنریف ممانعت به عمل آورد.
در چنین مواردی، عقل سلیم هم عملی و هم اخلاقی به یکسان افراد مذهبی و غیر مذهبی را قادر می گرداند که مطمئن باشند، رهبران و پیروان آنها به گونه ای خطرناک، دچار توهم بوده اند. اما ایمان آنها که در وسیع ترین معنا، ایمان دینی بود؛ باید به شیوه هایی بازتاب یافته باشد که در آن، آنها حیات و رویدادهای اطراف خود را تجربه می کردند و این آشکارا تجربه ای وهم آمیز بود.
در ادامه، جان هیک به بررسی نقش ادیان بزرگ در رویدادهایی اینچنینی می پردازد. وی معتقد است، اگر چه آسیب وارده از سوی برخی کیشها و فرقه ها معمولا" (هر چند نه همواره ) مربوط به پیروان آنها بوده است، ادیان بزرگ با قدرت بس عظیم ترآنها بر شمار بسیار بیشتری از مردم، مسبب شر و بلا در مقیاس خیلی وسیعتر بوده اند. حتی بودیسم، در قرن اول قبل از میلاد مسیح، برای حمایت از تهاجم به سریلانکا توسط پادشاهان بودایی در سرزمین اصلی هند مورد استفاده قرار می گرفت. در واقع در هر جنگی که تا بحال انجام گرفته است، هر یک از طرفین منازعه بر این باور بوده اند که خدا در کنار آنها بوده است. به نظر می رسد تنها آرمانی که خداوند واقعا" از آن حمایت می کند، صنعت اسلحه سازی است!
قرن بیستم شاهد شمار وسیعی از مردان جوان بسیاری از ملتها هم در شرق و هم در غرب بوده است که گرفتار وابستگیهای شدیدا" مذهبی بوده اند که به آنها این جرأت را بخشیده است که حتی علیه غیر نظامیان بی پناه، مرتکب شقاوت و خشونت بیرحمانه شوند. در شماری از ددمنشانه ترین منازعات نیمه آخر قرن بیستم، وفاداریهای مذهبی، بعد دینی توجیه گرانه ای به این منازعات بخشیده اند. به طوری که دین، تیرکی را فراهم ساخته است که دو سوی منازعه پرچمهای خود را بر روی آن نصب کرده اند. زیرا همانطور که پاسکال گفت؛ انسانها هرگز به طور کامل و با اشتیاق، مانند موقعی که آنان شرارتی را از روی اعتقاد دینی انجام می دهند، مرتکب شرارت نمی شوند.
نمونه هایی از این دست، فراوان هستند: جنگهای اعراب و یهودیان در اسرائیل، فلستین و لبنان؛ جنگ طولانی و پر هزینه بین ایران (شیعی) و عراق (سنی)؛ منازعات صربها (ارتودکس مسیحی) و بوسنی و کوزوو؛ آلبانیایی ها (مسلمان) در یوگوسلاوی سابق؛ نسلهای متوالی خشونت بین کاتولیکها و پروتستانها در ایرلند جنوبی؛ درگیری مستمر در سودان و. . . در جنگهای صلیبی قرنهای یازدهم تا سیزدهم شوالیه های مسیحی با دعای خیر پاپ و اسقفهای محلی به دنبال شهرت و پول حاصل از ذخایر خیالی اورشلیم و اشتیاق برای تحصیل آمرزش، در این جهاد مقدس با لشگریان خود بدان سو تاختند. آنان نخست یهودیان را در شهرهایی که وارد می شدند، قتل عام می کردند. سپس دورتر، در شرق به کشتار مسیحیان یونانی پرداختند و سرانجام با چنان توحشی به قتل عام مسلمانان پرداختند که از آن زمان، بر روابط میان مسیحیت و اسلام، سایه افکنده است. و البته کشورهای مسلمان، معامله به مثل کردند به طوری که در دو قرن جنگ متناوب، هر دو طرف شرارتهای به یکسان وحشتناکی را مرتکب شدند. این واقعه که چند نسل به طول انجامید و اروپای مسیحی آن را آغاز نمود، کاملا" ناموجه و در نهایت از لحاظ سیاسی بی معنی بود.
در بسیاری از خشونتهای تاریخی، انگیزه های نیرومند بهره کشی اقتصادی، توسعه تجاری، افزایش قدرت سیاسی، حرص و آز و جاه طلبی فردی وجود داشت که همه آنها در آگاهی جمعی، با نوعی منطق دینی نژادپرستانه پوشانده شده بود.
جان هیک در ادامه، به بررسی نابهنجاریهای بی آزار ناشی از تجربه های عرفانی می پردازد و چنین نتیجه گیری می کند که: این نوع تجربه های پرجذبه جنبه های مهمی دارد. در حالی که این جنبشها ممکن است واقعا" برای برخی مفید باشند، اما اغلب فردگرایانه و درونگرا هستند و بر قداست شخصی تمرکز می کنند که می تواند، توجه را از موضوعات عدالت اجتماعی و بی عدالتی هم در سطح ملی و هم بین المللی منحرف سازد. از این لحاظ آنها کاملا" با توصیف دین، به عنوان افیون توده ها جور در می آیند. آنها همچنین، عموما" خردستیز، تحقیر کننده تفکر دقیق، انسجام عقلی و اندیشه انتقادی هستند وبنابراین هواداران آنها غالبا" زودباور، بی دفاع در مقابل رهبران فره مند و مستعد پذیرش حقایق مطلق اما توجیه ناپذیر هستند. چنین حقایق مطلق توجیه ناپذیری، اغلب شامل باور به قدرت روحی یا الهامات خاص است.
همه این موارد، اما به ویژه مواردی که متضمن شرور عظیم تاریخی هستند، به غایت روشن می گرداند که معیار خاصی مورد نیاز است که به واسطه آن بتوان میان اشکال معتبر دینی و عرفانی و اشکال فریب آمیز فرق گذاشت. این معیار چیست؟ ما چگونه می توانیم میان تجربه های دینی واقعی که پاسخ شناختاری به ذات متعال هستند و تجربه های فریب آمیز فرق بگذاریم؟
معیار اصلی، تنها می تواند تاثیر دگرگون کننده بلند مدت بر روی تجربه کننده باشد. تجربه ای بسیار کوتاه یا تجربه ای که دقایقی یا حتی ساعتها دوام دارد، تنها هنگامی اهمیت دارد که معنای آن در حیات در حال تکوین ما آمیخته شود. اگر مانند مورد عرفای بزرگ، حالات تبدل یافته آگاهی آنها، تاثیری دگرگون کننده و نیرو بخش در حیات آنان داشته باشد و به محوریابی نیرومندتر در خدا، امر قدسی، واقعیت مطلق و محبت و حس شفقت عظیم تر نسبت به همنوعانشان بینجامد، این گواه گشودگی آنها در مقابل ذات متعال است؛ امری که در درون هر یک از ادیان بزرگ مورد پذیرش است.

http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/8527 (Thu May 17 10:23:42 2012)