جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
اتصال به «شعور کیهانی»

اساسی ترین موضوع در عرفان حلقه، اتصال به حلقه های شبکه شعور کیهانی است. بزرگ ترین ارمغانی که عرفان حلقه به پیروان خود می بخشد و مدعی است که با این ارمغان پیروانش را در مسیر عرفان عملی قرار می دهد و پیش می برد، همین اتصالات است!
اما شعور کیهانی چیست؟ اتصال به آن چه معنایی دارد؟ و چگونه این اتصال افراد را درمسیرعرفان عملی قرارمی دهد؟ این پرسش های اساسی برای تمامی کسانی که فرصت تأمل روی گفته و نوشته های عرفان حلقه را به خودشان می دهند، پیش می آید. دراین مقاله کوتاه که از سایت برهان انتخاب شده به نقد و بررسی این پرسش ها، پاسخ ها و ادعاهایی که از منابع عرفان حلقه برای آن ها به دست می آید، می پردازیم.


شعور کیهانی
از دیدگاه عرفان حلقه، شعور کیهانی هوشمندی نهفته درجهان مادی است. به این معنا که اگر از منظر فیزیک کوآنتوم جهان مادی به واقع انرژی است، از منظر عرفان حلقه جهان مادی از شعور آفریده شده و حقیقتاً شعور است.
«جهان هستی مادی از شعور آفریده شده وتمامی اجزا و ذرات آن شعور هستند. »(انسان از منظری دیگر. ص 69)
با این وصف شعور کیهانی حقیقتی متعالی نیست، بلکه جوهره اصلی این جهان است که تمامی جهان مادی از آن درست شده است. شعور کیهانی درحقیقت میلی درونی است که هر ذره را به رقص و حرکت وادار می کند؛ (انسان از منظری دیگر. ص 59) وحقیقتی را که به صورت ماده به نظر ما می رسد، پویا می سازد.
جهان مادی اگر چه به واقع همان طور که می بینیم به نظر ما می رسد، اما درحقیقت شعور است و از ذرات و اجزای شعوری تشکیل شده است و عرفان حلقه می کوشد تا مردم را به این شعور متصل کند. از نظر حلقه این شعور همان رحمت عام خداست که تمامی موجودات را فراگرفته و اتصال با آن، راه خداشناسی است. (انسان از منظری دیگر ص 15تا 18) با این وصف دراساس نامه عرفان حلقه آمده است که شعور کیهانی یا هوشمندی الهی شامل دو شبکه منفی و مثبت است. (عرفان (کیهانی حلقه) ص 93).
اگر شبکه شعور کیهانی را به تعبیر عرفان حلقه رحمت عام خدا بدانیم یا شعور الهی بدانیم مشتمل برجنبه های منفی و مثبت پنداشتن آن خطایی فاحش و سقوطی سخت در راه خداشناسی است. اساساً رحمت منفی یا شعور منفی در عالم وجود ندارد. به خصوص آن گاه که به خداوند نسبت داده می شود. قهر خداوند منفی نیست بلکه عملکرد بنده، منفی است که او را سزاوار قهر الهی می سازد.
قهر خداوند کاملا مثبت است و از حکمت، قدرت و عدالت او جاری می شود.
کسانی که از رحمت خداوند برخوردار می گردند منفی یا مثبت عمل می کنند.
فرصتی که خداوند به شیطان داد، منفی نیست بلکه او و عملش با تباه کردن این فرصت منفی می شوند و در شقاوت خود بیش تر و بیش تر فرو می روند.
شعور منفی وجود ندارد، از دیدگاه قرآن کریم موجودات عالم یا با شعوراند و یا بی شعور. البته کسانی که درشمار از گروه اول نیستند، ممکن است شعور الهی را منفی تصور کنند و متوجه نشوند که مشکل درخودشان است. زیرا به طور معمول حب ذات باعث می شود که انسان نقایص خود را نبیند و متوجه اشکالات خود نشود. آمار برهان های قاطع و نشانه های روشن تأیید می کند که هوشمندی الهی سراسر مثبت است و رحمت عام وخاص او سراسر خیر و روشنایی است، اما کسانی هستند که از شعور الهی کناره می گیرند و از رحمت او به درستی بهره نمی برند، در شبکه منفی قرارمی گیرند.
خداشناسی، چگونه؟
پرسش دیگر این است که عرفان حلقه درجست وجوی خداشناسی و ارتباط با خداست و یا به شعور کیهانی سرگرم شده است؟
تبیینی که از خداشناسی و راه خداشناسی درعرفان حلقه وجود دارد این است: «عرفان کیهانی(حلقه)، شعور الهی را به طور نظری و عملی ثابت نموده، از این راه وجود صاحب این هوشمندی یعنی خداوند را به اثبات می رساند و درواقع این عرفان، منجر به خداشناسی عملی می گردد. » (عرفان کیهانی (حلقه) ص. 71 نیز انسان از منظری دیگرص 94)
این تبیین از خداشناسی بسیار ناقص و در راه خداشناسی ناکام کننده است. بسیاری از مادی گرایان که منکر وجود خدا هستند، شعور کیهانی را می پذیرند و معتقدند که ماده خود، هوشمند است و اگر درعالم نظم و تدبیری دیده می شود، سرچشمه ای فراتر از همین عالم مادی ندارد. تئوری شعورمندی عالم در سده های اخیر از سوی کسانی بازتولید و مطرح شده که منبع هوشمندی فراتر از طبیعت را نفی می کنند و برای توجیه تدبیر و حکمتی که درجهان جاری است، به خود مختار بودن و شعورمندی ماده، معتقد شده اند.
بنابراین کسی که خداوند را نشناخته باشد، یا تبیین هایی که درعرفان حلقه وجود دارد در خداشناسی خود ثابت قدم می شود، نه این که خداشناسی برسد، هرچقدر هم که شعور کیهانی درعمل بیش تر اثر بگذارد، درافراد بی ایمان به خدا، ایمان به شعور هستی مادی بیش تر می شود، نه ایمان به الله تبارک و تعالی.
استفاده از تعابیری مثل این که شعور کیهانی «یدالله» و «حبل الله» است، موجب معرفت خداوند، ایمان به او یا تقویت باور نمی شود. انسان می تواند با معرفت عقلانی و سپس بر افروختن آتش عشق الهی به سوی او برود. معرفت عقلانی که منطق روشن، برهان محکم و توصیف درست از اسما و صفات الهی را می خواهد. شناخت، مقدمه عشق است، کسی که با قلب پاک او را بشناسد، عشق به او را تجربه خواهد کرد و عشق الهی وجودش را فراخواهد گرفت.
براهین خردپسند و یا دست کم اقناع عقلی درمورد معرفت خداوند می تواند بسیاری از آشفتگی های ذهنی را در راه معرفت به سامان آورد، اما درعرفان حلقه از این ظرفیت استفاده نمی شود. زمینه سازی برای کشف و شهود و چشیدن عشق الهی درهیچ یک از تعالیم عرفان عملی حلقه دیده نمی شود. تنها یک اتصال است که قراراست درهای معرفت را بگشاید و بدون عمل عرفان عملی را به ارمغان آورد.
عرفان حلقه همه راه های معرفت و عشق الهی را بسته است. نه با منطق و عقل عبودیت کاری دارد و نه از توصیف صفات الاهی چنان که در قرآن کریم و سایر کتاب های آسمانی آمده بهره می برد. نسبت به دین داری و بی دینی، پرهیزکاری و خیانت کاری، پاکی و ناپاکی هم بی تفاوت است. (انسان از منظری دیگر. ص 15، عرفان کیهانی، ص 102) پس چگونه می تواند خداشناسی را محقق کند؟

خداشناسی فرعی بر شناخت و پیوند با شعور کیهانی
تکیه گاه عرفان حلقه، شعور کیهانی است و خداوند طفیل بحث از شعور کیهانی مورد اشاره قرار می گیرد. «همه انسان ها می توانند در هوشمندی و شعور حاکم بر جهان هستی به توافق و اشتراک نظر رسیده، پس از آزمایش و اثبات آن، به صاحب این هوشمندی که خداوند می باشد، برسند. » (عرفان کیهانی. ص 58)
در این مجموعه از اصول و آموزه ها، ناشناختنی پنداشتن خداوند به کمک جایگزینی شعور کیهانی و کنار گذاشتن، کم رنگ کردن معرفت خدا و عشق به او آمده است و به این ترتیب تمام تکیه این عرفان از خداوند به شعور کیهانی که شعور هستی مادی است، منتقل و محدود می شود.
«انسان نمی تواند عاشق خدا شود، زیرا انسان از هیچ طریقی قادر به فهم او نیست و در حقیقت خدا عاشق انسان می شود و انسان معشوق می باشدو مشمول عشق الهی و انسان می تواند فقط عاشق تجلیات الاهی، یعنی مظاهر جهان هستی شود. » (عرفان کیهانی. ص 124) و «تجلیات الاهی - شعور کیهانی» (عرفان کیهانی. ص 63)
بنابر این انسان تنها می تواند هوشمندی هستی مادی را بشناسد و به آن عشق بورزد. این شالوده غیرالهی که به لحاظ روشی بر روی یافتن قدرت درمانگری به عنوان راه خداشناسی تکیه می کند، در مقام هدف گذاری کاملا از خداوند دور شده و این طور بیان می دارد که:
«درمانگری، به عنوان یک روش تجربی برای درک عرفانی موضوع کمال، در راه رسیدن به اهداف زیر مورد استفاده قرار می گیرد: - شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی حاکم بر جهان هستی (شعور الهی) - رهایی از گرفتاری در خویشتن - خدمت به خلق و انجام عبادت عملی - شناختن گنج درون و توانایی های ماورایی - انسان شناسی (به عنوان بخشی از خودشناسی) - حرکت در جهت نزدیکی به دیگران و فراهم نمودن امکان وحدت» (عرفان کیهانی. ص 106 و 107)
در این اصل از اساس نامه حلقه که به هدف گذاری مربوط می شود، محوریت هوشمندی هستی مادی یا شعور کیهانی به صورت انحصار اهداف در گرایش به قدرت های ماورایی، استفاده عملی از قدرت هوشمندی کیهانی و نزدیکی انسان ها به هم بروز پیدا کرده است. نکته مهم و قابل توجه در این اهداف این است که هیچ نامی از خداوند برده نمی شود و قدرت شعور کیهانی نقش اصلی را در آن پیدا کرده است.
با این که این اهداف نوعی خود مداری و انسان محوری را به نمایش می گذارد، اما تحلیل این اهداف در بافت کلی اصول و آموزه های عرفان حلقه، محوریت شعور کیهانی را نشان می دهد. تکیه به شعور کیهانی به جای تکیه به خداوند، مبانی انسان شناسی حلقه را تحت تأثیر قرار داده است. از نظر آن ها انسان فراتر از وجود شخصی خود در بستر هستی مادی، شعور و انرژی کیهانی تعریف می شود.
«فراکل نگری» نگرشی است نسبت به انسان که در آن انسان به عظمت و وسعت جهان هستی دیده می شود. در این دیدگاه، انسان متشکل است از کالبدهای مختلف مبدل های انرژی، کانال های انرژی، حوزه های انرژی، شعور سلولی، فرکانس ملکولی و... و بی نهایت اجزای متشکل ناشناخته دیگر» (عرفان کیهانی. ص 109)
در این تعریف جنبه های متعالی و روحانی انسان به عنوان ملاک خلیفه الهی بر روی زمین، به هیچ وجه ملاحظه نشده و تنها بعد مادی او در قالب سلول، مولکول، کانال ها، فرکانس های انرژی و شعور سلولی مورد توجه قرارگرفته است.

حذف باورها و تمامی مقدسات
عرفان عملی حلقه، بر اتصال یا شعور کیهانی بنا شده است و همان طور که گفته شد، این اتصال را موجب خداشناسی عملی معرفی می کنند. حالا نوبت به پاسخ این پرسش می رسد که این اتصال چیست و چگونه امکان پذیر است؟
در عرفان حلقه، اعتقاد بر این است که اتصال با شعور کیهانی هیچ شرط و خصوصیتی ندارد و همه می توانند به آن متصل شوند و پای در راه عرفان عملی گذارند. زیرا شعور کیهانی رحمت عام خداوند و در برگیرنده تمامی انسان هاست، با صرف نظر از خوبی و بدی، پاکی و ناپاکی، دین و مذهب و غیره...
«نظر به این که شعور الهی نیاز به هیچ مکملی ندارد، لذا چیزی تحت هر نام و عنوان، قابل اضافه کردن به آن نبوده و این موضوع به راحتی قابل اثبات می باشد؛ چرا که با حذف عامل اضافه شده، مشاهده می شود که حلقه وحدت هم چنان عمل می نماید واین خود رسواکننده بدعت گذاران و متقلبان خواهد بود. که در دل این رابطه برای تشخیص حق از باطل وجود دارد. در این رابطه، هیچ گونه بدعتی پذیرفته نیست و فقط نشان دهنده میل فرد به خودنمایی و مطرح نمودن خود می باشد. » (عرفان کیهانی (حلقه) ص103)
با این عقیده مبنی بر این که در پیوند با حلقه های شعور کیهانی در صورت حذف عوامل زاید اشکالی در کارکرد حلقه ها ایجاد نمی شود، در دوره های آموزشی عرفان حلقه موضوع توسل به معصومین و زیارت حرم های مقدس و دعاهای مربوط، مورد نفی و نکوهش قرار می گیرد. زیارت از نظر آن ها مکان پرستی و توسل شخص پرستی، روح پرستی و مرده پرستی است: فرقه حلقه حتی تکریم قرآن کریم را کتاب پرستی می پندارد و از خواندن آن که شفا و رحمت است، بر بالین بیماران جلوگیری می کند. چنان که در اصل دیگری از اساس نامه آن ها، آمده است. (عرفان کیهانی (حلقه)، ص119 و 120)
اعضای این فرقه گاهی می گویند ما اگر از توسل به پیامبر و خاندانش یا قرآن نهی می کنیم برای این است که استفاده ابزاری از آن ها شایسته نیست. در حالی که با تأکید بر منزلت شعور کیهانی و نقش بی بدیل آن در واسطه گری میان انسان و خدا، شفا جستن از آن را ناشایست نمی دانند. پرسش این است که حذف قرآن و عترت از رابطه میان انسان با خدا برای تکریم آن هاست یا ایجاد تغییر در باورها و شکستن ارکان دین؟ به خصوص آن جا که آقای «طاهری» در پاسخ به پرسشی در این باره می گویند:
«ائمه اطهار مثل مال، زن و فرزند ممکن است در نظر ناظری تجلیات زیبای الهی برای تسهیل در مسیر کمال باشند و می توانند هر یک برای وی به من دون الله تبدیل شوند. » (نتیجه امواج تهاجم. ص49)
آیا به راستی نقش و منزلت اهل بیت و رسول خدا همین است و آن ها هیچ کارکرد ویژه ای در هدایت انسان ها در جهت بسط تعالیم الاهی در فرهنگ بشری ندارند؟

عرفان و اتصالات
حالا برفرض صحت این حرفها که پاکان و ناپاکان اگر بخواهند از رحمانیت برخوردار شوند، هیچ افزوده ای به شعور کیهانی و حلقه های رحمانی لازم نیست و هرچه به میان آید بدعت گذاری و تقلب است. درجایی از مانیفست عرفان حلقه، این طور می خوانیم:
«برای بهره برداری از عرفان عملی عرفان کیهانی (حلقه)، نیاز به ایجاد اتصال به حلقه های متعدد شبکه شعور کیهانی می باشد و این اتصالات، اصل لاینفک این شاخه عرفانی است. جهت تحقق بخشیدن به هرمبحث در عرفان عملی، نیاز به حلقه خاص و حفاظ های خاص آن حلقه می باشد. اتصال به دو دسته کاربران و مربیان ارائه می شوند که تفویضی بوده، در قبال مکتوب نمودن سوگندنامه های مربوط، به آنان تفویض می گردد. تفویض ها، توسط مرکزیت که کنترل و هدایت کننده جریان عرفان کیهانی (حلقه) می باشد، انجام می گیرد. » (عرفان کیهانی (حلقه)، ص80)
به این ترتیب مرکزیت عرفان حلقه تنها راه ارتباط با رحمت عام الهی است! و مربیان عرفان حلقه که اتصال را از مرکز عرفان حلقه دریافت کرده اند می توانند آن را به دیگران انتقال دهند. یعنی اتصال به رحمت عام الهی با وساطت فیض در سلسله مراتب عرفان حلقه امکان-پذیر است! با این وصف، یک مربی عرفان حلقه اگر چه دروغ گو باشد و یا خود را به ناپاکی های دیگر بیالاید، چون اتصال به رحمت عام الهی فراتر از این قیدهاست و او اتصال را از مرکزیت و سلسله مراتب عرفان حلقه دریافت کرده و اجازه تفویض را هم گرفته است، می تواند به هرکاری دست بزند.

نتیجه گیری
بنابراین رحمت عام الهی با اجازه مرکزیت عرفان حلقه در دسترس بندگان خدا قرارمی گیرد و دراین بین نقش و تاثیر قرآن، پیامبران، اهل بیت، اخلاق، پاکی و ایمان به خداوند و عشق به او، مردود است و تنها مرکزیت عرفان حلقه و سلسله مراتب مربیان آن واسطه فیض شعور الهی و اتصال به رحمت عام حق تعالی هستند.
برای نقش واسطه فیض بودن مرکزیت و سلسله مراتب عرفان حلقه، توصیف های زیبایی بیان شده، از جمله این که «از آن چه را که روزی آسمانی دارند، مانند روزی زمینی خود، به دیگران انفاق کنند «مما رزقناهم ینفقون» و از اتصال خود برای آنها نیز ایجاد اتصال کنند. » (انسان از منظری دیگر، ص15 و 16)
این توصیفات زیبا و استفاده تأویلی از آیات قرآن مشکل تناقض گویی را پیچیده تر می کند. ازدیدگاه قرآن رحمت عام الهی در دسترس همه می باشد و هیچ اختیاری در اصل استفاده از آن وجود ندارد و تنها نحوه استفاده از آن در اختیار انسان است، نعمت ها و مهلت هایی که از بین مؤمنان و کافران مشترک است از رحمت عام سرچشمه می گیرد وکسانی که از آن درست استفاده کنند و به راه ایمان و شکرگزاری و عشق به خداوند قدم بردارند در حقیقت به حلقه ها یا مراتب رحمت خاصه و رحیمیت خداوند متصل شده اند. «وکان بالمؤمنین رحیما» (سوره مبارکه احزاب، آیه43) بنابراین تناقض بزرگ عرفان حلقه را می توانیم اینطور عنوان گذاری کنیم.
رحمت عام خدا (شعور کیهانی) فقط در دست ماست و هر عاملی غیر از مرکزیت عرفان حلقه زاید است. حتی ایمان به خدا، پاکی و پرهیزکاری در عرفان حلقه افزوده و زاید تلقی می شوند.

منابع
1. سیدمحمدحسین طباطبایی. تفسیر المیزان، ج6. دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
2- عرفان کیهانی (حلقه). محمدعلی طاهری. انتشارات اندیشه ماندگار. چاپ سوم تابستان86
3- انسان از منظری دیگر. محمدعلی طاهری. نشر ندا. چاپ دوم آبان86
4- نتایج امواج تهاجم علیه هوشمندی مثبت الهی. شهریور. 1389



http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/83781 (Fri Aug 22 16:13:46 2014)